چه دادیم و چه گرفتیم؟

وطن امروز/متن پیش رو در وطن امروز منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
بر اساس اظهارات سخنگوی تیم مذاکرهکننده ایرانی، متن تفاهمنامه میان ایران و آمریکا روز جمعه و پس از امضای توافق منتشر خواهد شد. با این وجود، بر اساس مواضع رسمی و همینطور گزارشات منابع مطلع، مهمترین مفاد تفاهمنامه به این شرح است:
۱- مهمترین تعهد ایران در این تفاهمنامه، بازگشایی تنگه هرمز است. البته بازگشایی طی یک روند ۳۰ روزه کامل خواهد شد. ضمن اینکه عبور و مرور از تنگه هرمز با ترتیبات ایرانی صورت خواهد گرفت. بنابراین هرمز با مدیریت ایران بازگشایی خواهد شد.
۲- محاصره دریایی از سوی آمریکا لغو میشود. اگرچه در متن تفاهمنامه مقرر شده بود لغو محاصره پس از ۳۰ روز تکمیل شود اما پس از آنکه شامگاه یکشنبه ایران اعلام کرد در پاسخ به تجاوز رژیم صهیونیستی به بیروت، آماده حمله به این رژیم است، طرف آمریکایی پیشنهاد داد در ازای عدم حمله ایران به سرزمینهای اشغالی، محاصره دریایی ایران بلافاصله پس از امضای توافق و به صورت یکجا و کامل لغو خواهد شد. ضمن اینکه ایران توانست در ازای عدم حمله به سرزمینهای اشغالی، امتیازات دیگری را برای حزبالله لبنان بگیرد.
۳- دسترسی ایران به ۲۴ میلیارد دلار اموال مسدودشده خود نیز یکی دیگر از امتیازاتی است که ایران در این تفاهمنامه از آمریکا دریافت خواهد کرد. این یکی از مهمترین دستاوردهای ایران در این تفاهمنامه است.
۴- تحریم فروش نفت و محصولات پتروشیمی ایران نیز تا پایان دوره مذاکرات تعلیق خواهد شد.
۵- جنگ رژیم صهیونیستی علیه حزبالله لبنان متوقف میشود و رژیم صهیونیستی باید به مناطق مشخصشده در زمان اعلام آتشبس با لبنان عقبنشینی کند. نکته قابل توجه اینکه ترامپ روز یکشنبه صراحتاً این موضوع را اعلام کرد. اینها مهمترین مفاد تفاهمنامه است. نکته قابل تامل این است که اقدامات ایران همه منوط و مشروط به اجرای تعهدات طرف مقابل است.
بر خلاف برجام، ضمانت اجرای تعهدات طرف آمریکایی در دست ایران است؛ یعنی در صورت عدم اجرای تعهدات از سوی طرف آمریکایی، ایران میتواند بلافاصله تنگه هرمز را مسدود کند. به همین خاطر است که کارشناسان معتقدند ایران با تجربهاندوزی از خسارتهای برجام، توانسته چارچوب حقوقی و اجرایی این تفاهمنامه را تدبیر کند. در واقع این چارچوببندی یک پیروزی دیپلماتیک برای ایران به حساب میآید. البته پشتوانه این موفقیت دیپلماتیک، پیروزی نظامی در میدان در جنگ ۴۰ روزه بوده است. نکته مهم دیگر این است که پس از 65 روز مذاکره، جمهوری اسلامی ایران، مطلقاً از خطوط قرمز خود عقبنشینی نکرده است. به عبارتی این تفاهمنامه، دقیقاً بر اساس مواضع و خطوط قرمز ایران در مذاکرات اسلامآباد تنظیم شده است. در مقابل طرف آمریکایی تاکنون از بسیاری از مواضع خود عقبنشینی کرده است. درباره مواضع هستهای نیز در این مرحله ایران هیچگونه تعهدی را نپذیرفته است. ایران صرفاً اعلام کرده سلاح هستهای نخواهد ساخت یا تهیه نخواهد کرد. این موضع همیشگی جمهوری اسلامی ایران در ۲ دهه اخیر بوده است. بنابراین ایران موضع همیشگی خود را به عنوان یک امتیاز به ترامپ فروخت. درباره وضعیت هستهای در دور دوم مذاکرات نیز ۲ نکته وجود دارد: نخست، این مذاکرات زمانی آغاز میشود که طرف آمریکایی همه تعهدات خود را در مرحله نخست توافق انجام دهد. در غیر این صورت، مذاکرات دور دوم یا آغاز نمیشود یا در میانه خود، متوقف خواهد شد. دوم، ترامپ از ابتدای دور دوم ریاستجمهوری خود اصرار داشت ذخایر اورانیوم ایران باید به آمریکا منتقل شود اما مقاومت ایران باعث شد نهایتاً او موضع ایران را بپذیرد. ایران صرفاً با رقیقسازی ذخایر ۶۰ درصد خود موافقت کرده است. ترامپ در پست روز شنبه خود در تروث نیز صراحتاً به این رقیقسازی اشاره کرد. بنابراین تا اینجا، طرف آمریکایی از موضع خود عقبنشینی کرده است. اگر دولت آمریکا نسبت به این موضوع، همچنین لغو تحریمهای اولیه و ثانویه ایران و تصویب آن در شورای امنیت پایبند باشد، میتوان انتظار داشت دور دوم، به توافق نهایی منتج شود، البته مروری بر مواضع و اقدامات متناقض ترامپ باعث شده در وضعیت فعلی، احتمال عدم توافق نهایی با آمریکا بسیار بیشتر از احتمال حصول توافق نهایی باشد. در مجموع، آنچه از مفاد تفاهمنامه میان ایران و آمریکا منتشر شده، به وضوح نشان میدهد این توافق، سند شکست آمریکا در برابر ایران است. ترامپ روز ۹ اسفند با هدف سرنگونی جمهوری اسلامی، تجزیه ایران، نابودی برنامه هستهای و موشکی ایران و تسلط بر منابع نفت و گاز ایران، جنگ را آغاز کرد اما در نهایت، ۱۰۷ روز پس از آغاز جنگ، تن به تفاهمنامهای داده که به اعتقاد کارشناسان، با دادن امتیازات هنگفت به ایران، تلاش میکند خود را از باتلاق منطقه خارج کند. آنچه ترامپ در این تفاهمنامه گرفته، بازگشایی تنگه هرمز است؛ تنگهای که قبل از جنگ کاملاً باز بود اما حالا توسط ایران مدیریت میشود. از سوی دیگر، او انواع و اقسام امتیازات مانند دسترسی به اموال مسدودشده و تعویق تحریم نفت را به ایران داده تا بتواند درباره موضوع هستهای با ایران مذاکره کند. این در حالی است که قبل از وقوع جنگ، ایران در حال مذاکره با آمریکا بود! بنابراین پیروزی ایران در این تفاهمنامه کاملاً مشهود است.
















