جنایت تکاندهنده در یکی باغتالارهای مشهد با چکش بدگمانی! + عکس

خراسان/ مردی، همسر خود و شریک تجاری او را در حالی هدف ضربات هولناک چکش بدگمانی قرار داد که هر دو نفر آنان روی تختهای درون باغتالار به خواب رفته بودند.
ماجرای این حادثه دلخراش هنگامی آغاز شد که مردی حدود ۴۳ ساله به رفتارهای همسرش بدبین شده بود و تلاش میکرد تا همسرش را از مردی جدا کند که به عنوان شریک تجاری او محسوب میشد.
آنها باغتالاری را در بلوار شاهنامه مشهد اجاره کرده بودند و در زمینه جشنهای عروسی فعالیت داشتند. اما از زمستان سال گذشته وقتی بدگمانی «مهدی‑ی» به همسرش بیشتر شد که او برخی از شبها را در باغتالار سپری میکرد. این ماجرا آرام آرام به اعتراض و درگیریهای خانوادگی انجامید تا جایی که موضوع شکل حادتری به خود گرفت و مرد ۴۳ ساله یک بار در بهمن سال گذشته به طور پنهانی وارد باغتالار شد تا احساس تلخ و دردناک خود را ثابت کند. با این وجود بدگمانیهای ارتباط نامتعارف همسرش با مرد غریبه (شریک تجاری) او را رها نمیکرد و در وجودش ریشه دوانده بود.
این ماجرا تا آن جا پیش رفت که سپیده دم سیزدهم خرداد وقتی «ن‑ی» (همسر مرد ۴۳ ساله) بازهم به خانه نیامد، او با مادرزنش تماس گرفت تا ماجرا را از طریق نیروی انتظامی پیگیری کنند. در همین حال که عقربههای ساعت حدود ۶ سحرگاه سیزدهم خرداد را نشان میدادند، مرد مذکور سوار بر پراید به طرف باغتالار رفت. دری آهنی بزرگ قفل بود و او چکش آهنی را از داخل پراید برداشت. به آرامی از روی در باغتالار بالا رفت و خود را به انتهای باغ رساند؛ جایی که در محل آشپزخانه قرار داشت و لوازم پذیرایی، قلیان و تدارکات در کنار ۲ تخت با فاصله نیم متری از یکدیگر دیده میشد.
«مسعود» (شریک تجاری) و «ن‑ی» (همسر مهدی) هر کدام روی یکی از تختها به خواب عمیقی فرو رفته بودند. او وقتی همسرش را با لباسهای نامتعارف مشاهده کرد، دیگر کنترل خود را از دست داد و ضربات مهلک پتک (چکش) آهنین را بر سر و صورت «مسعود» فرود آورد و با سنگ نیز ضربههایی به سر وی کوبید و سپس به سراغ زنش رفت که با سر و صدای آنها چشمانش را باز کرده بود، اما او فرصت هر عکس العملی را از زن شوکزده گرفت و ضربههای وحشتناک پتک را به سر و صورت او هم وارد کرد. در همین حال بود که صدای نالههای دردناک همسرش، اندکی از شدت خشم او کاست و در یک لحظه ندامت و پشیمانی وجودش را فرا گرفت. «مهدی» که حالا تلاش میکرد همسرش و مرد مجروح را نجات دهد، هراسان و سراسیمه پیکر خونآلود «ن» را تکان میداد و از او میخواست تا محل قرار گرفتن کلیدهای در باغتالار را به او بگوید؛ چرا که مهدی لحظاتی قبل با امدادگران اورژانس تماس گرفته بود تا آنها را به مرکز درمانی برساند، ولی زن ۳۴ ساله در بیهوشی به سر میبرد و در آن شرایط دلهرهآور قادر به سخن گفتن نبود.
مرد که نمیدانست چگونه پیکر آنها را بیرون ببرد، دوان دوان به سراغ پرایدش رفت. پشت فرمان نشست و آن را به در آهنی کوبید تا راه را برای ورود امدادگران اورژانس باز کند. این گونه بود که نیروهای امدادی نیز از راه رسیدند و در حالی پیکر نیمهجان دو مصدوم این ماجرای تلخ را به بیمارستان طالقانی بردند که مرد ۴۳ ساله نیز راهی کلانتری محل شد تا خود را تسلیم قانون کند.
طولی نکشید که با گزارش این حادثه دلهرهآور به قاضی ویژه قتل عمد، کنکاشهای قضایی قبل از وقوع جنایت آغاز شد. قاضی دکتر صادق صفری که براساس تجربیات جنایی خود، احتمال مرگ قربانیان این حادثه را بیشتر میدانست، در تماسی تلفنی با کادر درمانی وضعیت پزشکی مصدومان را جویا شد و پس از کسب اطلاعاتی درباره کاهش سطح هوشیاری مصدومان، بیدرنگ دستورهای ویژهای را برای حفظ صحنه جرم و بررسیهای مقدماتی به مأموران انتظامی صادر کرد و خود نیز بلافاصله به همراه گروه تخصصی کارآگاهان پلیس آگاهی راهی مرکز درمانی شد. تحقیقات اولیه بیانگر آن بود که مرد غریبه (شریک تجاری) و زن جوان هدف ضربات جسم سنگین و سخت قرار گرفتهاند، اما هیچ گونه آثار دفاعی نداشتند. این موضوع نشان میداد که دو مصدوم به طور ناگهانی غافلگیر شدهاند، اما در حالی که سطح هوشیاری زن ۳۴ ساله در بخش مراقبتهای ویژه بیمارستان (آیسییو) سیر صعودی به خود گرفته و او را از مرگ دور میکرد، «مسعود» (مرد ۴۵ ساله) چند ساعت بعد تسلیم مرگ شد و جان خود را از دست داد.
این در حالی بود که دامنه تحقیقات جنایی قاضی ویژه قتل عمد در باغتالار (محل وقوع حادثه) هنوز ادامه داشت. با گزارش مرگ مرد ۴۵ ساله، روند تحقیقات تشدید شد و قاضی صفری برای تکمیل بررسیهای قضایی، ابعاد حاشیهای موضوع را نیز در دستور کار قرار داد. مادرزن متهم درباره این ماجرای وحشتناک، ضمن گلایه شدید از نیروهای انتظامی، به مقام قضایی گفت: «دخترم «ن» در همان باغتالار با شریکش بود و ما به صورت خانوادگی در اداره تالار مشارکت داریم. امروز صبح (سیزدهم خرداد) شوهرش با من تماس گرفت و من و شوهرم نیز بلافاصله به محل آمدیم، اما نیروهای کلانتری نیامدند؛ به همین خاطر هم شوهر دخترم وارد باغ شده و آنها را زده است. من از مأموران هم شکایت دارم؛ اگر آنها میآمدند اکنون این فاجعه رخ نمیداد، چرا که آنها تا ساعت ۲ یا ۳ بامداد مجلس داشتند و دخترم و شریکش شب را همان جا خوابیدند.»
بنابراین گزارش، با توجه به اهمیت موضوع و با دستور ویژه قاضی شعبه ۲۵۵ دادسرای عمومی و انقلاب مشهد (ویژه پروندههای جنایی)، متهم ۴۳ ساله نیز به محل وقوع جنایت هدایت شد تا در حضور پزشک قانونی و افسران زبده پلیس آگاهی به تشریح جزئیات این جنایت تکاندهنده بپردازد.
«مهدی‑ی» که هنوز خشم عجیبی در سراسر وجودش موج میزد و با صدای بلند سخن میگفت، درباره این ماجرای تلخ افزود: «اینجا (باغتالار) را من اجاره کردم، ولی همسرم این آقا (مسعود) را به عنوان شریک آورد، اما همه سرمایه مال من بود. از مدتی قبل به خاطر این که همسرم زمان زیادی را در این مکان بود، از او گلایه کردم و به شدت ناراضی بودم تا این که چند وقت قبل سقف این جا را باد زد و همسرم که آمده بود تا آن را بازسازی کند، برای مدتی در این مکان ماند. یک بار هم بیست و یکم بهمن سال گذشته پنهانی از روی در به داخل باغتالار آمدم و همسرم را در پوشش و وضعیتی نامناسب و زننده دیدم که خواب بود. با سر و صدای من، همسرم پذیرفت که اشتباه کرده است. من هم گذشتم، ولی چند وقت قبل دوباره متوجه روابط نامتعارف آنها شدم. به خانواده او گفتم و همچنین با پلیس تماس گرفتم، ولی بازهم مأموران نیامدند! امروز هم که متوجه شدم همسرم در باغتالار است، به آرامی از روی در به داخل پریدم. آنها خواب بودند که ابتدا سراغ «مسعود» رفتم و با چکشی که از درون پرایدم برداشته بودم، ضرباتی به سرش زدم و سپس با سنگ هم به سرش کوبیدم. بعد هم به سراغ همسرم رفتم و او را در پوشش بسیار نامناسبی دیدم به طوری که نتوانستم این صحنه را تحمل کنم و ... ولی با نالههایش دلم سوخت و میخواستم نجاتش بدهم که کلید نداشتم و ناچار شدم با ماشین در باغتالار را باز کنم.»
تحقیقات بیشتر در این باره ادامه دارد.



















