روزنامه سازندگی/متن پیش رو در سازندگی منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
“اصغر فرهادی”، فیلمساز ایرانی در انتقاد از دولتمردان آمریکا: چه کسی از شما خواست ما را نجات دهید؟
امید ذاکری نیا| آمریکا از بالا به پائین نگاه میکند. چرا فکر میکنید شما بالا هستید و ما پائین؟ ادعا میکنند دموکراسی دارند، اما این یک دروغ است. مردم میفهمند که خودشان میتوانند خودشان را نجات دهند. اطلاعاتی که رسانههای جریان اصلی آمریکا درباره ایران میدهند و بازنشر میکنند، حاصل دانشی بسیار ساده و سطحی از زندگی واقعی مردم ماست
«چه کسی از شما خواست ما را نجات دهید؟» این سوال صریح را شاید بتوان تندترین کنش اصغر فرهادی در واکنش به تصویری که سینمای هالیوود از ایران طی سالهای متمادی ساخته بهحساب آورد. او این حرف را در جلسه گفتوگویی در جشنواره فیلم ریو و در پاسخ به تولید فیلم «آرگو» محصول سال ۲۰۱۲ و ساخته بنافلک گفت و خیلیزود به مسائل بزرگتر و مهمتری پل زد: «چه کسی حق دارد، جهان را روایت کرده و ما را از دریچه نگاه خودش تعریف کند؟» یک سوال اساسیتر که تم این گفتوگو را از یک مصاحبه صرف سینمایی به سمت یک گفتوگوی جدی و عمیق همهجانبه کشاند. اصغر فرهادی طی دو دهه اخیر، موفقترین فیلمساز ایرانی در سطح بینالمللی بوده است. او دو بار برنده اسکار بهترین فیلم خارجی و دو بار برنده خرس طلایی برلین شده و دو بار هم جایزه جشنواره معتبر سینمایی کن را در کنار دیگر جوایز ریز و درشت جشنوارههای کوچک و بزرگ فتح کرده است. او در روزهایی که فیلم «داستانهای موازی» بعد از نمایش در کن در اکران بینالمللی قرار دارد، حسابی سرش بهواسطه حضور در جشنوارهها و برگزاری مسترکلاسهای کارگردانی شلوغ است. او در گفتوگوی مفصلی که در ریودوژانیرو، پایتخت برزیل داشت، آمریکا را به این متهم کرد که نگاه از بالا به پائین به مسائلی چون کشور ایران دارد. او انتقاداتش را متوجه مجموعه رسانههای تصویریای کرد که تصویری کامل و درست از زندگی مردم حتی در آمریکا ارائه نمیدهند. فرهادی به سیاستی تاخت که حتی به زندگی روزمره انسان رسوخ کرده و در این بین سینمای خودش را فضایی برای فرصت کشف تماشاگران معرفی کرد. شاید اما تندترین صحبتهای فرهادی از جایی آغاز شد که درباره فیلم «آرگو» صحبت کرد. فیلمی که در سال ۲۰۱۲ و در مراسم اسکار برنده سه جایزه بهترین فیلم، بهترین فیلمنامه و بهترین تدوین شد. او درباره قهرمان آمریکایی فیلم «آرگو» به این مسئله میپردازد که «چرا یک آمریکایی به کوبا یا ایران میرود تا مردم را نجات بدهد؟
مردم میفهمند که خودشان میتوانند خودشان را نجات دهند». اما واقعیت این است که گفتوگوی فرهادی در ریو فقط به هالیوود مربوط نمیشود. او که برای نمایش فیلمش «داستانهای موازی» به ریو رفته، در این گفتوگو با رافا سالس راس، بیش از آنکه درباره این فیلم توضیح بدهد درباره نوع نگاهش به جهان صحبت میکند و اینکه وقتی یک کشور، یک ملت یا یک فرهنگ را از بیرون تماشا میکنیم، چه چیزهایی را میبینیم و چه چیزهایی را از دست میدهیم. در این گفتوگو او از سینمای ایران، از عباس کیارستمی و رابطه میان سیاست و زندگی روزمره نیز میگوید. او فیلم را اثری میداند که باید تبدیل به تجربهای شخصی برای تماشاگر بشود. او به فیلمهای اخیرش و تجربه ساخت «داستانهای موازی» نیز میپردازد. فیلمی که قرار بود در آمریکا ساخته شود اما در نهایت در فرانسه تولید شد.
درباره آرگو
فرهادی در پاسخ به پرسشی درباره برنده شدن «آرگو» در بخش بهترین فیلم اسکار، تنها یک سال پس از آنکه «جدایی نادر از سیمین» جایزه بهترین فیلم غیرانگلیسیزبان را دریافت کرده بود، گفت که هنگام اکران فیلم آن را دیده و احساس کرده که «یک فیلم هالیوودی» است. این فیلم که بهطور آزادانه براساس داستانی واقعی ساخته شده، بنافلک را در نقش یک متخصص خروج مخفیانه از کشور نشان میدهد که خود را بهعنوان تهیهکنندهای هالیوودی جا میزند تا شش آمریکایی را که در جریان بحران گروگانگیری ایران در تهران گرفتار شدهاند، نجات دهد. مجری جلسه با اشاره به این موضوع گفت که افلک در فیلم، ایران را «مثل جهنم» به تصویر کشیده است.
فرهادی گفت: «مشکل این نوع فیلمها در هالیوود [و] بعضی از مردم در ایالات متحده این است که آنها از بالا به پائین به دنیا نگاه میکنند. یک روز باید از آنها بپرسید: چرا فکر میکنید شما بالا هستید و ما پائین؟ من نمیفهمم چرا اینقدر خودبزرگبینی دارند و فکر میکنند بالاتر هستند». این کارگردان ایرانی سپس گفت آمریکاییها اغلب ادعا میکنند که «دموکراسی دارند»، اما به گفته او چنین نیست: «شما دموکراسی ندارید. این یک دروغ است».
بخش پنهان آمریکا
فرهادی در ادامه به زمانی اشاره کرد که چند سال پیش هنگام کار روی یک پروژه، مدتی را در آمریکا گذراند و در جریان تحقیقاتش به سانفرانسیسکو رفت تا با مردانی که در زندان بودند گفتوگو کند. او گفت: «با افرادی در زندان ملاقات کردم که سیاهپوست بودند، [بعضی هم] از کشورهای دیگر آمده بودند، و آمریکای واقعی آنجا بود. اما مردم جهان آن بخش از ایالات متحده را نمیبینند». او ادامه داد: «من با این مسئله مشکل دارم که آنها خودشان را بالا میبینند و فکر میکنند دیگران باید مثل آنها باشند. حتی اگر از روی نیت خوب باشد و بخواهند با شما مهربان باشند، آرزو میکنند «یک روز شما هم مثل ما شوید» و نه، من نمیخواهم». فرهادی درباره «آرگو» نیز گفت، فیلمهایی از این دست «عمیق نیستند». او افزود: «آنها این فیلمها را برای پول میسازند؛ این یک تجارت است. و در این فیلمها همیشه یک مرد سفیدپوست آمریکایی وجود دارد که دیگران را نجات میدهد. سوال من این است: چرا؟ چرا یک آمریکایی به کوبا یا ایران میرود تا مردم را نجات دهد؟ مردم میفهمند که خودشان میتوانند خودشان را نجات دهند. چه کسی از شما خواست بیائید و ما را نجات دهید؟»
فیلم و سیاست
از فرهادی درباره نحوه پرداختن به سیاست در فیلمهایش پرسیده شد. او گفت هر وقت «درباره جامعه صحبت میکنید، در واقع درباره سیاست حرف میزنید». او توضیح داد: «حتی وقتی درباره زندگی خانوادگی، روابط آنها، دشواریها و مشکلاتشان صحبت میکنید، بهطور غیرمستقیم درباره سیاست حرف میزنید. در فیلمهایم همیشه سعی میکنم مستقیماً درباره سیاست صحبت نکنم، چون از نظر من این مسئله کمی از سینما فاصله دارد. سینمایی که من به آن باور دارم، نوعی سینماست که به تماشاگران فضا میدهد تا چیزهایی را درباره خودشان کشف کنند».فرهادی سپس به فیلم «همشهری» ساخته عباس کیارستمی اشاره کرد و آن را «سیاسیترین فیلم ایران» دانست. این مستند محصول سال ۱۳۶۲، رانندگان را در خیابانهای پایتخت ایران دنبال میکند. فرهادی گفت: «او یک مستند درباره رانندگان خودرو در تهران ساخت، اما وقتی مردم را میبینید و شیوه صحبت کردنشان با پلیس را مشاهده میکنید، لایههای سیاسی بسیاری در آن وجود دارد». او افزود: «رسانهها و سینما تصویر کاملی از زندگی روزمره مردم به شما نمیدهند. اما مسئله درباره همدلی این است که مردم در سراسر جهان شبیه یکدیگرند. سینما بر پایه نفرت و عشق بنا شده است و وقتی صحبت از نفرت و عشق باشد، همهجا یکسان است. عشق میان یک مادر و فرزند در برزیل، در تهران هم همان است. شیوه ابراز آن متفاوت است اما هسته اصلی یکی است».
فیلمی درباره خودمان
فرهادی گفت وقتی یک فیلم برزیلی تماشا میکند، خیلیزود فراموش میکند که در حال دیدن داستانی از نقطهای دیگر در جهان است و احساس میکند با «فیلمی درباره خودمان» بهعنوان انسان مواجه است. او گفت: «اگر روزی مردم بتوانند به کشورهای دیگر سفر کنند و با یکدیگر دست بدهند، این بهترین راه برای شناختن مردم است، نه از طریق رسانهها. من باور ندارم رسانهها بتوانند تصویر کاملی به ما بدهند». این فیلمساز در ادامه تأکید کرد که دو فیلم اخیرش، «قهرمان» و «داستانهای موازی»، درباره این موضوع هستند که ما دیگران را چگونه میبینیم و دیگران در مقابل ما را چگونه میبینند. این فیلمها همچنین بهشدت تحتتأثیر «نقشی هستند که شبکههای اجتماعی در زندگی ما ایفا کردهاند».
او ادامه داد: «وقتی چیزی را در رسانه میبینیم، باید مراقب باشیم». فرهادی افزود که بخش عمده اطلاعاتی که رسانههای جریان اصلی درباره ایران، برای مثال، بازنشر میکنند، حاصل «دانشی بسیار ساده و سطحی» از زندگی واقعی در این کشور است. او با اشاره به تداوم یافتن یک روایت واحد گفت که در چنین شرایطی مردم «آماده پذیرش» این ادعا میشوند که «آنها دشمن هستند». فرهادی گفت: «این کاری است که رسانه انجام میدهد، چون قدرتمندترین رسانهها متعلق به قدرتمندان هستند. مشکل همین است».
به زبان مادری
فرهادی درباره فیلم بعدی خود نیز بسیار کوتاه صحبت کرد و بار دیگر گفت که این فیلم به زبان مادریاش، فارسی، ساخته خواهد شد. وقتی از او پرسیده شد که آیا این فیلم ممکن است به جنگ کنونی در ایران و درگیری در فلسطین بپردازد، پاسخ داد: «نه بهطور مستقیم»، اما تلویحاً گفت فضای سیاسی کنونی ممکن است به شکلی زیرپوستی بر داستان فیلم تأثیر بگذارد، هرچند موضوع اصلی آن نخواهد بود. کارگردان «فروشنده» همچنین به یاد آورد که قرار بود «داستانهای موازی» در آمریکا فیلمبرداری شود. او گفت: «سه سال آنجا ماندم؛ مینوشتم، تحقیق میکردم و بازیگران را انتخاب میکردم. در آمریکا با بازیگران آمریکایی، ازجمله نامهای بسیار بزرگ، انتخاب بازیگر انجام دادم. اما هر روز که به خانه برمیگشتم، به خودم میگفتم: نمیتوانم با این ارتباط برقرار کنم. یک چیزی اشتباه است. مشکل بزرگی بود. یک شب تصمیم گرفتم تغییرش بدهم». فرهادی گفت تغییر محل وقوع داستان فیلم به فرانسه و انتقال تولید به خارج از آمریکا «تصمیم آسانی نبود» اما «دیانای این فیلم بیشتر اروپایی است تا آمریکایی». در مورد گروه بازیگران پرستاره فیلم، ازجمله ایزابل هوپر، ویرژینی افیرا و ونسان کسل، فرهادی گفت پس از ورود به فرانسه، فیلمنامه را برای این بازیگران سرشناس فرستاد و خیلی خوششانس بود که همه آنها بلافاصله پاسخ مثبت دادند. با اینحال، او گفت وقتی سر صحنه فیلمبرداری میرود، به نامها فکر نمیکند. فرهادی گفت: «همه آنها تیم من، خانواده من و بازیگران من هستند. فرقی نمیکند نام بزرگی باشند یا نه. شیوه کار من همیشه یکسان است و آنها هم این شیوه را دوست دارند».
















