باب شگفتیهای جدید باز شد

فرهیختگان/ متن پیش رو در فرهیختگان منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
سیدمهدی طالبی| ایران از شامگاه روز یکشنبه (۱۷ خرداد) تا صبح روز دوشنبه (۱۸) خرداد دو نوبت حمله موشکی به سرزمینهای اشغالی انجام داد که یمنیها در آن مشارکت کردند. اولین نوبت از حملات ایران شامل پایگاه هوایی رامات دیوید و دیگر اهداف نظامی در شمال سرزمینهای اشغالی شد که در پاسخ به حمله علیه ضاحیه لبنان صورت گرفت. پس از آن صهیونیستها در حمله به ایران، علاوه بر چند هدف نظامی، تأسیسات پتروشیمی کارون را هم وارد دایره اهداف خود کردند. در نتیجه در نوبت دوم، ایران به سمت تأسیسات پتروشیمی در بندر حیفا شلیک کرد. اقتصادی شدن جنگ و کشیدن ماجرا به سمت زیرساختها باعث شد یمنیها که در هردو نوبت با شلیک تک موشک به ایران کمک کرده بودند، بالاخره راهی برای انسداد مجدد تنگه باب المندب بر روی شناورهای رژیم صهیونیستی بیابند. شلیکهای درگیری ۱۷ و ۱۸ خرداد متوقف شدهاند، اما تبعات حمله به پتروشیمی کارون برای صهیونیستها اثری ماندگار داشت و باید تا مدتی نامعلوم محاصره دریایی از سمت جنوب را تحمل کنند؛ امری که پیش از این آن را برای مدتی طولانی تجربه کرده بودند.
کنترل بابالمندب
جنگ رمضان، انسداد تنگه هرمز و سپس کنترل هوشمند آن باعث شد تنگه باب المندب در سایه تحولات آن قرار گیرد اما حقیقت آن است که این تنگه در نبرد با رژیم صهیونیستی پیشتاز بوده است. در تحولات پس از ۷ اکتبر، یمنیها به مدت نزدیک به دوسال این آبراهه را تحت کنترل کامل گرفتند. ابتدا کشتیهای مرتبط با رژیم صهیونیستی توقیف یا مورد هدف قرار میگرفتند، ولی سپس با ورود ناوهای غربی به عرصه، توسعه کنترل به شناورهای تجاری مرتبط با این جبهه انجام شد. شدت ضربات باعث شد ابتدا اروپا از عرصه خارج شده و پس از مدتی آمریکا در دوره ترامپ صحنه را ترک کند تا شناورهای تجاریشان قادر به عبور امن باشند. با اینحال محاصره دریایی تا زمان آتش بس کنونی در غزه علیه رژیم صهیونیستی اعمال شد. یمنیها میگویند قرار است بار دیگر هرگونه شناور مرتبط با رژیم را در باب المندب و اطراف آن هدف بگیرند. این امر مستلزم برقراری مجدد کنترل یمن بر تنگه است که طی آن تمام کشتیهای عبوری باید اطلاعات هویتی و محموله بار خود را به صنعا اطلاع دهند. از این رو چنین اقدامی علیه رژیم یک گام به سمت انسداد باب المندب یا کنترل هوشمند آن مانند هرمز است. این تنگه به خودی خود اهمیت بالایی دارد، اما کنترل آن توسط مقاومت همزمان با سلطه بر هرمز اثر دوچندانی بر دشمن خواهد داشت. باب المندب محل عبور ۱۲ درصد از کل تجارت جهانی و ۳۰ درصد تجارت کانتینری جهان است و روزانه تا ۹ میلیون بشکه نفت از آن عبور میکند. اگر در کنار هرمز، باب المندب نیز دچار اشکال شود، اقتصاد جهانی دچار زیان بزرگی خواهد شد. راه جایگزین باب المندب، دماغه امیدنیک است که مسیر را تا ۳۵۰۰ مایل دریایی بیشتر کرده و ۱۰ تا ۱۴ رور بیشتر طول میکشد. به عنوان نمونه مسیر سنگاپور تا هلند از باب المندب ۲۶ روز و از دماغه امید نیک ۴۰ روز طول میکشد. مسئله اما تنها تفاوت فاصله و زمان نیست. به دلیل دشواری دریانوردی و خطرناک بودن این مسیر، تنها کشتیهای اقیانوس پیمای با وزن بالا قادر به عبورند و هزینههای بیمه در این مسیر بالاتر است. بروز مشکل کامل در باب المندب محتمل بوده و منوط به رفتار آمریکاست، اما فعلا این معضل برای رژیم صهیونیستی نقد شده است. ۹۹ درصد تجارت رژیم از دریاست و پیش از این ۳۰ درصد آن از باب المندب عبور میکرد. با انسداد این مسیر، رژیم صهیونیستی و صهیونیستها هردو زیان خواهند کرد، زیرا صنعا به مرور علاوه بر کشتیهایی که به سمت فلسطین اشغالی میروند، به کشتیهای مرتبط با تجار نزدیک به نتانیاهو که با کشورهای مختلف در ارتباطند نیز حمله میکند. با این اتفاق واسطهگری تجاری صهیونیستها علاوه بر تجارت خود رژیم، آسیب میبیند.
تبعات حرکت بابالمندبی یمن
حرکت یمن در باب المندب بازی محور مقاومت با دشمن را یک گام دیگر توسعه داد. در این راستا باید به نکاتی توجه کرد:
۱. این احتمال وجود دارد که در صورت درگیری مجدد در دریای عمان و پیرامون تنگه هرمز میان ایران و آمریکا که شامل ایجاد اختلال در تجارت دریایی ایران باشد، یمن کشتیهای تجاری مرتبط با واشنگتن را مشمول کنترل اعلام کرده و از عبور آنها جلوگیری کند. پس حرکت یمنیها یک محدودیت جدی در محاصره دریایی آمریکا در دریای عمان است.
۲. ارسال تدارکات نظامی از مسیر دریا برای بازسازی و تقویت پایگاههای آمریکا در خلیجفارس به دلیل کنترل تنگه هرمز توسط ایران امکانپذیر نیست. در صورت کنترل باب المندب، هرگونه عملیات تدارکاترسانی آمریکا به منطقه بار دیگر دشوار میگردد. در این صورت، واشنگتن برای تقویت خود در منطقه به پایگاههای خود در شرق آسیا و همچنین پایگاه دیهگو گارسیا در شمال اقیانوس هند متکی میشود.
نکات
1- یمن در مجموع ۲ موشک بالستیک شلیک کرده است، احتمالاً یکی در اولین نوبت حملات و بعدی در دومین نوبت که پس از حمله رژیم صهیونیستی انجام شد.
2- یمن در جنگ ۱۲ روزه و جنگ رمضان، طی روزهای آخر به طور رسمی موشک به سمت رژیم صهیونیستی شلیک کرد. کارکرد این شلیکها بیشتر ایجاد سردرگمی در پدافند رژیم بود.
3- حملات موشکی از سمت یمن به صورت تکشلیکها صورت میگیرند. یمن در سال ۲۰۲۵ طی ۵ ماه حدود ۷۰ موشک پس از نقض آتشبس شلیک کرد که تقریباً هر دو روز یک شلیک انجام شد. این اعداد بیسابقه بودند اما شلیکهای همزمان در کار نبود. در بیشترین تراکم طی یک روز در مواردی ۲ شلیک صورت گرفته است. این مسئله سیاست یمنیهاست و میتواند ناشی از الزامات فنی باشد.
4- فیلم منتشرشده از شلیک یمنیها نشان میدهد آنها از موشک فلسطین-۲ استفاده کردهاند؛ گفته میشود این سلاح به موشک خیبرشکن ایران شباهت دارد.
5- حداقل فاصله یمن تا فلسطین اشغالی ۱۸۰۰ کیلومتر و حداقل فاصله ایران تا این منطقه یک هزار کیلومتر است که تفاوتی تقریباً دوبرابری دارند. از این رو حملات موشکی یمن دشوارتر است. برای پرتاب از غرب یا مرکز ایران بردهای ۱۲۰۰ تا ۱۵۰۰ کافی است. از سوی دیگر موشکهای ایرانی برای رسیدن به اهداف حساس عرض کوتاه رژیم را بپیمایند. در مقابل یمن حداقل ۱۸۰۰ کیلومتر فاصله با رژیم دارد که با درنظر گرفتن شلیک از داخل خاک یمن و لزوم پرواز در عمق طولی رژیم برای رسیدن به مرکز آن، برد موشک باید به حدود ۲۲۰۰ کیلومتر برسد. شلیک بالستیکهای تاکتیکی از ایران مناسبند، اما در شلیک از یمن، باید وزن کلاهک برای افزایش برد کاهش یابد. همچنین زمان پرواز طولانیتر خواهد بود. رسیدن خیبرشکن از ایران به فلسطین اشغالی ۷ دقیقه طول میکشد و کلاهک سنگینتر و پرسرعتتری دارد. در مقابل موشک مشابهی از یمن به زمانی دو برابری در حدود ۱۵ دقیقه نیاز دارد و کلاهک برای رسیدن به برد بالا باید سبکتر شود. با توجه به اینکه کلاهک در حداکثر برد خواهد بود از انرژی جنبشی آن کاسته شده و سرعت کلاهک نسبت به موشک پرتابی از سمت ایران کمتر است. فاصله زیاد باعثشده یمن از حملات دوربرد رژیم صهیونیستی تا حدی در امان بماند زیرا بمباران آن مشکلات عملیاتی دارد اما این معضل متقابل است. یمنیها برای شلیک از فاصله دور به رژیم نیازمند موشکهای سنگین و پرتاب انبوه هستند که فعلا یا وجود ندارد یا به کار گرفته نشده است.
6- گرچه عملیات موشکی از سمت یمن معضلاتی دارد، اما در مقابل اقدام در تنگه باب المندب برای آنها بسیار آسان است. انبوه موشکهای بالستیک و کروز کوتاه برد، پهپادها و شهپادهای انتحاری در دسترسند و علاوه بر آن، یمنیها بهوسیله قایقهای تندرو و بالگرد سابقه توقیف شناورهای تجاری دشمن را هم دارند.
















