هفت صبح/ آرمین در دادگاه نیز اصل درگیری و وارد کردن ضربه به حمید را انکار نکرد.
اواسط سال ۱۴۰۱ بود که درگیری دو جوان در یکی از محلههای تهران بر سر یک کلاه آفتابی به جنایتی خونین ختم شد. حمید که آن روز کلاه جدیدی بر سر داشت، کنار چند نفر از دوستانش مقابل کوچه ایستاده بود که جوانی از اهالی همان محل به سمت او رفت و از او خواست کلاهش را به او بدهد. حمید قبول نکرد و همین مخالفت ساده شروع درگیریای شد که چند دقیقه بعد با مرگ او پایان گرفت.
مرد جوان ابتدا شروع به پرخاش و فحاشی کرد. بعد با حمید گلاویز شد و در جریان درگیری چاقویی بیرون کشید و ضربهای به او زد. دوستان حمید که شاهد ماجرا بودند، زمانی متوجه شدت حادثه شدند که پیکر دوستشان غرق خون روی زمین افتاده بود. مهاجم نیز بلافاصله از محل فرار کرد.ساعت حدود ۳ بعدازظهر بود که خبر قتل به مأموران پلیس اعلام شد. پس از گزارش اولیه، بازپرس محسن اختیاری از شعبه دوم دادسرای جنایی در جریان پرونده قرار گرفت و دستورهای لازم برای حفظ صحنه جرم و شناسایی اولیایدم را صادر کرد. او همراه تیم بررسی صحنه جرم راهی محل شد.
شهادت دوستان مقتول
چند نفر از دوستان حمید در همان تحقیقات ابتدایی جزئیات درگیری را برای کارآگاهان تعریف کردند. آنها گفتند حمید تازه کلاه جدیدی خریده بود و همان روز آن را بر سر گذاشته بود.یکی از دوستان مقتول گفت: «سر کوچه ایستاده بودیم و حمید که کشته شده است، کلاه جدیدش را سرش گذاشته بود که مردی به سمت او آمد. اول کلاه حمید را خواست اما حمید کلاهش را نداد. آن موقع بود که آن مرد اول پرخاش و بعد فحاشی کرد. بعد از اینها هم وقتی دید هنوز حمید نمیخواهد کلاهش را به او بدهد با حمید دست به یقه شد و ما تا آمدیم به خودمان بجنبیم و آنها را جدا کنیم او چاقویی به حمید زد و او را غرق خون کرد و متواری شد.»
شاهدان در ادامه گفتند مرد مهاجم هنگام درگیری حالت طبیعی نداشته است. آنها همچنین توانستند مشخصاتی از او در اختیار پلیس قرار دهند.بازپرس ویژه قتل دستور انتقال جسد به پزشکی قانونی را صادر کرد و همزمان تحقیقات برای شناسایی قاتل ادامه پیدا کرد. بررسیهای محلی و گفتوگو با شاهدان سرانجام مسیر تحقیقات را تغییر داد.
شناسایی متهم
کارآگاهان در جریان تحقیقات متوجه شدند مرد مهاجم فردی غریبه نبوده است. او از دوستان قدیمی حمید بود و این دو سالها در یک محله زندگی کرده و همسایه بودند.با مشخص شدن هویت متهم، کارآگاهان دریافتند او آرمین نام دارد. شاهدان نیز در تحقیقات محلی هویت او را تأیید کردند. به این ترتیب آرمین بهعنوان تنها متهم پرونده تحت تعقیب قرار گرفت.
چند هفته از وقوع جنایت گذشته بود که کارآگاهان موفق شدند مخفیگاه او را شناسایی و دستگیر کنند. آرمین پس از انتقال به اداره پلیس در همان تحقیقات اولیه به قتل اعتراف کرد.او گفت: «من و مقتول با همدیگر دوست بودیم. روز حادثه کمی مشروب خورده بودم و در حال خودم نبودم. وقتی داشتم از سر گذر محله عبور میکردم، چشمم به حمید افتاد که کلاه نو و زیبایی بر سر داشت. از او خواستم آن را به من بدهد اما قبول نکرد. اصلاً نمیدانم چه شد که به همین بهانه ساده با او گلاویز شدم و در جریان درگیری به او ضربهای زدم.»
با اعتراف صریح آرمین، تحقیقات پرونده تکمیل و کیفرخواست صادر شد. پرونده برای رسیدگی به شعبه دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد و متهم پای میز محاکمه رفت.
در دادگاه
آرمین در دادگاه نیز اصل درگیری و وارد کردن ضربه به حمید را انکار نکرد. او این بار درباره علت شروع دعوا توضیح بیشتری داد و گفت بهدلیل مصرف مشروب در شرایط عادی نبوده است.او گفت: «شروع بحث من و مقتول به خاطر یک کلاه بود. از او خواستم چند لحظه کلاهش را به من قرض بدهد تا آن را روی سرم بگذارم، اما وقتی کلاه را نداد، به دلیل اینکه در حالت طبیعی نبودم، از کوره در رفتم و کارمان به فحاشی و درگیری فیزیکی کشیده شد. من از این اتفاق پشیمانم و از اولیای دم تقاضای بخشش دارم.»
با این حال، اولیایدم برای آرمین درخواست قصاص کردند. قضات پس از بررسی محتویات پرونده و شنیدن دفاعیات متهم، حکم قصاص او را صادر کردند.
رأی صادرشده پس از بررسی در دیوان عالی کشور تأیید شد و پرونده وارد مرحله اجرای حکم شد.
تلاش برای رضایت
پس از قطعی شدن حکم، صلحیاران دادسرای جنایی برای جلب رضایت خانواده حمید وارد عمل شدند. آنها تلاش کردند با گفتوگو با اولیایدم، خانواده مقتول را به گذشت از قصاص راضی کنند، اما تلاشها نتیجه نداد.اولیایدم معتقد بودند حمید در جریان یک درگیری بیدلیل و بر سر موضوعی بسیار پیشپاافتاده جانش را از دست داده است. آنها اعلام کردند حاضر به گذشت از قصاص نیستند.
در نهایت حکم قصاص آرمین در سحرگاه پنجشنبه هفته گذشته اجرا شد. به این ترتیب، پرونده قتلی که اواسط سال ۱۴۰۱ با درخواست یک کلاه آفتابی آغاز شده بود، با اجرای حکم قصاص قاتل حمید به پایان رسید.
















