سرمقاله خراسان/ مخاطرات یک برچسب زنی متداول

خراسان/ «مخاطرات یک برچسب زنی متداول» عنوان یادداشت روز در روزنامه خراسان به قلم مصطفی غنی زاده که میتوانید آن را در ادامه بخوانید:
یکی از مسائل موجود در جامعه انقلابی، بحث و گفت وگو از یک جماعت نفوذی یا فاسد یا خودباخته در ساختار حکمرانی کشور است که بی وقفه در حال تخریب شرایط درونی، خیانت به انقلاب و کشور، ضربه به منافع و... هستند. اما وقتی پرسیده میشود که این جماعت دقیقا چه کسانی هستند و کجا مشغول خرابکاری هستند، کسی از آن دوستان انقلابی پاسخ مشخص و مصداقی نمیدهد. به نظر میرسد که این نگرش، نوعی التیام روحی و روانی بابت کمبودها و نواقص حکمرانی است که مشکلات را از سطح ساختاری نظام به سطح عاملیتها فروکاسته و واقعیت را این طور نشان میدهد. البته که قطعا و یقینا جاسوسان و افراد گماشته دشمن در ساختارهای نظام وجود داشته و دارند و دستگاههای اطلاعاتی نیز وظیفه شناسایی و دستگیری و برخورد شدید با آن ها را دارند. تجربه هم نشان داده به این وظیفه عمل میکنند. اما این متن توضیح میدهد که این نگاه برای جامعه انقلابی مضر است و منشأ عیوب بسیاری خواهد شد.
قبل از بحث اصلی، باید نسبت خود با بیان امام شهید درباره «نفوذ» را مشخص کنیم. اولا نگاه رهبری معطوف به دستگاههای اطلاعاتی است (۱۲/۰۸/۱۳۹۹) و اگر در نقاط دیگری از بحث نفوذ استفاده میکنند منظورشان این نیست که باید به ساختارها یا نخبگان بدبین بود (۱۹/۱۲/۱۴۰۰) بلکه باید دانست که چنین کسانی هم ممکن است باشند کما این که تجربه ۴۵ ساله جمهوری اسلامی نشان از آن دارد. لذا مسئله مراقبت است (۰۵/۰۹/۱۴۰۱) و نه برچسبزنی به هرکسی که خوشمان نیامد. اما چرا برچسبزنی متداول اشتباه است؟ وقتی گفته میشود که یک عده زیادی فاسد، نفوذی و آدمهای بد هستند، اما مشخص نمیشود که منظور دقیقا چه کسانی است، اتفاقی که میافتد آن است که به همه مسئولان جمهوری اسلامی یک انگ و داغ زده شده و مردم نسبت به کلیه عاملیتهای نظام بدبین شدهاند. وقتی به عاملیتهای یک ساختار بدبین شدند، یعنی به کل ساختار بدبین میشوند. درحالی که این ساختار است که ذیل رهبری و ولایت فقیه کار میکند و رهبران عزیز گذشته نیز با همین ساختار کار خود را پیش بردهاند.
مشکل بزرگ دیگر این است که با این انگزنی، بسیاری از موضوعات و مسائل کشور از حالت محتوایی و تخصصی خارج شده و تبدیل به دعواهای سطحی، جناحی و شخصی میشود. به جای آن که یک مسئول اثبات کند حرفش و پیشنهادش کارآمد است، باید تلاش کند اثبات کند نفوذی و خائن نیست. یعنی مسئله شخصی شده و موضوع اصلی که راهحل و اندیشه و گفتمان و پیشنهاد اجرایی است، کنار میرود. با این وضعیت، اصلاح درست و کارآمد هم در کشور ناممکن میشود. چون ممکن است هر اصلاحی به سرعت به یک بحث درباره خیانت مسئول پیشنهاددهنده یا اجراکننده تبدیل شود و به جای بحث درباره مفید بودن، مسئله شخصی شود. پس اصلاح درست از اصلاح نادرست متمایز نمیشود و کشور درجا میزند. کسی به حرف دو طرف در سطح تخصصی گوش نمیکند و متخصصان و شایستگان از طرح بحث اصلی کنار گذاشته میشوند. اما اگر موضوع از همان ابتدا تخصصی و محتوایی شود، اتفاقا امکان بیشتری برای پیدا شدن افراد مغرض و دارای انگیزه هم به وجود میآید. این جا دیگر بحث بر سر استدلال و منطق و دادههای واقعی است. وقتی طرفین به جای اتهام شخصی، حرف هم را نقد کرده و محتوا را مورد بحث قرار میدهند. بعد از این فرایند تخصصی، اگر مسئولی بر حرف غیرمنطقی و اشتباه خود اصرار داشت، دیگر باید به فهرست مورد بررسی دستگاههای امنیتی اضافه شود. از طرف دیگر، بحث تخصصی، امکان اصلاح واقعی را نیز برای کشور مهیا میسازد. جایی که بحث تخصصی و علمی به طرفین اجازه میدهد که به نخبگان و مردم توضیح داده شود چرا یک اشتباه قدیمی در ساختار حکمرانی باید تغییر کند. همچنین اصلاح پیشنهادی یک مسئول که اشتباه دارد، تصحیح شده و قبل از اجرا به شکل بهتری تبدیل میشود یا اساسا اجرا نمیشود.البته این نسخه برای مردم عادی به ویژه انقلابیون است و دستگاههای اطلاعاتی و امنیتی باید دستور کار خود را در قبال مسئولان داشته باشند. اما قطعا لازمه اصلاح و گفت وگو با مسئولان، نه شخصی کردن ماجراها که تخصصی کردن موضوعات کشور است.
















