شخصیت غیرقابل پیشبینی ترامپ، عامل اصلی ابهام در مذاکرات

اعتماد/متن پیش رو در اعتماد منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
مرتضی مکی، کارشناس مسائل بینالملل در پاسخ به سوال «اعتماد» درخصوص موضعگیریهای اخیر مقامات ایرانی و امریکایی پیرو برگزاری دور اول مذاکرات در مسقط تشریح کرد: روند مذاکرات روز جمعه میان ایران و ایالاتمتحده، براساس اخبار منتشر شده، حاوی نشانههای مثبتی ازسوی طرفین درباره امکان دستیابی به یک چارچوب مشخص برای گفتوگوهاست. با این حال، نگاهی به گذشته و بهویژه مذاکراتی که پیش از جنگ و در مسقط میان هیات ایرانی و طرف مقابل شکل گرفت، نشان میدهد که همچنان دلایل متعددی برای احتیاط و پرهیز از خوشبینی افراطی وجود دارد. این تردیدها عمدتا به این پرسش بازمیگردد که این مذاکرات تا چه اندازه میتواند به توافقی پایدار منجر شود. به باور مکی شخصیت غیرقابل پیشبینی دونالد ترامپ، رییسجمهور امریکا، یکی از عوامل اصلی این ابهام است. همین ویژگی او باعث شد که در میانه روندهای دیپلماتیک، ایران هدف حملات و اقدامات نظامی ایالاتمتحده و اسراییل قرار گیرد. با این وجود، نمیتوان گشایشهایی را که در مسیر دیپلماسی و در جهت جلوگیری از جنگ ایجاد شده، نادیده گرفت. اگر از این زاویه به تحولات نگاه شود، میتوان امیدوار بود که فاصله شرایط از جنگ افزایش یافته و امکان گفتوگو و حتی دستیابی به توافق، پررنگتر از گذشته شده است. با چنین برداشتی، میتوان نسبت به آینده خوشبینتر بود و انتظار داشت فضای تنش سیاسی و روانی که علیه ایران شکل گرفته بود تا حدی تضعیف شود. در این صورت، این احتمال تقویت میشود که دوطرف بتوانند دستکم به یک چارچوب مشخص برای توافق یا حداقل به سازوکاری برای مدیریت گفتوگوها دست یابند.
این کارشناس مسائل بینالملل همچنین تشریح کرد: ازسوی دیگر، اظهارات مطرحشده در گفتوگوهای طرف امریکایی با خبرنگاران درباره محدود بودن دامنه مذاکرات با ایران، نکتهای قابل توجه و تا حدی مثبت تلقی میشود، چراکه این همان رویکردی است که ایران نیز بر آن تاکید دارد. محدود ماندن موضوعات مذاکراتی میتواند نشانهای از توجه به خواستههای ایران و پرهیز از گسترش بیضابطه مطالبات باشد. همچنین، سکوت دوطرف درباره میزان غنیسازی در ایران را میتوان به عنوان نشانهای از دستیابی به نوعی تفاهم اولیه یا چارچوب مشترک در این زمینه تفسیر کرد؛ تفاهمی که فعلا ترجیح داده شده است درباره آن اظهارنظر علنی صورت نگیرد. در مجموع، در چنین فضایی میتوان امیدوار بود که طرفین دستکم به سطحی از مدیریت تنش دست یافتهاند؛ سطحی که میتواند از بروز یک جنگ غافلگیرانه، گسترده و غیرقابل پیشبینی مشابه آنچه در گذشته شاهد بودیم جلوگیری کند.
مکی در پاسخ به دیگر پرسش «اعتماد» درباره زیادهخواهیهای دونالد ترامپ که طی روزهای گذشته مطرح شده است، خاطرنشان کرد: روند مذاکرات و رایزنیها میان ایران و ایالاتمتحده، با میانجیگری کشورهای منطقهای و خارجی همچون ترکیه، اکنون نشان میدهد که طرفین درباره گامهای اولیه گفتوگوها به نوعی توافق دست یافتهاند. همه خواستهها و موضوعات اصلی ازسوی طرفین مطرح شده و به نظر میرسد ایدهای که توسط رییسجمهور ترکیه درباره پیشبرد مذاکرات به صورت گام به گام مطرح کرده بود، در این مرحله عملی شده است. با این حال، اگر ایران بخواهد مسیر گفتوگو و گشایش اقتصادی و رفع تحریمها را واقعا دنبال کند، لازم است بازنگریهای کلان در سیاست داخلی و سیاست خارجی صورت گیرد. بدون چنین بازنگریها، مذاکرات عملا در حد «تعلیق جنگ» باقی خواهد ماند؛ یعنی تنها کاهش نسبی تنش بدون آنکه ابهام و بلاتکلیفی اقتصادی و سیاسی کشور برطرف شود. در چنین شرایطی، مسائل اقتصادی کشور همچنان غیرقابل پیشبینی باقی میماند و راه برای مشکلات بعدی باز میماند.
به باور این تحلیلگر روابط بینالملل برای دستیابی به توافق جامع با امریکا، باید برنامهای روشن و سیاست خارجی کلانی وجود داشته باشد که بتواند زمینه رفع تحریمها، گسترش همکاریهای منطقهای و کاهش تهدیدات امنیتی را فراهم کند. این برنامه نباید محدود به پرونده هستهای باشد، بلکه باید شامل ابعاد دیگر امنیتی و منطقهای نیز باشد و نگرانیها و مطالبات طرف امریکایی و اروپایی را درنظر بگیرد. در مقابل، ایران نیز میتواند خواستهها و خطوط قرمز خود را روی میز مذاکرات مطرح کند و از هرگونه همکاری امنیتی و اطلاعاتی در منطقه صرفا محدود به ایران، پرهیز شود. چنین همکاریهایی باید در سطح کل منطقه طراحی و اجرا شود. ازسوی دیگر، بحرانهای داخلی کشور ازجمله اقتصادی، اجتماعی و سیاسی نیز باید همزمان مدیریت شوند. بدون تجدیدنظر در سیاست داخلی و هماهنگی با سیاست خارجی، گامهای موثری برای ایجاد ثبات، رشد و توسعه اقتصادی امکانپذیر نخواهد بود، بنابراین مسیر موفقیت مذاکرات، تنها در چارچوب یک برنامه جامع و همگرا، هم در داخل و هم در عرصه بینالمللی میتواند تحقق یابد.
این کارشناس مسائل سیاست خارجی در ادامه و درخصوص ارزیابیاش از تغییرات هیات مذاکرهکننده امریکایی به «اعتماد» گفت: به نتیجه رسیدن مذاکرات میان ایران و امریکا، تا حد زیادی به تصمیمگیریهای شخصی رییسجمهور امریکا و سیاست خارجی این کشور وابسته است. در همین زمینه، تحرکات اخیر که ازسوی جرد کوشنر، داماد ترامپ و نزدیکان وی انجام شده، اگرچه از نگاه برخی به ایران ممکن است منفی به نظر برسد، اما همزمان میتواند فرصتی برای انتقال پیامهای شفافتر ازسوی هیات مذاکرهکننده ایران فراهم کند. هر چند این فرد رابطه نزدیکی با اسراییل دارد اما به نظر میرسد اختلافنظرهایی با شخص نتانیاهو نیز دارد. به گفته مکی با این حال، نکته کلیدی این است که حضور افراد قدرتمند و باتجربه در هیات مذاکرهکننده ایران، میتواند نقش تعیینکنندهای در پیشبرد مذاکرات ایفا کند. توانایی تیم ایرانی در بیان مواضع با زبان منطقی و قاطع و همچنین مدیریت تعامل با تیم امریکایی، میتواند شانس دستیابی به اهداف مذاکرات و کاهش فشارها را افزایش دهد. از طرفی حضور افرادی چون فرماندهی سنتکام در این دور از مذاکرات به معنای نگه داشتن سطح بالای قدرت نظامی امریکا حین مذاکرات است که واشنگتن تصور میکند با رساندن این پیام میتواند امتیازات بیشتری را از تهران اخذ کند. این کارشناس مسائل بینالملل در پاسخ به پرسشی درباره سناریوهای احتمالی طی هفتههای آینده تشریح کرد: فضای ابهام در مذاکرات ایران و امریکا همچنان ادامه دارد و عوامل متعددی میتوانند این ابهام را کاهش دهند یا تقویت کنند. ازجمله این عوامل، تحرکات اسراییل و شخص نتانیاهو و همچنین جریانهای ضدایرانی فعال در امریکا و اروپا هستند که با برجسته کردن تهدیدها علیه ایران، سعی میکنند فضای داخلی و بینالمللی را به نفع خود شکل دهند. با این حال، با گذشت حدود یک سال از آغاز دولت ترامپ، وی به میزان قابلتوجهی با تنشها و معادلات منطقهای آشنا شده و شناخت بهتری نسبت به نقش ایران و ضرورت گفتوگو با تهران پیدا کرده است. این شناخت میتواند به پیشرفت مذاکرات کمک کند، اما همچنان باید با احتیاط و واقعبینی نسبت به مواضع امریکا و غیرقابل پیشبینی بودن تصمیمات ترامپ عمل کرد. در عین حال، باید جنبههای مثبت روند مذاکرات را نیز مورد توجه قرار داد. این مذاکرات میتوانند مسیر رسیدن به نتایج مطلوب را هموار کنند و روزهای آینده، به ویژه چینش تیمهای مذاکرهکننده و برنامهریزی برای ادامه گفتوگوها، تعیینکننده خواهد بود. در مجموع، اگرچه هنوز ابهامات زیادی باقی مانده است، روند کنونی دستکم سیگنالهای مثبتی را در مسیر گفتوگوها نشان میدهد و میتواند پایهای برای پیشرفت دیپلماسی و کاهش تنشها باشد.
















