معلمان در دستانداز آموزش مجازی

همشهري/متن پيش رو در همشهري منتشر شده و انتشار آن به معني تاييد تمام يا بخشي از آن نيست
فهيمه طباطبايي/ دانشآموزان در اين سال سياه کرونايي بيشتر از هر گروه ديگري در جامعه روزهاي عجيب، سخت و جديدي را سپري ميکنند. کودکان و نوجوانان 7 تا 18ساله که بايد در مدرسه کنار دوستانشان سر کلاس بروند و درس بخوانند و ساعتي را با هم تفريح کنند، حالا کيلومترها دورتر از اين فضا مجبورند در کلاسهاي سراسر مجازي درس بخوانند، ساعتها از پشت مانيتور معلمانشان را ببينند و با چالش اينترنت و گراني تلفنهمراه، تبلت و لپتاپ و نظارت شديدتر والدين دست و پنجه نرم کنند. دنياي جديد آموزشي براي معلمان و خانوادهها هم مثل معماي سربستهاي است که هر مرحله بخشي از آن رمزگشايي ميشود و ايرادها و معايبش را نشان ميدهد. معلماني که کنترل کامل و دقيق کلاس در دستشان نيست و نميتوانند يادگيري هر دانشآموز را دقيق و موشکافانه رصد کنند و خانوادههايي که يادگيري نصفه و نيمه مجازي را نميپسندند و نگران آينده تحصيلي فرزندانشان هستند.
مشکل آموزش مجازي در ايران، هنوز از مرحله اينترنت ضعيف، گراني تلفنهمراه و لپتاپ و... و دسترسي نداشتن 3ميليون دانشآموز به شبکه شاد، نگذشته است که حالا گروهي از دانشآموزان و خانوادهها نسبت به کيفيت محتواي درسي ارائه شده از سوي برخي معلمان در فضاي مجازي انتقاد دارند و ابراز نارضايتي ميکنند.
هماکنون فرايند اصلي آموزش مجازي در ايران بدين شکل است که معلم آنلاين ميشود و همانند کلاسهاي حضوري، درباره محتواي درسي مورد نظرش صحبت ميکند. براي درسهايي مانند رياضيات و زيست هم مثل گذشته از تخته سفيد استفاده ميکند و از آن فيلم ميگيرد و براي دانشآموزان ميفرستد. درحاليکه تعدادي از معلمان با استفاده از نرمافزارهاي جديد، محتواي کوتاه ويدئويي يا موشنگرافيک توليد ميکنند و در اختيار دانشآموزانشان ميگذارند. رضا سوادکوهي، دانشآموز پايه دوازدهم در اينباره ميگويد: «روش تدريس برخي معلمان در آموزش مجازي تفاوتي با آموزش حضوري نکرده و حتي بدتر هم شده. معلم آنلاين ميشود و در 15دقيقه، يک درس را آموزش ميدهد و ميرود. ديگر کاري ندارد کسي ياد گرفته يا نگرفته. يادگيري اتفاق ميافتد ولي خيلي سخت. بعد ميروي ميبيني که معلم همين درس در مدرسه و شهر ديگر، يک ويدئوي 10دقيقهاي از همان مبحث درسي ساخته که خيلي کامل و جامع آن را ياد داده و تمام. البته از خوبي آموزش مجازي است که ميتواني آموزشهاي ديگر را ببيني و اگر آموزش معلم خودت کفايت نکرد، از معلم ديگري ياد بگيري اما مگر چند معلم در کل کشور آموزشهايشان را در شبکههاي اجتماعي به اشتراک ميگذارند.»
بخشي از معلمان، مباني آموزش مجازي را نميدانند
گلايه اغلب دانشآموزان حول همين محور ميچرخد که چرا معلمانشان از ابزار مکمل آموزشي استفاده نميکنند و همچنان به تخته سفيد و سخنراني در باب يک مبحث درسي پايبند هستند. فرشته قيومي، دانشآموز پايه دهم رشته علوم انساني ميگويد: «هفته گذشته معلم درس تاريخ ما درباره مبحث کاوش اشياي تاريخي و نحوه انتقال صحيح آن به موزه درس داد و از اول تا آخر کلاس تلاش داشت که با حرفزدن بگويد که کاوش چگونه رخ ميدهد و... درحاليکه ميتوانست فيلمي کوتاه از يک کاوش واقعي را در اينترنت پيدا کند و در کلاس مجازي بگذارد. جالب اينکه آخر کلاس من اين کار را کردم و تازه کلاس خموده و بيصدا به هيجان آمد و بچهها يک ساعت داشتند درباره اين ماجرا پرسوجو ميکردند. او آمد و از من تشکر کرد. خب، چرا برخي معلمان ميخواهند در آموزش مجازي هم مثل کلاس سنتي عمل کنند.»
البته اين فقط دانشآموزان نيستند که نسبت به سنتيبودن آموزش گروهي از معلمان گلايه دارند، مديران مدارس و مناطق و حتي خود معلمان نيز منتقد اين وضعيت هستند اما پيکان انتقادات را به سوي برنامهريزان و مديران وزارت آموزش و پرورش و ادارات تابع آن نشانه ميگيرند. محمدعلي وحداني، کارشناس امور آموزشي و معاون آموزشي مدرسه شاهد در اينباره ميگويد: «سال91 و 92 نزديک به 100هزار تخته هوشمند براي مدارس ايران خريداري شد و واژه هوشمند را بر سر در برخي مدارس اضافه کردند، درحاليکه روش آموزشي هوشمند و استفاده از اين تکنولوژي نوظهور را به معلمان ايراني ياد ندادند و در نتيجه آن تختهها در اغلب مدارس خاک خوردند و بدون استفاده ماندند. همان زمان بايد در کلاسهاي ضمنخدمت معلمان، آموزش هوشمند و مجازي گنجانده ميشد تا امروز با اين مشکل که امکان ارائه توليد محتواي متناسب با آموزش مجازي را ندارند، مواجه نشويم.»
او ادامه داد: «حتي مسئولان وزارتخانه از فروردين تا پانزدهم شهريور که مدارس تعطيل بود و امکان ارائه آموزشهاي جديد به معلمان وجود داشت، از اين فرصت استفاده نکردند. اين ميشود که الان بسياري از دانشآموزان از روش جديد آموزشي گلايه دارند و ميگويند که دچار ضعف شديد در برخي مباحث هستند و والدين ميگويند مجبورند براي فرزندانشان معلم خصوصي بگيرند. البته در اين ميان معلماني هستند که توانستهاند آموزشهاي خود را با فضاي مجازي منطبق کنند و استفاده بهينهاي از اين فضا داشته باشند.»
نظارت ضعيف بر وضعيت تحصيلي دانشآموزان
مسئله ديگري که از سوي والدين دانشآموزان مطرح ميشود، بحث نظارت بر عملکرد درسي دانشآموزان است. برخي از آنها ميگويند که معلمان در روش جديد، فقط بر آموزش تأکيد دارند و يادگيري دانشآموز را کنترل نميکنند و به خانواده سپردهاند. محبوبه ندري که 2 فرزند دانشآموز در مقطع ابتدايي و متوسطه اول دارد، در اينباره ميگويد: «در کنار معلماني که از اول سال تحصيلي گفتند 12ساعت در شبانهروز آنلاين هستند و هر زمان سؤال يا اشکالي پيش آمد، دانشآموز يا والدين ميتوانند به اکانت شخصي او پيام دهند و پرسششان را مطرح کنند و حتي بيشتر از سالهاي قبل وقت صرف دانشآموز ميکنند، معلمان ديگري هستند که طبق برنامه درسي آنلاين ميشوند، يک ربع تا نيمساعت درسشان را فشرده ميدهند و فقط ميپرسند کسي سؤال دارد يا نه و تمام. دانشآموز هم از خدا خواسته دوست دارد زودتر کلاس تمام بشود و برود دنبال بازي.»
او ادامه داد: «به مدير و معاون آموزشي گلايه ميکنيم هم بحث سرعت کم اينترنت و معايب آموزش مجازي را پيش ميکشد درحاليکه ممکن است اين شکل آموزش به واسطه شيوع کرونا، سالها ادامه پيدا کند و بچهها مجبور شوند در اين فضا درس بخوانند. پس به جاي اينکه معلم، دانشآموز و حتي من مادر و پدر دنبال مقصر باشم، بايد نواقص را رفع کنم.»
ثريا سمايي، معلم و کارشناس آموزشي معتقد است که در آموزش مجازي بايد والدين و معلم مکمل هم باشند و گذاشتن مسئوليت بر عهده يک نفر کار غلطي است: «اين نقد والدين درست است که نظارت بر وضعيت درسي دانشآموزان کم شده و در آينده باعث افت تحصيلي شديد ميشود. بهترين کار اين است که معلمان، دانشآموزان را به گروههاي کوچک تبديل کنند و هر روز ساعاتي را براي کنترل وضعيت درسي آنها اختصاص دهند و حتي در موارد بغرنج و حاد، بهطور خصوصي براي اين دسته از دانشآموزان، کلاس حضوري بگذارند. ما نبايد منتظر رفع کرونا بمانيم، بلکه بايد ياد بگيريم چطور در اين بحران، زندگي کنيم. از آن طرف والدين هم بايد بپذيرند که مسئوليت آنها نسبت به سالهاي گذشته بيشتر شده و بايد به مدرسه کمک کنند. نميتوان از معلم انتظار داشت که مثل سالهاي گذشته عمل کند چون شرايط تغيير کرده است.»
آموزش مجازي در کنار کرونا، تبديل به يک مسئله در ايران شده؛ مسئلهاي که هر روز ابعاد تازهاي پيدا ميکند و وزارت آموزش و پرورش را با چالش روبهرو ساخته است؛ روشي آموزشي که همه به آن نگاه موقت و ناپايدار دارند و ميخواهند هرچه زودتر به نقطه پايان برسد.
















