خراسان/در نبرد نامتقارن کنونی، راه تحمیل مؤثر پایان جنگ به واشنگتن از بحران بدهی و به بنبست کشاندن خزانهداری آمریکا میگذرد.
جنگهای مدرن شاید با شلیک موشکها و پرواز بمبافکنها آغاز شوند، اما نقطه پایان آنها نه در سنگرهای نظامی یا اتاق مذاکره، بلکه می تواند در ترازنامههای مالی و دفاتر خزانهداری رقم بخورد. خطای محاسباتی واشنگتن در آغاز این جنگ، تصور دستیابی به عملیاتی برقآسا، کمهزینه و کوتاهمدت بود؛ اما با فرسایشی شدن معرکه، موازنه درگیری ناگزیر از حوزه نظامی، به متغیرهای اقتصاد کلان معطوف شده است. این گزارش با اتکا به چارچوب تحلیلی مجید شاکری، کارشناس اقتصاد سیاسی، سازوکاری را بررسی میکند که در آن نوسانات پایدار بازار انرژی و زنجیره مالی بینالمللی میتواند ماشین جنگی ایالات متحده را به توقفی راهبردی و بلندمدت وادار کند.
دام آماری بشکهها در برابر نبرد ادراکی
در هفتههای اخیر مباحث فراوانی در محافل رسانهای جریان داشته مبنی بر این که روزانه چند میلیون بشکه نفت از مسیر نظارت ایران میگذرد و از آبراه خلیج فارس خارج میشود. موضوعی که گویی موفقیت ایران در این منازعه به آن گره خورده است.
این نگاه حسابداری اگر چه در جای خود صحیح است، اما از ماهیت حقیقی نبرد غافل است؛ مسئله اصلی، تقابل بر سر «ادراک طرف مقابل» است، نه حسابوکتاب خام محمولههای روزانه.
در گام نخست بحران، غافلگیری اصلی برای غرب، علاوه بر بستن فیزیکی تنگه هرمز، فعالکردن متغیر «ریسک بیمه تجاری» بود. کلوپهای بینالمللی بیمه با جهش ناگهانی ریسک، پوشش نفتکشها را متوقف کردند و شریان کشتیرانی تجاری عملاً مسدود شد. واکنش ائتلاف غربی در ادامه، دقیقاً با هدف خنثیسازی همین منطق شکل گرفت. اما در مقابل، ما با اهرمی روبهرو هستیم که هرچه زمان میگذرد، پیچیدگیاش برای دشمن بیشتر میشود. در واقع، فارغ از تمام هیاهوهای آماری، میتوان با اطمینان گفت که «تنگه به خوبی دارد برای ما کار میکند»؛ نه لزوماً به عنوان یک میدان نظامیِ صرف، بلکه به عنوان یک اهرم مالی پایدار که موازنه را به نفع ایران تغییر داده است. تنگه اکنون به کانون «عدماطمینان» تبدیل شده، ریسک را به رگ حیاتی اقتصاد آمریکا یعنی نرخ بهره تزریق کرده است؛ همین عدماطمینان، می تواند ماشین دیپلماسی و اقتصاد آمریکا را زیر بار سنگین بدهی تا مرز استیصال کامل بکشاند.
ضرورت خنثیسازی تله ادنوک امارات
در چارچوب تحلیلی این گزارش و در حال حاضر، امارات نقشی کلیدی در مهار ضربه راهبردی ایران ایفا میکند. شرکت ملی نفت ابوظبی (ادنوک) با سازماندهی ناوگانی از شناورهای شاتل کوچک و تقبل ریسک انتقال نفت توسط دولت امارات، عملاً سد بیمه تجاری رو به افزایش نفتکش ها را دور زده است. هدف ابوظبی روشن است: کاهش سطح درگیری در حد اصابتهای پراکنده، حفظ جریان حداقلی صادرات و تثبیت این پیام روانی که شریان انرژی فعال است. این سیاست، مغز اصلی پاسخ نامتقارن ایران علیه آمریکا را هدف گرفته است.
در چنین شرایطی پاسخ مؤثر ایران نباید شلیکهای پراکنده و انفعالی به تکتک شناورها باشد؛ زیرا چنین سطحی از استهلاک در محاسبات رقیب پیشبینی و پذیرفته شده است. برای آنکه تنگه بدون اغماض بسته بماند و اثربخشی اهرم حفظ شود، باید «ابتدا و انتهای این زنجیره لجستیکی»-شامل پایانههای بارگیری، بنادر تخلیه و تأسیسات بارانداز-از کار بیفتد.
در این راستا باید توجه داشت هدف منطقی ایران ایجاد جهشهای انفجاری و کوتاهمدت نفت به ارقام نجومی نیست؛ چراکه شوکهای جهشی می تواند مکانیسم های قوی مقابله ای را فعال کند که به هیچ وجه مطلوب ایران نخواهد بود. به عنوان مثال برنامه های کنترل اضطراری تقاضا یا تسریع سرمایه گذاری در منابع جایگزین مانند نفت شیل و ... را می تواند فعال کند. سناریوی مطلوب اصطلاحاً، پختن تدریجی قورباغه است به گونهای که واکنش حریف در لحظه برانگیخته نشود. ترجمه اقتصادی این گزاره، تثبیت پایدار قیمت در دالان ۸۵ تا ۱۰۰ دلار برای چهار فصل متوالی است تا اثر تورمی آن به عمق ساختار اقتصادی غرب رسوخ کند.
اوراق قرضه ۱۰ ساله؛ گلوگاه تأمین مالی پنتاگون
حلقه واسطی که اثر تثبیت قیمت انرژی در سطوح بالا را به ترمزهای قوی موتور جنگ آمریکا متصل میکند، «عدماطمینان تورمی» و در پی آن، «افزایش نرخ بازدهی اوراق ۱۰ ساله خزانهداری آمریکا» است.
ایالات متحده در شرایطی وارد این منازعه شده که با کوهی از بدهیهای انباشته بیش از ۴۰ تریلیون دلاری و کسری بودجه مزمن دستوپنجه نرم میکند. خزانهداری آمریکا برای پوشش هزینههای سرسامآور نظامی ناچار به انتشار و فروش مداوم اوراق قرضه است؛ چیزی شبیه چاپ پول.
پاشنه آشیل انتشار این اوراق، نرخ بهره آن است؛ هر چه این نرخ بالاتر باشد، تأمین مالی دولت آمریکا (که بودجه جنگ را نیز شامل میشود) گرانتر و دشوارتر خواهد شد.
اگر ناامنی ترانزیت انرژی بهصورت پایدار حفظ شود، انتظارات تورمی مهار نخواهد شد و فدرال رزرو امکان کاهش نرخ بهره را از دست میدهد.
نتیجه این وضعیت، قفل شدن بازدهی اوراق ۱۰ ساله خزانهداری در سطوح بالای ۵ درصد است. اتفاقی که تا الان نیز رخ داده و تداوم آن حیاتی است. در این سطح نرخ بهره، هزینه استقراض برای دولت آمریکا به مرز بحران میرسد.
این وضعیت بدان معناست که واشنگتن دیگر قادر نیست بهطور همزمان بدهیهای سررسیدشده گذشته را با نرخهای سنگین بازتأمین کند و برای فاکتورهای جدید جنگی دست به استقراض بزند. این همان روندی است که جنگ را به معنای دقیق کلمه به سمت «تأمینناپذیری مالی» سوق داده است؛ فضایی که در آن آمریکا نه به علت تمام شدن مهمات، بلکه به دلیل انسداد در تأمین مالی و هراس از فروپاشی بازار بدهیهای حاکمیتی، با بنبست قطعی روبهرو خواهد شد.
دام دیپلماسی بیاهرم و ارزش راهبردی زمان
در این منظومه تحلیلی، حیاتیترین و در عین حال خطرناکترین متغیر، «زمان» است. طرف مقابل تلاش میکند با فرسایشی کردن روند بحران، مسیرهای لجستیکی جایگزین دستوپا کند، موعد زمانی حساس انتخابات میان دوره ای را سپری کند و مهم تر از همه، اثر اهرم ایران را تحلیل ببرد.
با این وصف، دلبستن به تحرکات دیپلماتیک شتابزده یا امید واهی به میانجیگری کشورهای منطقه، تا زمانی که موازنه هزینه بر روی زمین شکل نگرفته باشد، نشانهای از ضعف تلقی میشود. میانجیها موازنهساز نیستند؛ آنها صرفاً نتیجه موازنه واقعی قدرت را روی کاغذ ثبت میکنند. بدون وارد آوردن ضربه مستقیم به ساختار هزینه حریف، میز مذاکره دستاورد معناداری به همراه نخواهد داشت.
بازدارندگی پایدار از دل ترازنامهها
درمجموع، اقتصاد دیگر متغیری حاشیهای در جنگ نیست، بلکه در صورت عملکرد درست، به متغیر فیصلهبخش تبدیل خواهد شد. راهبرد تحمیل مؤثر پایان جنگ به واشنگتن-بهگونهای که بازآغازی آن تا سالها از توان حریف خارج باشد-از مسیر از کار انداختن شبکه دور زدن تنگه، تثبیت پایدار تورم انرژی و قفل کردن نرخ بازدهی اوراق قرضه آمریکا میگذرد. این نبرد، تنها برای «پایانِ جنگ» نیست، بلکه برای خلق یک «بازدارندگی بلندمدت» است. زمانی که دادههای خزانهداری آمریکا نشان دهد تأمین مالی هر روزِ تقابل با ایران، اقتصاد داخلی آمریکا را یک قدم به پرتگاه مالی نزدیکتر میکند، در آن لحظه، این ترازنامههای بدهی آمریکا هستند که «تضمین» میدهند این جنگ تا سالها قابل آغاز نخواهد بود. راه هوشمندانه بازدارندگی در ادامه جنگ، در گروِ همین واقعیت های اقتصادی و ترکیب آن با هوشمندی نظامی است.
فرمول اقتصادی مهار آمریکا
1405/07/07 - 07:36
672
1405/07/07 - 07:36
















