زنان غیر هاشمی و واقعه عاشورا؛ از همسر یزید تا مادر مختار ثقفی

منبع
شفقنا
بروزرسانی
زنان غیر هاشمی و واقعه عاشورا؛ از همسر یزید تا مادر مختار ثقفی
شفقنا/ عظمت واقعه عاشورا به قدري است که علي رغم تمام کارهايي که پيرامون اين موضوع انجام شده، بازهم دريايي از حقايق هيچگاه بيان نشده است. برخلاف مردان حاضر در کربلا، کمتر نامي از زنان آورده شده و مردم درباره آنها شناخت زيادي ندارند . زناني که دراين واقعه بسيار موثر بودنه اند. جمعى از زنان بنى اسد بنى اسد نام تيره اى از قبيله بزرگ و سلحشور و مشهور عرب از فرزندان اسد بن خزيمه بن مدرکه مى باشد. جمعى از علما، اصحاب، شعرا و حتى برخى از همسران پيامبر «صلى الله عليه و آله» از اين قبيله بودند. اين قبيله در هنگام بناى کوفه، جنوب مسجد کوفه را براى خود در نظر گرفتند. در جنگ جمل دوشادوش امام على «عليه السلام» جنگيدند. در قيام امام حسين «عليه السلام» در سال ۶۱ ق. بنى اسد به سه دسته موافق حضرت، مخالف و بى طرف تقسيم شدند. از سران موافق حضرت که در کربلا شهيد شدند حبيب بن مُظهر (مظاهر) اسدى، انس بن الحرث، کاهلى اسدى، مسلم بن عوسجه اسدى و عمرو بن خالد صيداوى اسدى بودند. از مشهورترين سران مخالف بنى اسد در روز عاشورا حرمله بن کاهل اسدى قاتل کودک شش ماهه امام حسين «عليه السلام» (على اصغر «عليه السلام») بود. دسته سوم که در سرزمين غاضريه در کنار نهر علقمه در شمال شرقى کربلا سکونت داشتند و در روز عاشورا بى طرفى اختيار کردند، اين دسته از سوى سيد الشهداء و حبيب بن مظهر (يا مظاهر) اسدى به کمک و يارى فرا خوانده شدند اما تا آخرين لحظه بى طرفى اختيار کردند. پس از شهادت سيد الشهداء و ياران گرانقدرش، زنان بنى اسد گذرشان به ميدان جنگ افتاد (دسته بى طرف). اجساد امام و يارانش را در زير آفتاب تابان مشاهده نمودند و سخت تحت تأثير قرار گرفتند و به سرزمين غاضريه (محل دسته سوم) شتافتند و مردان خود را جهت دفن اجساد شهدا خبر کردند. اما مردان قبيله از ترس ابن زياد حاضر نشدند در به خاک سپارى اجساد شرکت کنند، لذا زنان بنى اسد خود بيل و کلنگ برداشتند و به سمت کربلا حرکت نمودند. پس از مدت کوتاهى، وجدان مردان قبيله بيدار گشت، به خود آمده دنبال زنان حرکت نمودند و به دفن پيکر مطهر شهدا پرداختند. اين نخستين جنبش مخالف عليه ابن زياد و بنى اميه پس از واقعه طف به حساب مى آيد. اين فداکارى بنى اسد سبب شهرت آنان در ميان شيعيان جهان گشت. هند، همسر يزيد بن معاويه هند، دختر عبدالله بن عامر بن کريز بود. ابن مخنف مى نويسد: سر حسين «عليه السلام» پيش روى يزيد بود و يزيد با چوب دستى خود بر سر مبارک مى زد. يکى از اصحاب رسول خدا «صلى الله عليه و آله» ابو برزه ى اسلمى اعتراض کرد که چوب به دهان و دندان کسى مى زنى که بارها ديدم رسول خدا «صلى الله عليه و آله» آن جا را مى مکيده (مى بوسيده) است. مگر نه اين است که شفيع تو در روز قيامت ابن زياد، و شفيع حسين «عليه السلام» محمد «صلى الله عليه و آله» خواهد بود. سپس برخاست و از مجلس بيرون رفت. همسر يزيد، وقتى اين سخنان را شنيد، لباسش را پيچيد و از اندرون بيرون آمد و به يزيد گفت: آيا اين سر حسين «عليه السلام» پسر فاطمه «عليهاالسلام» است؟ يزيد گفت: آرى، سپس خواب خود را که نشانگر عزادار بودن پيامبران و امام على «عليه السلام» و حضرت زهرا «عليهاالسلام» و زنان مشهور (مريم، هاجر، ساره، خديجه) بود را بيان نمود. سپس گفت: رسول خدا گريست و فرمود: پدر! آدم! نمى بينى طاغيان با فرزندم چه کردند؟ آدم و حاضران و فرشته ها همه گريستند و مردانِ بسيار گردِ سر ديدم، يکى مى گفت: صاحب خانه را بگيريد و در آتش بسوزانيد. و اى يزيد تو از در خانه بيرون آمدى و مى گفتى کجاست گريزگاه از آتش. برخى از منابع اين جريان را به کنيز يزيد نسبت مى دهند و اينکه پس از اين سخنان، يزيد دستور داد آن کنيز را گردن زدند. اما محلاتى و ديگران اين ماجرا را به هند همسر يزيد منسوب مى دانند بدون اينکه از گردن زدن کنيز ياد کنند. ماريه بنت سعد العبديه ماريه دختر منقذ معروف به عبديه بصريه از بانوان با اخلاص و شيعه بصره بود. خانه او محل تجمع دوستداران اهل بيت «عليه السلام» و محل تجمع ياران امام حسين «عليه السلام» و شکل گيرى حرکت هاى شيعيان و مذاکرات آنان بود. زمانى که اين خبر به ابن زياد رسيد دستور داد که جلوى ايشان را بگيرند و راه ها را ببندند. وقتى نامه امام حسين «عليه السلام» توسط غلام امام، سليمان به آنان ابلاغ شد اولين کسى که به آن جواب مثبت داد يزيد بن نبيط بصرى بود که در خانه ماريه با پيام امام آشنا شد. او داراى ده پسر بود که فقط دو نفر از فرزندانش به نام هاى عبدالله و عبيد الله حاضر به همراهى با پدر براى پيوستن به سپاه امام شدند. آنان در مکه به امام پيوستند و هر سه در کربلا شهيد شدند. تلاش هاى ماريه باعث شد افراد ديگرى از قبيل ادهم بن اميه به همراه يزيد بن نبيط از بصره به مکه آمده و به امام ملحق شوند! همسر ماريه و فرزندش در جنگ جمل در راه امام على «عليه السلام» به شهادت رسيده بودند. ماريه که زنى ثروتمند بود تمامى ثروتش را وقف ترويج معارف نورانى اهل بيت عصمت و طهارت کرده و به اشاعه نهضت عاشورا مبادرت ورزيد و در اين راه از هيچ کوششى دريغ نکرد. درّه الصَّدف، دختر عبدالله عمر انصارى درّه دختر عبدالله بن عمر الانصارى بود که در راه دفاع از سر مبارک امام حسين «عليه السلام» به شهادت رسيد. اين بانوى با ايمان و پدرش هر دو از دوستداران اهل بيت «عليهم السلام» بودند و در شهر حلب زندگى مى کردند. او و پدرش رابطه عاطفى فوق العاده اى نسبت به امام حسين «عليه السلام»، (امام حسن «عليه السلام») و (امام على «عليه السلام») داشتند. عبدالله بن عمر وقتى شنيد امام حسين «عليه السلام» به شهادت رسيده و سر بريده او را به شام نزد يزيد مى برند با حزن و اندوه وارد خانه شد. دخترش علت غم پدر را جويا شد. وقتى عبدالله همه چيز را براى دخترش گفت و اينکه هم اکنون سر مقدس سيد الشهداء «عليه السلام» به حوالى حلب رسيده است آن بانوى شجاع و مشحون از معرفت گفت: «بعد از کشته شدن هاديان مردم، خيرى در زندگى نيست. قسم به خدا اگر بتوانم سر مبارک امام حسين «عليه السلام» و کاروان اسيران را نجات خواهم داد و آن سر مقدس را در منزل خود دفن نموده و از اين بابت بر اهل زمين افتخار خواهم کرد. سپس دره الصدف خروج کرد و مردم حلب و نواحى آن را به کمک طلبيد. گروهى به او پيوستند. مورخان تعداد زنانى را که به يارى او شتافتند هفتاد زن مى نويسند که همگى لباس رزم بر تن با طلوع آفتاب، و مشاهده نخستين علامت اسراى خاندان نبوت و با شنيدن صداى گريه کودکان و نوحه سرايى زنان اهل بيت «عليهم السلام» در کمين ايستادند. سپاه بنى اميه که بسيار بودند آنان را شناسايى کرد به مقابله با آنان پرداختند. دره الصدف با وجود کمک بعضى از قبايل حلب، طى نبردى نابرابر به شهادت رسيد و بقيه متفرق شدند. پس از خروج زنان بنى اسد در کربلا، اين قيام دوم زنان پس از واقعه طف بود. دومه، مادر مختار ثقفى و عمره معروف به بيضاء همسر مختار هر دو از زنان شجاع و با کمال عصر خود بودند که از مشوقين مختار به قيام بر عليه بنى اميه و خونخواهى امام حسين «عليه السلام» بودند و در کنار مختار ماندند. پس از شکست مختار توسط مصعب بن زبير، هر دو به دست او به شهادت رسيدند. نتيجه گيرى: در پايان اين مقاله بايد اشاره کنيم که نقش زنان در ترويج و اشاعه پيام عاشورا بسيار مهم و اساسى بود. به جرئت مى توان گفت که زنان در نهضت عاشورا نقش مهم و کليدى در رساندن پيام عاشوا و پايمال نشدن خون شهيدان کربلا داشتند. اين نقش چه از طريق مشارکت در جهاد و مبارزه مستقيم همچون جنگ همسر وهب (عبدالله)، چه از طريق عمل و گفتار و رفتار که مى توان نمونه بارز آن را در حضرت زينب «عليهاالسلام» و حضرت ام کلثوم «عليهاسلام» ديد. زنان در جاهايى که اشک مؤثرتر بود اشک ريختند و عزادارى کردند، مانند ام البنين «عليهاالسلام» و زمانى نيز با سخنان کوبنده خود در مقابل ستم زمانه سر خم نکردند، مانند خطبه هاى حضرت زينب «عليهاالسلام» در شام و کوفه و حضرت ام کلثوم «عليهاالسلام» و گاه با حمايت از اهل بيت حتى در مقابل جهل و نادانى همسر و فرزندان خود ايستادند، مانند همسر خولى و نارضايتى خود را از شرکت همسر و فرزندانشان را در صف بنى اميه براى قتال با پسر رسول خدا «صلى الله عليه و آله» اعلام کردند و چه آن گاه که با عزم راسخ خود بى طرفى همسرانشان را را سرزنش کردند، مانند زنان بنى اسد و چه با پناه دادن به سفيران و پيام رسانان امام حسين «عليه السلام» مانند مسلم بن عقيل توسط طوعه و سليمان توسط ماريه در دوره سخت اختناق و ظلم بنى اميه به خصوص جنايتکار خونريز آنان ابن زياد مبارزه نمودند. در آخر هم با قيام زنانى همچون دره الصدف، بر عليه ظلم ظالمان شوريدند و دست به شمشير بردند. در واقع زنان چه در زمان عاشورا و چه پس از آن با عزمى پولادين به دفاع از دين و امام خويش پرداختند و به همگان آموزش صبر و مقاومت و جهاد و اطاعت از امام خويش را دادند. آنان ضمن حفظ ارزش هاى دينى، با رهبرى و مديريت خاص خويش به دفاع از حريم ارزش ها و امام شهيد خود پرداختند. در عين حال مراقب جان امام پس از امام حسين «عليه السلام» و مراقب اطفال يادگار امام حسين «عليه السلام»، با انتخاب شيوه هاى تبليغاتى مناسب (خطابه، شعر و…) به بيان ظلم يزيديان، معرفى امام پس از امام حسين «عليه السلام» پرداختند و از محو شدن اسلام در فضاى اغراض بنى اميه جلوگيرى کردند. آنان در پوسيدگى بنيان هاى حکومتى بنى اميه نقش به سزايى داشتند. با ظهور حکومت بنى عباس با شعار حمايت از علويان، حکومت امويان در سال ۱۳۲ ق. سقوط کرد. گر چه حکومت عباسيان به نام علويان تشکيل شد ولى علويان را در تنگناهاى شديد قرار داد. اما انقلاب عاشورا همواره الهام بخش نهضت هاى شيعى در طول تاريخ گرديد و نام زنان مؤثر در پيام آورى انقلاب عاشورا و ادامه نهضت امام حسين «عليه السلام» و در مبارزه با حکومت هاى غاصب و ستمگر و دفاع از اسلام راستين، براى هميشه در دفتر تاريخ اسلام به افتخار و عزت ثبت گرديد. پى نوشت ها: ۱. اعلام النساء و المؤمنات، پيشين، ص ۶۰۲. ۲. زنان عاشورايى، ص ۴۹. ۳. پيشين، ص ۴۹. ۴. اعلام النساء، پيشين، ص ۴۹. ۵. زنان عاشورايى، پيشين، ص ۵۷ – ۶۰. ۶. همان، ص ۶۰ – ۶۱. ۷. لهوف، ص ۱۰۵. ۸. اعلام النساء، ج ۵، ص ۲۲۲. ۹. زنان عاشورا، سيد احمد رضا حسينى، ص ۱۶۵ – ۱۶۶. ۱۰. همان، ص ۱۶۶ – ۱۶۷. ۱۱. الامالى، شيخ صدوق، تحقيق قسم الدراسات الاسلاميه، مؤسسه البحث، الطبعه الاولى، تهران، المجلسى، التاسع و العشرون، حديث ۳، ص ۲۰۳. ۱۲. بحار الانوار، مجلسى، محمد باقر، مؤسسه الوفاء، بيروت، ۱۴۰۳ ق، ج ۴۴، ص ۲۲۵ و ۲۳۱ و ۲۳۶ و ۲۳۹؛ همان، ج ۴۵ ص ۸۹ و ۲۲۷؛ اثبات الهداه، عاملى، شيخ حر، دار الکتب الاسلاميه، طهران، بى تا، ج ۵، ص ۱۹۲؛ امالى، شيخ صدوق، ص ۱۲۰. ۱۳. بحارالانوار، ج ۳۶، ص ۳۴۷ – ۳۴۸. ۱۴. زنان عاشورا، ص ۱۷۰ – ۱۸۰. ۱۵. همان، ص ۱۷۲. ۱۶. اعلام النساء المؤمنات، ص ۴۹۷. ۱۷. زنان عاشورا، ص ۱۷۳. ۱۸. اعلام النساء المؤمنات، ص ۳۷۹. ۱۹. نا معلوم ۲۰. زنان عاشورا، ص ۱۸۲ – ۱۸۳ ۲۱. اللهوف، ص ۲۹۴ – ۲۹۵. ۲۲. زنان عاشورا، ص ۱۸۴. ۲۳. رياحين الشريعه، ج ۳، ص ۲۹۸ – ۲۹۷؛ ج ۵، ص ۶۳ به نقل از زنان عاشورا، ص ۱۸۹ – ۱۹۰. ۲۴. تراجم اعلام النساء، ج دوم، ص ۷۱ – ۷۰، به نقل از زنان عاشورا، ص ۱۱. ۲۵. زنان عاشورا، ص ۱۹۱. ۲۶. تاريخ طبرى، ج ۷، ص ۳۰۳۴ و ۳۰۳۵ به نقل از زنان عاشورا، ص ۱۸۵. پديدآورنده: فاطمه سادات باقى پور ما را در کانال «آخرين خبر» دنبال کنيد
اخبار بیشتر درباره

اخبار بیشتر درباره