دیپلماسی در اوج فشار

دیپلماسی در اوج فشاردیپلماسی در اوج فشار
1
1
16.3K
1405/06/19 - 20:44
1.5K
1405/06/19 - 20:44

اعتماد/متن پیش رو در اعتماد منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست

ارجاع احتمالی پرونده هسته‌ای ایران به شورای امنیت، فراتر از ابعاد حقوقی، ابزاری برای افزایش فشار سیاسی بر تهران و آزمونی برای میزان همراهی چین و روسیه با کشورمان خواهد بود. این درحالی است که امریکا با تلفیق تحریم‌ها، فشار نظامی، محاصره دریایی و تلاش برای شکل‌دهی ائتلاف منطقه‌ای، راهبرد «دیپلماسی اجبار» را دنبال می‌کند تا ایران را به مذاکره با دستورکار گسترده‌تر وادار کند. رحمن قهرمانپور، پژوهشگر و کارشناس روابط بین‌الملل، در پاسخ به پرسش نخست «اعتماد» درباره هدف امریکا و تروییکای اروپایی از ارجاع پرونده ایران به شورای حکام و اینکه آیا این روند می‌تواند زمینه بازگشت تحریم‌های شورای امنیت را فراهم کند، گفت: «ارجاع پرونده هسته‌ای ایران ازسوی آژانس به شورای امنیت، ذیل موضوع عدم پایبندی (Non-Compliance)، می‌تواند بحران میان ایران و امریکا را پیچیده‌تر کند. روسیه و چین پس از فعال‌سازی سازوکار ماشه از سوی اروپا، بازگشت تحریم‌ها را براساس تفسیر خود از قطعنامه ۲۲۳۱ نپذیرفتند؛ اما ارجاع دوباره پرونده ذیل عدم پایبندی، می‌تواند موضع آنها را در حمایت از ایران تا حدی تضعیف کند.» او در ادامه افزود: «در عین حال، ترامپ در دوره کنونی خود را مقید به چارچوب سازمان‌های بین‌المللی و حقوق بین‌الملل نمی‌داند؛ نه در اعمال تحریم‌ها منتظر شورای امنیت می‌ماند و نه در لغو آنها خود را وابسته به این نهاد می‌بیند؛ چنان‌که در تفاهم اسلام‌آباد تحریم‌ها علیه ایران را لغو کرد. این رویکرد، جایگاه آژانس، سازمان ملل و شورای امنیت را تضعیف کرده است.» قهرمانپور در ادامه تصریح کرد: «امریکا، بدون ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت و خارج از چارچوب‌های حقوقی، حملات نظامی علیه تاسیسات هسته‌ای ایران و محاصره دریایی را آغاز کرد؛ اقدامی که از نگاه او در سطحی فراتر از تحریم‌های ذیل ماده ۴۱ منشور ملل متحد و نزدیک به اقدامات پیش‌بینی‌شده در ماده ۴۲ قرار می‌گیرد. از این منظر، ارجاع پرونده به شورای امنیت دیگر اثر حقوقی سابق را ندارد و شاید برای ایران نیز بازدارندگی پیشین را ایجاد نکند.» این پژوهشگر ادامه داد: «با این همه، این اقدام همچنان از نظر سیاسی مهم است. نخست، امریکا می‌تواند از این مسیر فشار بر روسیه و چین را برای کاهش سطح حمایت از ایران افزایش دهد. دوم، همراهی امریکا و اروپا در ارجاع پرونده ایران می‌تواند نشانه نزدیکی دوباره دو سوی آتلانتیک پس از شکاف‌های اخیر باشد؛ نزدیکی‌ای که ممکن است از پرونده اوکراین به موضوع ایران نیز گسترش یابد.»

وضع چین و روسیه در شورای امنیت تعیین‌کننده است
قهرمانپور در پاسخ به این پرسش که چین و روسیه در برابر تلاش امریکا و اروپا برای ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت از چه رویکردی پیروی خواهند کرد، گفت: «بخشی از رویکرد روسیه و چین را در پاسخ پیشین توضیح دادم. این دو کشور در شورای حکام آژانس بین‌المللی انرژی اتمی معمولا با قطعنامه‌های مورد حمایت غرب مخالفت می‌کنند؛ اما از آنجا که در این نهاد حق وتو وجود ندارد، مخالفت آنها لزوما مانع تصویب قطعنامه نمی‌شود و امریکا می‌تواند موضوع را به رای‌گیری بگذارد.»  او افزود: «مساله مهم‌تر، مرحله احتمالی ارجاع پرونده به شورای امنیت است. در آن صورت، تفسیر حقوقی چین و روسیه تعیین‌کننده خواهد بود: باید دید آیا آنها همچنان بر تفسیر خود پس از فعال‌سازی سازوکار ماشه پایبند می‌مانند یا ارجاع پرونده ذیل عدم پایبندی، موضع‌شان را تغییر می‌دهد.»

محاصره دریایی؛ فشار موثر با داده‌های مبهم
قهرمانپور در پاسخ به این پرسش که کارزار اقتصادی و محاصره دریایی علیه ایران تا چه اندازه موفق بوده و موجب شده تا واشنگتن به اهداف ادعایی‌اش دست یابد، گفت: «براساس گزارش‌هایی که ظاهرا سازمان سیا و دیگر نهادهای اطلاعاتی امریکا چند هفته پیش به ترامپ ارایه کرده‌اند، محاصره دریایی تاکنون موثرتر از حمله نظامی ارزیابی شده است. روشن نیست که در این گزارش‌ها، هدف نهایی امریکا از محاصره نیز تشریح شده یا نه؛ اما به نظر می‌رسد برداشت ترامپ، دولت او و نهادهای اطلاعاتی امریکا این است که این سیاست کارآمد بوده است.» این کارشناس مسائل بین‌الملل افزود: «اسکات بسنت نیز اعلام کرده ایران اکنون ۳۵ میلیون بشکه نفت روی دریا دارد که در زمان تفاهم اسلام‌آباد از تنگه خارج شده و ممکن است آن را بفروشد. ایران پیش از آن نیز حجم قابل‌توجهی نفت روی دریا داشت که به کشورهایی ازجمله چین فروخت و منابع حاصل از آن را بازگرداند.» قهرمانپور در ادامه تصریح کرد: «ارزیابی دقیق میزان اثرگذاری محاصره دریایی به اطلاعاتی نیاز دارد که در دسترس عموم نیست. نه آمار فروش نفت ایران شفاف است و نه ادعای امریکا درباره حجم نفت عبوری از کریدور جنوبی به‌آسانی قابل ارزیابی است. بنابراین، نمی‌توان درباره میزان موفقیت محاصره، قضاوتی قطعی ارایه داد.»  قهرمانپور در ادامه تاکید کرد: «سال‌ها تحریم، دو پیامد متضاد برای ایران داشت: ایران راه‌هایی برای فعالیت و دورزدن محدودیت‌ها آموخته، اما تاب‌آوری اقتصادی کشور نیز به ‌تدریج کاهش یافته است. از این زاویه، ممکن است تحریم‌ها و فشارهای کنونی نسبت به گذشته اثر بیشتری داشته باشند؛ حتی اگر ایران همچنان مسیرهایی برای کاهش آثار آنها دراختیار داشته باشد.»

ائتلاف‌سازی؛ اهرم امریکا برای فشار بر ایران
قهرمانپور در پاسخ به این پرسش که آیا واشنگتن با تشدید فشارها در پی شکل‌دهی ائتلافی علیه ایران است، گفت: «پاسخ مثبت است. گزارشی که این هفته درباره تدوین سیاست امریکا در خاورمیانه برای دوران پس از جنگ ایران منتشر شد، نشان می‌دهد این سیاست بر سه ستون استوار است: تشکیل ائتلاف منطقه‌ای برای مهار ایران، برقراری صلح میان اسراییل با لبنان و سوریه، و پیشبرد توافق‌های ابراهیم برای عادی‌سازی روابط میان کشورهای عربی و اسراییل.»  او افزود: «ترامپ در ۹ اسفند و هنگام ورود به جنگ با ایران اعلام کرد به دیگران نیاز ندارد و تصور می‌کرد امریکا می‌تواند به ‌تنهایی اهدافش را پیش ببرد. همین رویکرد باعث شد متحدان امریکا، از جمله ژاپن، کره‌جنوبی و اعضای ناتو، به درخواست واشنگتن برای همکاری پاسخ منفی دهند.» این پژوهشگر روابط بین‌الملل در ادامه تصریح کرد: «پس از ناکامی امریکا، گرایشی در درون دولت ترامپ مطرح شد که همکاری با متحدان می‌توانست نتیجه بهتری به همراه داشته باشد. در اجلاس سران ناتو در آنکارا نیز مارک روته، دبیرکل ناتو و ترامپ از بهبود روابط ناتو و امریکا سخن گفتند؛ موضوعی که نشان می‌داد شکاف میان دوطرف در حال کاهش است.»  قهرمانپور ادامه داد: «در پی آن، کشورهای اروپایی اعلام کردند در عملیات «خشم اقتصادی» علیه ایران با امریکا همکاری می‌کنند و کره‌جنوبی نیز از اعزام یک تیم تحقیقاتی و بررسی به خلیج‌فارس خبر داد. هنوز موضع ژاپن روشن نیست، اما به نظر می‌رسد ترامپ پس از اعلام بسته تحریمی روز دی، همزمان محاصره را تشدید کرده، با کشورهای مختلف برای اعمال تحریم‌ها گفت‌وگو می‌کند و از متحدان خود می‌خواهد در ائتلافی برای واداشتن ایران به پذیرش شروط امریکا و بازگشایی تنگه هرمز مشارکت کنند.»

باب‌المندب و موشک‌ها؛ اهرم‌های مکمل
قهرمانپور در پاسخ به این پرسش که تهران، افزون بر اهرم تنگه هرمز، چه ابزارهایی برای تعدیل فشارها و تقویت بازدارندگی دراختیار دارد، خاطرنشان کرد: «ایران ممکن است در تنگه باب‌المندب نیز اقدام‌های بازدارنده‌ای انجام دهد؛ هر چند اثرگذاری آن نسبت به تنگه هرمز کمتر خواهد بود.»  او افزود: «توان موشکی ایران همچنان متغیری مهم و تعیین‌کننده است. ایران می‌تواند در برابر حمله به مراکز موشکی خود، ازجمله با اتکا به شهرهای زیرزمینی، مقاومت کند و علاوه بر آن، توان وارد کردن ضربه‌های تهاجمی را نیز دراختیار دارد. از این منظر، توان موشکی همچنان یکی از ابزارهای بازدارندگی ایران است.»

نقش تعیین‌کننده چین
قهرمانپور در پاسخ به این پرسش که چین، روسیه و هند در برابر تحریم‌ها و فشارهای تازه علیه ایران چه راهبردی اتخاذ خواهند کرد، گفت: «هند به ‌دلیل روابط نزدیک و راهبردی با امریکا، ملاحظات و محدودیت‌های بیشتری دارد. با این حال، دهلی‌نو در پی استقلال راهبردی است و پس از جنگ اوکراین، برخلاف مخالفت واشنگتن، از روسیه نفت خرید. بنابراین، هند در صورت وجود اراده سیاسی می‌تواند با ایران نیز همکاری کند، اما به نظر می‌رسد اراده نیرومندی برای چنین همکاری‌ای در دهلی‌نو وجود ندارد.»  این کارشناس مسائل بین‌الملل در ادامه و درباره نقش روسیه نیز افزود: «روسیه خود تحت تحریم است و شاید نتواند کمک گسترده‌ای دراختیار ایران قرار دهد، اما با توجه به برخورداری از ناوگان سایه و تجربه دور زدن تحریم‌ها، می‌تواند در برخی حوزه‌ها با ایران همکاری کند.» این پژوهشگر روابط بین‌الملل تصریح کرد: «نقش چین مهم‌تر و تعیین‌کننده‌تر است، زیرا بخش عمده نفت ایران را خریداری می‌کند. پکن تاکنون هم با تحریم‌های امریکا و هم با بسته ‌شدن تنگه هرمز مخالفت کرده و رویکردش این است که از ایران بازگشایی تنگه و از امریکا لغو تحریم‌ها را بخواهد.» قهرمانپور ادامه داد: «چین از افزایش قیمت نفت آسیب می‌بیند، زیرا گرانی انرژی هزینه تولید و قیمت کالاها را بالا می‌برد و تقاضا برای صادرات چین در بازارهای جهانی را کاهش می‌دهد، از همین رو، به گفته او، چین پس از حمله امریکا به ایران تقاضای نفت خود را کاهش داد تا توان صادراتی‌اش را حفظ کند. چین، با حدود یک‌هزار میلیارد دلار مازاد صادراتی، نیازمند حفظ بازارهای جهانی برای کالاهای خود است.»

دیپلماسی اجبار؛ فشار برای مذاکره
قهرمانپور در پاسخ به این پرسش که آیا پیگیری همزمان فشارهای اقتصادی، دیپلماتیک و نظامی نشان‌دهنده راهبردی چندلایه ازسوی امریکا علیه ایران است و آیا این راهبرد نتیجه‌بخش خواهد بود یا خیر، گفت: «قدرت‌های بزرگ به‌ دلیل امکانات و توانایی‌های خود می‌توانند همزمان از راهبردهای چندگانه، چندلایه و چندبعدی استفاده کنند. امریکا اکنون از نظر نظامی، با استقرار پایگاه و نیرو در نزدیکی مرزهای ایران و اعمال محاصره دریایی، فشار وارد می‌کند؛ همزمان در سازمان‌های بین‌المللی مسیر دیپلماتیک را پیش می‌برد و از طریق تحریم‌ها نیز فشار اقتصادی را افزایش داده است.»  به باور این کارشناس مسائل بین‌الملل، «این ابزارها و لایه‌های مختلف آن چیزی هستند که «دیپلماسی اجبار» نامیده می‌شود. هدف ترامپ، واداشتن ایران به پذیرش خواسته‌های امریکا از طریق هم‌افزایی فشار نظامی، دیپلماتیک و اقتصادی است. به نظر می‌رسد واشنگتن به این جمع‌بندی رسیده که تحریم‌ها به‌تنهایی مانند گذشته اثرگذار نیستند؛ ازاین‌رو، فشارها را به‌طور همزمان ادغام و همسو می‌کند.» قهرمانپور در پاسخ به این پرسش که باتوجه به مواضع اخیر ترامپ درباره مذاکره با ایران و همچنین فشارهای چندلایه، آیا می‌توان گفت امریکا به دنبال فاز تازه‌ای از رایزنی برای کسب امتیازهای حداکثری‌اش است یا خیر، گفت: «رفتار ترامپ نشان می‌دهد هر زمان فشار را افزایش می‌دهد، از نبود مذاکره سخن می‌گوید؛ اما در منطق دیپلماسی اجبار، تمایل به آغاز گفت‌وگو درست در اوج فشار شکل می‌گیرد. ترامپ در چنین وضعیتی تصور می‌کند طرف مقابل را به پذیرش خواسته‌های خود واداشته و زمان مناسبی برای دیپلماسی است.» او افزود: «از این منظر، هدف فشارهای کنونی بازگرداندن ایران به میز مذاکره و گرفتن امتیازهای بیشتر است. گفته می‌شود دولت امریکا این‌بار خواستار آن است که موضوع تنگه هرمز و پرونده هسته‌ای همزمان در دستور کار مذاکرات قرار گیرند؛ درحالی که در تفاهم اسلام‌آباد، ابتدا بازگشایی تنگه هرمز و سپس مذاکرات هسته‌ای مطرح بود.»  این پژوهشگر روابط بین‌الملل در ادامه تصریح کرد: «ایران نیز دلایلی برای مذاکره دارد و به نظر می‌رسد اجماعی نسبتا قوی در داخل کشور درباره مفیدبودن تفاهم اسلام‌آباد و امکان بازگشت به آن شکل گرفته است. این وضعیت نشان می‌دهد تهران نیز از دیپلماسی استقبال می‌کند؛ بنابراین، ممکن است در روزهای آینده ایران و امریکا دوباره به میز مذاکره بازگردند.»

انتخابات امریکا و اسراییل؛ اثرگذاری نامتقارن
قهرمانپور در پاسخ به این پرسش که انتخابات میان‌دوره‌ای امریکا و انتخابات پارلمانی اسراییل تا چه اندازه می‌تواند بر رویکرد واشنگتن و تل‌آویو درقبال ایران را تحت تاثیر قرار دهد، گفت: «اثر تنش امریکا با ایران بر انتخابات میان‌دوره‌ای امریکا محدود است. بخشی از پیامدهای جنگ تا همین حالا در رقابت‌های درون‌حزبی و مقدماتی خود را نشان داده است. همچنین، روند انتخابات امریکا تا ۱۳ آبان حدود ۴۵ روز ادامه دارد و در این فاصله، رای‌گیری زودهنگام و پستی انجام می‌شود؛ درنتیجه، بخش قابل‌توجهی از رای‌دهندگان پیش از روز انتخابات رای خود را ثبت می‌کنند و تحولات بعدی اثر چندانی بر انتخاب آنان نخواهد داشت.»  او افزود: «سازوکار انتخاباتی امریکا چند ماه زمان می‌برد تا هیجان‌ها کاهش یابد و شناخت رای‌دهندگان از نامزدها افزایش پیدا کند. بنابراین، با نزدیک‌ شدن به روز رای‌گیری، شمار رای‌دهندگان مردد کمتر می‌شود و دامنه اثرگذاری تحولات خارجی، ازجمله تنش با ایران، محدودتر خواهد بود.» این پژوهشگر روابط بین‌الملل تصریح کرد: «انتخابات اسراییل سازوکار متفاوتی دارد؛ ورود احزاب کوچک به کنست و شکل‌گیری ائتلاف‌ها در تشکیل دولت نقش تعیین‌کننده دارد. نتانیاهو پیش‌تر نیز بدون کسب اکثریت مطلق آرا، از طریق ائتلافی قدرتمندتر توانسته دولت تشکیل دهد.»  قهرمانپور ادامه داد: «نتانیاهو در آستانه انتخابات تلاش می‌کند تنش با ایران را افزایش دهد، زیرا امنیت برای رای‌دهندگان اسراییلی مساله‌ای مهم است و در این حوزه اعتماد بیشتری به او وجود دارد. هر چه فضا امنیتی‌تر و تنش با ایران، لبنان و سوریه بیشتر شود، احتمال گرایش رای‌دهندگان به چهره‌های باتجربه‌تر افزایش می‌یابد؛ حتی اگر آیزنکوت در نظرسنجی‌ها اندکی پیشتاز باشد.»  او در پایان تاکید کرد: «نتانیاهو می‌کوشد امنیت اسراییل را به مساله اصلی انتخابات تبدیل کند. از این رو، احتمال دارد برای جلوگیری از توافق ایران و امریکا تلاش کند و در صورت مساعدبودن شرایط، به‌ دنبال افزایش تنش یا درگیری با ایران باشد تا فضای سیاسی را به سود خود تغییر دهد.»

🔹"آخرین خبر" در روبیکا
🔹"آخرین خبر" در ایتا
🔹"آخرین خبر" در بله

اخبار برگزیده