غبار فراموشی بر یکی از میراث بومی خراسان شمالی

منبع
ايرنا
بروزرسانی
غبار فراموشی بر یکی از میراث بومی خراسان شمالی

ایرنا/ هنوز بوی باران بر موی بز و صدای دارهای فرشبافی سنتی در حافظه عشایر خراسان شمالی مانده است اما سیاه‌چادرهایی که روزی نماد اصالت کوچ‌نشینی بودند، این روزها زیر فشار تورم و هزینه‌های سنگین تولید، رنگ می‌بازند.

هنوز بوی موی بزِ باران‌خورده در پیچ‌وخم ایل جاری است؛ همان بویی که سال‌ها با کوچ، آتش، صدای زنگ گوسفندان و شب‌های سرد کوهستان گره خورده بود.

سیاه‌چادر، این سقف سیاه اما گرم و زنده عشایر، روزگاری نه فقط یک سرپناه، بلکه هویت کوچ‌نشینی و نشانی از زیستن در دل طبیعت بود؛ خانه‌ای که زیر آفتاب سوزان تابستان خنک می‌ماند و در زمستان‌های سخت، گرما را در آغوش خود نگه می‌داشت.

امروز اما در بسیاری از ییلاق‌ها و قشلاق‌ها، رنگ آبی و سبز چادرهای برزنتی آرام‌آرام جای سیاهی اصیل چادرهای مویی را گرفته است؛ چادرهایی سبک‌تر و ارزان‌تر که هرچند کار سرپناه را انجام می‌دهند، اما بوی سنت و اصالت را با خود ندارند.

سیاه‌چادر اکنون در تقاطع سنت و اقتصاد ایستاده است؛ جایی میان حفظ میراث فرهنگی و فشار سنگین معیشت

سیاه‌چادر اکنون در تقاطع سنت و اقتصاد؛ جایی میان حفظ میراث فرهنگی و فشار سنگین معیشت ایستاده است.

سال‌ها پیش، زنان عشایر ساعت‌ها پای دارهای سنتی می‌نشستند و تار به تار، موی بز را به سقفی برای زندگی تبدیل می‌کردند. هر سیاه‌چادر، حاصل روزها ریسندگی، بافت و صبوری بود؛ هنری که نسل به نسل منتقل می‌شد و بخشی از حافظه زیستی عشایر را شکل می‌داد.

اکنون اما این هنر-صنعت بومی زیر فشار گرانی، کمبود مواد اولیه و تغییر سبک زندگی، نفس‌های آرامی می‌کشد.


کم‌رنگ شدن رد دارهای سنتی

یکی از مهم‌ترین مشکلات تولید سیاه‌چادر، کمبود موی بز به عنوان ماده اولیه اصلی است؛ ماده‌ای که زمانی در خود مناطق عشایری به وفور یافت می‌شد اما امروز تولیدکنندگان برای تامین آن ناچارند به استان‌هایی مانند سمنان مراجعه کنند؛ موضوعی که هزینه تولید را چند برابر کرده است.

یکی از مهم‌ترین مشکلات تولید سیاه‌چادر، کمبود موی بز به عنوان ماده اولیه اصلی است

فرآیند تولید نیز همچنان دشوار و زمان‌بر است. ریسندگی موی بز، چه دستی و چه با دستگاه، کاری طاقت‌فرساست و بافت نهایی باید روی دارهای سنتی انجام شود؛ کاری که به مهارت، حوصله و نیروی انسانی ماهر نیاز دارد.

در گذشته، صدای برخورد شانه‌های بافت با تارهای سیاه‌چادر در بسیاری از روستاها شنیده می‌شد اما حالا این صدا در بیشتر مناطق خاموش شده است.

افزایش تورم، گرانی مواد اولیه، دستمزد و هزینه حمل‌ونقل نیز قیمت نهایی سیاه‌چادر را به شدت افزایش داده؛ تا جایی که بسیاری از خانوارهای عشایری توان خرید آن را ندارند و به ناچار به سراغ چادرهای برزنتی می‌روند.

سیاه‌چادر اگرچه دوام و کارکرد اقلیمی کم‌نظیری دارد، اما سنگینی و دشواری حمل آن در کوچ‌های امروزی، مزید بر علت شده تا انتخاب بسیاری از عشایر تغییر کند.

کارشناسان می‌گویند چادرهای برزنتی هرچند سبک‌تر و ارزان‌تر هستند، اما ویژگی‌های منحصربه‌فرد سیاه‌چادر را ندارند. سیاه‌چادر در تابستان خنک‌تر است، در زمستان گرما را حفظ می‌کند و هنگام بارش باران نیز به دلیل ساختار موی بز، از نفوذ آب جلوگیری می‌کند.

در مقابل، چادرهای برزنتی در گرمای تابستان فضای داخلی را داغ و خفه می‌کنند و بسیاری از عشایر معتقدند حس زندگی در آن‌ها با سیاه‌چادر قابل مقایسه نیست.

 
آخرین نفس‌های یک هنر بومی

در شهرستان اسفراین، اکنون تنها یک کارگاه فعال تولید سیاه‌چادر در قالب صندوق خرد زنان فعالیت می‌کند؛ کارگاهی کوچک اما پر از روایت زنانی که هنوز دل از دارهای سنتی نبریده‌اند.

اگر حمایت مالی و بازاریابی مناسبی صورت نگیرد، همین آخرین کارگاه‌های تولید سیاه چادر نیز ممکن است از چرخه تولید خارج شونددر این کارگاه، موی بز از سمنان خریداری می‌شود، بخشی از ریسندگی به صورت دستی و بخشی با دستگاه انجام می‌شود و در نهایت، بافت روی دارهای سنتی شکل می‌گیرد؛ همان دارهایی که هنوز بوی دست‌های پینه‌بسته زنان عشایر را در خود دارند.

فعالان این حوزه می‌گویند اگر حمایت مالی و بازاریابی مناسبی صورت نگیرد، همین آخرین کارگاه‌ها نیز ممکن است از چرخه تولید خارج شوند.

به باور آنان، احیای سیاه‌چادر تنها حفظ یک کالا نیست؛ حفظ بخشی از فرهنگ، هویت و سبک زندگی عشایری ایران است. محصولی که می‌تواند علاوه بر ارزش فرهنگی، ظرفیت اقتصادی و گردشگری نیز داشته باشد.

حمایت هدفمند برای تامین مواد اولیه، پرداخت تسهیلات کم‌بهره، تجهیز کارگاه‌ها، آموزش نسل جوان، برندسازی و معرفی این محصول در نمایشگاه‌های صنایع‌دستی و فضای مجازی، از مهم‌ترین نیازهای این حوزه عنوان می‌شود.

کارشناسان معتقدند اگر زنجیره تولید و بازار سیاه‌چادر تقویت شود، این هنر بومی می‌تواند به منبع درآمدی پایدار برای زنان روستایی و عشایری تبدیل شود؛ زنانی که سال‌ها ستون خاموش اقتصاد خانواده‌های کوچ‌نشین بوده‌اند.

امروز سیاه‌چادر بیش از هر زمان دیگری نیازمند حمایت است؛ نه فقط برای آنکه سرپناهی برای عشایر باقی بماند، بلکه برای آنکه بخشی از حافظه تاریخی و فرهنگی ایران، زیر سایه چادرهای ارزان و بی‌هویت، آرام‌آرام فراموش نشود.

خراسان شمالی در شمال شرق کشور واقع است.

خراسان شمالی دارای هفت هزار و ۸۴۲ خانوار عشایری با جمعیت حدود ۳۰ هزار نفر است. این قشر حدود ۲۵ درصد گوشت قرمز و ۳۵ درصد صنایع دستی استان را تولید و تامین می‌کند و در حال حاضر ۶۰۰ هزار راس دام سبک در اختیار دارد.

آخرین خبر خراسان شمالی در اینستاگرام :
https://instagram.com/bojnord_today