چرا گاهی «نمیدانم» سالمترین واکنش است؟

آخرین خبر/در شرایط بحرانی، ذهن ما بیقرارِ پاسخ است. خبرها پشتسرهم میآیند، تحلیلها تند و قاطعاند و نگرانی از آینده مدام در گفتوگوی درونیمان تکرار میشود و برای همین مدام دوست داریم نظرمان را با دیگران به اشتراک بگذاریم یا نظر آنها را با هدف تائید نظر خودمان بپرسیم. اینجا وسوسهی تحلیل کردن شروع میشود؛ حتی وقتی اطلاعات دقیق یا تخصص لازم را نداریم. در این زمینه بد نیست بدانیم:
🔸 تحلیل بهجای تنظیم هیجان
گاهی تحلیل کردن، نه برای فهم، بلکه برای آرامکردن اضطراب است. اما اغلب نتیجه برعکس میشود: تنش ما بیشتر و گفتوگوها ملتهبتر میشود.
🔸 تسری اضطراب به اطرافیان
بازنشر سناریوهای نگرانکننده، پیشبینیهای قطعی و تحلیلهای عجیب، ناخواسته بار روانی را به کودکان، نوجوانان و سالمندان منتقل میکند؛ گروههایی که کمترین امکان پردازش و بیشترین آسیبپذیری را دارند.
🔸 حقِ ندانستن
هوش هیجانی یعنی بپذیریم گاهی واقعاً نمیدانم. لازم نیست درباره هر خبر موضع داشته باشیم یا آینده را پیشبینی کنیم؛ ما سهمی در تغییر بسیاری از این معادلات نداریم، اما سهم بزرگی در حفظ آرامش خود و اطرافیان داریم.
خلاصه اینکه: در بحران، مراقبت از حالِ روان، گاهی مهمتر از تحلیل کردن جهان است.
#هوش_هیجانی
#تفکر_انتقادی
#سواد_رسانه
















