یادداشت جاناتان ویلسون؛ میزبان بیشرم جام جهانی

ورزش 3/نویسنده و روزنامهنگار مشهور فوتبال در یادداشتی به تأثیر تصمیمات فیفا و دولت آمریکا بر بزرگترین تورنمنت فوتبال جهان پرداخته است.
جاناتان ویلسون، روزنامهنگار و تحلیلگر سرشناس فوتبال، در یادداشت جدید خود نگاهی انتقادی به جام جهانی ۲۰۲۶ انداخته؛ تورنمنتی که از یک سو همچنان بزرگترین رویداد فوتبال جهان محسوب میشود و از سوی دیگر، با افزایش تعداد تیمها، هزینههای سنگین، محدودیتهای مهاجرتی و سیاستهای بحثبرانگیز فیفا، پرسشهای جدی درباره مسیر آینده این ورزش ایجاد کرده است. او در آستانه آغاز مسابقات، از تضاد میان هیجان حرفهای برای پوشش جام جهانی و نگرانی عمیق نسبت به آنچه در پشت صحنه این رویداد جریان دارد، مینویسد.
این یادداشت را در ادامه میخوانید:
"اتفاق عجیبی برایم افتاد وقتی در ماه آوریل در صف مقابل سفارت آمریکا در منطقه باترسی لندن ایستاده بودم: اصلاً نگران نبودم. اگر مصاحبهام به هر دلیلی بد پیش میرفت و ویزای پوشش جام جهانی را نمیگرفتم، شانه بالا میانداختم و به زندگی ادامه میدادم. به مکزیک میرفتم، بخش مربوط به آن کشور از مسابقات را پوشش میدادم، به خانه برمیگشتم و بقیه تورنمنت را از تلویزیون تماشا میکردم. کار برای انجام دادن فراوان بود و شاید حتی نوعی هیجان در ساعتهای عجیب و غریبی که مجبور میشدم بیدار بمانم وجود داشت.
شاید این یک سازوکار دفاعی بود. شاید اگر واقعاً درخواست ویزایم رد میشد، بهشدت ناراحت میشدم. اما در نهایت همهچیز خوب پیش رفت. در حقیقت، کل تجربه سفارت آمریکا فوقالعاده مثبت بود؛ افرادی مؤدب و حرفهای که به من و دیگران کمک میکردند تا از میان یک سیستم بالقوه پیچیده عبور کنیم. هر مشکلی که آمریکا این روزها داشته باشد، دستکم مربوط به کارکنان بخش خدمات عمومی سفارتش نیست؛ حداقل نه در لندن.
آن حس آشنای انتظار، در فاصلههای میان چرخه خبری دیوانهوار و بیش از حد شلوغ، کمکم در حال شکل گرفتن بود. من برای فینال لیگ اروپا در استانبول بودم و در طول صرف یک وعده غذا، اتفاقاتی رخ داد که به هیچ وجه عادی نبود: ساوتهمپتون از فینال پلیآف کنار گذاشته شد، آرسنال قهرمان لیگ برتر شد و تاتنهام پس از شکست مقابل چلسی وارد بحرانی عمیق در نبرد سقوط شد. این طبیعی نیست.
حالا جام جهانی در راه است. داستانهایی نوشته خواهند شد که برای همیشه تاریخ فوتبال را شکل خواهند داد. این تورنمنت فرساینده خواهد بود؛ طولانیتر از همیشه، شش هفته دوری از خانه بدون حتی یک روز استراحت، کار کردن روزانه به مدت شانزده ساعت. اما این دقیقاً همان چیزی است که این شغل برای آن معنا پیدا میکند.
با این حال، حس ناخوشایند نگرانی همچنان باقی است. هزینهها سرسامآور است. مرحله گروهی به شکلی غیرقابل دفاع متورم شده است. به جای ۴۸ مسابقه برای حذف ۱۶ تیمی که از رتبه ۱۷ تا ۳۲ قرار میگیرند، اکنون ۷۲ مسابقه برگزار میشود تا ۱۶ تیمی که در رتبههای ۳۳ تا ۴۸ هستند حذف شوند. میزان سفرهای مورد نیاز واقعاً غیرقابل توجیه است. من خوششانس هستم؛ هزینههایم پرداخت میشود. اما اینکه یک هوادار چگونه حتی میتواند به فکر دنبال کردن این تورنمنت بیفتد، برایم قابل تصور نیست.
برای نخستین بار در تاریخ جام جهانی، این رقابتها در کشوری برگزار میشود که دستکم در سطح دولت، آشکارا نسبت به خارجیها رویکردی خصمانه دارد. آن همه حرف و شعار درباره «خانواده فیفا» اکنون بیش از هر زمان دیگری توخالی به نظر میرسد؛ وقتی چهار کشور حاضر در مسابقات در فهرست کشورهای مشمول ممنوعیت ویزا قرار دارند و هواداران چندین کشور دیگر نیز با چیزی شبیه به یک سد نرم و غیررسمی روبهرو هستند.
سازمان مهاجرت و گمرک آمریکا (ICE) همچنان یکی از نگرانیهای اصلی است و در زمان نگارش این مطلب نیز هنوز کسی نمیداند که در مورد ایران چه اتفاقی خواهد افتاد؛ موضوعی که موج تازهای از نگرانیهای امنیتی را ایجاد کرده است.
و در تمام این مدت، فیفا به شکلی عجیب بیتفاوت به نظر میرسد؛ گویی تنها دغدغهاش کسب درآمد است. این تصور که جیانی اینفانتینو قرار بوده «نسیم تغییر» باشد، حالا به طرز خندهداری سادهلوحانه به نظر میرسد.
آدم با خود فکر میکند که بالاخره باید جایی انزجار عمومی آغاز شود؛ این روند نمیتواند تا ابد ادامه پیدا کند. اما شاید برای بیشتر مردم، جام جهانی صرفاً یک نمایش تلویزیونی عظیم است و چیز دیگری اهمیت ندارد. با این حال، در نقطهای از مسیر، با عریان شدن این همه حرص و طمع باید آن غازی را که تخمهای طلا میگذارد از بین ببرد.
بهعنوان یک هوادار فوتبال، فکر کردن به این موضوع من را متأثر و ناراحت میکند. اما بهعنوان یک روزنامهنگار، نوعی احساس وظیفه و در عین حال افتخار وجود دارد که شاید در حال پوشش دادن پایان یک جهان باشم."


















