فرهیختگان/ «ابهام هستهای و بازگشت مهره اتمی روی میز» عنوان سرمقاله در روزنامه فرهیختگان به قلم سید مهدی طالبی است که میتوانید آن را در ادامه بخوانید:
تغییر دکترین هستهای امری منعطف است و شامل بازهای با ایستگاههای متعدد میشود؛ از ابهام هستهای و تشدید ابهام گرفته تا پنهانسازی برنامه، تولید سلاح، آزمایش برای رونمایی و در نهایت، توسعه تعداد و شدت انفجارها.
ایران برای تغییر دکترین هستهای خود لزوماً نباید تمام این ایستگاهها را بپیماید؛ اما اقدامات دشمن، بدون آنکه تهران تلاشی کند، این قطار را به حرکت درآورده است.
برنامه هستهای ایران که کاملاً تحت نظارت بود، با حمله آمریکا به تأسیسات هستهای نطنز، فردو و اصفهان در تیرماه ۱۴۰۴ وارد مرحله تشدید ابهام شد. تأسیسات هستهای، بهویژه در ورودیها، آسیب دیدهاند و ایران به دلیل ملاحظات حیثیتی و ضرورت تنبیه دشمن، نمیتواند اجازه بازرسی به بازرسان آژانس بینالمللی انرژی اتمی بدهد.
دشمن با دستان خود، دکترین هستهای کشور را یک گام به جلو برده است. اما این تمام ماجرا نیست و پرسشهای دیگری نیز مطرح میشوند: آیا دکترین هستهای تنها یک گام به جلو رفته یا ایران ایستگاههای دیگری را هم پشت سر گذاشته است؟ آیا دشمن در حال حاضر از تمام تأسیسات هستهای ایران اطلاع دارد یا تهران پس از تشدید ابهام، وارد مرحله پنهانسازی برنامه شده است؟
آنچه در صحنه سیاسی و اجتماعی کشور در حال رخ دادن است، شاید از تحولات اجرایی و عملیاتی کشور جلوتر باشد؛ زیرا برخی خواستار ساخت سلاح هستهای هستند و اصرار دارند که صحنه اجرایی و عملیاتی نیز گامی به جلو بردارد و به نقطه مورد مطالبه آنها برسد.
برنامه هستهای ایران قطعاً وارد مرحله تشدید ابهام شده است. درباره پنهانسازی برنامه نیز تقریباً قطعیتی وجود دارد، بهویژه در خصوص ذخایر اورانیوم غنیشده. بااینحال، آنچه بیش از همه توسعه یافته، صحنه اجتماعی و سیاسی کشور است که در آن مطالبه برای تغییر بیشتر در دکترین هستهای افزایش یافته است.
دکترین هستهای
برای فهم دکترین هستهای، تغییر در آن و مناسبات پیرامون این مسئله، نکاتی وجود دارد که در ادامه به آنها اشاره میشود.
۱. سمتوسوی مسئله هستهای ایران
نظامیشدن برنامه هستهای ایران یک فرایند است که بهتدریج رخ میدهد. برای تحقق آن، باید تحولاتی در فضای نظامی و نیروهای مسلح، سطح سیاسی در دولت و مجلس، محیط کارشناسی و دانشگاهی، جامعه و سیاست خارجی، با توجه به متحدان، اتفاق بیفتد.
در فضای نظامی، آمادگی وجود دارد. در فضای سیاسی، مجلس از این روند حمایت میکند؛ اما دولت هنوز موضعی آشکار در این زمینه بروز نداده است. در محیط کارشناسی و دانشگاهی نیز فضا به سمت مدافعان سلاح هستهای چرخیده است.
بیشترین میزان حمایت در جامعه وجود دارد. زیرساختهای فکری، گامهای بزرگی به سمت تغییر دکترین هستهای و تشدید اوضاع برداشتهاند و مخالفتهای اندک نیز توان مقابله با شرایط جدید را ندارند.
۲. تضعیف اهرم بازدارنده دشمن
بهزعم کارشناسان، تهدید به حمله نظامی، اهرمی برای وادار کردن ایران به دوری از تسلیحات هستهای بود. اکنون که دو حمله صورت گرفته است، این اهرم دیگر کارایی کامل خود را از دست داده است.
۳. ایران مشروعیت را کسب کرده است
ایران از چند منظر، مشروعیت حرکت به سمت سلاح هستهای را کسب کرده است.
نخست، پشت سر گذاشتن دو جنگ موجودیتی با دو دولت دارای سلاح هستهای است که بهقصد سرنگونی نظام سیاسی و تجزیه کشور انجام شدهاند.
دوم، حمله به تأسیسات هستهای ایران در چند نوبت است که اقدامی برخلاف قوانین بینالمللی به شمار میآید.
سوم، تهدید ایران به استفاده از سلاحهای خاص و نابودی کامل کشور و ملت است که اشارهای به سلاح هستهای دارد.
بر این اساس، ایران به سه دلیل، مشروعیت ساخت سلاح هستهای را برای دفاع از خود به دست آورده است و باید دید قصد دارد به چه شکلی از آن بهره بگیرد.
۴. آمریکا باید به تنگه هرمز و پایان جنگ بپردازد
آمریکا در مذاکرات بر دریافت امتیازات هستهای اصرار دارد. خواسته حداکثری واشنگتن، برچیدن کامل برنامه هستهای ایران است و خواسته حداقلی آن، احیای بازرسیها، اطلاع از محل نگهداری اورانیوم با غنای بالا و انتقال آن به خارج از ایران است.
در نهایت، هر دو مسیر به از بین رفتن صنعت هستهای کشور منتهی خواهند شد.
ایران پیشتر از فناوری هستهای بهعنوان سدی در برابر حرکت دشمن به سمت مسائل داخلی، موشکی و منطقهای بهره میبرد. در حال حاضر، مسئله هستهای خود به سپری در برابر دشمن تبدیل شده است که آن، تنگه هرمز و پایان جنگ است.
دشمن فعلاً باید در برابر انسداد تنگه هرمز و طولانی شدن جنگ متوقف شود و برای برطرف کردن این مسائل، به بدهبستان و مذاکره تن دهد.
۵. مطالبه مردمی
مردم نهتنها با ساخت سلاح هستهای موافقاند، بلکه خواستار آن نیز هستند. از نظر آنان، توسعه هستهای از دو جهت اهمیت داشته است: نخست، تأمین خدماتی مانند برق و رادیوداروها و بهبود وضعیت زندگی؛ دوم، ایجاد چشماندازی از توان هستهای کشور برای مقابله با دشمنان سنتی.
اکنون که دشمن صنعت هستهای را هدف قرار داده و به بهانه آن، کارخانههای داروسازی را نیز بمباران میکند، این پرسش مطرح میشود که چرا کشور نباید سلاح هستهای بسازد؟
تحمل تحریمها و جنگ باید بهایی داشته باشد و از نظر مردم، در شرایط کنونی، پاداش تحمل این وضعیت، ساخت سلاح هستهای است.
۶. نسبت هستهای شدن و سیاست خارجی
درباره برخی اظهارنظرها مبنی بر اینکه چین و روسیه در صورت تغییر دکترین هستهای از ایران حمایت نخواهند کرد، پرسشهایی مطرح است.
چگونه برخی افراد ادعا میکنند که از مواضع دو ابرقدرتی مانند چین و روسیه اطلاع دارند؟ آیا آنها سخنگوی خودخوانده این کشورها هستند، درحالیکه بهطور مشخص اعتباری برای بیان مواضع رسمی آنها ندارند و از دیدگاههای واقعی پکن و مسکو بیاطلاعاند؟
روشن است که این سخنان، برداشتهای ذهنی و شخصی افراد هستند و ارتباطی با مواضع رسمی چین و روسیه ندارند. این ارزیابیها، مانند بسیاری از تحلیلهای کارشناسی دیگر، صرفاً احتمالاتی هستند که ممکن است محقق شوند یا نشوند.
نباید کسی برای خود این اعتبار را قائل شود که از طرف قدرتهای بزرگ درباره مسائل راهبردی موضعگیری کند.
فراتر از این مسئله، ایران صلاح و امنیت ملی خود را بهتر میشناسد و در صورت رسیدن به نتیجهای مشخص، بدون تأثیرپذیری از عوامل خارجی، آن را اجرا خواهد کرد.
از سوی دیگر، مشخص است که چین و روسیه برای کشوری که دکترین هستهای خود را تغییر دهد، دست نمیزنند؛ اما چگونه میتوان صرفاً بر اساس این واقعیت، از قطع حمایت آنها سخن گفت؟ سطح واقعی حمایت این قدرتها از ایران تا چه اندازه است؟
۷. سلاح، راهی برای جبران شکاف نامتعارف است
در درگیری میان دو طرف، گاهی شکاف ثروت، فناوری و قدرت نظامی بهاندازهای است که باید با راهکارهایی آن را جبران کرد. دکترین نبرد نامتقارن ایران نیز بر همین مبنا شکل گرفته است.
ایران و محور مقاومت از نظر پدافندی و قدرت هوایی، در مقایسه با دشمن، با کمبودهایی مواجهاند. بر همین اساس، برای حفاظت از زیرساختهای نظامی، شهرهای زیرزمینی موشکی ایجاد شده و تمرکز بر توسعه صنایع موشکی و پهپادی قرار گرفته است.
اگر دشمن با جنگنده بر فراز ایران عملیات انجام دهد، تهران برای نفوذ به پدافند لایهای و پیشرفته دشمن، به موشکها و پهپادها متکی میشود تا از این طریق بر تفاوتهای موجود غلبه کند.
برخورداری از سلاح هستهای نیز از منظری، راهبردی نامتقارن برای پر کردن شکاف در تسلیحات نامتعارف میان دو طرف است. در این صورت، اگر یک طرف از تعداد زیادی جنگنده، هواپیمای سوخترسان، سلاحهای دورایستا و منابع مالی برخوردار باشد، نمیتواند بهسادگی طرفی را که از چنین امکاناتی محروم است، هدف قرار دهد.
ایران تاکنون با استفاده از راهبردهای مختلف جنگ نامتقارن، از جمله موشکها، پهپادها، گروههای مقاومت، قایقهای تندرو و تأسیسات زیرزمینی، در برابر دشمن مقاومت کرده است. این مقاومت میتواند ادامه یابد؛ اما این راهبرد نامتقارن قابلیت توسعه به حوزه سلاحها و توانمندیهای نامتعارف را نیز دارد.
۸. سپر جنگ وجودی
استفاده از سلاح هستهای برای ارتکاب جنایت گسترده از سوی قدرتها بعید به نظر میرسد؛ اما درهرحال نمیتوان این احتمال را نادیده گرفت، زیرا سلاح هستهای از ابتدا با استفاده علیه ژاپن وارد میدان شد.
برخی استدلال میکنند که اگر آمریکا یا روسیه از سلاح هستهای استفاده کنند، مانع استفاده از آن برای سایر دارندگان نیز از میان میرود و بسیاری از کشورها بهسرعت به سمت دستیابی به این سلاح حرکت خواهند کرد. از اینرو، قدرتها برای خطرناکتر نشدن جهان و از بین نرفتن انحصار هستهای خود، از چنین اقدامی خودداری میکنند.
بااینحال، آمریکا در سال ۱۹۴۵ با استفاده از سلاح هستهای، عملاً انحصار خود را در اختیار داشتن این سلاح شکست و پس از آن، کشورهای دیگر نیز به سمت دستیابی به آن حرکت کردند؛ برخی سلاح را ساختند و برخی دیگر آمادگی تولید سریع آن را به دست آوردند.
همانگونه که استدلالهایی برای خودداری دارندگان سلاح هستهای از استفاده از آن وجود دارد، استدلالهایی در جهت مخالف نیز مطرح است. بنابراین، نمیتوان سرنوشت کشورها را به احتمالات گره زد. در برابر جنگ وجودی و اقدامات جنایتکارانه، ارعاب متقابل ضروری است.
۹. گرفتن تسلط دشمن بر نردبان تنش
تسلط دشمن بر نردبان تنش همواره مورد اشاره قرار میگیرد. بر اساس این دیدگاه، طرفی که از تسلیحات کمتری برخوردار است، برای جلوگیری از فراهم شدن زمینه استفاده از سلاحهای خاص، باید خویشتنداری کند و اجازه ندهد تنشها از حد مشخصی فراتر بروند.
سلاح هستهای میتواند تسلط دشمن بر نردبان تنش را از بین ببرد.
۱۰. آیا اداره ایران و محور مقاومت بدون چتر هستهای امکانپذیر است؟
ایران از نظر وسعت، هفدهمین کشور جهان است و از نظر جمعیت نیز جایگاهی مشابه دارد. با در نظر گرفتن شهروندان و مهاجران، تعداد ساکنان کشور به حدود ۱۰۰ میلیون نفر میرسد.
بر اساس برآوردی که بیشتر بر ارزش منابع انرژی متکی است، ایران با برخورداری از ذخایری به ارزش ۲۷ تریلیون دلار، پنجمین کشور جهان از نظر میزان این ذخایر محسوب میشود.
اداره چنین وسعتی، جمعیتی، ثروت نهفتهای، تاریخی طولانی، تمدنی باشکوه و امتدادهای تمدنی در قفقاز، آسیای میانه، شمال شبهقاره هند و غرب آسیا، بدون برخورداری از سلاحهای قدرتمند، دشوار است.
کشورهای کمی وجود دارند که نهتنها دارای مرزهای جغرافیایی، بلکه دارای امتدادهای تمدنی نیز باشند.
۱۱. راهبرد و سلاحهایی که کشتار جمعی نیستند
سلاحهای هستهای و هیدروژنی، سلاحهای کشتار جمعی محسوب میشوند؛ اما برخی سلاحها را میتوان بدون کشتار به کار گرفت.
یکی از اهداف دستیابی به این قابلیتها، استفاده از آنها برای ارعاب و بازدارندگی، بدون بهکارگیری عملی است. از سوی دیگر، انواعی مانند سلاح هستهای تاکتیکی یا سلاح مغناطیسی نیز مطرح میشوند که در متن، از آنها بهعنوان سلاحهایی غیرمتعارف با قابلیتهای متفاوت یاد شده است.
سلاح هستهای تاکتیکی برای انهدام تأسیسات بزرگ به کار میرود و سلاح مغناطیسی، بدون کشتار و تخریب فیزیکی، صرفاً وسایل برقی را از کار میاندازد.
بر این اساس، هر انفجار هستهای لزوماً با هدف کشتار انجام نمیشود؛ بلکه نمایش توان ایران برای تولید انواع تاکتیکی و مغناطیسی میتواند به ایجاد بازدارندگی منجر شود.
۱۲. معنای بازدارندگی
ساخت سلاح هستهای به معنای پایان جنگها نیست، بلکه میتواند از تعداد، تراکم و ابعاد حملات دشمن بکاهد.
روسیه از سال ۲۰۲۲ درگیر جنگ بوده است، اما آمریکا و اروپا بهطور مستقیم وارد نبرد با این کشور نشدهاند و روسیه نیز با حمله هستهای مواجه نشده است. بنابراین، سلاح هستهای بازدارندگی کاملی ایجاد نمیکند، اما میتواند مانع ورود مستقیم قدرتهای بزرگ به جنگ شود و درگیری را به نبردی نیابتی محدود نگه دارد.














![دبیر شورای عالی امنیت ملی: مردم ما [در خصوص بازنگری در دکترین هستهای] مطالبه دارند](https://app.akharinkhabar.ir/images/2026/10/31/69c7d520-773b-4276-ba97-9b88f16e6224.png)

