موش تو سوراخ جا نمیشد...

آخرین خبر/ پشت هر ضربالمثلی قصهای جالب نهفته است. حتماً شنیدهاید که میگویند «موش در سوراخ نمیرفت، جارو به دمش میبست». شاید با خودتان فکر کنید مگر میشود جارو به دم موش بست؟ داستان این ضربالمثل اینگونه است که...
میگویند در گذشته موشی زندگی میکرد که خانهاش سوراخ بسیار کوچکی در دیوار بود. یک روز این موش بیش از اندازه غذا خورده بود و شکمش بزرگ شده بود. وقتی خواست وارد سوراخش شود، گیر کرد و نتوانست داخل برود. به جای اینکه صبر کند تا هضم غذا تمام شود یا راه دیگری پیدا کند، با لجبازی عصبانی شد و گفت: «حتماً سوراخ تنگ شده است!» پس تکهای از یک جاروی قدیمی را به دم خودش بست تا با کمک آن خودش را به داخل بکشد، اما این کار فقط او را خندهدارتر کرد و باعث شد دمش هم آسیب ببیند. همسایهها که این صحنه عجیب را دیدند، خندیدند و گفتند: «ببین موش در سوراخ نمیرفت، تازه جارو هم به دمش بست!»
از آن زمان هرگاه کسی برای انجام کاری اشتباه، کارهای اشتباهتری انجام میدهد یا با لجبازی اوضاع را بدتر میکند، این ضربالمثل را دربارهاش میگویند.


















