ديپلماسي ايراني/ متن پيش رو در ديپلماسي ايراني منتشر شده و انتشار آن به معني تاييد تمام يا بخشي از آن نيست.


اگرچه بسياري از رهبران جهان از پيروزي دونالد ترامپ در انتخابات رياست جمهوري اخير آمريکا سراسيمه و نگران شدند، اما آنها در نهايت چاره اي جز همکاري با رئيس جمهور قدرتمندترين کشور جهان ندارند. با اين حال يک استثناء در اين ميان وجود دارد و آن هم ايران است؛ کشوري که در تمام عرصه هاي سياست بين المللي روابط بسيار خصمانه اي با ايالات متحده آمريکا دارد.
جالب اين جاست که پيروزي ترامپ مقابل هيلاري کلينتون در انتخابات رياست جمهوري آمريکا از سوي رهبر جمهوري اسلامي ايران پيش بيني شده بود. رهبري ايران درست چند روز پيش از انتخابات آمريکا در اظهاراتي بيان کردند که ترامپ در بيان واقعيات آمريکا صراحت بيشتري دارد و به همين سبب از حمايت بيشتري در ميان مردم آمريکا برخوردار خواهد شد. آيت الله علي خامنه اي، رهبري جمهوري اسلامي ايران معتقدند که نظام سياسي آمريکا نظامي فاسد است که موجب ظهور گروه هاي تروريستي همچون القاعده و دولت خودخوانده اسلامي (داعش) شده و با دخالت هاي نظامي خود در منطقه خاورميانه، اين منطقه را به بي ثباتي کشانده است. از اين رو، رهبري ايران در صحبت هاي خود همواره عنوان کرده اند که مذاکره ايران با آمريکا ارزش و اهميت چنداني ندارد و ايجاد روابط رسمي ديپلماتيک با چنين کشوري زيان بار خواهد بود؛ نگرشي که برخي از مقامات تازه وارد آمريکا نيز نسبت به ايران دارند.
با اين حال، هم رهبري ايران و هم رئيس جمهوري اين کشور مواضع خونسردانه اي را در قبال پيروزي ترامپ در انتخابات آمريکا اتخاذ کرده اند. «حسن روحاني»، رئيس جمهوري ايران پس از اعلام نتايج نهايي انتخابات آمريکا در سخنراني کوتاهي ضمن تأکيد بر تعهد و پايبندي ايران نسبت به توافق هسته اي، اعلام کرد: "تغيير دولت ها چه در اين جا و چه در آنجا هيچ تاثيري بر خواست و اراده ايران نخواهد داشت". آيت الله خامنه اي نيز در اين خصوص اظهار داشتند که ايران هيچگونه قضاوتي درباره انتخابات آمريکا ندارد اما براي هرگونه رويداد احتمالي آماده است".
سخنراني هاي ترامپ و ديگر نامزدها در خلال رقابت هاي انتخابات رياست جمهوري در اين کشور، خود تأييدکننده جنبه هاي مهمي از نگرش و ديدگاه آيت الله خامنه اي در مورد ايالات متحده آمريکا است. اما بايد منتظر ماند و ديد که آيا وجود چنين تفکر مشترکي در مورد سيستم و نظام سياسي آمريکا موجب خواهد شد که ترامپ در طول دوران رياست جمهوري اش، سياست هاي گذشته را اصلاح کند و به بن بست 38 ساله روابط ايالات متحده و ايران که مي تواند دستاورد ديپلماتيک قرن باشد، پايان بخشد. از سوي ديگر، ترامپ به راحتي مي تواند به سياست تعامل باراک اوباما در قبال ايران پايان داده و تهران و واشنگتن را در مسير يک رويارويي تمام عيار قرار دهد. در حال حاضر، مخالفان توافق در واشنگتن در تلاشند تا راهي را براي اعمال مجدد تحريم هاي غيرهسته اي ايران بيابند و با تحريک رهبران ايران در نهايت کاري کنند که آنها خود از اين توافق دست بکشند.
از زمان آغاز به کار و اداي سوگند صدوپانزدهمين کنگره ايالات متحده تاکنون، طرح هاي ضد ايراني متعددي مطرح شده است؛ از جمله طرح اعمال تحريم عليه ايران به علت برنامه موشک هاي بالستيک اين کشور. ترامپ هر موضع و رويکردي که در مقابل ايران اتخاذ کند، بايد چند نکته بسيار مهم را در خصوص ايران به خاطر داشته باشد که در ادامه به آنها اشاره مي شود:
1- آمريکا در تخريب دموکراسي ايران نقش داشته است
ايالات متحده امريکا روند دموکراسي در ايران را در نطفه خفه کرد. سازمان سيا با همکاري سرويس هاي اطلاعاتي بريتانيا، کودتايي را عليه «محمد مصدق»، نخست وزير محبوب ايران به جرم ملي کردن صنعت نفت در سال 1953 ترتيب دادند؛ کودتايي که نتيجه آن پايان جنبش دموکراتيک ايران و 25 سال ديکتاتوري شاه بود. انقلاب سال 1979 ايران، واکشن مردم اين کشور به دهه ها استبداد و سلطه آمريکا بر ايران بود.
2- سياست تغيير رژيم همواره نتيجه معکوس داشته است
پس از پيروزي انقلاب اسلامي در ايران، آمريکا رويکرد تغيير رژيم را در قبال اين کشور در پيش گرفت و تمام تلاش خود را کرد از هرگونه ابزاري به منظور اعمال فشار بر دولت هاي پس از انقلاب استفاده کند. اين اعمال فشارها شامل حمايت از ديکتاتوري «صدام حسين» در عراق و در طول هشت سال جنگ خشونت بار با ايران بود که صدام در خلال اين جنگ بيشتر از 100 هزار نفر از مردم اين کشور را با استفاده از تسليحات شيمايي کشته و يا مجروح کرد. در سال هاي بعد نيز شاهد بوديم که آمريکا نخستين سلاح سايبري در جهان را عليه ايران استفاده کرد و با اعمال تحريم هاي سختگيرانه و فلج کننده اين کشور را مجازات کرد. در مقابل ايران نيز از تمامي قابليت هاي خود بهره برد تا با ايالات متحده مقابله کند. با وجود همه اين ها، ايران امروزه يکي از باثبات ترين و قدرتمندترين کشورهاي منطقه قلمداد مي شود درحالي که متحدان آمريکا که در تمامي اين سال ها همواره از حمايت هاي گسترده اين کشور برخوردار بودند يا سقوط کرده اند يا به دليل کاستي هاي خود دچار تزلزل شده اند.
3- توافق هسته اي بزرگترين پيروزي بدست آمده در زمينه عدم اشاعه است
اگرچه ترامپ اعلام کرده که سياست هاي پيشين ايالات متحده براي تغيير رژيم در منطقه اشتباه بوده و نبايد تکرار شود اما با اين حال او نگاهي خصمانه نسبت به توافق هسته اي ايران دارد و به تازگي توئيتي اين توافق را «وحشتناک» توصيف کرده است. برخلاف ديدگاه ترامپ، بايد متذکر شد که توافق هسته اي ايران جامع ترين توافق منعقد شده در زمينه عدم اشاعه و گسترش هسته اي در تمام طول تاريخ است. اين توافق حاوي بالاترين استانداردهاي بين المللي در زمينه ايجاد شفافيت هسته اي است و تمام مسيرهاي دستيابي به يک بمب اتمي را مسدود کرده است. ترامپ مي تواند اين توافق را نابود کند يا با تقويت و اجراي اصول آن در منطقه، روياي 50 ساله ايجاد يک منطقه عاري از تسليحات هسته اي )NWFZ( در منطقه خاورميانه را تحقق بخشد.
4- جنگ هاي آمريکا منبعي براي بي ثباتي منطقه خاورميانه هستند
جنگ هاي آمريکا در چهار دهه گذشته، از جمله تهاجم صدام به ايران (1980) و کويت (1990)، حمله آمريکا به افغانستان (2001) و عراق (2003)، سرنگون کردن دولت ليبي توسط ناتو (2012)، حمله عربستان به يمن ( 2015) و سرازير شدن خيل عظيمي از شبه نظاميان خارجي از سراسر جهان به منطقه خاورميانه، اين منطقه را در آستانه فروپاشي کامل قرار داده است. ترامپ و اوباما هر دو بر اين باورند که اشتباهات گذشته ايالات متحده و متحدان منطقه اي اين کشور نقش کليدي و بسيار مهمي را در ظهور و تقويت اين گروه ها ايفا کرده است. ترامپ اعلام کرده که هدف اصلي او در منطقه از بين بردن داعش است نه سرنگوني دولت سوريه. چنين موضعي شانس همکاري ايالات متحده و روسيه در منطقه را افزايش مي دهد. از سوي ديگر، با توجه به اين که ايران يکي از قدرت هاي بزرگ منطقه است که در حال حاضر نيز مشغول مبارزه با گروه تروريستي داعش است و آمريکا هم يک قدرت بزرگ جهاني است، به نظر مي رسد که اين دو کشور نيز مي توانند جبهه اي بسيار موثر و کارآمد در برابر داعش تشکيل دهند.
5- اين همکاري است که به موفقيت منجر مي شود نه مقابله و رويارويي
اگرچه ممکن است کمي غيرمنطقي به نظر برسد اما تسلط جمهوري خواهان بر کنگره و جايگاه رياست جمهوري ممکن است فرصتي را براي اجراي يک ديپلماسي موفق ميان ايالات متحده و ايران فراهم آورد. اکنون دولت ايالات متحده قادر است که منسجم تر از گذشته عمل کرده و سياست هاي جديدي را در قبال منطقه اتخاذ کرده و پياده سازد؛ سياست هايي که شايد تا پيش از اين به لحاظ سياسي غيرممکن بودند. ترامپ اين شانس را دارد که شيوه تعامل با ايران را اتخاذ کرده و ثبات را به منطقه آشوب زده خاورميانه که مدت هاست رنگ آرامش به خود نديده، بازگرداند. با وجود انعقاد توافق هسته اي اما باز هم بي اعتمادي شديدي ميان اين دو کشور وجود دارد و به نظر مي رسد که کليد همکاري هاي گسترده تر در گرو کنار گذاشتن سياست تغيير رژيم و حرکت در مسير ديپلماسي بر اساس احترام متقابل، منافع مشترک و عدم مداخله در امور سياسي يکديگر است.

*سيد حسين موسويان
مترجم: زهره شهرياري


با کانال تلگرامي «آخرين خبر» همراه شويد