دیدهشدن، جنجال نمیخواهد؛ قصه برگِ برنده مهدویان

فرهیختگان/ در روزهایی که بسیاری از سریالها برای جلب توجه مخاطب به سراغ سوژههای جنجالی، لحظههای وایرالی و بازی با خط قرمزها میروند، «کلاغ» مسیر دیگری را انتخاب کرده است؛ مسیری که شاید قدیمی به نظر برسد، اما هنوز هم مهمترین راه برای جذب مخاطب است: قصه گفتن.
جدیدترین ساخته محمدحسین مهدویان تا همین سه قسمت ابتدایی نشان داده که میخواهد قبل از هر چیز داستان بگوید. داستانی که بیننده را کنجکاو نگه میدارد و او را برای قسمت بعدی منتظر میگذارد. شاید همین ویژگی، روشنترین دلیل ارتباط «کلاغ» با مخاطبانش باشد؛ سریالی که به جای تکیه بر حاشیه، روی روایتش حساب باز کرده است.
مهدویان مخاطب امروز را خوب میشناسد. او میداند که بیننده، فارغ از همه زرق و برقها، هنوز هم به دنبال داستانی است که بتواند با آن همراه شود. این شناخت را میشود در جزئیات «کلاغ» دید؛ از ریتم روایت گرفته تا نحوه معرفی شخصیتها و گرههایی که آرامآرام باز میشوند.
فارغ از قصهگویی، بازیگران هم یکی از نقاط قوت سریال هستند. هر کاراکتر در جای خودش قرار گرفته و همین هماهنگی باعث شده شخصیتها باورپذیر باشند و مخاطب راحتتر با جهان سریال ارتباط برقرار کند.
نگاهی کلی به «کلاغ» نشان میدهد مهدویان تمام تلاشش را کرده تا یک پکیج کامل به مخاطب ارائه دهد؛ از فیلمنامه و کارگردانی گرفته تا بازیگری و حتی تیتراژ. مشخص است که برای همه بخشها فکر شده و هیچ چیز به شانس واگذار نشده است.
حالا باید منتظر ماند و دید «کلاغ» میتواند این مسیر را تا پایان ادامه دهد یا نه؛ اما تا این لحظه نشانهها میگویند، مهدویان سریالی ساخته که در هیاهوی موجسواری فیلمسازان روی خطوط قرمز و سیاهنمایی برا جذب مخاطب، مهمترین برگ برندهاش نه حاشیه، بلکه خودِ قصه است.


















