نگاهی به نمایش «جهنمیان»؛ نبرد خیر و شر/ اختیار و جبر

خبرآنلاین/ نمایش «جهنمیان» با بهرهگیری از آموزههای دینی و روایتهای اساطیری، سرگذشت زندگی انسانها را در دوزخ روایت میکند.
انسانهای بزرگ هیچگاه به کارهای کوچک تن نمیدهند. بزرگ میاندیشند و تعاملات بزرگ دارند. در تئاتر نیز راحتترین روش ساخت یک اثر نمایشی، به اجرا رساندن نمایشهای کم پرسوناژ و ترجیحا با طراحی مینیمال است اما کارگردانهایی که تفکرات بزرگ دارند و تماشاگر را مستحق تماشای آثاری با پروداکشن عظیم میدانند به سراغ تولید آثاری پرشاخ و برگ، پر مفهوم، پربازیگر و البته سخت میروند.
نمایش «جهنمیان» به قلم یوسف شکوهی و کارگردانی آژمان بیژنینسب که به نمایندگی از شهر شیراز حضور در چهل و چهارمین جشنواره تئاتر فجر را تجربه کرد از مجموعه آثاری است که تولید آن ماحصل تلاشهای طولانیمدت و فراوان یک گروه موفق نمایشی است، این نمایش در سالن اصلی مجموعه تئاترشهر اجرا شد.
اگر در آسمان یک ستاره باشد تاریکی پهنای آسمان در برابر آن یک ستاره هیچ است
نمایشنامه «جهنمیان» با بهرهگیری از آموزههای دینی و روایتهای اساطیری، سرگذشت زندگی انسانها را در دوزخ به تحریر درآورده است. نویسنده با مستمسک قرار دادن حیات و ممات لاله و لادن- دوقلوهای معروف سالهای نه چندان دور- از آنچه در دوزخ بر انسان میگذرد، سخن میگوید.
شکوهی با پرهیز از قضاوت کردن انسانها و نشان دادن سویه خیر و شر، گزینهای بهتر از خواهران بیژنی – لاله ولادن- نداشته است. دو خواهری که به واسطه آنکه تا پایان حیات خود به هم چسبیده بودند شاید مناسبترین افراد به عنوان زمینه نوشتن این نمایشنامه باشند. هر چند در ظاهر به نظر میرسد که به واسطه فیزیک خاص این دو خواهر دوقلو و به هم چسبیده حتما سرنوشت اخروی آنها یکی خواهد بود اما در طول نمایشنامه مشخص میشود که حتی درونیات انسانها و آنچه در افکار آنها میگذرد هم در سرنوشت آخرت آنها تأثیر دارد و به همین علت است که خواهران بیژنی- البته در نمایش- بعد از مرگ سرنوشت متفاوتی پیدا میکنند.
هر گروه از دری وارد شوید که مستحق آنید
نویسنده از هفت دروازه دوزخ میگوید. دروازههایی که انسانها به سبب رفتار و اعمال خود در دنیا هر کدام بایستی از یک دروازه آن عبور کنند تا احتمالا مکافات اعمال خود را ببینند و در صورتی که مستحق باشند از دروازهها عبور کرده و وارد بهشت شوند.
زمان ترس است و وحشت است و گریز
شکوهی اشاره درستی به سرنوشت انسانها دارد. او فرجام انسانها را در آن دنیا منوط به کردار خودشان در دنیای فانی میداند. نویسنده ضمن پرداخت صحیح به این موضوع، به همراهی هُدهُد به عنوان فرشته هدایتگر و میکائیل به عنوان فرشتهای که مأمور پاکسازی و رشد انسان است در طول مسیر حرکت انسان از دوزخ به بهشت احتمالی اشاره دارد. او از این دو فرشته به عنوان یاوران انسان در سرای باقی و زمانی که ترس و وحشت وجود انسان را فرامیگیرد یاد میکند و محبت خداوند نسبت به بندگان را متذکر میشود و یادآور میشود خدواند هیچگاه بندگان خود را، حتی در دوزخ رها نمیکند.
از هر طرف که رفتم جز وحشتم نیفزود
نمایش به انسان هشدار میدهد برای آنکه سرنوشت خوبی در سرای باقی پیش روی او باشد باید صراط صلاح، سلامت و پاکی را در پیش بگیرد. عبور از هر کدام از دروازههای دوزخ سخت و دشوار است و هیچ چیزی غیر از عمل صالح نجاتگر انسان نخواهد بود.
بهانه بسیار است برای آنکه نخواهد بهایی دهد
قسمت جذاب نمایش «جهنمیان» کارگردانی اثر است. آژمان بیژنینسب تمام ابزارهای لازم را به خدمت گرفته تا نمایش او اثری مطلوب و تاثیرگذار باشد. او به خوبی دریافته که نمایشنامه قرار است چه بگوید و چه وظیفه سنگین و دشواری را بر عهده دارد.
بیژنینسب بهانهجویی نکرده و تمام تلاش خود را به کار بسته تا اثری شایسته خلق کند. کارگردان ناگزیر به روایت داستان بر بستری سورئال شده چون اساسا کسی تاکنون تجربه مشاهده عینی از بهشت و جهنم را نداشته است! او در اغلب زمان نمایش، فضا را انتزاعی میکند. سمبولیسم، سورئالیسم و اکسپرسیونیسم همزمان به مدد کارگردان برای خلق صحنههای جذاب آمدهاند.
کارگردان طراحی لباس و گریم را با دقت و حساسیت و درک بسیار خوب از فضا پیش برده است. این دو موضوع نقطه عطف نمایش «جهنمیان» هستند که در ارتباط خوب تماشاگر با نمایش بسیار موثر بودهاند. در نمایشهایی که تعدد پرسوناژ دارند وظیفه کارگردان به مراتب سخت میشود اما کارگردان این نمایش از کوچکترین عضو گروه بازیگران تا کاراکترهای اصلی را به خوبی هدایت کرده و کمترین نقصی در بازی آنها دیده میشود.
ستم آنگاه زاید که ستمدیدگان خاموش میمانند
آژمان بیژنینسب هر دروازه دوزخ را با نمادی نشان میدهد. تعداد زیاد نمادها با طراحی خوب و قابل قبول از عوامل اصلی پیشبرد نمایش هستند. او در طراحی نمادها استفاده درستی از رنگها داشته و با اشراف بر مقوله رنگشناسی و آگاهی از کاربرد هر رنگ به فهم بیشتر نمایش کمک میکند. نویسنده و کارگردان در طول ۸۰ دقیقه نمایش با تمام ابزارها و آموختههای خود، تعالیم اخلاقی را تقدیم مخاطب میکنند اما کلید واژه اصلی نمایش در واپسین دیالوگ «جهنمیان» بازگو می شود: محبت داروی بهشتی شدن است.

















