کیهان: تنگه هرمز قابل مذاکره نیست

کیهان/متن پیش رو در کیهان منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
عقبنشینی ترامپ قمارباز پای میز مذاکره، حاصل اقتدار میدان و ایستادگی ملت مبعوث ایران است. اگر دسترسی موشکی به خاک آمریکا نداریم، اما اهرم راهبردی تنگه هرمز، سلاح بازدارندهای است که جنگ را به داخل خاک آمریکا میکشاند. نباید این دستاورد بزرگ میدان را فدای وعدههای سرخرمن کرد.
بامداد دوشنبه(25 خردادماه)، شورایعالی امنیت ملی با صدور بیانیهای، حصول یک تفاهم مقدماتی میان ایران و آمریکا را اعلام کرد. اکنون سه روز از اعلام این خبر میگذرد و هنوز جزئیات رسمی آن منتشر نشده و همهچیز به روز جمعه موکول شده است. ما نیز همانند افکار عمومی صبوری پیشه میکنیم تا ابعاد این رویداد روشن شود! اما در این میان، جریانی در داخل کشور که سالهاست دکان «توافق با کدخدا» و «سراب مذاکره» را دایر کرده، دوباره سر از لاک خود برآورده و پزِ پیروزی دیپلماتیک میدهد. به این رؤیافروشان و طرفداران پروپاقرص باید توصیه کرد که کمی از فضای فانتزی خود فاصله بگیرند و واقعیات میدان را بررسی کنند: چه عاملی این گاوچران مغرور و کله خراب آمریکایی را ناچار کرد پای میز مذاکره بیاید؟ آن هم در شرایطی که تنها دو روز مانده به امضای تفاهمنامه، با دستپاچگی و از سر استیصال، مجدداً ایران را به بمباران و گزینه نظامی تهدید میکرد!
پاسخ به این سؤال برای کسانی که سواد راهبردی دارند روشن است؛ هرچند ممکن است برای غربپرستان طعم تلخی داشته باشد. دو عامل اصلی، این قمارباز را در اوج عربدهکشی، سر جایش نشاند: اول، موشکها و پهپادهای نقطهزنی که محصول تدبیر حکیمانه رهبر شهیدمان و دستپرورده مجاهدانی چون شهید طهرانیمقدمها و سردار حاجیزادههاست؛ دوم، کشیده شدن اهرم کلیدی «تنگه هرمز» که زلزلهای سهمگین در اندام اقتصاد جهانی انداخت. پس خطاب به این آقایان میگوییم نه خودتان به بیراهه بروید و نه به افکار عمومی و ملت مبعوث ایران آدرس غلط بدهید. این دستاورد، حاصل «دیپلماسی التماسی» یا لبخندهای پشت میز مذاکره نیست، حاصل اقتدار محض در «میدان» است.
میدانداری ایران در شاهراه انرژی جهان
برای درک اینکه چرا واشنگتن مجبور به عقبنشینی شد، باید به زبان آمار و ارقام - یعنی همان زبانی که سرمایهداری غربی بهتر از هر چیز میفهمد- سخن گفت. امروز نام خلیجفارس و تنگه هرمز صرفاً یک موقعیت جغرافیایی نیست؛ این منطقه شاهرگ حیاتی است که بیش از ۲۵ درصد تجارت نفت و گاز دنیا و بالغ بر ۳ هزار میلیارد دلار از اقتصاد جهان را در خود جای داده است. طبق آمار رسمی سازمان تجارت جهانی (وبسایت trademap)، حجم صادرات کشورهای این حوزه تنها در سال ۲۰۲۴ بیش از ۱۲۰۰ میلیارد دلار بوده است.
هنگامی که جمهوری اسلامی ایران اهرم قدرت خود را در این گلوگاه به حرکت درآورد، کل جهان تبعات آن را در زندگی روزمره خود حس کرد؛ از بالارفتن لحظهای قیمت نفت، بنزین، گازوئیل و سوخت جت گرفته تا افزایش سرسامآور قیمت مواد غذایی (به واسطه قیمت کودهای شیمیایی) و زنجیره وسیعی از محصولات پتروشیمی و پلاستیک. در حقیقت، خلیجفارس با در اختیار داشتن حدود ۵۰ درصد از ذخایر اثباتشده نفت جهان و تولید روزانه بیش از ۳۰ میلیون بشکه، تعیینکننده نهائی چرخههای اقتصادی دنیاست.
بر اساس دادههای مؤسسه آماری کپلر و اداره اطلاعات انرژی آمریکا (EIA)، روزانه ۲۰ میلیون بشکه نفت خام و فرآوردههای نفتی (معادل ۲۰ درصد مصرف کل جهان) از این تنگه عبور میکند. فراتر از نفت، امروز خلیج فارس منبع یکپنجم تجارت جهانی گاز مایع (LNG) است.
علاوه بر انرژی، سهم تنگه هرمز از تجارت دریایی محصولات شیمیایی ۱۵.۴ درصد، کودهای شیمیایی (مانند اوره و گوگرد که هند، برزیل و چین به آن وابستهاند) ۱۶.۵ درصد و مواد معدنی صادراتی جهان ۲۷.۵ درصد است؛ این یعنی بستن یا ایجاد اختلال در این شاهراه، نهتنها اقتصاد منطقه را به شدت آسیبپذیر و فلج میکند، بلکه کل سیستم توزیع کالا و انرژی جهان را به زانو درمیآورد. این همان واقعیت سختی است که ایلان ماسک، کارآفرین و ثروتمند معروف غربی، با انتشار تصویری معنادار به آن اعتراف کرد؛ جایی که نشان داد تمام سازه پیچیده اقتصاد آینده، هوش مصنوعی، رایانش ابری و فناوریهای پیشرفته نهایتاً بر پایهای سنتی به نام «امنیت انرژی در تنگه هرمز» استوار است. جغرافیا و ژئوپلیتیک، یقه هوش مصنوعی غرب را چسبیده است.
سقوط آزاد ذخایر نفتی کاخ سفید
اگرچه برد موشکهای متعارف ایران در حال حاضر مستقیماً به نیویورک و لسآنجلس نمیرسد، اما پسلرزههای استراتژیک اقدام ایران در مدیریت تنگه هرمز، به قلب خاک ایالات متحده اصابت کرده است. تازهترین گزارشهای رسمی اداره اطلاعات انرژی آمریکا (EIA) عمق این فاجعه را برای کاخ سفید آشکار میسازد.
طبق دادههای آماری رسمی اطلاعات انرژی آمریکا، ذخایر استراتژیک نفت خام ایالات متحده (SPR) در هفتههای منتهی به ژوئن با افت شدید و بیسابقه مواجه شده است. تنها در یک مقطع، مجموع ذخایر نفت خام این کشور بیش از ۱۲.۹ میلیون بشکه کاهش یافت که ۷.۹ میلیون بشکه آن مستقیماً ناشی از آزادسازی اضطراری نفت برای کنترل قیمتها بود. گزارشهای بعدی نشان داد که این ذخایر با کاهشهای متوالی به رقم ۳۴۰.۳ میلیون بشکه سقوط کرده است؛ یعنی پایینترین سطح ذخایر استراتژیک آمریکا از سال ۱۹۸۳ میلادی (در طول ۴۳ سال گذشته)! این آمار تکاندهنده نشان میدهد که ساختار اقتصادی آمریکا تا چه حد در برابر شوکهای برخاسته از خلیجفارس ضربهپذیر است. تحلیلگران آژانس بینالمللی انرژی هشدار میدهند که حتی در صورت تحقق کامل توافقات سیاسی و بازگشایی بینقص تنگه هرمز، بازگشت بازار انرژی به شرایط عادی به زمان بسیار طولانی نیاز دارد؛ به طوری که تولید و صادرات نفت منطقه تا سال ۲۰۲۷ به سطح پیش از بحران باز نخواهد گشت و بازار جهانی حداقل تا اواخر سال ۲۰۲۶ با کسری عرضه جدی دستوپنجه نرم خواهد کرد. واشنگتن فهمید که انبار استراتژیکش خالی شده و ادامه بازی با دم شیر، به معنای فروپاشی داخلی اقتصاد آمریکا خواهد بود.
اعتراف صریح رسانههای غربی به اهمیت تنگه هرمز
عمق این پیروزی راهبردی زمانی آشکارتر میشود که به اعترافات رسانههای دشمن نگاه کنیم. نشریه معتبر آمریکایی «فارن پالسی» صراحتاً در مقالهای مینویسد: «دونالد ترامپ وارد یک جنگ اختیاری علیه ایران شد؛ جنگی که با یک فاجعه سیاسی و نظامی به پایان رسید و تبعات طولانیمدت آن در داخل و خارج آمریکا باقی خواهد ماند. ایران به خوبی متوجه اهمیت تنگه هرمز به عنوان یک اهرم اقتصادی مؤثر شده و عقبنشینی آمریکا از خاورمیانه، مانند کابوس ویتنام، یک گزینه سخت اما اجتنابناپذیر است.»
روزنامه صهیونیستی «هاآرتص» نیز با ناامیدی اعتراف کرد که عناصر بازدارندگی و هشدار رژیم صهیونیستی در برابر ایران، غزه، لبنان و یمن به کلی نابود شده است. این رسانه عبری نوشت: «مثلث برمودا در حال حاضر در تنگه هرمز قرار گرفته و توانسته است مثلث دکترین امنیتی رژیم صهیونیستی را به طور کامل ببلعد.»همچنین روزنامه «وال استریت ژورنال» در سرمقاله خود اعتراف کرد که تفاهم اخیر میان ایران و آمریکا، بیش از آنکه یک توافق متوازن باشد، بیانگر عقبنشینی آشکار و ملموس آمریکا از اهداف اعلامیاش در جریان تقابل با ایران است.
مراقب مکر قماربازان واشنگتن باشید!
حالا قرار است نماینده ترامپ در مجتمع بورگناشتوک در سوئیس بنشیند و مانند یک قمارباز باخته و مفلوک، پای برگه تفاهم را امضا کند. اما وظیفه ملی، انقلابی و شرعی ما در این مقطع حساس چیست؟
با تمام تفاسیری که در باب حصول این تفاهم مقدماتی میشود، حتی برای یک لحظه هم نباید تصور کنیم که دشمنی، کینه و عداوت ذاتی آمریکاییها با ملت ایران پایان یافته است. این پیروزی، حاصل دستاوردهای خیابان و اقتدار میدان است؛ نباید آن را با خوشخیالی، رؤیابافی و اعتماد به یک مشت وعده بر باد داد. ما باید با هوشیاری کامل از این پیروزی بزرگ مراقبت کنیم.
تنگه هرمز، سلاح بازدارنده استراتژیک ماست؛ روی این اهرم قدرت مطلقاً نباید معامله کرد. باید توجه داشت که ترتیبات امنیتی و معادلات راهبردی منطقه غرب آسیا دیگر به پیش از اسفند ۱۴۰۴ بازنخواهد گشت. ما باید توانایی و قابلیت خود را در انسداد تنگه هرمز و حتی بابالمندب حفظ کنیم. همچنین باید قابلیت و توانایی خود را در هدف قرار دادن منافع و مواضع آمریکا و متحدان در منطقه حفظ کنیم.
ما با موشک به خاک آمریکا دسترسی مستقیم نداریم، اما با اهرم تنگه هرمز و بابالمندب، جنگ را به داخل خاک آمریکا و عمق استراتژیک غرب میکشانیم. آمریکا هنوز همان دشمن غدار و مکار است و امضای روی کاغذ نباید ما را غافل کند. بنابراین، ضمن حفظ صلابت دیپلماتیک، باید آرایش جنگی، دفاعی و بازدارنده خود را در بالاترین سطح ممکن حفظ کنیم. مراقب مکر قماربازان واشنگتن باشید!
در همین راستا، رصد آخرین مواضع و تحولات بینالمللی ابعاد تازهای از روند این رویداد را آشکار میسازد.
تهدید ترامپ به بمباران 2 روز مانده به امضای تفاهم!
دونالد ترامپ درحاشیه اجلاس گروه ۷ با اعتراف به ضربه کاری ایران بر بازارهای مالی غرب گفت: «از نتایج توافق با ایران، افزایش شاخص بازارهای مالی و کاهش قیمت سوخت بوده است.» وی با تکرار ادعاهای واهی هستهای افزود: «تنگه هرمز بهصورت جزئی بازگشایی شده و تا دو روز آینده بهطور کامل باز خواهد شد.» ترامپ با فرار از فشار افکار عمومی مدعی شد این تفاهم شامل پرداخت پول از سوی واشنگتن نیست اما اعتراف کرد: «نمیتوانیم هیچ طرفی را از سرمایهگذاری در ایران منع کنیم.» وی در پایان با لافزنی نظامی گفت اگر ایرانیها رفتار خود را اصلاح نکنند، بار دیگر بمبها را بر سرشان فرو میریزیم؛ گزافهگویی مضحکی که دستپاچگی یک قمارباز بازنده را عیان میسازد.


















