سرمقاله فرهیختگان/ سنتکام پیام را شنید

فرهیختگان/ «سنتکام پیام را شنید» عنوان یادداشت روز در روزنامه فرهیختگان به قلم سیدمهدی طالبی است که میتوانید آن را در ادامه بخوانید:
آمریکا با اعزام ناوگان دریایی، جنگنده و سوخترسان تلاش کرد موازنه تهدیدی علیه ایران بسازد، اما با تمهیدات صورت گرفته، ماجرا معکوس شده است. فرماندهی مرکزی آمریکا در منطقه موسوم به «سنتکام»، روز گذشته در بیانیهای منفعلانه درباره رزمایش دریایی گسترده سپاه پاسداران که در آینده نزدیک در آبهای جنوب برگزار خواهد شد، درخواست کرد سپاه در جریان اجرای رزمایش «خویشتنداری» کند. آمریکا تا چند روز قبل صحبت از سرنگونی رژیم و تغییر در تهران میکرد و حالا در آبهای بینالمللی جنوب درخواست کرده تا ناوگان دریایی سپاه بیش از اندازه به ناوگان دریایی این کشور نزدیک نشود.
نکات
علی شمخانی، عضو شورای عالی دفاع، در گفتوگویی با شبکه المیادین که روز جمعه (10 بهمن 1404، 30 ژانویه 2026) منتشر شد با بیان اینکه «طرح عملیاتی دشمن را کشف کردیم»، تأکید کرد «در زمان مناسب ضربات لازم را به نقاطی وارد خواهیم کرد که این طرح را از نفس میاندازد.» اعلام برگزاری رزمایش دریایی نشان داد آنچه شمخانی از آن صحبت کرده، احتمالاً درباره سناریو «زد و خورد دریایی» است. مدتها پیش از این، محافل نظامی داخلی و رسانههای بینالمللی درباره احتمال شکلگیری چنین سناریویی هشدار داده و معتقد بودند امتداد چنین درگیری میتواند به سرعت منجر به گسترش زد و خوردها شده و جنگی بزرگ درگیرد.
در این خصوص مواردی وجود دارد:
1- آمریکا در جریان اغتشاشات گامهایی برای حمله ناگهانی به مراکز امنیت داخلی برداشت، اما فروکش سریع آشوبها و نبود فرصت مورد نیاز برای ارسال تجهیزات به میزان کافی، این طرح را به محاق برد. این یک طرح با هدف حداکثری سرنگونی و تجزیه کشور بود. واشنگتن با ناکامی در این طرح، قصد داشت سناریو پیشین خود که راهاندازی زنجیرهای از «زد و خورد دریایی» با هدف اعمال «محاصره» بود را کلید بزند. در این صورت آمریکا در یک معادله نظامی، با زیانی اندک، هزینههای هنگفتی به ایران تحمیل میکرد. با انتخاب محیط دریا که به آبهای بینالمللی مرتبط بود، به جغرافیا و یا خاک ایران حملهای نمیشد تا تهران متقابلاً به رژیم صهیونیستی و پایگاههای آمریکا حمله کرده و بار دیگر جنگی درگیرد که واشنگتن و تلآویو از روز 12 آن درخواست آتشبس کنند.
چنین نبردی میتوانست محدود باقی مانده، اما زیانهای آن برای ایران به دلیل تحت تأثیر قرار دادن خطوط تجارت دریایی بالا بود؛ از این رو تهران در تنگنای شدید قرار میگرفت که یا زد و خورد دریایی و آثار اقتصادی آن را تحمل کند که به معنای فرسایش کشور بود و یا آنکه وارد نبرد فراگیر شود که طی آن بمبارانهای سنگینی صورت میگرفت. ایران با مطرح کردن این نکته که هر اقدامی با پاسخ گسترده روبهرو میشود، انتخاب خود را نشان داد و برای آمریکا شفاف شد تهران در این دوراهی گیر نخواهد افتاد. ایران با آمادگی برای ورود به نبرد فراگیر در صورت ضرورت یافتن، بدلی به طرح آمریکا زد و این بار آشکار شد طرفی که در چنین نبردی احساس ضعف میکند واشنگتن است.
درحال حاضر کاخ سفید در یک دوراهی قرار گرفته است؛ یا دست به تحرکی میزند که تهران آن را دروازه ورود به نبرد فراگیر اعلام کرده و یا آنکه بدون هیچگونه تحرکی باید صحنه را خالی کند. خروج ترامپ از صحنه بدون هرگونه دستاوردی که قابل ارائه به افکار عمومی باشد، او را تحت فشار شدید قرار داده و میتواند دیگر پروندههای داخلی و خارجی وی را تضعیف کند. پس احتمال دارد ترامپ برای جلوگیری از بروز بنبست، به سمت انعقاد یک توافق حرکت کند. چنین توافقی برای ترامپ توأمان به معنای خروج از تنگنا و یک دستاورد برای ارائه به افکار عمومی است اما در مقابل، ایران نیز خطر تنشهای گرم را پشت سر گذاشته و بر اساس سیاست اصلیاش، قضایا را به ریل دیپلماسی باز میگرداند. با تمام این تفاسیر، مقاصد اصلی ترامپ مشخص نیست، بهویژه که این روند بازیگران دیگری هم دارد.
2- آمریکا برای ورود به درگیری سنگین دارای محدودیتهایی است؛ جنگ اوکراین ادامه دارد، اوضاع ونزوئلا به ثبات نرسیده و در چین اخبار ضدونقیضی از تحولات داخلی در این کشور که به تایوان مربوط است، شنیده میشود. به ویژه آنکه گفته میشود «شی جین پینگ» رئیسجمهور چین درحال پاکسازی ارتش است تا نیروهای مسلح برای حمله به تایوان یکدست شود. محدودیت دوم، اعلام مخالفت ترکیه و کشورهای عربی حاشیه جنوبی خلیجفارس با عملیات علیه ایران بود. مخالفتهای منطقهای به میزانی بود که گفته شد رژیم صهیونیستی نیز با اعلام کامل نبودن آمادگی پدافندی، خواهان تعویق هرگونه عملیات نظامی شده است. مخالفت متحدان آمریکا با عملیات نظامی در حوزه سیاسی منحصر نشده و آنها اعلام کردند اجازه استفاده از پایگاههای نظامی و فضای هوایی خود برای عملیات را نخواهند داد. بر این اساس آمریکا در صورت اراده، به دلیل محدودیتهای جغرافیایی در گسیل نیرو و تشدید مشکل تمرکز قوای خود در نقاطی محدود، امکان اداره مؤثر یک جنگ فراگیر به ویژه در هفتهها و ماههای ابتدایی را نداشت.
3- ایران با اعلام معادله جدید که در آن زد و خورد محدود جایی نداشت و هر اقدامی به سرعت منتهی به جنگ فراگیر میشد، دوراهی آمریکا را خنثی کرد، اما به اعلام سیاسی اکتفا نکرده و مهرههای خود در میدان را هم به حرکت درآورد. ایران میگوید قصد دارد رزمایش بزرگی را به کمک متحدانش در آبهای جنوب برگزار کند. در پی انتشار این خبر، سنتکام با انتشار بیانیهای که از روی ضعف ارزیابی میشود، درخواست کرده تا در این رزمایش اصول حرفهای رعایت گردد. ویژگیهای رزمایش که باعث شد آمریکا از آن احساس نگرانی کند، نزدیکی جغرافیای برگزاری به برخی تجهیزات دریایی آمریکا و استفاده از مهمات جنگی طی این برنامه است. از آنجا که تهران پیش از این علاوه بر اعلام معادله جنگ فراگیر در برابر هر اقدام، سیاست حمله پیشدستانه را مطرح کرده بود، این نگرانی در واشنگتن وجود دارد که ایران با ارزیابی درباره جدیت آمریکا در حرکت به سمت زد و خورد پیشدستانه، از رزمایش به عنوان پوششی برای نزدیک شدن به ناوگانش بهره برده و سپس به آنها حمله کند. آنچه این احتمال را برای آمریکا افزایش داده، آمادگی تسلیحاتی بالا برای اجرای این رزمایش است.
4- کلید دیگر در خنثیسازی نقشه آمریکا، تهدید رژیم صهیونیستی است. در جریان جنگ 12 روزه تلآویو عامل میدانی حمله بود که ضربات وارده به آن باعث از دور خارج شدنش شد. بر این اساس علاوه بر آنکه احتمال حماقت مجدد رژیم وجود داشت، غرب تصمیم گرفت در قالب ناتو وارد ماجرا شود تا سرزمینهای اشغالی از آسیب در امان بماند. تهران اما به صراحت عنوان کرد در جنگ فراگیر، سرزمینهای اشغالی سالم نخواهد ماند و به قلب شهر تلآویو شلیک خواهد کرد. این سیاست باعث شد تا رژیم صهیونیستی که یکی از عوامل مهم سوق دادن آمریکا به جنگ مستقیم بود، محتاط شده و ناتو دریابد ورودش به درگیری میتواند هزینههای سنگینی برای نقطه اتکایش در منطقه داشته باشد.
















