پسر حاتمی کیا با فیلم "اسکورت" بالاخره از زیر سایه پدر بیرون آمد؟

خبرآنلاین/ یوسف حاتمیکیا با فیلم «اسکورت» عملاً اعلام حضور جدی میکند؛ حضوری که دیگر نمیتوان آن را صرفاً در سایه نام پدر تحلیل کرد.
اگرچه ردپای DNA سینمای ابراهیم حاتمیکیا در توجه به اکشن، تعلیق و موقعیتهای بحرانی دیده میشود، اما «اسکورت» بیش از آنکه تقلید باشد، بازخوانی جوانانهای از همان مؤلفههاست. فیلم نشان میدهد کارگردانش نهتنها قواعد ژانر جادهای را میشناسد، بلکه میداند چگونه آنها را با مختصات بومی، اجتماعی و جغرافیایی ایران پیوند بزند.
فیلم در جادههای جنوب، بهویژه بوشهر، روایت میشود؛ جادههایی که صرفاً پسزمینه نیستند، بلکه خود به شخصیت بدل میشوند. انتخاب لوکیشن هوشمندانه است؛ جادههای ساحلی، گرمای هوا، لهجههای محلی و فضای خشن اما زنده جنوب، همگی به خلق اتمسفری کمک میکنند که با مضمون فیلم همخوانی کامل دارد. «اسکورت» از آن دسته فیلمهایی است که جغرافیا را جدی میگیرد و اجازه میدهد مکان، بخشی از روایت باشد نه تزئینی برای قابهای خوشرنگ.
فیلمنامه یکی از نقاط اتکای اصلی فیلم است؛ متنی که بهوضوح روی آن کار شده و از شتابزدگی به دور است. ریتم روایت یکدست و حسابشده است؛ فاصله اتفاقها بهگونهای تنظیم شده که نه مجال خستگی میدهد و نه به آشفتگی میانجامد. چه در سکانسهای جادهای پرهیجان و چه در لحظات مکث، روایت روی ریل خود حرکت میکند. دیالوگها کارکردمندند و کمتر جملهای را میتوان حذف کرد بیآنکه به ساختار لطمه بخورد؛ ویژگیای که این روزها در سینمای ایران کمیاب شده است.
امیر جدیدی در نقش «اصلان» ستون فقرات فیلم است؛ شخصیتی کلهخراب، سرکش اما دوستداشتنی که ترکیبی آشنا از تیپهای پیشین او را یادآوری میکند، اما به دام تکرار نمیافتد. اصلان، سلطان جاده است؛ شخصیتی که جاده بدون او معنا ندارد. جدیدی با بازی پرانرژی و کنترلشدهاش، تعادلی میان خشونت، شوخطبعی و مراممندی ایجاد میکند که تماشاگر را با خود همراه میسازد. افشین هاشمی با اجرای دقیق و باورپذیرش، وزنه تعادل روایت است و هدی زینالعابدین نیز فرصتی یافته تا از کلیشه زن مظلوم و منفعل فاصله بگیرد و حضوری مؤثرتر داشته باشد.
فیلم در کنار اکشن و تعلیق، نگاهی اجتماعی هم دارد؛ نگاهی که بیآنکه شعار بدهد، به مسأله معیشت، شغل شوتیها و تضاد میان قانون و بقا میپردازد. «اسکورت» نه شوتیها را قهرمان مطلق میکند و نه نیروی انتظامی را؛ بلکه هر دو سوی ماجرا را در موقعیتی انسانی و قابل درک قرار میدهد. این بیقضاوتی، از امتیازات مهم فیلم است و باعث میشود روایت، خاکستری و باورپذیر باقی بماند.
از نظر فنی، فیلم استاندارد بالایی دارد. فیلمبرداری پویا و متناسب با فضای جادهای است؛ استفاده از ابزارهای مختلف تصویربرداری، از کوادکوپتر تا دوربینهای متحرک، بدون آنکه به آشفتگی بصری منجر شود، به هیجان اثر افزوده است. تدوین حرفهای و حسابشده، ریتم تند فیلم را حفظ میکند و اجازه افت نمیدهد. شاید بتوان به اغراق در برخی جلوههای ویژه یا پایانبندی دودآلود فیلم خرده گرفت، اما این ضعفها آنقدر نیستند که کلیت اثر را تحتالشعاع قرار دهند.
«اسکورت» فیلمی است که یادآوری میکند سینما هنوز میتواند نجاتبخش باشد؛ هم برای تماشاگر خسته و هم برای جشنوارهای که در سالهای اخیر نفسنفس میزند. این فیلم نه شاهکار است و نه بینقص، اما بهقدر کافی خوب، پرانرژی و صادق است که بتوان به آینده کارگردانش امیدوار بود. «اسکورت» بهانهای است برای ایستادن در جادهای که اغلب فیلمهایش فقط میخواهند عبور کنند؛ بهانهای برای تماشای سینما، نه صرفاً تحمل آن.


















