حقوق کارگران دو برابر، اما سفره آنها کوچک‌تر شد!

حقوق کارگران دو برابر، اما سفره آنها کوچک‌تر شد!حقوق کارگران دو برابر، اما سفره آنها کوچک‌تر شد!
19
0
21.5K
1405/07/13 - 22:00
1.8K
1405/07/13 - 22:00

تجارت نیوز/ پایه مزد از ۷.۱ میلیون تومان در سال ۱۴۰۳ به ۱۶.۶ میلیون تومان در سال ۱۴۰۵ رسید، اما رشد قیمت خوراکی‌ها بخش مهمی از افزایش دستمزد را بلعید.

کالابرگ می‌تواند در کوتاه‌مدت از شدت فشار بر سفره خانوارهای کم‌درآمد کم کند، اما نمی‌تواند جایگزین سیاست دستمزدی و کنترل تورم شود. اگر پایه مزد افزایش پیدا کند اما قیمت گوشت، برنج، تخم‌مرغ و سایر کالاهای ضروری سریع‌تر رشد کنند، خانوار همچنان با کاهش قدرت خرید مواجه خواهد بود.

افزایش دستمزد کارگران در سه سال گذشته اگرچه از نظر عددی چشمگیر بوده، اما مقایسه آن با هزینه‌های واقعی زندگی نشان می‌دهد رشد حقوق الزاما به معنای افزایش قدرت خرید خانوار نیست. پایه مزد ماهانه از حدود ۷.۱ میلیون تومان در سال ۱۴۰۳ به حدود ۱۰.۴ میلیون تومان در سال ۱۴۰۴ و ۱۶.۶ میلیون تومان در سال ۱۴۰۵ رسیده است؛ یعنی مزد اسمی در این فاصله بیش از دو برابر شده است.
اما همزمان قیمت کالاهای اساسی، نرخ ارز و هزینه سایر اقلام سبد معیشت نیز افزایش پیدا کرده‌اند. در نتیجه، خانوار کارگری برای حفظ سطح مصرف گذشته ناچار شده سهم بیشتری از درآمد خود را به خوراک اختصاص دهد و از هزینه‌های دیگر مانند پوشاک، تفریح، آموزش، درمان یا حتی پس‌انداز بکاهد. مساله اصلی در اینجا نه رقم حقوق، بلکه قدرت خرید واقعی آن است.

مزد کارگران در سه سال گذشته چقدر افزایش یافت؟
حداقل مزد روزانه در سال ۱۴۰۳ حدود ۲ میلیون و ۳۸۸ هزار ریال بود و پایه مزد ماهانه به حدود ۷۱.۷ میلیون ریال رسید. در سال ۱۴۰۴ این رقم به حدود ۱۰۳.۹ میلیون ریال افزایش یافت و در سال ۱۴۰۵ پایه مزد ماهانه به حدود ۱۶۶.۳ میلیون ریال رسید.

این مقایسه به معنای آن نیست که دلار معیار مستقیم قدرت خرید خانوار است، اما نشان می‌دهد افزایش اسمی مزد همزمان با کاهش ارزش پول ملی اتفاق افتاده است.
به این ترتیب، کارگری که در سال ۱۴۰۳ پایه مزد او حدود ۱۱۹ دلار ارزش داشت، در مقطع مشابه سال ۱۴۰۵ با وجود دریافت حقوق ریالی بیشتر، از نظر ارزش دلاری حدود ۷۱ دلار دریافت می‌کند.

قیمت کالاهای اساسی؛ فشار اصلی روی بخش خوراک
اما برای خانوار کارگری، آنچه اهمیت بیشتری از دلار دارد، قیمت کالاهایی است که هر روز یا هر ماه باید خریداری شوند. در این گزارش چهار قلم برنج، گوشت، تخم‌مرغ و نان سنگک به عنوان نمونه‌ای از کالاهای مهم سبد خوراکی بررسی شده‌اند. قیمت‌ها به دلیل تفاوت کیفیت، برند، شهر و محل عرضه تقریبی هستند.

در مورد قیمت‌های ۱۴۰۵، داده‌های بازار نشان می‌دهد قیمت برنج ایرانی در هفته منتهی به سوم مهر بین ۳۶۰ تا ۵۶۰ هزار تومان قرار داشته است. شقه گوسفندی نیز در میادین حدود یک میلیون و ۵۳۰ هزار تومان گزارش شده، در حالی که قیمت برخی قطعات ممتاز گوسفندی در بازار خرده‌فروشی از ۲ میلیون تومان عبور کرده است.

در مورد تخم‌مرغ نیز فاصله قیمت‌ها قابل توجه است. در روزهای اخیر شانه ۳۰ عددی معمولی حدود ۵۴۰ هزار تومان، نمونه درجه یک حدود ۶۰۱ هزار تومان و برخی محصولات بسته‌بندی‌شده حدود ۴۹۴ هزار تومان قیمت داشته‌اند؛ بنابراین بازه ۵۰۰ تا ۶۵۰ هزار تومان برای خرید معمول خانوار، تصویر واقع‌بینانه‌تری از بازار فعلی ارائه می‌دهد.
در مورد نان نیز نرخ پایه سنگک در برخی نرخ‌نامه‌های رسمی پایین‌تر از قیمت‌هایی است که کاربر در بازار پرداخت می‌کند؛ بنابراین برای تحلیل هزینه واقعی خانوار باید میان نرخ رسمی نان یارانه‌ای و قیمت نان آزادپز یا نرخ‌های رایج بازار تفاوت گذاشت.
قدرت خرید؛ چرا افزایش حقوق روی سفره دیده نمی‌شود؟
برای سنجش قدرت خرید خانوار نمی‌توان گفت کارگر با حقوق خود چند کیلو گوشت یا چند کیلو برنج می‌تواند بخرد؛ زیرا هیچ خانواده‌ای کل درآمد خود را صرف یک کالا نمی‌کند. معیار مناسب‌تر، بررسی این است که چه سهمی از درآمد ماهانه برای خرید یک سبد مشخص از کالاهای ضروری مصرف می‌شود.
برای نمونه، اگر یک خانواده کارگری هر ماه بخشی از درآمد خود را به برنج، گوشت، تخم‌مرغ و نان اختصاص دهد، افزایش قیمت این چهار قلم به این معناست که برای خرید همان مقدار قبلی کالا، پول بیشتری باید کنار گذاشته شود.

این جدول نشان می‌دهد افزایش حقوق با افزایش قیمت‌ها هم‌جهت نبوده است. به‌خصوص در سال ۱۴۰۵، قیمت برخی اقلام خوراکی با سرعتی بسیار بیشتر از رشد ۶۰ درصدی حداقل مزد افزایش یافته است.
در نتیجه، حتی اگر درآمد اسمی کارگر افزایش پیدا کرده باشد، خانوار برای حفظ همان الگوی مصرف گذشته باید سهم بیشتری از درآمد خود را صرف خوراک کند.
برای ارزیابی وضعیت معیشتی نباید فقط به افزایش حقوق نگاه کرد / باید دید پس از پرداخت هزینه‌های ضروری، چه میزان درآمد برای سایر نیازهای خانواده باقی می‌ماند
بهروز مکاری، کارشناس اقتصاد خانواده در گفت‌وگو با تجارت‌نیوز درباره وضعیت قدرت خرید کارگران می‌گوید: برای ارزیابی وضعیت معیشتی نباید فقط به افزایش حقوق نگاه کرد؛ بلکه باید دید پس از پرداخت هزینه‌های ضروری، چه میزان درآمد برای سایر نیازهای خانواده باقی می‌ماند.
او می‌افزاید: وقتی قیمت مواد غذایی با سرعت زیادی افزایش پیدا می‌کند، خانوارهای کم‌درآمد معمولاً ابتدا هزینه‌های غیرضروری را حذف می‌کنند. پس از آن، کیفیت کالاهای مصرفی تغییر می‌کند و در مرحله بعد، اقلامی مانند گوشت قرمز، برخی محصولات لبنی یا میوه از سبد خرید خانوار کم می‌شوند.
مکاری تاکید می‌کند: این روند در بلندمدت می‌تواند به کاهش کیفیت تغذیه منجر شود؛ زیرا خانوار برای مدیریت بودجه ناچار می‌شود به سمت مواد غذایی ارزان‌تر برود. در واقع افزایش حقوق زمانی به بهبود رفاه منجر می‌شود که رشد درآمد از رشد هزینه‌های ضروری بیشتر باشد؛ در غیر این صورت، افزایش حقوق صرفاً افزایش عددی فیش حقوقی است.
کالابرگ ۱.۲ تا ۱.۳ میلیون تومانی چقدر اثر دارد؟
در چنین شرایطی، افزایش اعتبار کالابرگ می‌تواند بخشی از فشار هزینه‌های خوراک را جبران کند. اگر اعتبار کالابرگ به ۱.۳ میلیون تومان برای هر نفر برسد، یک خانواده چهار نفره ماهانه ۵.۲ میلیون تومان اعتبار خواهد داشت. اگر این رقم به ۱.۵ میلیون تومان برسد، اعتبار ماهانه خانواده چهار نفره به ۶ میلیون تومان  می‌رسد.

برای یک کارگر حداقل‌بگیر، اعتبار ۵.۲ میلیون تومانی خانوار چهار نفره معادل حدود ۳۱ درصد پایه مزد ۱۶.۶ میلیون تومانی است. البته این اعتبار نقدی نیست و صرف خرید اقلام مشخص می‌شود؛ بنابراین نمی‌تواند هزینه مسکن، درمان، حمل‌ونقل یا آموزش را پوشش دهد. از طرف دیگر، افزایش قیمت خود کالاهای مشمول کالابرگ می‌تواند اثر این حمایت را کاهش دهد. اگر اعتبار ثابت بماند اما قیمت مواد غذایی افزایش پیدا کند، خانوار با همان اعتبار، مقدار کمتری کالا دریافت خواهد کرد.

کالابرگ می‌تواند در کوتاه‌مدت از شدت فشار بر سفره خانوارهای کم‌درآمد کم کند اما نمی‌تواند جایگزین سیاست دستمزدی و کنترل تورم شود
بهروز مکاری در بخش دیگری از سخنان خود در مورد افزایش نرخ کالا برگ می‌گوید: کالابرگ می‌تواند در کوتاه‌مدت از شدت فشار بر سفره خانوارهای کم‌درآمد کم کند، اما نمی‌تواند جایگزین سیاست دستمزدی و کنترل تورم شود.

اگر پایه مزد افزایش پیدا کند اما قیمت گوشت، برنج، تخم‌مرغ و سایر کالاهای ضروری سریع‌تر رشد کنند، خانوار همچنان با کاهش قدرت خرید مواجه خواهد بود.
اثر واقعی کالابرگ باید با یک معیار مشخص سنجیده شود: این اعتبار در هر ماه چه مقدار از هزینه سبد غذایی خانوار را پوشش می‌دهد؟
او می‌افزاید: بنابراین، اثر واقعی کالابرگ باید با یک معیار مشخص سنجیده شود: این اعتبار در هر ماه چه مقدار از هزینه سبد غذایی خانوار را پوشش می‌دهد؟ اگر اعتبار ۱.۳ میلیون تومانی امروز مثلاً بخش مشخصی از هزینه خوراک یک نفر را پوشش دهد اما قیمت کالاهای مشمول طی چند ماه به‌شدت افزایش پیدا کند، همان اعتبار دیگر اثر قبلی را نخواهد داشت.

سفره کارگری زیر فشار سه‌گانه
بررسی سه سال گذشته نشان می‌دهد خانوار کارگری همزمان با سه فشار مواجه بوده است: افزایش هزینه کالاهای اساسی، کاهش ارزش پول ملی و رشد هزینه‌های مسکن و خدمات.
پایه مزد از ۷.۱ میلیون تومان در سال ۱۴۰۳ به ۱۶.۶ میلیون تومان در سال ۱۴۰۵ رسیده، اما افزایش قیمت کالاهای ضروری باعث شده بخش بیشتری از درآمد خانوار صرف هزینه‌های روزمره شود.
در چنین شرایطی، کالابرگ ۱.۲ تا ۱.۳ میلیون تومانی می‌تواند بخشی از فشار غذایی را کاهش دهد؛ برای یک خانواده چهار نفره این رقم به ۴.۸ تا ۵.۲ میلیون تومان در ماه می‌رسد. اما این حمایت به‌تنهایی نمی‌تواند کاهش قدرت خرید خانوار را جبران کند.
در نهایت، اصلی سفره کارگری فقط «چقدر حقوق می‌گیرد» نیست؛ بلکه این است که بعد از افزایش حقوق، چه مقدار از درآمد خانواده برای مسکن، خوراک، درمان، آموزش و سایر نیازهای ضروری باقی می‌ماند. اگر قیمت کالاهای ضروری سریع‌تر از دستمزد رشد کند، حتی افزایش‌های بزرگ حقوق نیز الزاماً به معنای بهبود سطح زندگی نخواهد بود.

🔹"آخرین خبر" در روبیکا
🔹"آخرین خبر" در ایتا
🔹"آخرین خبر" در بله

اخبار برگزیده