آخرین خبر/ دکتر مرتضی شیخ، پزشک مهربان و نامآشنای مشهد بود که مردم به جای پول و سکه حق ویزیت، حتی گاهی سرِ نوشابه در صندوقش میانداختند اما او هیچوقت کسی را بیدرمان رها نمیکرد.
روزی بیماری در مطب نشسته بود و دکتر داشت برایش نسخه مینوشت. ناگهان مردی آرام دستش را داخل قوطی ویزیتهای دکتر بُرد و چند سکه برداشت! بیمار که ماتومبهوت مانده بود، زیرچشمی نگاهی به دکتر انداخت و دید دکتر متوجه ماجرا شده، اما سرش را پایین نگه داشته و به روی خودش نمیآورد.
همینکه مرد با عجله بیرون رفت، بیمار با دستپاچگی گفت: «آقای دکتر! دیدید پولها را دزدید؟ بدویم تا دور نشده مچش را بگیریم!»
دکتر شیخ لبخندی آرام زد، انگشتش را به نشانه سکوت روی بینی گذاشت و گفت: «هیس! آرام باش پسرم. مطمئن باش آنقدر نیازمند و گرفتار بوده که سراغ دخل ما آمده. شاید روزی که دستش به دهانش برسد، خودش پول را برگرداند.»
دکتر شیخ به ما یاد داد بزرگی فقط به داشتن علم نیست؛ آدمهای بزرگ در اوج توانایی، آبروی دیگران را حفظ میکنند و به جای قضاوت، درهای امید را باز نگه میدارند.
دکتر شیخ، پزشکی با قلبی از جنس طلا
1405/06/28 - 22:22
1.1K
1405/06/28 - 22:22
















