جوان: به تصمیم و تدبیر نظام اعتماد کنیم

روزنامه جوان/متن پیش رو در جوان منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
مصطفی قربانی| کیفیت کنشگری جمهوری اسلامی ایران در سیاست و روابط خارجی، همواره آمیزهای خوشقواره از آرمانگرایی و واقعبینی بودهاست؛ بدین ترتیب که با وجود لحاظ واقعیتهای صحنه عمل، از اهداف و مطالبات آرمانی خود نیز عدول نکردهاست. مبتنی بر این ویژگی، یکی از ویژگیهای بارز سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، «انعطاف کارکردی» است؛ یعنی تا آنجا که به تحقق اهداف نظام کمک میشود، در اتخاذ و اجرای تصمیمها انعطاف وجود دارد.
نمونه تام این موضوع را اکنون در تفاهم موجود میان ایران و امریکا میتوان مشاهده کرد. در واقع، ایران در مواجهه با امریکا تلاش کرد تا ضمن گرهگشایی از برخی واقعیتهای نامطلوب همچون محاصره دریایی و فشارهای اقتصادی، اما از آرمانها و اهداف مهم خود همچون پذیرش حق غنیسازی، وحدت ساحات مقاومت عدول نکرد و جالب آنکه پذیرش تفاهم با امریکا تقریباً در ساعت صفر حمله ایران به رژیم صهیونیستی رخ داد. در واقع، پذیرش تفاهم با امریکا آن هم در ساعت صفر آغاز حمله نشان میدهد که دستگاه تصمیم و تدبیر نظام از انعطاف کارکردی مناسبی برخوردار است؛ یعنی توانایی آن را دارد که ولو در تصمیمهای راهبردی قطعی خود، در صورت تأمین اهداف، تجدیدنظر کند. بر این اساس، پذیرش تفاهم و عدمحمله به صهیونیستها پس از آن اتفاق افتاد که امریکا پیشنهاد جدیدی ارائه داد. حال درباره اینکه چرا ایران پیشنهاد جدید امریکا را پذیرفت باید گفت که هدف کلی ایران از حمله، تقویت مواضع در میز مذاکره با هدف تحقق اهداف نظام بود. اهداف نظام چه بود؟ رفع محاصره دریایی، رفع مسدودیت داراییهای بلوکه شده ایران، پایان جنگ در همه جبههها به ویژه لبنان، پذیرش حق غنیسازی اورانیوم در ایران و عدمخروج مواد غنیشده از ایران مجموع اهداف اعلامی نظام در مذاکرات با امریکا بود. حال وقتی همه این خواستهها را دشمن در پیشنهاد جدیدش پذیرفت، تصمیم حمله لغو و در نقطه مقابل، مفاد تفاهم با امریکا پذیرفته شد. ضمن اینکه باید توجه داشت که اساساً حزبالله هم دنبال پایان جنگ و رفع اشغال جنوب لبنان است. پس با تفاهم ایران و امریکا، هدف حزبالله هم تا اینجا (حداقل روی کاغذ) محقق شدهاست.
در این پرونده، جمهوری اسلامی تلاش کرد برای رفع محاصره و کاهش فشارها اقدام کند، اما حاضر به عدول از آرمان مقاومت هم در بعد ملی و هم در قبال محور مقاومت نشد و اتفاقاً با سیاست مستحکمی که در پیش گرفت، هر دوی آنها را به خوبی پیش برد. مطابق با این منطق، اکنون جمهوری اسلامی هم به واقعیتهایی، چون محاصره و تلاطم شرایط اقتصادی توجه داشته و هم از آرمانهایی، چون مقاومت، استکبارستیزی و تحقق ایران قوی توجه کافی و وافی داشتهاست، بنابراین، نوعی جامعیت در راهبرد و رویکرد سیاست خارجی ایران وجود دارد که مبتنی بر آن تلاش میشود تا ضمن حفظ و ارتقای ابزارها و حوزههای قدرت، بنبستی هم در اداره کشور شکل نگیرد.
نکته مهم در این زمینه آن است که این منطق و الگو را باید با همه ابعاد و جوانب آن مورد ارزیابی و تحلیل قرار داد؛ توجه صرف به واقعیتها و توقع اینکه جمهوری اسلامی کنش سیاست خارجی خود را صرفاً بر مبنای آنها تنظیم کند، به همان اندازه منجر به خطا در فهم و تحلیل منطق سیاست خارجی ایران میشود که توقع داشته باشیم که جمهوری اسلامی بدون توجه به واقعیتها و صرفاً با نگاهی آرمانی به تنظیم و اجرای سیاست خارجی خود بپردازد. پیچیدگی شرایط و از سویی، هویت ممتاز جمهوری اسلامی ایجاب میکند که سیاست خارجی ایران همواره آمیختهای ظریف و دقیق از عناصر آرمانی و واقعی باشد و در تحلیل کیفیت اجرای سیاست خارجی باید با همهجانبهنگری به نقش و جایگاه هر کدام از این عناصر توجه داشت.
















