ایسنا/ محققان با گفتوگو با گروهی از معلمان ابتدایی، تلاش کردهاند تصویری نزدیکتر از رفتارهای نامطلوب مدیریتی در محیط مدرسه و نگرانیهایی که این رفتارها برای کارکنان آموزشی ایجاد میکند، ارائه دهند.
آموزشوپرورش یکی از مهمترین نهادهای اجتماعی است، زیرا هم در زندگی روزمره خانوادهها حضور دارد و هم آینده جامعه را شکل میدهد. مدرسه فقط محل انتقال درس و کتاب نیست، بلکه محیطی است که در آن دانشآموزان مهارتهای زندگی، همکاری، مسئولیتپذیری و ارتباط با دیگران را نیز میآموزند. به همین دلیل، کیفیت اداره مدرسه میتواند بر بسیاری از جنبههای آموزش اثر بگذارد. مدیر مدرسه در این میان نقشی کلیدی دارد؛ او باید میان معلمان، دانشآموزان، اولیا و ساختار اداری مدرسه هماهنگی ایجاد کند. هنگامی که مدیر بتواند با انصاف، گفتوگو، احترام و برنامهریزی مناسب عمل کند، زمینه برای فعالیت بهتر معلمان و پیشرفت دانشآموزان فراهم میشود. در مقابل، ضعف در مدیریت میتواند حتی امکانات و تواناییهای موجود در مدرسه را نیز کماثر کند.
اهمیت بررسی رفتار مدیران از آنجا بیشتر میشود که معلمان بخش زیادی از زمان و انرژی خود را در محیط مدرسه میگذرانند. معمولاً هنگام سخن گفتن از چالشهای مدرسه، توجه عمومی بیشتر به رفتار دانشآموزان یا کمبود امکانات معطوف میشود، اما روابط کاری میان مدیر و معلم نیز نقش تعیینکنندهای در فضای مدرسه دارد. رفتارهای نامطلوب در محیط کار به رفتارهایی گفته میشود که با احترام، انصاف، اعتماد و قواعد پذیرفتهشده همکاری سازگار نیستند و میتوانند به افراد یا سازمان آسیب بزنند. چنین رفتارهایی ممکن است به شکل تحقیر، تبعیض، فشار کاری غیرمنطقی، نادیده گرفتن نظر کارکنان یا برخورد نامناسب با انتقاد دیده شوند. شناخت این تجربهها اهمیت دارد، زیرا میتواند به مسئولان کمک کند تا پیش از آنکه مشکلات به بیانگیزگی، تنش یا افت کیفیت آموزش تبدیل شوند، برای اصلاح شرایط اقدام کنند.
محمدهوشیار فتحی، پژوهشگر مدیریت آموزشی دانشکده علوم انسانی دانشگاه بوعلی سینا همدان، به همراه یک همکار دانشگاهی خود، تحقیقی را درباره تجربه معلمان مدارس ابتدایی از برخی رفتارهای نامطلوب مدیران انجام دادهاند. این پژوهش به جای تمرکز صرف بر ویژگیهای مثبت مدیریت، تلاش کرده است از دید معلمان به رفتارهایی بپردازد که ممکن است روابط حرفهای و روند انجام کار در مدرسه را آسیبپذیر کند. بررسی این موضوع از زبان معلمان اهمیت ویژهای دارد، زیرا آنان بهطور مستقیم با تصمیمها، شیوه ارتباط و عملکرد روزانه مدیران روبهرو هستند. پژوهشگران در این مطالعه کوشیدهاند نشان دهند که این رفتارها چه شکلهایی دارند و چه پیامدهایی ممکن است برای افراد و فضای کلی مدرسه به همراه بیاورند.
این تحقیق با رویکرد کیفی انجام شده است؛ یعنی پژوهشگران به جای تکیه اصلی بر آمار و پرسشنامههای عددی، تجربهها و روایتهای معلمان را بررسی کردهاند. روش مورد استفاده «پدیدارشناسانه» بوده است؛ روشی که میکوشد یک پدیده را از نگاه کسانی که آن را تجربه کردهاند، بهتر بشناسد. جامعه مورد بررسی در این مطالعه، معلمان ابتدایی نواحی یک و دو سنندج بودند. پژوهشگران با ۱۴ معلم مصاحبههای نیمهساختاریافته انجام دادند؛ یعنی گفتوگوها بر پایه پرسشهای مشخص پیش رفت، اما معلمان فرصت داشتند تجربهها و توضیحات خود را نیز آزادانه بیان کنند.
یافتهها نشان دادند که رفتارهای نامطلوب مدیران از نگاه معلمان در دو سطح دیده میشود: رفتارهای مربوط به سازمان و رفتارهای مربوط به زیردستان، از جمله معلمان، اولیا و دانشآموزان. در سطح ارتباط با کارکنان، مواردی مانند تبعیض، تحکم، تحقیر، خواستههای بیش از حد، حمایت نکردن، روابط انسانی ضعیف و بیاحترامی گزارش شده است. در سطح سازمانی نیز معلمان به مواردی چون مشارکت ندادن همکاران در تصمیمگیریها، ضعف در برنامهریزی، نپذیرفتن انتقاد و نگرانی درباره استفاده مناسب از امکانات و منابع مدرسه اشاره کردهاند.
بر پایه نتایج، چنین رفتارهایی میتوانند در سطح فردی به کاهش انگیزه و رضایت شغلی، افزایش اضطراب، پرخاشگری، خستگی و بیاعتمادی منجر شود. برخی معلمان همچنین از گسترش تظاهر به کار، چاپلوسی و تخریب همکاران سخن گفتهاند. در سطح سازمانی نیز پیامدهایی مانند کاهش تعهد کاری، تضعیف همکاری میان کارکنان، کاهش مشارکت در تصمیمها و از بین رفتن احساس همدلی و توافق در مدرسه مطرح شده است. پژوهشگران پیشنهاد کردهاند که تقویت شایستگیهای اخلاقی و حرفهای مدیران، راهی برای کاهش این مسائل باشد.
اطلاعات تکمیلی پژوهش نشان میدهند که معلمان در برخی موضوعات حساسیت بیشتری داشتهاند. برای نمونه، تبعیض میان همکاران، فشارهای کاری بیش از اندازه، رفتار آمرانه و نبود حمایت مدیر از معلم در زمان بروز مسئله با اولیا یا دانشآموزان، از مواردی بوده که بیشتر تکرار شده است. در بعضی روایتها، معلمان زن گفتهاند در مدارس دارای نیروی انسانی مختلط، ممکن است در مشارکت داده شدن در تصمیمگیریها یا تقسیم وظایف با تبعیض روبهرو شوند. همچنین، تفاوتهایی در تجربه معلمان مدارس دخترانه و پسرانه، معلمان باسابقه و تازهاستخدامشده و نیز مدارس برخوردار و کمبرخوردار گزارش شده است.
به گفته مشارکتکنندگان، زمانی که مدیر خود را برتر از معلمان بداند یا از گفتوگو و همدلی فاصله بگیرد، حل مسائل روزمره دشوارتر میشود. در چنین فضایی، معلمان ممکن است از بیان ایدههای تازه، طرح انتقاد یا مشارکت در تصمیمهای مدرسه خودداری کنند. این وضعیت که گاهی «سکوت سازمانی» نامیده میشود، یعنی کارکنان با وجود داشتن نظر یا تجربه مفید، ترجیح میدهند آن را بیان نکنند. پیامد این سکوت میتواند کاهش خلاقیت و از دست رفتن فرصتهای بهبود در مدرسه باشد.
پژوهشگران برای بهبود شرایط، بر برگزاری دورههای آموزشی پیش و پس از انتصاب مدیران تأکید کردهاند. این دورهها میتوانند موضوعاتی مانند کنترل خشم، انصاف، صداقت، مهارت حل تعارض، صبر، همدلی، ارتباط بینفردی و پذیرش انتقاد را دربر بگیرند.
همچنین در این مطالعه که نتایج آن را فصلنامه «پژوهشهای رهبری آموزشی» وابسته به دانشگاه علّامه طباطبائی منتشر کرده پیشنهاد شده است سلامت روان مدیران بهطور منظم مورد توجه قرار گیرد، سازوکاری برای انتقاد کردن و انتقادپذیری در مدرسه شکل بگیرد و نظارت تخصصی و مستمر بر عملکرد مدیریتی انجام شود. ارزیابی مدیران از سوی معلمان نیز میتواند راهی برای شنیده شدن تجربه کارکنان و افزایش پاسخگویی در محیط مدرسه باشد.
















