قصه باورنکردنی جسدی که از بیابان های مُلکآباد به زمینهای حاشیه مشهد آمد!

خراسان/ عاملان حفاریهای غیرمجاز و جویندگان عتیقه که به اتهام قتل یکی از اعضای باند خودشان در مشهد دستگیر شدهاند، قصهای باورنکردنی را به دهلیزهای تاریک و مخوف «مرگ» گره زدند که از بیابانهای مُلکآباد تا زمینهای حاشیه مشهد امتداد مییابد.
اواسط دی سال گذشته، جسد جوانی در میان نخالههای ساختمانی انتهای توس ۷۵ کشف شد که هیچ گونه مدارک شناسایی به همراه نداشت. دقایقی بعد با حضور قاضی ویژه قتل عمد در صحنه کشف جسد، تحقیقات آغاز و مشخص شد پیکر بیجان جوان مذکور که حدود ۳۳ سال سن دارد، از جای دیگری به میان نخالهها انتقال یافته و در آن جا رها شده است. این گونه بود که با دستور قاضی دکتر صادق صفری، جسد مجهولالهویه مذکور به پزشکی قانونی حمل شد و بررسی عوامل انتظامی برای شناسایی هویت وی ادامه یافت، ولی نتیجهای به دست نیامد.
این گزارش حاکی است: با گذشت مدتی از این ماجرا، قاضی ویژه پروندههای جنایی از کارآگاهان پلیس آگاهی خواست با توجه به مشخصات ظاهری جسد، دامنه تحقیقات را به پرونده افراد گمشده بکشانند. بنابراین گروهی از افسران دایره فقدانیها با نظارت مستقیم سرهنگ جواد بیگی (رئیس پلیس آگاهی مشهد) تکتک پروندهها را زیر ذرهبین بازبینیهای تخصصی بردند تا این که بالاخره ماجرای گمشدن جوان پیکانسوار روی میز تحقیقات قرار گرفت که بنا به ادعای خانوادهاش در تاریخ یازدهم دی از خانه خارج و دیگر بازنگشته بود.
اگرچه خانواده «یدا...» مدعی بودند که او پیکان نداشت، اما بررسیها نشان داد که جوان گمشده، خودروی پیکان یکی از دوستانش را به امانت گرفته بود و بدین ترتیب هویت جسد شناسایی شد.
از سوی دیگر، با دستورهای ویژه قاضی شعبه ۲۵۵ دادسرای عمومی و انقلاب مشهد، تحقیقات تخصصی پلیس برای یافتن راز مرگ این جوان وارد مرحله جدیدی شد و پرونده مذکور به دایره قتل عمد انتقال یافت؛ چرا که در مراحل ابتدایی بررسیهای قضایی، فرضیه جنایت نیز قوت گرفت. به همین دلیل گروه ویژه جنایی زیر نظر سرهنگ محمدباقر پهلوان (رئیس اداره جنایی آگاهی) جلسات تحلیلی و کنکاشهای تخصصی را آغاز کردند.
آنان در اولین مرحله از بررسیهای جنایی به سرنخهایی رسیدند که نشان میداد: «یدا...» با افرادی که در زمینه حفاریهای غیرمجاز برای یافتن عتیقههای کهن فعالیت دارند، در ارتباط است. بنابراین طولی نکشید که با راهنماییهای قاضی صفری، دو جوان به نامهای «ه‑ر» و «ع‑ک» شناسایی و سپس به اتهام قتل عمد بازداشت شدند، اما هر دو جوان مذکور مدعی بودند که از یدا... خبری ندارند.
فقط «ه‑ر» به سروان علی سیفی (افسر پرونده) گفت: «آن روز یدا... چند ساعت با من بود، ولی بعد خداحافظی کرد و به منزل خودشان رفت.» با این وجود، کارآگاهان دامنه تحقیقات را به ماجرای «گنجیابی» کشاندند و دو متهم را در تنگنای اطلاعاتی قرار دادند. «ه‑ر» که متوجه شده بود کارآگاهان به اطلاعات زیادی درباره خلافکاریهای آنان دسترسی دارند، دست از انکار کشید، ولی قصهای باورنکردنی را بازگو کرد.
او گفت: «آن شب (دی سال گذشته) تصمیم گرفتیم به یک ترانس برق در منطقه مُلکآباد مشهد دستبرد بزنیم؛ چرا که شنیده بودیم این ترانسهای فشار قوی و کابلهای مسی آن، ارزش مالی زیادی دارند. این بود که سوار بر پیکان به بیابانهای اطراف مُلکآباد رفتیم و یدا... هم از دکل بالا رفت، اما او ناگهان دچار برقگرفتگی شد و به زمین سقوط کرد. من که ترسیده بودم، پیکر بیجان دوستم را با پیکان به مشهد آوردم و آن را به زمینهای خالی در انتهای توس ۷۵ بردم و در میان نخالههای ساختمانی رها کردم. سپس مدارک و گوشی تلفن او را از بین بردم و خودروی پیکان را هم در همان محدوده به صورت بلاصاحب در حالی رها کردم که سوئیچ روی آن قرار داشت.»
با اعترافات این متهم که در دهلیزهای مخوف مرگ رقم خورده است، تلاش کارآگاهان برای ردیابی پیکان آغاز و مشخص شد که خودروی مذکور به استانهای دیگر کشور منتقل شده است.
این قصه باورنکردنی در حالی از سوی عضو باند جویندگان عتیقه بازگو میشود که همدست دیگر آنان ادعا میکند اگرچه در جریان سرقت ترانس برق بوده، اما آن شب با دوستانش همراه نشده است.
از سوی دیگر و با دستورهای ویژه مقام قضایی، تحقیقات کارآگاهان با هدایت سرهنگ نجفی (رئیس دایره قتل عمد آگاهی) برای کشف راز این ماجرای هولناک در حالی ادامه دارد که هنوز پزشکی قانونی نظر نهایی خود را درباره علت دقیق مرگ جوان مذکور اعلام نکرده است و به زودی با مشخص شدن علت مرگ، از این پرونده جنایی نیز رمزگشایی خواهد شد.


















