1. برگزیده
تحلیل ها

سرمقاله فرهیختگان/ تأمین منافع ملی از مسیر قدرت

منبع
فرهيختگان
بروزرسانی
سرمقاله فرهیختگان/ تأمین منافع ملی از مسیر قدرت

فرهیختگان/ «تأمین منافع ملی از مسیر قدرت» عنوان یادداشت روز در روزنامه فرهیختگان به قلم زهرا طیبی که می‌توانید آن را در ادامه بخوانید:

ایران توقف عملیات تنبیهی علیه اسرائیل را اعلام کرد اما مشروط برآنکه تجاوزات و شرارت‌ها در جنوب لبنان متوقف شود. از یکشنبه‌شب تا ظهر دوشنبه 18 خرداد، ایران تقریباً 4 موج حمله به ایران انجام داد. برمبنای آنچه تاکنون در رسانه‌ها منتشر شده، پتروشیمی حیفا و پایگاه رامات دیوید مورد اصابت موشک‌های ایران قرار گرفته است.حملات ایران برخلاف آنچه در متن تفاهم‌نامه پیشنهادی آمده بود، انجام نشده بود. ایران پیش از این تأکید کرده بود حمله به بیروت خط قرمز ایران است و هر شیطنتی به‌مثابه نقض آتش‌بس تلقی خواهد شد و ایران به آن پاسخی درخور می‌دهد. همان‌طور که یک هفته پیش و در شرایطی که رژیم، فرمان حمله به بیروت را صادر کرد، مقامات ایران یکپارچه اعلام کردند در صورت حمله به بیروت، ایران پاسخ خواهد داد. این تهدید، غیرواقعی نبود و ایران به‌محض حمله اسرائیل به بیروت پاسخ مقتضی را داد. موشک‌های ایرانی، به طرف متخاصم این پیام را رساند که ایران همچنان از خطوط قرمزش عدول نکرده و آمدن پای میز مذاکره به معنای سازش و عقب‌نشینی نیست. تهران با این عملیات به رئیس‌جمهور آمریکا فهماند که نمی‌تواند با استفاده از وعده رسیدن به توافق، ایران را فریب دهد و متعاقباً امتیاز بگیرد.

زهرپاشی جدید کارکنان موساد
رژیم صهیونی در دو سال و نیمی که با محور مقاومت درگیر بود، هیچ‌زمان ایران را از این جبهه‌ها جدا ندید و مکرراً به تهدید ایران ادامه می‌داد و در مواردی ضرباتی در برخی از این کشور‌ها به ایران وارد کرد. در این میان حمله 7 اکتبر نیز علی‌رغم تأکید مکرر ایران به بی‌اطلاعی از شروع حمله 7 اکتبر، به ایران منتسب می‌شد تا آمریکا به کارزار نبرد وارد شود. در هر صورت رژیم توانست با ارائه اطلاعات غیرواقعی، در یک مرحله چراغ سبز حمله به ایران را از ترامپ در خردادماه 1404 بگیرد و در مرحله دوم نیز، ترامپ را مستقیم به جنگ بکشاند. ایران البته در هر دو حمله پاسخ آمریکا و رژیم را داد. اکنون اما پس از نقض‌های مکرر آتش‌بس به‌ویژه در لبنان، ایران دست به یک عملیات موشکی زد. پس از این عملیات برخی سربازان فارسی‌زبان موساد در شبانه‌روز گذشته، ماشین نفرت‌پراکنی و اختلاف‌افکنی علیه ایران را روشن کردند.آن‌ها با این مغالطه غلط که نبرد ایران به‌خاطر لبنان صورت گرفته و «ایران فدای حزب‌الله شده» و خط قرمز ایران «بندرعباس و قشم نیست ولی لبنان است» در حال دست‌کاری روانی افکار عمومی در ایران هستند. درست مشابه شبهاتی که در جریان حضور ایران در نبرد با داعش در سوریه مطرح شد.

خطای یک مغالطه
آنچه از جانب چهره‌های سلطنت‌طلب که دشمنی‌شان با مردم ایران ثابت شده طرح می‌شود، چند خطای روشن با خود دارد؛
1. صحنه نبرد به‌وضوح روشن است. اسرائیل می‌داند که ایران و حزب‌الله لبنان در یک جبهه قرار دارند. به تعبیری حزب‌الله لبنان خط بازدارندگی ایران است و هدف قرار دادن لبنان و آسیب‌زدن به این منطقه به معنای آسیب‌زدن به ایران است و به یک معنا او جبهه‌ها را جدا از هم نمی‌بیند. حمله به غزه و تخریب گسترده این منطقه و حالا تخریب لبنان و پیشروی در این منطقه روشن می‌کند که هدف بعدی ایران خواهد بود. براین اساس سکوت و واکنش منفعلانه ایران تنها منجر به گسترده‌تر شدن سطح درگیری خواهد شد و او را صرفاً در لبنان یا غزه متوقف نخواهد کرد. ایران در این معادله، بیش از دیگر مؤلفه‌ها با هزینه‌فایده کردن تبعات حمله اسرائیل برای ایران، معادله عملیات تنبیهی علیه اسرائیل را چید و آن را اجرایی کرد.

2. از وجه دیگر، حزب‌الله لبنان از همان دقایقی که حمله و تجاوز به ایران شروع شد، به‌رغم آنکه مشغول بازسازی ساختار خود پس از آتش‌بس بود اعلام کرد که وارد نبرد با اسرائیل به حمایت از ایران خواهد شد. از این منظر، ورود حزب‌الله به درگیری آمریکا و اسرائیل علیه ایران نقشی مؤثر در افزایش فشار به رژیم صهیونی داشت. براین مبنا حمایت ایران از حزب‌الله لبنان و پاسخ به حملات اسرائیل، در معمولی‌ترین شرایط، حمایت متقابل ایران از جبهه‌ای است که در بدترین شرایط داخلی و خارجی، وارد میدان نبرد با اسرائیل شد و ضرباتی سنگین را هم وارد کرد.

آمریکا فقط زبان زور می‌فهمد
پیش از حمله ایران به لبنان، آمریکایی‌ها نیز نشان دادند که به دنبال تشدید تنش‌ها هستند.
1. آمریکایی‌ها برخلاف مواضعی که در رسانه اعلام می‌کنند در واقعیت برخلاف مسیر توافق حرکت کردند. هم‌زمان با آنکه رئیس‌جمهور آمریکا مدعی است که بسیار به توافق نزدیک هستند و اگر امروز نشود حتماً فردا توافق قریب‌الوقوع خواهد بود، خبرنگار وال‌استریت‌ژورنال خبر داد پیش‌نویس قطعنامه ایالات متحده در شورای حکام اصلاح و به شورا ارسال شده و احتمال تصویب آن وجود دارد. این اعلام جنگ صریح آمریکا علیه ایران است و روشن می‌کند برخلاف ادعا‌ها و مواضع آمریکا، او به دنبال تشدید تنش‌ها با ایران است و تنها به دنبال زمان مناسب می‌گردد.

2. رئیس‌جمهور آمریکا، اظهاراتی درست برخلاف آنچه در متن توافق آمده داشته است. در عین حال که در متن تفاهم‌نامه تأکید شده که آتش‌بس و توقف جنگ، ایران و لبنان را شامل می‌شود اما رئیس‌جمهور آمریکا یک روز این دو جبهه را از هم جدا می‌کند، روز دیگر یکسان می‌بیند. یک روز مدعی می‌شود که از حملات اسرائیل به لبنان خبر نداشته و از آن حمایت نمی‌کند، روز دیگر مدعی می‌شود این حملات تحت حمایت او انجام شده است. براین مبنا، این اظهارات اثبات می‌کند نمی‌توان به ادعا‌های رسانه‌ای ترامپ اعتماد کرد، بلکه برای معامله باید با او با زبان قدرت صحبت کرد تا تصور نکند می‌تواند ایران را فریب دهد. در واقعیت این رفتار متناقض ترامپ، ایران را مصمم کرد که باید پاسخ حملات اسرائیل و تهدیدات آمریکا را در میدان بدهد.

3. ایران پیش از این خطوط قرمزش را تعریف و تأکید کرده بود در صورت حمله اسرائیل به بیروت، پاسخ خواهد داد؛ چرا که این حمله صراحتاً برخلاف خطوط قرمز ایران بود. طرف اسرائیلی و آمریکایی به تهدید و تأکید ایران آگاه بود اما این حمله به این منظور انجام شد تا به یک معنا درصد تاب‌آوری و تحمل ایران در نقض خطوط قرمز را بسنجد. پاسخ ایران نشان داد که او در رعایت خطوط قرمزش اصرار دارد، از آن عدول نکرده و برخلاف فضاسازی‌های رسانه‌های صهیونی، میدان و دیپلماسی را در راستای هم پیش می‌برد. هردو برای او ابزار‌های قدرتی هستند که ایران از آن‌ها به شیوه‌ای هوشمندانه و برمبنای منطق جنگ استفاده می‌کند.

ارزش راهبردی حمله به حیفا برای ایران
متنی که ایران روی میز آمریکا گذاشته، علاوه بر آنکه امتیازاتی برای ایران دارد، اجازه نخواهد داد اسرائیل، معادلات منطقه را آن‌طور که می‌خواهد تنظیم کند. از این منظر حمله اسرائیل به بیروت، چنگ‌ودندان نشان‌دادن به ایران به این معنا بود که او اجازه نخواهد داد ایران معادلات خود را در منطقه تثبیت کند، تصور او این بود که احتمال ورود ایران به جنگ و درگیری با اسرائیل پایین است. پاسخ قاطع ایران اما مبنای محاسبات طرف متخاصم را به هم ریخت و نشان داد که ایران برای تثبیت معادلات خود در منطقه جدی است و اگر لازم باشد برای جنگی همه‌جانبه و چه‌بسا سخت‌تر از جنگ 40 روزه، آماده است. براین اساس حمله روز گذشته ایران به اسرائیل تنها وجه نظامی نداشت بلکه ارزشی راهبردی برای ایران به همراه داشت و نشان داد که تسلیمی در کار نخواهد بود، ایران عقب‌نشینی نخواهد کرد و اگر آمریکا در میز معامله شروط را اجرایی نکند، گزینه نظامی همچنان در دسترس است. ایران اثبات کرد که دست او در مواجهه با دشمن خالی نیست و او کارت‌های زیادی دارد که هنوز خیلی از آن‌ها را رو نکرده است. ایران بامداد دوشنبه، معادله جدید از قدرت را در غرب آسیا ثبت کرد. این همان چیزی است که نتانیاهو و دارودسته‌اش از آن نگرانی دارند. 

 

 

 

🔹"آخرین خبر" در روبیکا
🔹"آخرین خبر" در ایتا
🔹"آخرین خبر" در بله