مهرخانه/ در اين يادداشت نگاهي داريم به کتاب «تأثيرگذاري زنان در قيام عاشورا» نوشته عبدالقيوم آيتي. نويسنده در اين مقاله، حضور زنان در قيام عاشورا را بهقدري مؤثر و کارساز توصيف ميکند که توانستند اين نهضت را براي هميشه در تاريخ ماندگار کنند و در ادامه به تبيين عرصههاي اين تأثيرگذاري ميپردازد.
ضرورت حضور زنان تأثيرگذار در عاشورا
ديدگاههاي مختلفي در مورد علل و ضرورت حضور زنان همراه امام حسين عليهالسلام با وجود تأکيد امام عليهالسلام بر اينکه دشمنان تنها با من کار دارند، وجود دارد:
الف- عمل به آداب و رسوم عرب: در ميان عرب، رسم بر اين است که در سفرهاي طولاني، زن و فرزند را نيز همراه ميبرند؛ چنانچه پيامبر اکرم صلياللهعليهوآلهوسلم نيز در بسياري از جنگها، زنان خويش را ميبردند. هدف از اين شيوه باستاني عرب، نشان دادن ميزان اراده و همت خود در انجام دادن کاري بوده است.
ب- ترس از دستگيري و شکنجه و آزار اهل بيت: امام حسين عليهالسلام بر اين نکته تصريح داشته و ميفرمودند که اگر آنها را در مدينه بگذارم، امويان را بر آنها مسلط کرده تا آنها را شکنجه و زنداني کنند. اين اتفاق امام عليهالسلام را بر سر دوراهي تسليم بيعت يزيد شدن براي نجات اهل بيت خود و بياعتنايي به اهل بيت و ادامه راه قرار ميداد. مسلم است که نفس غيور امام عليهالسلام طاقت چنين کاري را نداشت؛ چراکه بنياميه براي رسيدن به اهداف خود از ارتکاب زشتترين منکرات ديني و عقلي واهمهاي نداشتند، چنانچه همسر عمروبن حمق خزاعي، عبيدالله بن حرجعفي و کميت اسدي را زنداني کردند.
ج- امام حسين عليهالسلام با علم به شهادت خود و براي ادامه قيام و تحقق اهداف خود و رسوا ساختن بنياميه و جلوگيري از انحرافات امت و تحريف وقايع، زنان و کودکان را همراه برد: اگر امام حسين عليهالسلام، بدون اهل بيت خود به کربلا ميرفت و در آنجا به شهادت ميرسيد، تاريخ اين حادثه را تنها از نظر دشمنان ثبت ميکرد و شايد وارونه، اما زنان اهل بيت، به رهبري زينب کبري سلاماللهعليها، نگذاشتند جنايتهاي بنياميه پنهان بماند و نهضت کربلا را زنده نگاه داشتند. بنابر اين بايد گفت که امام حسين عليهالسلام، اهل بيت خود را براي انجام رسالتي عظيم و ايفاي نقشي بسيار مهم در ساختن تاريخي بزرگ همراه برد.
حضور زنان و کودکان در قيام عاشورا از چند زاويه اهميت دارد: ايجاد دلگرمي براي مردان؛ تبليغ و پيامرساني و استفاده از تواناييها و قابليتهاي ويژهاي که زنان در انتقال پيام عاشورا داشتند.
استراتژي همراهي زنان تأثيرگذار در عاشورا
اينکه چرا امام حسين عليهالسلام خانواده خود را در سفري که سرانجام آن را ميدانند با خود ميبرند، آن هم درحاليکه آنها در موقع رويارويي با دشمن، بيدفاع و مانع تحرک رزمندگان ميشوند را امروز به خوبي ميتوان درک کرد.
ماهيت قيام عاشورا صرفاً در يک دوره زماني خاص رخ نميدهد و به دورهاي از تاريخ محدود نميشود، بلکه ماهيت «اصلاحگري ديني» داشت و بدون ترديد رسالت اصلاحگري و مأموريت ديني، هر دو از مقولههاي پويا و ماندگار است که براي تحقق آن بايد از ظرفيتها استفاده کرد. يکي از اين ظرفيتها توجه به بعد عاطفي- رسانهاي حادثه عاشورا بود. اگر به مسأله حضور زنان توجه کنيم، به اين نتيجه خواهيم رسيد که اين حضور مؤثرترين عنصر آگاهيسازي مردم بيخبر در سرزمينهاي دور و نزديک بود.
شهيد مطهري در اينباره مينويسد امام حسين عليهالسلام «اهل بيتش را به عنوان طفيلي همراه خود نميبرد... آنها را به اين جهت برد که رسالتي در اين سفر انجام دهند».
در نهضت امام حسين عليهالسلام، مجموعه متنوعي از عوامل مهم و تأثيرگذار با کارکردهاي متفاوت گردهم آمده است. زن و مرد، کودک و پير، بنده و آزاد و... مجموعهاي را ساختهاند که مشابه آن را در هيچجا نميتوان يافت.
شناخت زنان تأثيرگذار در عاشورا
الف- زنان هاشمي: مقصود همه زناني هستند که از نظر نسبي يا سببي منسوب به اين خاندان هستند و همچنين افرادي که تحت عنوان کنيز در خدمت آنها بودند. از زينب کبري سلاماللهعليها و ساير خواهران حضرت گرفته تا دختران و همسران ايشان و دو کنيز امام حسين عليهالسلام به نامهاي فکيهه و حسنيه.
ب- زنان غيرهاشمي: اين زنان برخي به طور مستقيم و برخي غيرمستقيم در قيام عاشورا تأثيرگذرا بودند. اثرات غيرمستقيم مانند فعاليتهاي علمي و فرهنگي ماريه بنت سعد که از زنان دانشمندي بود که منزل خود را کانون قرآن و حديث و آموزههاي اساسي مکتب حياتبخش شيعه قرار داده بود؛ اين کانون فرهنگي، پنج شهيد را تقديم نهضت حسيني کرد.
ديگر بانويي که نقشي مهم در قيام داشت و نامي ماندگار از خود به جاي گذاشت، طوعه همسر اسيد حضرمي بود که آن هنگام که سفير امام حسين عليهالسلام، مسلم بن عقيل در کوفه تنها و بيپناه مانده بود، او را به خانه خود برد و با احترام از او پذيرايي کرد.
ديگري دلهم، دختر عمرو، همسر زهير بن قين است و ديگري امخلف، همسر مسلم به عوسجه که در کربلا نيز حضور داشت و از ياران امام بود. يا اموهب، همسر عبدالله بن عمير کلبي و يا مادر عمروبن جناده و... .
زنان و عرصههاي تأثيرگذار عاشورا
عرصههاي تأثيرگذاري زنان در حادثه عاشورا، عرصههاي متعددي است که همگي باعث شدند تا کربلا بهتر معرفي شود؛ زناني که با عواطف و احساساتي سرشار، در سايه تعليم و تربيت الهي، توانستند مدير شايستهاي در شرايط بحراني خويش باشند:
الف- تحريک عواطف و احساسات: زنان با تمامي ويژگيها و علايق زنانه، با اولويت قرار دادن اصل تعهد و مسئوليت زندگي، مظهر يک زن مسئول و مبارز در برابر زمان و سرنوشت جامعه شدند. کودکان و نوجوانان بسياري هم در عرصه عاشورا حضور داشتند که به هر طريقي تأثيرگذاري کردند و از ديدگاه عاطفي- رواني حس تراژديکي را به جامعه انساني منتقل کردند. از جمله آنها ميتوان به عبدالله بن حسن، سکينه و علياصغر اشاره کرد.
زنان حاضر در عاشورا با ديدن صحنههايي تلخ مانند شهادت علياصغر عليهالسلام، رسالت بسيار سنگيني را به دوش کشيدند، آنها با وجود وضعيت نامناسب جسمي و روحي، از انديشه و کلام و برجستهسازي احساس ياري گرفته و با خطبههاي آتشين خود، جامعه ناآگاه آن روز را با حقايق قيام امام حسين عليهالسلام و مظلوميت خاندان آن حضرت آشنا کردند.
ب- آموزش و تربيت: نقش زنان در کادرسازي و تربيت نيروي انساني عاشورا به دو صورت مستقيم و غيرمستقيم بود.
تأثير غيرمستقيم را زناني داشتند که با تربيت فرزندان و پرورش نسل خودساخته، شجاع و ولايتمدار در واقعه عاشورا نقشآفريني کردند. زناني مانند امالبنين، ليلا مادر علياکبر، ماريه و طوعه و... .
و تأثير مستقيم يا حضور فيزيکي در حرکت انقلابي و بزرگ کربلا را نيز زناني مجاهد مانند اموهب و زنان شهيد و امدادگر واقعه کربلا به نمايش گذاشتند؛ زناني مانند زينب کبري سلاماللهعليها و امکلثوم سلاماللهعليها و سايرين.
ج- جهاد: باتوجه به اينکه حضور در نبرد براي زنان واجب نيست، امام حسين عليهالسلام نيز به زنان حاضر اجازه نبرد ندادند. اما از جمله زناني که به نوعي در کارزار نبرد حضور يافتند، ميتوان به همسر مسلم بن عوسجه، اموهب همسر عبدالله عمير کلبي و مادر عمروبن جناده اشاره کرد.
د- تشويق مردان به جهاد: نقش زنان در اين مورد به حدي بود که حتي ميتوان حضور برخي از مردان را مرهون فداکاري و تشويق آنها دانست؛ مانند آنچه بر زهيربن قين گذشت.
هـ- مقاومت و پايداري: عليرغم روحيه لطيف و احساسات فراوان زنان، زنان حاضر در کربلا با وجود شهادت نزديکان خويش، نه تنها خود پايدار و استوار ماندند، بلکه ديگران را نيز دعوت به صبر و پايداري ميکردند. همسر عبدالله بن عمير، هنگامي که شوهرش را درحال جان دادن ديد، به بالينش رفت و درحاليکه خاک و خود را از سر و رويش پاک ميکرد، او را به بهشت نويد ميداد.
مادر عمروبن جناده پس از شهادت شوهر، فرزند خويش را عازم ميدان جنگ ميکند و بعد از شهادت او نيز سر او را در بغل گرفته و او را مايه افتخار و روشني چشم خويش دانسته و سپس سر فرزندش را به سوي دشمن پرتاب ميکند.
و- حفظ ارزشها: مراعات حدود الهي و عفاف و متانت يک زن مسلمان و متعهد، حتي در شرايط اسارت و زير سلطه سربازان دشمن، تجلي عفاف و حجاب و پاکدامني در سراسر قيام عاشورا چه در شعارها و سخنان و چه در رفتارهاي عملي آنها، آنهم در شرايط دشوار جهاد و اسارت، انسان را به حيرت واميدارد.
اوج اين عفاف در مجلس يزيد است؛ زماني که زينب کبري سلاماللهعليها از جاي برخاست و فرياد زد: "آيا عدالت همين است، اي پسر کسي که رسول خدا صلياللهعليهوآلهوسلم او را آزاد کرد؟ که زنان و کنيزان خود را پس پرده بنشاني و دختران رسول خدا صلياللهعليهوآلهوسلم را در مجلس بيگانگان برپا داري؟" و موارد فراوان ديگري از اين دست.
ز- دفاع از خاندان پيامبر صلياللهعليهوآلهوسلم: از بيانات و اقدامات زناني که در حادثه عاشورا حضور پيدا کردند، ميتوان اهميت آنها در دفاع از امامت را دريافت. همسر عبدالله بن عمير هنگامي که از تصميم همسرش مبني بر پيوستن به کاروان حسيني آگاه شد، ضمن تشويق همسرش همراه او به کربلا آمد و هنگام مبارزه به شوهر تأکيد کرد: "در راه اين خوبان مبارزه کن" و يا اموهب نيز شوهر خود را روانه ميدان کرده و به او ميگويد: "هنگامي از تو راضي ميشوم که در راه حسين عليهالسلام کشته شوي".
ح- پرستاري: مراقبت از بيماران از قبل از عاشورا آغاز شده بود و تا بعد از آن نيز ادامه داشت. زينب سلاماللهعليها در شب عاشورا مشغول پرستاري از امام زينالعابدين عليهالسلام بود و بعد از شهادت امام حسين عليهالسلام و پس از اسارت نيز بهرغم نابهسامانيهاي شديد روحي، عهدهدار نگهداري از کودکان و مواظبت از آنها بود. امام سجاد عليهالسلام در اينباره ميفرمايد: "با آنهمه رنج و مصيبت از کربلا تا شام به پرستاري کودکان و رسيدگي به بازماندگان شهدا ميپرداخت. از شدت خستگي و رنج، گاه از پاي درميآمد، چنانکه در يکي از منازل، نشسته به نماز مشغول بود و وقتي علت را پرسيدم گفت: سه شب است که غذاي خود را به اطفال ميدهم و امشب از شدت گرسنگي قدرت روي پا ايستادن ندارم".
پيامرساني پس از واقعه عاشورا
پيامرساني مناسب نيازمند انتخاب پيامرسان مناسب است، امام حسين عليهالسلام براي عمليساختن اين هدف، اهل بيت خود را به همراه خود به کربلا بردند و به اين وسيله دشمن را ناآگاهانه استخدام کردند تا حامل يک عده پيامرسان براي نهضت امام حسين عليهالسلام و اسلام حسيني در برابر کارها و بدعتهاي يزيد و اسلام يزيدي باشند.
در اين انتخاب چند نکته نهفته است: اول آنکه اگر امام افرادي غير از زنان و کودکان را به عنوان پيامرسانان حادثه عاشورا انتخاب ميکردند، ممکن بود به شهادت برسند. دوم آنکه موقعيت پيامرساني براي زنان ميسرتر بود تا مردان، زيرا زنان اهل بيت بعد از شهادت امام و يارانش، در اسارت توانستند پيامرساني کنند. و سوم آنکه پيام هيچ پيامرساني به اندازه زنان و کودکان در اين مورد مؤثر واقع نخواهد شد.
اما اينکه زنان براي رساندن پيام خود از چه روشهايي استفاده کردند:
الف- خطبه و سخنراني: زنان اسير کاروان، تا زماني که به مدينه بازگشتند، از هر فرصتي براي اداي تکليف بهره جسته و پيام عاشورا را به گوش مخاطبان و ديگران رساندند. زينب سلاماللهعليها با مشاهده جمعيت کوچه و خيابانهاي کوفه، موقعيت را براي روشن کردن افکار عمومي مناسب ديد و با سخناني که ايراد کرد، آنان را از خواب غفلت بيدار کرد و متوجه گناه نابخشودني خود کرد. در مسير عبور از شام به مدينه، به هر شهر و دياري که ميرسيدند، سفير کربلا پيام شهيدان را به مردم آن ديار و آباديها ميرساند و آنها را در جريان ماجراي کربلا قرار ميداد؛ در اين مأموريت زنان بزرگواري چون امکلثوم، فاطمه بنت الحسن، امالبنين و رباب سلاماللهعليهن و ديگر زنان او را مساعدت ميکردند.
ب- عزاداري: بازماندگان قيام عاشورا و حاملان پيام نهضت، با گسترش فرهنگ اقامه عزا و مجلس سوگواري شکل ديگري از نهضت را در ميان مردم به راه انداختند و وجدانهاي خفته را بيدار کردند. ايشان در برابر خواست يزيد که اگر ميخواهيد در شام نزد من بمانيد و اگر نه، به مدينه بازگردانده ميشويد، قبل از هر چيز خواستند که بر کشتگان خود سوگواري کنند و يزيد چارهاي جز موافقت نداشت و ايشان در کاخ يزيد به سوگواري و اقامه عزا پرداختند. کامل بهايي مينويسد: "هنگامي که زنان اسير داخل منزل گرديدند، زنان آل ابيسفيان با اشکهاي ريزان و ضجه و ناله از آنها استقبال کردند و دستها و پاهاي آنها را بوسيدند و سه روز با آنان سوگواري کردند".
مسلماً تغيير روش يزيد در برابر اهل بيت عليهمالسلام براي تحکيم پايههاي متزلزل حکومت بنياميه بود و نه به خاطر پشيماني از به قتل رساندن امام حسين عليهالسلام.
نه تنها زنان حاضر در کاروان که زناني که به کاروان هم نرسيده بودند در دفاع از حق و عزاداري براي امام عليهالسلام نقش داشتند. به عنوان نمونه زماني که خبر شهادت امام حسين عليهالسلام به اهالي مدينه رسيد، املقمان، دختر عقيل بن ابيطالب با زنان مدينه بيرون آمد و درحاليکه هنوز روسري خود را کامل نپيچيده بود، با زبان شعر گفت: "اگر پيامبر صلياللهعليهوآلهوسلم به شما بگويد شما که آخرين امت بوديد پس از من با عترت و خاندانم چه کردهايد که برخي اسير و برخي به خون خود آغشته شدند، چه خواهيد گفت؟"
ديگر زني که بر سالار شهيدان مرثيهسرايي کرد، امالبنين بود که طوفاني از ماتم و عزا در مدينه به راه انداخت؛ او علاوه بر نقش غيرمستقيم خود و تربيت فرزندان شجاع، متدين و ولايت محور، مستقيماً نيز به روشنگري پرداخت و با استفاده از ابزارهاي محرک عاطفه، مردم را با حقيقت عاشورا و عظمت مصيبت آن آشنا کرد.
ديگر مرثيهسراي عاشورا، رباب، همسر امام حسين عليهالسلام و مادر علياصغر عليهالسلام است. او مرثيهاي سرود که: "واي حسين! من حسين را فراموش نخواهم کرد؛ دشمنان نيزهها را بر بدن او زدند. دشمنان با او نيرنگ کردند و جنازهاش را روي زمين گذاشتند. بعد از او باران زمين کربلا را سيراب نکند". رباب با ارادتي که به امام حسين عليهالسلام داشت باقي عمر خود را به اشک و ماتم گذرانيد و هرگز زير سايه ننشست.
نتيجه
نتيجه آنکه زنان در همه عرصههاي مقاومت در تاريخ عاشورا تأثيرگذاري کردهاند؛ آنها در تمامي زمينهها نقشهاي مؤثري در واقعه کربلا داشتند، همچون ايجاد هستههاي مقاومت، تشويق مبارزان و روحيهبخشي به رزمندگان و حمايت و دفاع از امام حسين عليهالسلام و خاندان اهل بيت و دفاع از ارزشها و... .
آنها پيش از عاشورا، زماني که بسياري از مردان براي ياري اهل بيت در شک و ترديد قرار گرفته بودند، حضور داشتند و در پيامرساني واقعه دردناک عاشورا از هيچ تلاشي دريغ نورزيدند.
با کانال تلگرامي «آخرين خبر» همراه شويد