1. برگزیده
تحلیل ها

دوگانه‌های بی‌پایان؛ از شایعه‌های استعفا و اختلاف تا هشدارهای گرانی

منبع
شرق
بروزرسانی
دوگانه‌های بی‌پایان؛ از شایعه‌های استعفا و اختلاف تا هشدارهای گرانی

شرق/متن پیش رو در شرق منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست

وحیده کریمی| این روزها ایران در گیرودار دو روایت موازی نفس می‌کشد؛ یکی روایت «جنگ شناختی» با کلیدواژه استعفای رئیس‌جمهور و دیگری روایت «بحران انرژی» با هشدار افزایش قیمت بنزین و قطعی برق در تابستان. در ظاهر‌ این دو خط داستانی هیچ ارتباطی با هم ندارند، اما اگر ذره‌بینی راهبردی برداریم و لایه‌های زیرین را ورق بزنیم، نقش واحدی را می‌بینیم که همان تلاش برای بی‌ثبات‌سازی ذهنی جامعه در آستانه‌ روزهایی است که نه انرژی کافی داریم، نه بنزین ارزان و نه اعتمادِ باقی‌مانده.

استعفا؛ آرزوی دیرینه‌ رسانه‌هایی که از واقعیت گریزان هستند
هفته گذشته برای چندمین بار بعد از حملات نهم اسفند، باز هم شاهد سناریویی تکراری بودیم؛ یک شبکه‌‌ ماهواره‌ای، به نقل از «منبع آگاه» همیشه‌ در‌ پرده، خبر از ارسال درخواست استعفای مسعود پزشکیان به دفتر رهبری داد. پیش از آنکه خبر به ته خط برسد، نهاد ریاست‌جمهوری و سخنگوی دولت تکذیب کردند. اما آیا آن شایعه بی‌اثر ماند؟‌ محمدجواد حسین‌زاده، معاون رئیس‌جمهور، روز گذشته در گفت‌وگویی در واکنش به این‌ نوع اخبار گفت‌ این شایعه‌ها «خوابی است که تعبیر نخواهد شد». با‌این‌حال، سؤال اصلی جای دیگر است؛ چرا این شایعه درست زمانی پمپاژ شد که نشانه‌های کوچکی از گشایش در فضای مجازی و کاهش محدودیت‌ها دیده می‌شد؟ پاسخ ساده است؛ زیست‌بوم رسانه‌های برانداز در ناامیدی مطلق تعریف می‌شود. اگر مردم حتی طعم امید را هم بچشند، بازار این رسانه‌ها کساد می‌شود. از این‌رو، هر روزنه‌ای از امید را با یک شایعه‌ فلج‌کننده می‌بندند و سعی در القای این شرایط دارند که هر تلاشی برای بهبود، به استعفا و بن‌بست ختم می‌شود. اما واقعیت در عمل چیز دیگری است؛ پزشکیان، آن‌طور که معاونش می‌گوید، «در خیابان و کوچه، در جلسات رسمی و غیررسمی، در اتاق‌های فکر و در متن همه سختی‌ها» حضور داشته است. مردی که شعار «وفاق» را نه به چماق بلکه به تیغ جراحی تشبیه کرده، اهل عقب‌نشینی نیست. مشکل اما اینجاست که نظام تصمیم‌گیری در ایران هنوز دچار «کندی ساختاری» و «محافظه‌کاری رسانه‌ای» است. وقتی رسانه‌های داخلی نتوانند روایت اول را سریع و صادقانه تولید کنند، خلأ را روایت‌های دستکاری‌شده‌ بیرون پر می‌کنند. تکذیب بعدی، هرچند قاطع، هرگز اثر خبر اول را از ذهن مخاطب پاک نمی‌کند.

بحران انرژی؛ چالش دولت و مجلس بر سر «قیمت»
اگر از جنگ شناختی عبور کنیم، به جبهه‌ واقعی‌تری می‌رسیم که ناترازی ‌انرژی به‌خصوص موضوع بنزین است‌. جلسه‌ دیروز کمیسیون انرژی مجلس با وزیر نفت و رئیس سازمان بهینه‌سازی، پرده از یک واقعیت تلخ برداشت؛ «حتی اگر حملات به پالایشگاه‌ها نبود، باز هم با انباشت کسری بنزین و گازوئیل روبه‌رو بودیم». وزیر نفت گفته که «تغییر در نوع مصرف و سهمیه‌ها اجتناب‌ناپذیر است‌» و رئیس سازمان بهینه‌سازی نیز علت را «قیمت پایین سوخت» اعلام کرده است. روح‌الله لک‌علی‌آبادی، نماینده مجلس، اما هشدار داده است‌ در شرایط فعلی، افزایش قیمت بنزین یعنی «بنزین بر آتش شعله‌ور‌شده اقتصاد». استدلال‌های او از سر ساده‌اندیشی نیست. او از تجربه‌ تلخ تعطیلی صنایع در شهرهای کوچک و محروم می‌گوید؛ از کارگرانی که «تمام دارایی خود را در یک شغل کارگری خلاصه کرده‌اند» و ناگهان با قطع برق یا گاز، از چرخه‌ زندگی حذف می‌شوند. او الگوی توزیع ناعادلانه خاموشی‌ها را به چالش می‌کشد و می‌گوید: «نکته‌ای که باید حتما مورد توجه قرار گیرد، این است که معمولا وقتی کمبود انرژی ایجاد می‌شود، همان‌طور که اکنون در بحث برق مشاهده می‌کنیم، زمانی که می‌خواهند برق صنایع را تعطیل کنند، ابتدا از شهرهای کوچک و شهرهای محروم آغاز می‌کنند. در صورتی که نباید اقدامات به‌گونه‌ای باشد که استان‌های محروم، شهرهای محروم و شهرهای کوچک آسیب ببینند. شاید تمام آن پیوستگی اجتماعی که مردم دارند و سفره‌ای که برای معیشت خود فراهم کرده‌اند، به همین صنایع کوچک وابسته باشد. ما نباید زندگی مردم را با تصمیماتی که می‌گیریم، با مشکلات روبه‌رو کنیم‌».او با اشاره به برخی استانداردهای نادرست در صنایع بیان کرده است: «برای مثال در اصفهان یا استان مرکزی، صنایع ریز و درشت متعددی وجود دارد.

گاهی مشاهده می‌کنیم که سهم یک کارخانه در کلان‌شهرها به‌گونه‌ای است که اگر برق آن قطع شود، برق تمام صنایع بزرگ و کوچک یک شهرستان کوچک را می‌تواند تأمین کند، اما متأسفانه این اتفاق نمی‌افتد‌». ‌نکته‌ حساس‌تر اینکه لک‌علی‌آبادی از «زمینه‌سازی» دولت برای گرانی می‌گوید. سؤال او این است: «چرا از حالا درباره افزایش قیمت بنزین صحبت می‌شود؟» انگار‌ دولت می‌خواهد جامعه را قانع کند که چاره‌ای جز تحمل یک شوک تورمی دیگر نیست. اما او به درستی یادآوری می‌کند که تجربه‌‌ سال ۱۳۹۸ نشان داد افزایش قیمت بنزین بدون بسته جبرانی قوی، نه‌تنها مصرف را مهار نمی‌کند، بلکه تورم را چند برابر سوار بر موج حمل‌ونقل و کالاهای اساسی می‌کند. اینجاست که دو خط داستانی به هم می‌رسند. شایعه‌ استعفا و بحران بنزین‌ هر دو با یک هدف طراحی یا تشدید می‌شوند که همان نشان‌دادن «دولت ناتوان و متفرق» به مردم است. فاطمه مهاجرانی، سخنگوی دولت، در واکنش به این موج‌سازی گفته است: «وحدت ملی یک شعار تشریفاتی نیست؛ یک ضرورت راهبردی است‌». حرف درستی است، اما آیا فقط گفتن کافی است؟ پدافند در برابر جنگ شناختی نیازمند «بزرگراه‌های اطلاع‌رسانی شفاف» در داخل است؛ یعنی رسانه‌های داخلی باید آن‌قدر سریع، صادق و حرفه‌ای عمل کنند که مرجعیت خبری از‌دست‌رفته را بازگردانند.‌ در مورد بنزین نیز دولت باید بسته‌ جایگزین مشخصی ارائه دهد و در همه امور، بنا را بر ارائه روایت نخست به مردم قرار دهد.

مجلس نیز نمی‌تواند صرفا شعار «نه به گرانی» بدهد و بگذرد. ناترازی انرژی واقعیتی است که مدت‌هاست در زمان اوج مصرف، صنایع را تعطیل و هوای شهرها را آلوده می‌کند. اگر راهکار افزایش قیمت را رد می‌کند، باید راهکار عملی ‌کاهش مصرف از طریق بهبود حمل‌ونقل عمومی، نوسازی ناوگان و مدیریت هوشمند پیک مصرف را با جدیت دنبال کند. ایران امروز در گردنه‌ای تاریخی ایستاده است؛ از یک سو بمباران شناختی دشمن، از سوی دیگر ناترازی‌های مزمن اقتصادی‌ و از سوی سوم خستگی مفرط اجتماعی. تنها راه عبور، نه حذف اختلاف‌نظرها بلکه «تبدیل تفاوت‌ها به ظرفیت ملی» است. به این معنا که دولت، مجلس، رسانه‌ها و نیروهای اجتماعی بدانند ‌در این بازی، بازنده نهایی کسی است که به‌جای حل مسئله، برچسب بزند. به قول معاون رئیس‌جمهور، «اگر قرار باشد حتی در روزهایی که کشور زیر رگبار موشک دشمن قرار دارد نیز این رفتارهای تفرقه‌آفرین را کنار نگذاریم، پس دقیقا چه زمانی قرار است این کار را انجام دهیم؟ وفاق نه چماق است و نه ابزار حذف؛ وفاق یعنی پذیرش اینکه ایران متعلق به همه ایرانیان است و اداره کشور نیازمند استفاده از همه ظرفیت‌های ملی است‌». شاید پاسخ همان «اکنون» باشد.

پیش از آنکه خیابان‌ها دوباره شایعه را باور کنند. پیش از آنکه بنزین گران شود و اعتماد ارزان. حداقل در جهت افزایش اعتبار رسانه‌های داخلی اقدام شود، نه اینکه مهم‌ترین و حتی محرمانه‌ترین اطلاعات از مذاکرات فعلی میان ایران و آمریکا از رسانه‌های عربی و پاکستانی منتشر شود یا روایت رسانه‌های اسرائیلی و آمریکایی جایگزین روایت ایران شود‌. با همین دست‌فرمان، بهینه‌سازی مصرف انرژی و سامان‌دادن به چالش ناترازی انرژی نیز با روایت‌سازی‌های جعلی به زیانی بزرگ ختم خواهد شد. آنچه ایران امروز را نگران کرده، نه کمبود بنزین بلکه کمبود اعتماد است؛ نه ناترازی انرژی بلکه ناترازی روایت است. اگر راوی اول خودمان نباشیم، دیگران روایت‌ ما را خواهند نوشت؛ با همان قلمی که استعفا می‌نویسد، بنزین گران می‌کند، سایه جنگ را زنده نگه می‌دارد و ملت را میان دلهره و خشم معلق نگه می‌دارد.

🔹"آخرین خبر" در روبیکا
🔹"آخرین خبر" در ایتا
🔹"آخرین خبر" در بله