بازی میدان و مذاکره

شرق/ متن پیش رو در شرق منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
عبدالرحمن فتح الهی| از پنجشنبه هفته گذشته، زمانی که روزنامه «حریت» ترکیه از ابتکار جدید آنکارا برای مدیریت بحران ایران و آمریکا خبر داد و سپس با سفر عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، به ترکیه در روز جمعه، نشانههایی از تحرک تازه دیپلماتیک آشکار شد که به نظر میرسد وزن گفتوگو و مذاکره اندکی افزایش یافته است.
هرچند گزینه جنگ همچنان با سایهای سنگین و تفوقی نگرانکننده بر فضای منطقهای و بینالمللی حضور دارد و از روی میز کنار نرفته، اما مجموعهای از سیگنالهای سیاسی و دیپلماتیک، امیدها به مهار تنش را افزایش داده است. تحرک همزمان بازیگران منطقهای و فرامنطقهای نشان میدهد که شاید دیپلماسی، هرچند شکننده و محدود، بار دیگر مجالی برای نفسکشیدن یافته باشد.
گفتنی است همان ابتکاری که پیشتر در گزارش «شرق» به آن اشاره شده بود، اکنون به تدریج از سطح گمانهزنی رسانهای به سطح گفتوگوهای عملی منتقل شده است. جوهره این ابتکار بر یک اصل کلیدی استوار است که ناظر بر کنارگذاشتن رویکرد تحمیلی و همزمان چهار پیششرط آمریکا و حرکت به سوی تفکیک پروندهها، با آغاز مذاکرات از موضوع هستهای است. این دقیقا همان نقطهای است که میتواند شکاف عمیق میان مطالبات حداکثری واشنگتن و خطوط قرمز تهران را تا حدی مدیریتپذیر کند.
در همین چارچوب، توییت علی لاریجانی، گزینه مذاکره را پررنگتر از قبل کرد. درحالیکه اغلب رسانههای منطقهای و بینالمللی خبر از عدم پذیرش خواستههای ترامپ از سوی ایران، شکست خط میانجیگری بین تهران-واشنگتن و احتمال آغاز جنگ میدادند، دبیر شورای عالی امنیت ملی کشورمان، در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «برخلاف فضاسازی جنگ رسانهای تصنعی، شکلگیری ساختاری برای مذاکرات در حال پیشرفت است». این توییت، در کنار اظهارات عباس عراقچی در نشست خبری روز جمعه با همتای ترکیهای خود، تصویری نسبتا منسجم از وضعیت کنونی ارائه میدهد. عراقچی تصریح کرد که در حال حاضر هیچ برنامهای برای دیدار یا گفتوگوی مستقیم با مقامات آمریکایی وجود ندارد، اما همزمان تأکید کرد که «ترکیه و برخی کشورهای دیگر در حال کار روی یک «چارچوب» برای مذاکرات احتمالی هستند».
تحلیل دنیس سیترونوویچ، عضو اندیشکده آمریکایی شورای آتلانتیک نیز این تصویر را تکمیل میکند. او با اشاره به توییت لاریجانی، نوشت: «کشورهای عرب خلیج فارس به همراه مصر و ترکیه به یک درک مشترک رسیدهاند که آغاز یک کمپین نظامی، کنترل تشدید تنش را بسیار دشوار و بازگرداندن آن به مسیر توافق را حتی دشوارتر میکند. از این منظر، تلاش برای تدوین یک چارچوب توافق یا نقشه راه، نه از سر خوشبینی، بلکه ناشی از درک هزینههای غیرقابل مهار جنگ است».
سیترونوویچ تأکید میکند با توجه به فقدان عمیق اعتماد میان طرفها، دستیابی به یک توافق جامع در کوتاهمدت واقعبینانه نیست. از اینرو، هدف فوری، توقف روند تصاعد تنش است؛ هدفی که احتمالا از مسیر یک توافق چارچوبی و با تمرکز اولیه بر برنامه هستهای دنبال میشود. در این چارچوب، حتی احتمال تحویل بخشی از مواد غنیشده تا سطح ۶۰ درصد، در حد ۴۰۰ کیلوگرم، بهعنوان یک گام اعتمادساز مطرح شده است؛ موضوعی که نشان میدهد گفتوگوها، هرچند غیررسمی و غیرمستقیم، وارد جزئیات شدهاند.
همزمانی تهدید و مذاکره؛ واشنگتن میان ناوهای جنگی و میز گفتوگو
در سوی دیگر معادله، اظهارات دونالد ترامپ بار دیگر دوگانگی راهبرد آمریکا را برجسته کرده است. رئیسجمهور ایالات متحده ادعا کرده که ایران «بهطور جدی» در حال گفتوگو با واشنگتن است و ابراز امیدواری کرده که این مذاکرات به توافقی «قابل قبول» منجر شود. ولی او در عین حال، با اشاره به حرکت «کشتیهای بزرگ و قدرتمند» به سمت ایران، بار دیگر بر تداوم گزینه نظامی تأکید کرده است. این همزمانی زبان دیپلماسی و زبان تهدید، بهخوبی نشان میدهد که واشنگتن همچنان استراتژی فشار و مذاکره را بهصورت توأمان دنبال میکند. ترامپ به صراحت گفته است اگر بتوان به توافقی دست یافت که مانع دستیابی ایران به سلاح هستهای شود، باید به آن رسید؛ اما در عین حال اذعان کرده که نمیداند آیا مذاکرات به توافق خواهد انجامید یا خیر. این اظهارات، در کنار تحرکات نظامی، بیشتر از آنکه نشانه تصمیم نهایی باشد، بازتابدهنده تلاش برای افزایش اهرم فشار در آستانه هرگونه گفتوگوی احتمالی است.
در همین راستا، نورالدین الدغیر، مدیر دفتر الجزیره در تهران، ارزیابی کرده که لحن دیپلماتیک در موضوع ایران ممکن است در حال غلبه بر لحن نظامی باشد. این ارزیابی بر پایه مجموعهای از تحرکات دیپلماتیک اخیر است؛ از یک سو سفر علی لاریجانی به مسکو و در سوی دیگر سفر عباس عراقچی به ترکیه و نیز سفر شنبهشب شیخ محمد بن عبدالرحمن آلثانی، نخستوزیر و وزیر خارجه قطر، به تهران. این رفتوآمدهای فشرده در سطح عالی، به گفته الدغیر، نشان میدهد یک خط ارتباطی هرچند غیرمستقیم میان تهران و واشنگتن فعال شده است. به گفته او، گفتوگوها اکنون بر سر «شکل» مذاکرات جریان دارد؛ اینکه آیا مرحله مذاکرات غیرمستقیم پشت سر گذاشته میشود و دو طرف به مذاکرات مستقیم میرسند یا خیر. الدغیر تصریح میکند که این ایده، یک پیشنهاد ترکیهای بوده و حتی احتمال تشکیل میز مذاکرات سهجانبه میان تهران، واشنگتن و آنکارا مطرح شده است. نکته مهم دیگر در تحلیل او، تفکیک پروندههاست؛ تحولی که ظاهرا در لحظات پایانی رخ داده و منجر شده آغاز مذاکرات به پرونده هستهای محدود شود، نه مجموعهای از موضوعات اختلافی.
اسرائیل، عدم قطعیت تصمیم ترامپ و معادله باز جنگ و توافق
در کنار این تحرکات، مواضع تلآویو و اظهارات مقامات آمریکایی مستقر در اسرائیل، لایه دیگری از پیچیدگی را به معادله افزوده است. کانال ۱۲ رژیم صهیونیستی به نقل از مایک هاکبی، سفیر آمریکا در اسرائیل، گزارش داد که ترامپ هنوز تصمیم نهایی خود درباره ایران را نگرفته است. هاکبی تصریح کرده که اگر ترامپ به توافقی با ایران دست یابد، این «بهترین وضعیت ممکن» خواهد بود؛ در غیر این صورت، او در انجام حمله تردید نخواهد کرد. این اظهارات بار دیگر نشان میدهد که گزینه نظامی، حتی در صورت پیشرفت دیپلماسی، از دستور کار واشنگتن خارج نشده است. هاکبی مدعی شده همه از توافقی که براساس آن ایران به این نتیجه برسد که سلاح هستهای «آیندهای ندارد»، خرسند خواهند شد.
او همچنین تأکید کرده که هرگونه اقدام نظامی علیه ایران با هماهنگی کامل میان واشنگتن و تلآویو انجام خواهد شد، هرچند فعلا در حد یک فرضیه باقی مانده است. همه این مواضع نشان میدهد فضای کنونی، بیش از آنکه به سمت قطعیت حرکت کند، در وضعیت تعلیق و عدم تصمیم نهایی قرار دارد. از یک سو، شبکهای از میانجیها از ترکیه و قطر گرفته تا برخی کشورهای عربی و حتی مصر در تلاش هستند چارچوبی برای مهار بحران طراحی کنند و از سوی دیگر، تهدید نظامی همچنان بهعنوان ابزار فشار حفظ شده است. در چنین شرایطی، ابتکار ترکیه و حمایت ضمنی بازیگران منطقهای از تفکیک پروندهها و آغاز مذاکرات از موضوع هستهای، شاید مهمترین روزنه برای کاهش تنش باشد. بااینحال، همانطور که مجموعه اظهارات آمریکایی و اسرائیلی نشان میدهد، این روزنه همچنان شکننده بوده و هر لحظه ممکن است تحت تأثیر محاسبات سیاسی یا امنیتی بسته شود. دیپلماسی جان گرفته، اما هنوز در میدان مین حرکت میکند؛ میدانی که یک گام اشتباه در آن میتواند مسیر را از گفتوگو به تقابل بازگرداند.
میان تردید و امید
با وجود نشانههایی از تحرک دیپلماتیک و تلاش برای شکلدهی به یک چارچوب مذاکراتی، خوشبینی به آینده همچنان با تردیدهای جدی همراه است. تجربههای پیشین نشان میدهد که فاصله میان گفتوگوهای مقدماتی و دستیابی به توافق پایدار، عمیق و شکننده است. همزمانی پیامهای دیپلماتیک با تهدیدهای نظامی، نشان میدهد دیپلماسی هنوز اولویت بلامنازع نیست، بلکه ابزاری در کنار فشار باقی مانده است. بهخصوص آنکه مواضع دیروز (یکشنبه) رهبری در قبال این نکته که «آمریکاییها اگر جنگی راه بیندازند، این بار جنگ منطقهای خواهد بود»، نشان میدهد که برای تهران هم کماکان گزینه تهدید به جنگ و احتمال حمله دوباره از جانب آمریکا به صورت بالقوه مطرح است. از این منظر، میتوان گفت دیپلماسی جان گرفته، اما هنوز به مرحله احیا نرسیده است و بقای آن بیش از هر چیز به مهار منطق تصاعد بحران و ترجیح گفتوگو بر اعمال فشار وابسته است.
در شرایط کنونی، آنچه بیش از هر چیز در دسترس و قابل اتکا به نظر میرسد، نه قطعیت تصمیمها و نه تضمین نتایج، بلکه «امید» است؛ امید به آیندهای کمهزینهتر، امید به بازگشت عقلانیت به مدار تصمیمسازی و امید به آنکه مسیر مذاکره و دیپلماسی، هرچند شکننده و پرسنگلاخ، همچنان گشوده بماند. این امیدواری، نه از سر سادهانگاری است و نه به معنای چشمپوشی از واقعیتهای سخت، تهدیدهای عینی و معادلات نگرانکنندهای که فضای سیاسی، امنیتی و دیپلماتیک این روزها را احاطه کردهاند؛ برعکس، امید دقیقا در دل همین آگاهی شکل میگیرد؛ آگاهی از هزینههای جنگ بر ایران، از شکنندگی ثبات منطقه و از پیامدهای برگشتناپذیر تصمیمهای شتابزده. امید در این معنا، نه جایگزین «تحلیل» است و نه پوششی برای انکار «خطر»، بلکه آخرین سرمایه سیاستورزی عقلانی در وضعیتی است که گزینههای مطلوب محدود و گزینههای پرهزینه فراوان هستند. تا زمانی که دیپلماسی بهطور کامل از میدان خارج نشده، امید همچنان تنها نقطه اتکای آینده باقی میماند.
















