جالبترین آنالیز از تمام ادوار رقابتها؛ قهرمان جام جهانی مشخص شد!

ورزش 3/همه ما حدسها، نظریهها و پیشبینیهای خودمان را داریم. این پیشبینیها ممکن است بر اساس یک حس درونی، دادهها، ساعتها تحلیل و تماشای بازیها، یا حتی حرفهای بیپایهای باشد که کسی در یک بار گفته است.
اما اگر همه دانستههای خود درباره تابستان پیش رو را کنار بگذارید و فقط بر اساس تاریخ تصمیم بگیرید چه؟ اگر تمام تیمهای قهرمان جام جهانی را بررسی کنید، الگوهای مشترک را پیدا کنید و آنها را به تیمهای حاضر در ۲۰۲۶ تعمیم دهید تا ببینید کدام تیم بیشترین شباهت را دارد؟
نشریه آتلتیک در گزارشی مفصل، این کار را انجام داده است. این رسانه هر ۲۲ تیم قهرمان جام جهانی را بررسی و پرسشهای کلیدی را مطرح کرده است: سرمربی چه کسی بود؟ میانگین سنی تیم چقدر بود؟ چگونه صعود کردند؟ چه نوع بازیکنانی داشتند؟ و چند نفر از آنها در لیگ داخلی بازی میکردند؟
نتیجه این است که برخی عوامل برای قهرمانی در جام جهانی حیاتیاند و برخی دیگر نه. مهم نیست در تورنمنت قبلی چطور عمل کردهاید، اما محل تولد بازیکنان اهمیت دارد. باید خوب باشید، اما نه بیش از حد خوب. مربی مهم است، اما در عین حال خیلی هم تعیینکننده نیست.
این تحلیل کاملاً علمی نیست. تاریخ فقط تا حدی میتواند به ما کمک کند. از طرفی تورنمنتهای حذفی ذاتاً غیرقابل پیشبینی هستند، اما قطعاً از پیشبینیهای یک نفر قابل اعتمادتر است.
* چه مسائلی واقعاً اهمیت ندارند؟
اول از همه چند عامل را کنار بگذاریم که بر اساس تاریخ جامهای جهانی، تأثیر زیادی ندارند. یکی از آنها میزبان بودن است. این عامل در چند نسل گذشته دیگر «مزیت قطعی» محسوب نمیشود. میزبانها ۵ مورد از ۱۱ جام جهانی ابتدایی را بردند، اما در ۱۱ دوره بعدی فقط یک بار این اتفاق افتاد: فرانسه در ۱۹۹۸.
این موضوع تا حدی به این دلیل است که بسیاری از میزبانهای اخیر کشورهایی خارج از قدرتهای سنتی فوتبال بودهاند (مثل قطر، روسیه، آفریقای جنوبی، کره جنوبی/ژاپن). همچنین جهانیشدن فوتبال باعث شده شرایط غیرعادی کمتر تیمهای بزرگ را غافلگیر کند.
فرانسه ۱۹۹۸ آخرین میزبان قهرمان جام جهانی بوده است. این موضوع یک باور قدیمی دیگر را هم زیر سؤال میبرد: اینکه تیمهای اروپایی خارج از اروپا قهرمان نمیشوند. این فرضیه تا سال ۲۰۱۰ درست بود، اما اسپانیا در آفریقای جنوبی آن را شکست.
* ستاره بزرگ لازم است؟
در ترکیب تیمهای قهرمان، وجود یک سوپراستار لزوماً شرط موفقیت نیست. البته تعریف «سوپراستار» ذهنی است، اما میتوان آن را با چند معیار سنجید.
برای مثال، برنده توپ طلا هرگز در همان سال قهرمان جام جهانی نشده است؛ تا حدی به این دلیل که این جایزه معمولاً بعد از موفقیت تیمی به بازیکنان قهرمان داده میشود.
در واقع از سال ۱۹۹۵ که این جایزه به بازیکنان غیراروپایی هم داده شد، فقط چند نفر توانستهاند قبل از قهرمانی در جام جهانی آن را ببرند: ریوالدو، رونالدو و لیونل مسی. قبل از آن هم میتوان فرانتس بکنباوئر و گرد مولر را اضافه کرد.
* گرانترین بازیکن دنیا؟
معیار دیگر هزینه انتقال بازیکنان است. در تاریخ جام جهانی فقط دو بار تیم قهرمان، گرانترین بازیکن جهان را در اختیار داشته است: پائولو روسی برای ایتالیا ۱۹۸۲ و دیگو مارادونا برای آرژانتین ۱۹۸۶.
با توجه به اینکه نیمار با اختلاف زیاد گرانترین بازیکن تاریخ است، احتمال تکرار این اتفاق بسیار کم به نظر میرسد… مگر اینکه برزیل این تابستان قهرمان شود.
در واقع لازم نیست تیم شما پر از بازیکنانی باشد که در فصل قبل جامهای باشگاهی را بردهاند. در حقیقت، آخرین تیم قهرمان جام جهانی که بیش از یک بازیکنِ قهرمان قارهای در ترکیبش داشت، برزیل ۱۹۹۴ بود؛ تیمی که چهار بازیکن از قهرمان کوپا لیبرتادورس، سائوپائولو، در اختیار داشت.
آرژانتین در ۲۰۲۲، اسپانیا در ۲۰۱۰، ایتالیا در ۲۰۰۶ و آلمان غربی در ۱۹۹۰ حتی یک بازیکن قهرمان رقابتهای قارهای در ترکیب خود نداشتند. داشتن چند بازیکن قهرمان لیگ داخلی مفید است، اما حیاتی نیست؛ آرژانتین در دوره قبلی و برزیل ۲۰۰۲ فقط دو بازیکن قهرمان لیگ داخلی داشتند.
* عملکرد در تورنمنت قبلی مهم نیست
اینکه در تورنمنت قبلی خوب نبودهاید، لزوماً اهمیتی ندارد. اسپانیا در ۲۰۰۶ در همان دور اول حذفی حذف شد، چهار سال قبل از قهرمانیاش. همین اتفاق برای ایتالیا در ۲۰۰۲ و برزیل در ۱۹۹۰ رخ داد. حتی تیم برزیل ۱۹۶۶ در مرحله گروهی حذف شد، اما چهار سال بعد در ۱۹۷۰ به یکی از افسانهایترین قهرمانیهای تاریخ رسید. فرانسه هم در ۱۹۹۴ اصلاً به جام جهانی نرسید. فرناندو تورس و اسپانیا در ۲۰۰۶ در مرحله یکهشتم نهایی حذف شدند، اما چهار سال بعد قهرمان جهان شدند.
* مسیر صعود همیشه تعیینکننده نیست
نحوه صعود تا حدی مهم است و تا حدی هم نه. هیچ تیمی تاکنون با عبور از پلیآف قهرمان جام جهانی نشده است، اما تیمهای زیادی با مقدماتیهای ضعیف قهرمان شدهاند.
مثلاً برزیل ۲۰۰۲ در رده سوم مقدماتی قرار گرفت، در حالی که در یک سال سه سرمربی عوض کرده بود و در کوپا آمریکا ۲۰۰۱ هم توسط هندوراس حذف شد. ایتالیا ۱۹۸۲ و ۲۰۰۶ هم در شرایطی آشفته وارد جام جهانی شدند؛ از جمله رسواییهای شرطبندی که فوتبال ملیشان را دچار بحران کرده بود.
شاید نتیجه این باشد: آمادگی بیش از حد هم مهم نیست.
اما بیایید چند تیم را کنار بگذاریم. اول از همه مدافع عنوان قهرمانی: هیچ تیمی از سال ۱۹۶۲ (برزیل) تاکنون نتوانسته جام را حفظ کند. دلایل زیادی برای این موضوع وجود دارد؛ معمولاً تیمهای قهرمان به اوج خود رسیدهاند و تکرار آن فرم در چهار سال بعد تقریباً غیرممکن است. بنابراین آرژانتین از این نظر حذف میشود.
همچنین تیم شماره یک رنکینگ فیفا هم معمولاً قهرمان نمیشود. از زمان ایجاد رنکینگ در ۱۹۹۲، هیچ تیمی که با رتبه ۱ وارد جام شده قهرمان نشده است، حتی اسپانیا در ۲۰۱۰ رتبه ۲ را داشت. پس فرانسه هم که در رتبه اول قرار دارد کنار میرود. به این ترتیب هر دو فینالیست ۲۰۲۲ حذف شدند.
البته تیم ضعیف هم قهرمان نمیشود. در تاریخ، تیمهای شگفتیساز در مسابقاتی مانند یورو یا جام ملتها (مثل دانمارک ۱۹۹۲، یونان ۲۰۰۴، زامبیا ۲۰۱۲ یا قطر ۲۰۱۹) وجود داشتهاند، اما چنین اتفاقی در جام جهانی رخ نداده است.
ضعیفترین تیم قهرمان، فرانسه ۱۹۹۸ بود که در رتبه ۱۸ رنکینگ قرار داشت. بنابراین میتوان گفت قهرمانان معمولاً بین رتبههای ۲ تا ۱۸ هستند.
با حذف آرژانتین (رتبه ۳)، فهرست باقیمانده شامل این تیمها میشود: اسپانیا، انگلیس، پرتغال، برزیل، مراکش، هلند، بلژیک، آلمان، کرواسی، کلمبیا، سنگال، مکزیک، آمریکا، اروگوئه و ژاپن.
اما بیایید مکزیک و آمریکا را هم حذف کنیم، چون میزبان بودن معمولاً تضمین قهرمانی نیست. حالا به ۱۳ تیم رسیدیم. سپس سنگال، مراکش و ژاپن را هم حذف میکنیم، چون تاکنون هیچ تیمی خارج از اروپا و آمریکای جنوبی قهرمان جام جهانی نشده است.
حالا به بررسی نقش مربیان میپردازیم. در مورد مربی هم یک نکته مهم وجود دارد: فقط یک مربی در تاریخ توانسته دو بار قهرمان جام جهانی شود، و آن ویتوریو پوتسو با ایتالیا در ۱۹۳۴ و ۱۹۳۸ بوده است بنابراین بعید است دیدیه دشان یا لیونل اسکالونی بتوانند دوباره قهرمان شوند، البته ما قبلاً فرانسه و آرژانتین را حذف کردهایم.
یک نکته تاریخی مهم این است که هیچ تیمی با مربی خارجی قهرمان جام جهانی نشده است. فقط دو مربی خارجی به فینال رسیدهاند: جورج رینور (سوئد ۱۹۵۸) و ارنست هاپل (هلند ۱۹۷۸). این خبر خوبی برای برزیل، انگلیس، پرتغال، بلژیک، کلمبیا و اروگوئه نیست.
اما تقریباً هیچ الگوی ثابتی در مورد مربیان وجود ندارد؛ از مربیان افسانهای چندقهرمانی گرفته تا مربیان جوان یا حتی کسانی که صرفاً بهخاطر شخصیت رهبری موفق شدهاند.
تنها نکته قابل توجه شاید این باشد که ویسنته دلبوسکه مسنترین مربی قهرمان جام جهانی بوده (۵۹ سال). این میتواند برای مربیان مسنتر مثل رونالد کومان (۶۳) و لوئیس دلا فوئنته (۶۴) نشانهای منفی باشد، اما فعلاً بهتر است نتیجهگیری قطعی نکنیم.
این عوامل در نهایت ما را به چه تیمهایی میرساند؟
این فاکتورها در نهایت چهار تیم را باقی میگذارند: اسپانیا، هلند، آلمان و کرواسی. انتخاب قابلباوری هم هست، چون هر چهار تیم در چهار دوره اخیر جام جهانی حداقل یکبار به فینال رسیدهاند.
حالا بیایید از میان آنها دقیقتر به ترکیبها نگاه کنیم. آیا به گلزن بزرگ نیاز دارید؟
تاریخ نشان میدهد داشتن یک گلزن مطمئن معمولاً ضروری است؛ با این حال فرانسه ۱۹۹۸ یک استثنا بود. تقریباً در همه قهرمانان دیگر، حداقل یک مهاجم وجود داشته که یا در فصل قبل از جام جهانی ۲۰ گل یا بیشتر زده، یا آمار گلزنی چشمگیری داشته است؛ از مسی در ۲۰۲۲ و رونالدو در ۲۰۰۲ گرفته تا گرد مولر در ۱۹۷۴.
اما شاید بهخاطر ماهیت فوتبال مدرن در ۲۰۲۶، هیچکدام از چهار تیم باقیمانده یک «گلزن کلاسیک و مرگبار» واقعی ندارند. ممفیس دپای بهترین گلزن تاریخ هلند است، اما در کورینتیانس آنطور که باید گلزنی نکرده است. بهترین گلزن اسپانیا در این گروه میکل اویارسابال است که ۱۵ گل لیگ برای رئال سوسیداد زده؛ آمار خوب، اما نه در حد اسطورههایی مثل مولر، رونالدو یا مسی.
بازیکنان داخلی چقدر مهماند؟
تاریخ نشان میدهد داشتن تعداد قابلتوجهی بازیکن شاغل در لیگ داخلی کشور، یک مزیت است. از ۱۹۳۰ تا ۱۹۸۲، فقط سه بازیکن خارج از کشور خودشان قهرمان جام جهانی شدند و حتی بعد از آن هم این روند تا حد زیادی ادامه داشت:
ایتالیا ۲۰۰۶: هر ۲۳ بازیکن در سریآ بازی میکردند
اسپانیا ۲۰۱۰: ۲۰ نفر از ۲۳ بازیکن در لالیگا بودند
آلمان ۲۰۱۴: ۱۶ بازیکن از ۲۳ نفر در لیگ داخلی بودند
در مقابل، آرژانتین ۲۰۲۲ استثنا بود؛ فقط یک بازیکن (دروازهبان ذخیره فرانکو آرمانی) در لیگ داخلی بازی میکرد.
در چهار تیم باقیمانده:
اسپانیا: ۱۷ از ۲۶ بازیکن داخل کشور
آلمان: ۱۹ از ۲۶
هلند: فقط ۲ از ۲۶
کرواسی: فقط ۲ از ۲۶
* اهمیت کاپیتان
تاریخ میگوید تیم قهرمان معمولاً یک کاپیتان واقعی و بزرگ دارد؛ از نوع کافو، فیلیپ لام یا فابیو کاناوارو. بیشتر کاپیتانهای قهرمانان اخیر بیش از ۱۰۰ بازی ملی داشتهاند.
در میان این چهار تیم:
ژاشوا کیمیش (۱۰۹ بازی ملی)
ویرجیل فندایک (نزدیک ۱۰۰ بازی و احتمالاً عبور از آن)
لوکا مودریچ (بیش از ۲۰۰ بازی ملی)
در این مقایسه سختگیرانه، شاید اسپانیا بهخاطر کاپیتانش رودری با ۶۱ بازی ملی حذف شود. اما فعلاً بیایید خیلی سختگیر نباشیم و تجربه سایر بازیکنان را هم در نظر بگیریم.
* تجربه کلی تیم
اندازهگیری تجربه با تعداد بازیهای ملی کمی دشوار است، چون امروزه فوتبال ملی بسیار بیشتر از گذشته برگزار میشود. برای مثال:
فرانسه ۱۹۹۸ میانگین ۲۳ بازی ملی برای هر بازیکن داشت
آرژانتین ۲۰۲۲ میانگین ۳۸.۵ بازی ملی برای هر بازیکن
* سن تیمها
در مورد سن، همیشه بحث «جوانی یا تجربه» وجود دارد. در دو قهرمان اخیر:
آرژانتین ۲۰۲۲: میانگین ۲۸.۶ سال
فرانسه ۲۰۱۸: میانگین ۲۵.۹ سال
اما در مجموع، بازه ایدهآل حدود ۲۷ سال است؛ پنج تا از ۹ قهرمان اخیر در همین محدوده بودهاند.
میانگین سنی چهار تیم:
اسپانیا: ۲۶.۲ (جوانتر)
هلند: کمی بالاتر از ۲۷
کرواسی: نزدیک ۲۸
آلمان: ۲۷.۵ (دقیقاً در نقطه ایدهآل)
نتیجهگیری تاریخی
با کنار هم گذاشتن همه این فاکتورهای تاریخی (از تجربه و سن گرفته تا ساختار تیم و محل بازی بازیکنان) تیمی که بیشترین تطابق را با الگوهای قهرمانان تاریخ دارد، آلمان است.
همانطور که میگویند: فوتبال بازیای است که در آن بعد از تحلیل نزدیک به یک قرن تیمها و الگوها، در نهایت معمولاً آلمانیها برنده میشوند!

















