ابتدا با من برای تاسیس تلویزیون اینترنشنال صحبت کردند

فرهیختگان/متن پیش رو در فرهیختگان منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
دورنمای روشنی از اینکه رسانههای ایران میبایست چه دستور کار مشخصی در هنگامه بحران و مخصوصاً جنگ داشته باشند، وجود ندارد. به همین منظور رسانه داخلی در هنگامه جنگ رسانهای خارجنشینان عموماً سردرگم، آشفته و در مواردی متناقض عمل میکند و گاهی نیز خواسته یا ناخواسته در زمین دشمن بازی میکند. ترسیم دقیق این پروتکل رسانهای بهویژه آنکه ایران اکنون در شرایط جنگی قرار دارد، ضرورتی است که اهمیت آن بیش از گذشته، احساس میشود. در این میان شناخت درست آنچه رسانه صهیونیستی اینترنشنال انجام میدهد، ضرورتی حائز اهمیت است. ماشاءالله شمسالواعظین، عضو شورای اطلاعرسانی دولت و از روزنامهنگاران باسابقه، سخنران نشستی در خانه روزنامهنگاران شهر در این باره بود.
روزنامهنگار ناگزیر به انتشار اطلاعات قطرهچکانی است
شمسالواعظین با بیان اینکه در مواجهه با وضعیت فعلی باید پروتکلهای رسانهای، دقیق ترسیم شود، گفت: «همواره با این سؤال مهم مواجه بودیم که وظیفه رسانه در قبال بحرانها و حساسیتها چیست. این سؤال فقط هم مختص ایران نیست. جوامعی که دستخوش ناآرامی یا ماجراجوییهای داخلی یا جنگهای میهنی شدند این سؤال را طرح میکنند و به همین دلیل از دهه 80 میلادی قرن پیشین، پروتکلی با حضور همه سندیکاهای روزنامهنگاران جهان به امضا رسید از جمله ایران. هر 10 سال یکبار با قرائتی نوین به این پروتکل افزوده شد که الان نزدیک به 18 ماده است. رسانهای مثل اینترنشنال فعلی در مواجهه با شکل این پروتکل، ادبیات و شاکله جملهبندیهایش میگوید که «این متنی ایدئولوژیک است و با یک پروپاگاندا مواجهیم» درحالیکه نام حرفهایترین روزنامهنگاران جهان در تدوین این پروتکل درج شده است. من خودم هم جزء امضاکنندگان این نامه بودم. نام حرفهایترین روزنامهنگاران جهان از جمله اریک رولو سردبیر لوموند، پای این نامه است. خلاصه این پیمان و پیام اصلی آن این است که بیطرفی یک روزنامهنگار تا کجا در پروتکلهای حرفهای مجاز است.»
به گفته وی، پروتکل میگوید روزنامهنگار نمیتواند در مواجهه با این پدیدهها بیطرف باشد، از طرف دیگر میگوید نباید جانبدار باشد؛ اما باید مؤلفههای اخلاقی رفتاری را که در ارتباط با بشر صورت میگیرد با رفتار معمولی انسانها سازگار باشد.
عضو شورای اطلاعرسانی دولت ادامه داد: «به این معنی که فردی فوت میکند. اقوام درجه یک برای رساندن خبر فوت مادر یا پدر، فیالبداهه و بهصورت دفعی خبر ناگوار را اعلام نمیکند. در مقیاس بالاتر در مسائل واحد بشری، رفتاری که در زندگی و عادی همراه با خصلتهای بشردوستانه در مقیاس بزرگتر که کشور است، باید رعایت شود. برای مثال در ماجرای زلزله ترکیه، خبر اولیه سیانان ترک 48 کشته اعلام شد، در نهایت سیانان بعد از چند روز، عدد 48هزار و 970 کشته را اعلام کرد. چه اتفاقی میافتد که مردم ترکیه خبرهای ناگوار را آرامآرام دریافت میکنند؟ برای حفظ تعادل جامعه و امنیت مردم، روزنامهنگار ناگزیر است به صورت قطرهای، آمار تلفات را بدهد.»
انتشار تصاویر تخریبشده صداوسیما اشتباه بود
شمسالواعظین به این موضوع اشاره کرد که در شرایط کنونی، فضای رسانهای باید با درنظرگرفتن پروتکلهای رسانهای پیش برود کمااینکه دشمنان ایران هم پروتکلی برای انتشار خسارات جنگ دارند. وی توضیح داد: «در جنگ 12 روزه، 3.5 ساعت پس از شروع حملات اسرائیل، داوطلبانه با صداوسیما تماس گرفتم و گفتم هر کانالی که اجازه بدهد صحبت کنم، من حرف دارم. ما را وصل کردند و اولین جملهای که گفتم این بود که پروتکل دوران جنگ را در دستور کار قرار دهید. گفتم از قول من اعلام کنید، هماکنون برای تمام استودیوها سایهسازی کنید، استودیوها را زیرزمینی کنید. مهمتر از همه، آمار تلفات را به صورت ناگهانی و انفجاری در اختیار افکار عمومی، قرار ندهید. اعلام آمار مربوط به ترور فرماندهان نظامی در کشور مسئله ایجاد میکند. اما اینکه نخبگان، افکار عمومی، آسیب روانی در نتیجه شوک وارد این اتفاق دریافت کنند، توان مدیریت بحران را از خود سلب خواهند کرد. من به زبان عبری آشنا هستم، میدانم آنها چه دردی در جنگ 12 روزه کشیدند. یک دوست مراکشی یهودی دارم که در اسرائیل کار میکند، او به من گفت در بت یام که 400متر طول آن است، با یک موشک خرمشهر ایران، ویران شد. در جریان جنگ 12 روزه در جریان آنچه اتفاق افتاد، بودم و از آنهایی بودم که گفتم اگر ایران بتواند بیش از 4 روز مقاومت کند، اسرائیل، تقاضای آتشبس خواهد داد. در روز دوازدهم، اسرائیل تقاضای آتشبس داد.»
وی با بیان اینکه در دوران جنگ، روزنامهنگار موظف است علاوه بر پروتکلهای اخلاقی، همراهی، همصدایی، با دولت مرکزیاش داشته باشد و علیه متجاوز بایستد، افزود: «این دیگر وظیفه سازمان یا روزنامهنگار نیست، بلکه وظیفه اخلاقی اوست. الان آرایش رسانهای مهاجم را نگاهی بیندازید، با همه جنایاتی که در غزه انجام داده، روزنامهنگارش با دولت مرکزیاش همراه است؛ بنابراین روزنامهنگار در مواجهه با آمار، تلفات، رویدادهای بشری، دستساز و طبیعی، باید احتیاط را رعایت کند و هماهنگی با سازمانهای مربوطه در تدوین خبر، انتشار عکسها، تصاویر باید با دولت مرکزی همراه باشد.»
این روزنامهنگار با سابقه با اشاره به حمله به ساختمان صداوسیما گفت: «در ماجرای حمله به ساختمان آسیبدیده صداوسیما، زیباترین قاب را به مجانیترین شکل آن به دنیا عرضه کردند. به این معنی که ما (اسرائیل) مرکز اقتدار تبلیغات حکومت دشمن را متلاشی کردیم. انتشار این تصاویر در ایام جنگ، ممنوع است. سازمانی به نام سازمان کنترل دادههای قابلانتشار در ارتش اسرائیل وجود دارد که اصلاً مجاز نیست چیزی را بدون هماهنگی، منتشر کند. مرکز مطالعات وایزمن که توسط ایران هدف قرار گرفت، خبرنگار وابسته به یکی از شبکههای تلویزیونی آمریکایی از کنار بیمارستان عبور میکرده، فوراً پرسنلش را پیاده میکند و صبر میکند که گزارش را بگیرد؛ شاباک او را بازداشت کرد. در حین بخش زنده و با وجود بستهشدن فرودگاه بنگوریون و سایر ترمینالهای پروازی گفتند شما امشب باید خاک اسرائیل را ترک کنید به این خاطر که شما پروتکل دوران جنگ را زیر پا گذاشتید. کسری ناجی وقتی به تلآویو رفت گفت حد مجازی که بتوانیم نزدیک ساختمانهای اصابت موشک ایران بایستیم اینجاست. دوران جنگ زمان حساسی است، تصویربرداری از مراکز حساس، به دشمن متجاوز کمک میکند که کالیبرهاش را تنظیم کند و مشخص شود که به اهدافش رسیده است.»
شمسالواعظین پروتکلهای زمان جنگ را در 3 بخش معرفی کرد: «1. تمام خبرها باید تحت کنترل سازمانهای مربوطه در اختیار افکار عمومی نه به صورت دفعی که به صورت تدریجی و همراه با پذیرش و پایه تعادل روانی جامعه، منتشر شود؛ چرا که اگر جامعه به لحاظ روانی به هم ریخت دیگر نمیتوانید خبر دهید، چون همه چیز بهم ریخته است. 2. دست زدن به هر حرکتی که میتواند به سود تبلیغات، تصویری، نوشتاری دشمن متجاوز در دوران جنگهای میهنی باشد، ممنوع است و چنین چیزی به لحاظ حرفهای غیرمجاز است. 3. در دوران جنگ، اتحاد روزنامهنگار با دولت مرکزی، صرف نظر از اینکه دولت مرکزی، دارای چه ماهیتی است، باید با در نظر گرفتن پروتکل واحد باشد. نباید کاری داشته باشیم که در خیابان پاستور چه کسی حکومت میکند.»
کار روزنامهنگار براندازی نیست
شمسالواعظین به این موضوع اشاره کرد که در جریان اتفاقات اخیر، اینترنشنال و بیبیسی دیگر رسانه نبودند. وی تصریح کرد: «اینکه رسانههای فارسیزبان خارج از کشور راه افتادند و اخیراً هم بیبیسی به آنها اضافه شده و برخلاف قواعد و پروتکلهای «بیبیسی جهانی» مطالبی منتشر میکند، خارج از پروتکلهای رسانهای است. اینها جامه روزنامهنگاری را از تن به در کردند و جامه اکتویستهای سیاسی را بر تن کردند. روزنامهنگار اگر میخواهد اکتویست شود میتواند. من این را به مراد ویسی دبیر خبر اینترنشنال گفتم، شما میتوانید اکتوسیت شوید؛ اما اول جامه روزنامهنگاری را از تن به در کنید، بعد اکتویست شوید. تغییر حکومتها کار احزاب و افکار عمومی در انقلابهاست، کار روزنامهنگار تغییر حکومتها نیست. روزنامهنگاران گزارشگران تحولات اجتماعی هستند نه تغییردهندگان الگوها و سبکهای حکمرانی. چنین رسالتی بر دوش روزنامهنگار نیست.»
وی با اشاره به نیاز کشور به روایت سوم در جنگهای میهنی، خاطرنشان کرد: «درست است که روزنامهنگار باید به حکومتش متعهد باشد و حکومتش متعهد به او، اما نباید روایتگر و توجیهگر حاکمیتها باشد، چون نقض غرض میشود. من به این تبلیغات منبری میگویم. این دوران تمام شده و به دلیل تنوع منابع معرفتی نباید به یک تریبون اکتفا کرد، باید مثل یک آینه شکسته حقیقت را نشان دهیم.»
اینترنشنال از اشل رسانهای خارج است
قصه انتشار اسامی جانباختگان حوادث اخیر، موضوع دیگری بود که شمسالواعظین مشروح آن را بیان کرد و توضیح داد: «اتفاق مهمی افتاد، من در جریان انتشار آمار بودم. برای اینکه این اسامی جمع شود، 4 منبع بیشتر نداشتیم؛ ثبت احوال، بهشتزهرا و بهشتزهراهای کل کشور، پزشکی قانونی و بیمارستانها. با دشواری عجیبی مواجه شدیم، به طور متوسط در کل ایران، در سال 26 هزار نفر در سال در تصادفات جادهای کشته میشوند. در این رویدادها، تفکیک اینها از یکدیگر و بیرون آمدن لیست واقعی، مشکل فراوان داریم. بنابراین به بهشتزهراها متوسل شدیم و بهسختی توانستیم این آمار را به دست آوریم. من به برخی از اینترنشنالیها که برخی از آنها را میشناسم گفتم شما که نه آمار دارید، نه توان به دست آوردن آمار را دارید، نه سازمانهایی دارید که پاسخگوی شما باشند، این آمار را از کجا آوردید؟ مایی که در جریان تنظیم و کشف این اعداد بودیم، با مصیبتهای زیادی مواجه بودیم. نهایتاً به این نتیجه رسیدیم که راهحل دیگر این است که فوتیها در ایران، عددی دارد و اگر متوسط اینها را بگیریم و آمار 18 و 19 دی که بعد از آن، 20 و 21 را به دست بیاوریم، میتوانیم عدد را در بیاوریم که عدد هم درآمد. به برخی از شاگردانم که در اینترنشنال حضور دارند گفتم که آنقدر نامردی کردید و عدد را بالا بردید، که عدد 3هزار تا کوچک شمرده میشود. فکر میکنیم سه هزار تا یک عدد است هرکدام یک داستان است، هرکدام یک خانواده است. وقتی رسانه از حالت رسانه بیرون میآید تبدیل به ستاد جنگ تبلیغات دشمن میشود. او دیگر به پروتکلهایی که ما باور داریم عمل میکند و کمی هم بازتر. حوزه حریف را بزرگ میکند و حوزه خودش را کاهش میدهد. همین عمل اخیراً انجام شده است. وقتی در جامعه ایجاد وحشت میکنید به جامعه میگویید که در خیابان نیایید و مطالبات برحقتان را دنبال نکنید و از گلولهها بترسید. جامعه اخته میشود و بهآرامی حرکت ضدتوسعهای انجام میدهد. این به زیان نهادهای مدنی است؛ به یک معنا به نفع دولتهایی که نام آن را دیکتاتوری میگذارید، عمل کردید و به نفع خنثی شدن مردم عمل کردید، از دروغگوییهای آنها چیزی به نام وحشت مردم از رفتن به خیابان ایجاد شده است. این را باید بگویم که تا اطلاع ثانوی و در مطالبات بحق اجتماعی، اعتراضهای بحق اجتماعی نخواهیم داشت. بهخاطر همین ترس و وحشتها به همین منظور رسانه اینترنشنال را باید به طور کامل از گردونه و اشل رسانهها خارج کنیم و آن را به وسیله تبلیغات جنگی تبدیل کنیم.»
وی ادامه داد: «مرکزی به نام مرکز مطالعات راهبردی اسرائیل وجود دارد. نتانیاهو در این جلسه سخنرانی کرده و گفته ما در 7 جبهه جنگ پیروز شدیم، ولی در جبهه هشتم که جنگ رسانهای است ناکام ماندیم. بنابراین جهان علیه ما شورید. او میگوید ما باید این موازنه را تغییر دهیم. پس از تغییر این موازنه، همسانسازی آمار کشتههای ایران و رساندن آن به عددی نزدیک یا بیشتر از شهدای غزه در دستور کار رسانههای اسرائیلی قرار گرفته است. ابتدا کانال 14 اسرائیل اعلام کرد که تلفات خیابانهای تهران بیش از دهها هزار است و پس از آن به دست همکاران متمرد ما افتاد. با واقعهای که رخ داد و سایتی که اطلاعات را منتشر کرد ایران به لحاظ رسانهای در وضعیت تهاجمی است و طرف مقابل در موقعیت دفاعی قرار گرفته و این موازنه باید همچنان برقرار باشد.»
برای راهاندازی اینترنشنال ابتدا با من صحبت شد
شمسالواعظین روایتی حائز توجه از راهاندازی شبکه اینترنشنال هم گفت: «در دهه 70 شمسی یک شب سعید مرتضوی با یک موتور سیکلت، 25 رسانه را بست و الان هم مشخص نیست، کجاست. روزنامهها بسته شد و سیستم اطلاعرسانی کشور، مختل شد. این پیام به خارج منتقل شد که یک بازار رسانهای، پرمخاطب رهاست. ما با رفتارمان این پیام را دادیم. در فکر ایجاد آلترناتیو بودند. در سال 2014 بعد از آنکه جایزه شجاعترین روزنامهنگار جهانی را بردم؛ یک خانمی آمد که در مورد تأسیس تلویزیون اینترنشنال صحبت کند. اول هم با من صحبت کرد، اینترنشنالیها میدانند. گفتند بیایید بروکسل تا صحبت کنیم. من جمله معروفم را تکرار کردم که من خارج از مرزهای ایران کار نمیکنم و برای هیچ نیروی بیگانه هم کار نمیکنم. من میدانستم که اینترنشنال راه میافتد، الان هم که با شما صحبت میکنم، یکی دو کانال دیگر در راه است. ما در معرض یک پفک نمکی هستیم که مشتری دارد اما کارخانه ندارد، خب میآیند و کارخانه آن را میسازند. رسانه اینترنشنال به لحاظ حرفهای پایین متوسط است، اگر نگوییم مبتذل است.»

















