تابناک/ بازار تشکیل خانواده در ایران طی ۱۵ سال گذشته تقریباً نصف شده است. از نزدیک به ۸۹۲ هزار ازدواج ثبتشده در سال ۱۳۸۹ تا حدود ۴۳۱ هزار مورد در سال ۱۴۰۴، مسیری نزولی طی شده که هم جوانان هرگز ازدواجنکرده و هم کسانی را که تجربه طلاق یا فوت همسر دارند، درگیر کرده است.
در این میان، سهم ازدواج مجدد و بهویژه پیوند افراد مجرد با گروه دارای سابقه ازدواج، همچنان در هالهای از ابهام آماری قرار دارد.
سقوط پیدرپی آمار ازدواج؛ از اوج ۸۹۲ هزار تا کف ۴۳۱ هزار
بر اساس آمارهای سازمان ثبت احوال، تعداد ازدواجهای ثبتشده در سال ۱۳۹۵ حدود ۷۰۴ هزار و ۷۱۶ مورد بود. این رقم در سال ۱۴۰۰ به حدود ۵۷۳ هزار و ۷۸۹ مورد، در سال ۱۴۰۲ به حدود ۴۸۴ هزار، در ۱۴۰۳ نزدیک به ۴۷۲ هزار و در سال ۱۴۰۴ به حدود ۴۳۱ هزار مورد کاهش یافت. مقایسه با اوج تاریخی سال ۱۳۸۹ نشان میدهد بازار تشکیل خانواده در ایران طی حدود ۱۵ سال تقریباً ۵۰ درصد کوچکتر شده است.
این کاهش همزمان با افزایش جمعیت افراد در معرض ازدواج رخ داده است. تعداد این افراد (هرگز ازدواجنکردهها بهعلاوه بیهمسران ناشی از طلاق یا فوت همسر) از ۱۲ میلیون و ۶۲۸ هزار نفر در سال ۱۴۰۳ به ۱۳ میلیون و ۶۲۷ هزار نفر در سال ۱۴۰۴ رسیده است؛ افزایشی نزدیک به یک میلیون نفر در حالی که تعداد ازدواجها بیش از ۴۱ هزار مورد کمتر شده است. جمعیت کل مجردان کشور نیز به حدود ۲۴ میلیون و ۶۳۶ هزار نفر اعلام شده است.
سهم ازدواج مجدد؛ تنها نقطه آماری در سال ۱۳۹۸
آمارهای عمومی معمولاً مجموع ازدواجهای بار اول و بعدی را در یک رقم واحد گزارش میکنند. بدون جدول تفکیکی بر اساس سابقه زناشویی، نمیتوان سهم دقیق ازدواج مجدد را در سالهای اخیر بهطور قطع مشخص کرد.
تنها داده قابل استناد مربوط به سال ۱۳۹۸ است. بر اساس گزارش سازمان ثبت احوال، سهم ازدواج مجدد مردان از کل ازدواجها ۱۷.۱ درصد و سهم زنان ۱۵.۴ درصد بوده است. مهمتر از آن، سهم ازدواجهای بار دوم و سوم از حدود ۵ درصد در سال ۱۳۹۲ به حدود ۲۲ درصد در سال ۱۳۹۸ رسیده بود.
پیوند نامتقارن؛ مجردها با مطلقهها
یکی از نکات کمتر دیدهشده در همان دادههای ۱۳۹۸، سهم ازدواج افراد هرگز ازدواجنکرده با گروه دارای سابقه ازدواج است. سهم مردانی که قبلاً هرگز ازدواج نکرده بودند و برای نخستینبار با یک زن مطلقه ازدواج کردند، از حدود ۱ درصد در سال ۱۳۹۲ به حدود ۵ درصد در سال ۱۳۹۸ رسیده بود. این رقم نشاندهنده رشد تدریجی پیوندهای نامتقارن در آن سالهاست، هرچند آمار دقیق و بهروزتری از این ترکیب در سالهای بعد بهصورت عمومی منتشر نشده است.
ازدواج مجدد از نظر روانی و اجتماعی با ازدواج نخست متفاوت است. کسی که تجربه طلاق داشته، اغلب با احتیاط بیشتری وارد میدان میشود؛ مسئولیت فرزندان، مسائل مالی باقیمانده و ترس از تکرار شکست، تصمیم را سنگینتر میکند. در میان کسانی که همسر را بر اثر فوت از دست دادهاند نیز سن و وابستگی عاطفی نقش تعیینکننده دارد.
نیاز به داده دقیق
کاهش کلی ازدواج را نمیتوان صرفاً به افت تمایل به ازدواج مجدد نسبت داد. تغییر ساختار سنی جمعیت، دشواری تأمین مسکن، اشتغال ناپایدار و افزایش هزینههای تشکیل خانواده، هم بر تصمیم افراد هرگز ازدواجنکرده و هم بر کسانی که تجربه قبلی دارند، اثر میگذارد.
آنچه دادههای موجود آشکار میسازد این است که ازدواج مجدد و پیوندهای نامتقارن بخشی از تحولی بزرگتر در الگوی خانواده ایرانی است. تا زمانی که سازمان ثبت احوال آمار سالانه ازدواج را به تفکیک سابقه زناشویی، جنسیت و علت بیهمسر شدن منتشر نکند، تصویر کامل این پدیده ناقص میماند. اما در هر حال دریافت این آمار یک ضرورت برای رسیدن به تدابیر و تصمیمات درست است.
















