سرمقاله وطن امروز/ فراتر از منطقه

وطن امروز/ «فراتر از منطقه» عنوان یادداشت روز در روزنامه وطن امروز به قلم حسین رضایی که میتوانید آن را در ادامه بخوانید:
سپاه پاسداران انقلاب اسلامی 29 اردیبهشت در بیانیهای بسیار مهم تصریح کرد در صورت تکرار تجاوز آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران، این بار جمهوری اسلامی میدان نبرد را به فراتر از منطقه گسترش خواهد داد.
سپاه پاسداران در این بیانیه، با اشاره به شکستهای آمریکا و رژیم صهیونیستی تأکید کرد ایران هنوز از همه ظرفیتهای خود استفاده نکرده است. سپاه هشدار داد اگر تجاوز به ایران تکرار شود، جنگی که پیشتر وعده داده شده بود، این بار به فراتر از منطقه کشیده خواهد شد و ضربات ایران در جاهایی فرود خواهد آمد که دشمن حتی تصورش را نمیکند.
در بیانیه سپاه آمده است: در صورت تکرار تجاوز علیه ایران، دامنه جنگ از منطقه فراتر خواهد رفت و جمهوری اسلامی از ظرفیتهای گستردهتری علیه دشمنان استفاده خواهد کرد. در این بیانیه همچنین آمده است: آمریکا و رژیم صهیونی با وجود بهرهگیری از توان نظامی گسترده نتوانستند به اهداف خود دست یابند و در صورت هر گونه حمله مجدد، ایران ضربات کوبندهتری وارد خواهد کرد. بخش مهم این بیانیه دقیقا همین عبارت «فراتر از منطقه» است.
این جمله نشان میدهد ایران این پیام را منتقل کرده که در صورت وقوع جنگ جدید، دامنه درگیری محدود به غرب آسیا نخواهد ماند و تهران گزینهها و ظرفیتهایی فراتر از میدانهای سنتی نبرد در اختیار دارد؛ هشداری که در کنار تجربه جنگ ۴۰ روزه، نشاندهنده سطح بالای آمادگی نیروهای مسلح کشورمان برای هرگونه درگیری احتمالی آینده است. آمریکا هرگز نمیتواند این هشدارها را دستکم بگیرد، چرا که تجربه جنگ رمضان نشان داد ایران در همه موارد، تهدیدهایی را که مطرح کرده بود، عملیاتی میکند. از حملات موشکی و پهپادی گسترده گرفته تا هدف قرار دادن زیرساختهای حساس و وارد کردن خسارت به تجهیزات پیشرفته آمریکایی، همگی نشان داد تهران میان تهدید و اقدام فاصله زیادی قائل نیست.
به همین دلیل، وقتی این روزها مقامهای کشورمان از «شگفتیهای بیشتر» یا «جنگ فرامنطقهای» سخن میگویند، این جملات صرفا جنگ روانی یا تبلیغات رسانهای تلقی نمیشود، بلکه هشداری است که پشت آن تجربه عملیاتی و اعتماد به نفس ناشی از جنگ اخیر قرار دارد؛ جنگی که به گفته بسیاری از تحلیلگران، تصویری متفاوت از توان واقعی ایران و آسیبپذیری آمریکا در برابر آن را آشکار کرد.
پس از انتشار بیانیه سپاه، کارشناسان و صاحبنظران این موضوع را بررسی کردند که اهداف احتمالی فرامنطقهای ایران در جنگ احتمالی آینده کدام است؛ موضوعی که با تبادل آتش ایران و رژیم حالا در محافل سیاسی، امنیتی و نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی مورد بررسی قرار میگیرد که برنامه ایران برای «فرامنطقهای شدن» جنگ چیست.
معنای فرامنطقهای شدن جنگ
عبارت «فراتر از منطقه» که در بیانیههای اخیر و اظهارات برخی فرماندهان نظامی ایران مورد توجه قرار گرفته، یکی از مهمترین مفاهیم راهبردی و البته در ابهام است. اگر این گزاره را نه به عنوان یک شعار سیاسی، بلکه به عنوان یک دکترین عملیاتی در نظر بگیریم -همانطور که سایر گزارههای مورد استفاده ایران چنین بودهاند- پرسش این است: ایران دقیقاً از چه چیزی سخن گفته؟ آیا منظور، گسترش جغرافیایی میدان نبرد است؟ آیا سخن از ورود به حوزههای جدید جنگی مانند سایبر و اقتصاد است یا آنکه تهران در حال ارسال پیامی است که ساختار سنتی درگیریهای غرب آسیا را پشت سر گذاشته است؟
برای فهم این مفهوم باید ابتدا به یک واقعیت راهبردی توجه کرد. طی ۴ دهه گذشته تقریباً تمام رویاروییهای مستقیم و غیرمستقیم ایران با ایالات متحده و رژیم اشغالگر در چارچوب جغرافیای غرب آسیا تعریف شده است. از خلیج فارس و عراق گرفته تا سوریه، لبنان و دریای سرخ، همه صحنههای اصلی رقابت در همین منطقه قرار داشتهاند. حتی زمانی که تنشها به اوج رسیده، طرفین تلاش کردهاند دامنه درگیری از محدوده منطقه فراتر نرود. به همین دلیل، وقتی در ادبیات رسمی ایران از «فراتر از منطقه» سخن گفته میشود، در واقع بحث بر سر شکستن همین چارچوب تاریخی است.
الف- گسترش جغرافیایی دامنه جنگ
نخستین برداشت از این مفهوم، گسترش جغرافیایی میدان نبرد است. از نگاه راهبردی، ایران میتواند این پیام را منتقل کند که اگر موجودیت یا امنیت ملی آن هدف قرار گیرد، پاسخ صرفاً در مرزهای غرب آسیا محدود نخواهد ماند. در چنین تفسیری، هر جا منافع حیاتی دشمن تعریف شده باشد، میتواند بخشی از میدان بازدارندگی ایران محسوب شود. اهمیت این نگاه در آن است که معادله سنتی «حمله در منطقه و پاسخ در منطقه» را بر هم میزند و هزینههای تصمیمگیری را برای طرف مقابل افزایش میدهد. این برداشت با افزایش برد موشکهای ایرانی امکانپذیر است، یعنی احتمالاً ایران اواخر اردیبهشت امسال توانسته موشکی را تولید کند که بردی بالا و نزدیک 4 هزار کیلومتر دارد، در این صورت است که روایت «فرامنطقهای» شدن جنگ معتبر میشود.
ب- گسترش موضوعی دامنه جنگ
اما احتمالاً مهمتر از بعد جغرافیایی، بعد مفهومی «فراتر از منطقه» است. جنگهای قرن بیست و یکم دیگر صرفاً با موشک، هواپیما و ناو جنگی تعریف نمیشوند. قدرتهای بزرگ در سالهای اخیر نشان دادهاند زیرساختهای دیجیتال، شبکههای مالی، سامانههای اطلاعاتی، ارتباطات ماهوارهای و حتی زنجیرههای تأمین جهانی میتواند به اندازه میدان نبرد کلاسیک اهمیت داشته باشد. از این منظر، «فراتر از منطقه» میتواند به معنای ورود به عرصههایی باشد که محدود به مرزهای جغرافیایی نیست. در این چارچوب، جنگ سایبری یکی از مهمترین مصادیق قابل تصور است.
در دنیای امروز، بسیاری از زیرساختهای حیاتی کشورها از طریق شبکههای دیجیتال اداره میشوند. از شبکه برق و حملونقل گرفته تا سامانههای بانکی و صنعتی، همه وابسته به فضای سایبری هستند. به همین دلیل، هرگونه اشاره به جنگی فراتر از منطقه میتواند حامل این پیام باشد که درگیری آینده لزوماً در آسمان یا دریا رخ نخواهد داد، بلکه ممکن است در مراکز داده، شبکههای ارتباطی و سامانههای حیاتی جریان یابد. این همان چیزی بود که گروه سایبری «حنظله» در همان دقایق نخست رویارویی جدید یکشنبهشب (۱۷ خرداد) به آن اشاره و از آن با تعبیر «ویرانگرترین حمله سایبری به دشمن» یاد کرد.
پ- گسترش جنبه اقتصادی جنگ
بعد دیگر این مفهوم، حوزه اقتصاد است. اقتصاد دنیا به شکلی بیسابقه به هم متصل شده است. اختلال در یک گلوگاه انرژی، یک مسیر دریایی یا یک زنجیره تأمین میتواند آثار خود را هزاران کیلومتر دورتر نشان دهد. در نتیجه، وقتی از جنگ فرامنطقهای سخن گفته میشود، یکی از برداشتهای محتمل آن است که آثار درگیری از مرزهای جغرافیایی منطقه عبور کرده و به حوزه اقتصاد جهانی سرایت کند. در چنین حالتی، طرف مقابل نهتنها با هزینههای نظامی، بلکه با تبعات اقتصادی و مالی بسیار گستردهای مواجه خواهد شد. ورود تنگه بابالمندب به معادله جنگ شاید بتواند این مفهوم را نمایندگی کند.
ت- بازتعریف موازنه سنتی
از سوی دیگر، مفهوم «فراتر از منطقه» را میتوان در قالب بازتعریف بازدارندگی نیز تحلیل کرد. بازدارندگی سنتی مبتنی بر این اصل بود که هر حملهای با پاسخ متقابل در همان سطح مواجه خواهد شد اما بازدارندگی نوین، بر اصل عدم قطعیت استوار است؛ یعنی طرف مقابل نداند پاسخ دقیقاً از کجا، چگونه و در چه سطحی خواهد آمد. هرچه دامنه گزینههای پاسخ گستردهتر و پیشبینیناپذیرتر باشد، اثر بازدارندگی نیز افزایش مییابد. به همین دلیل، ابهام موجود در عبارت «فراتر از منطقه» میتواند بخشی از طراحی راهبردی آن باشد.
ث- بینالمللی شدن بازیگری ایران
نکته مهم دیگر آن است که این مفهوم را باید در چارچوب تحول جایگاه ایران در محیط بینالملل نیز بررسی کرد. طی دهههای گذشته، تهران عمدتاً یک بازیگر منطقهای تلقی میشد اما تحولات ژئوپلیتیک اخیر، از جنگ اوکراین گرفته تا رقابت قدرتهای بزرگ و تغییرات در نظام بینالملل، موجب شد بسیاری از بحرانها دیگر ماهیت صرفاً منطقهای نداشته باشد. در چنین فضایی، ایران نیز ممکن است تلاش کند نشان دهد معادلات امنیتی مربوط به آن دیگر تنها به غرب آسیا محدود نیست و پیامدهای هرگونه درگیری میتواند ابعاد گستردهتری یابد.
به هر صورت، بیانیه اواخر اردیبهشت سپاه سیاست ابهام راهبردی جنگ را پیچیده کرد و نباید از جنبه روانی و ادراکی این پیام غافل شد. در بسیاری موارد، هدف اصلی طرح چنین مفاهیمی نه اعلام یک برنامه عملیاتی مشخص، بلکه تأثیرگذاری بر محاسبات راهبردی دشمن است. در واقع عجالتاً این پیام میتواند در فرآیند تصمیمگیری طرف مقابل نقش گیجکننده و بازدارنده ایفا کند.
در نهایت، احتمالا این عبارت بیش از آنکه اشاره به یک نقطه جغرافیایی خاص داشته باشد، بیانگر تلاش برای شکستن محدودیتهای سنتی میدان نبرد است. در این نگاه، پاسخ به تهدید لزوماً در همان مکان، همان زمان و همان حوزهای که حمله رخ داده انجام نمیشود، بلکه میدان پاسخ میتواند از جغرافیا عبور کند، حوزههای جدیدی را در بر گیرد و هزینههایی ایجاد کند که فراتر از تصور اولیه مهاجم باشد.
بازدارندگی چندلایه
بنابراین «فراتر از منطقه» را میتوان نشانهگذاری یک بازدارندگی نه صرفاً منطقهای، بلکه به نوعی بازدارندگی چندلایه و چندبعدی دانست؛ بازدارندگیای که تلاش میکند به طرف مقابل القا کند افزایش دامنه جنگ نه فقط یک جنگ خاورمیانهای، بلکه بحرانی با پیامدهایی بسیار گستردهتر خواهد بود.
















