فارن افرز: عصر سلطه دریایی واشنگتن رو به پایان است

منبع
ايسنا
بروزرسانی
فارن افرز: عصر سلطه دریایی واشنگتن رو به پایان است

ایسنا/ نشریه آمریکایی در تحلیلی اذعان کرده است که تحولات اخیر در تنگه هرمز و سایر آبراه‌های راهبردی جهان نشان می‌دهد توانایی آمریکا برای حفظ نظم دریایی مورد نظر خود و تضمین آزادی کشتیرانی نسبت به گذشته به‌طور چشمگیری ضعیف شده است.

نشریه آمریکایی «فارن افرز» در مقاله‌ای اذعان کرده است که ایالات متحده با چالشی عمیق در برابر نظم دریایی جهان روبه‌رو است؛ نظمی که واشنگتن از پایان جنگ جهانی دوم تاکنون در حفظ و پشتیبانی از آن نقش محوری داشته است.
به نوشته این مقاله، تحولات اخیر پیرامون تنگه هرمز تغییرات ساختاری گسترده‌تری در موازنه قدرت جهانی، فناوری‌های نظامی و تجارت بین‌المللی را آشکار کرده که به‌تدریج توانایی واشنگتن برای تضمین نظم مطلوبش در کشتیرانی را تضعیف می‌کند.
فارن افرز گزارش را با این استدلال آغاز می‌کند که بسته شدن تنگه هرمز از سوی ایران و ناتوانی ایالات متحده در بازگرداندن جریان آزاد تردد دریایی، اهمیت و در عین حال آسیب‌پذیری آبراه‌های راهبردی را برجسته کرده است. با این حال، نشریه آمریکایی تأکید می‌کند که بحران کنونی آغاز این روند نیست، بلکه دوران دسترسی بدون مناقشه به مسیرهای دریایی سال‌ها پیش از تبدیل شدن تنگه هرمز به یک نقطه کانونی، در حال فرسایش بوده است.
مجموعه‌ای از تحولات در مناطق مختلف جهان این روند را نشان می‌دهد. مقاله به اعمال کنترل انصارالله یمن بر حمل و نقل دریایی در دریای سرخ، افزایش تنش‌ها در تنگه تایوان، فعالیت‌های روسیه در دریای بالتیک، حملات اوکراین به شناورهای روسی در دریای سیاه و عملیات‌های نظامی دریایی آمریکا اشاره می‌کند. در مجموع، این تحولات نشان‌دهنده افزایش مناقشه بر سر کنترل آبراه‌های جهانی هستند.
نشریه آمریکایی استدلال می‌کند که نظام تجارت بین‌المللی پس از جنگ جهانی دوم بر پایه مجموعه‌ای از قواعد حقوقی، معاهدات و تضمین‌های نظامی شکل گرفته بود که امکان فعالیت کشتی‌های تجاری را با نگرانی اندک از مداخله یا تهدید فراهم می‌کرد. تجارت دریایی حدود ۸۰ درصد تجارت جهانی را تشکیل می‌دهد و ثبات این نظام مطلوب آمریکا تا حد زیادی به قدرت نظامی ایالات متحده متکی بوده است.
به گزارش فارن افرز، کارآمدی ابزارهای کنترل آمریکا در مناطق دریایی مورد مناقشه رو به کاهش است. تغییر در فناوری‌های نظامی، الگوهای تجارت و اقتصاد جنگ موجب شده است که واشنگتن دیگر نتواند مانند گذشته منافع خود را در گلوگاه‌های راهبردی تضمین کند. واشنگتن به‌تازگی دریافته است که قدرت نظامی دیگر برای پشتیبانی از جاه‌طلبی‌های جهانی‌اش کافی نیست. این درحالی است که اگر آمریکا نتواند دسترسی به آبراه‌ها و مناطق ساحلی حیاتی را تضمین کند، دیگر قادر نخواهد بود نظام اقتصادی‌ای را که در طول چندین دهه پایه جهانی‌سازی بوده است، حفظ کند.
یکی از محورهای اصلی مقاله، افزایش اثربخشی راهبردهای نامتقارن است. بر اساس این گزارش، دولت‌ها و بازیگران غیردولتی دیگر نیازی ندارند مستقیماً با برتری نظامی آمریکا مقابله کنند. آنها می‌توانند با استفاده از موشک‌های دوربرد، پهپادهای ارزان‌قیمت یا ابزارهای اقتصادی، دسترسی به مناطق حساس را مختل کنند؛ بدون آنکه وارد رویارویی متعارف با واشنگتن شوند.
فارن افرز سپس به تاریخچه نظم دریایی می‌پردازد و توضیح می‌دهد که از قرن هجدهم تا بخش عمده‌ای از قرن بیستم، کنترل دریاها بر اساس آنچه «قاعده برد توپ» نامیده می‌شد تعریف می‌شد؛ اصلی که بر مبنای آن هر کشور فقط تا جایی بر دریا اعمال حاکمیت می‌کرد که توپخانه ساحلی آن برد داشت. این نظام بیش از همه به نفع قدرت‌های دریایی بزرگ، به‌ویژه امپراتوری بریتانیا بود.
این چارچوب پس از جنگ جهانی دوم به‌تدریج جای خود را به یک نظام مبتنی بر قواعد حقوقی و توافق‌های چندجانبه داد. شکل‌گیری کنوانسیون‌های بین‌المللی از جمله کنوانسیون حقوق دریاها حقوق و مسئولیت‌های کشورها را در مناطق دریایی تعریف کرد. در این چارچوب، ایالات متحده به ضامن اصلی امنیت دریایی تبدیل شد.
فارن افرز گزارش می‌دهد که این دوره زمینه‌ساز رشد بی‌سابقه تجارت جهانی و درهم‌تنیدگی اقتصادها شد. کشتی‌های تجاری با اطمینان بیشتری در مسیرهای دریایی حرکت می‌کردند و ثبات حاصل از آن یکی از پایه‌های اصلی جهانی‌سازی بود.
در ادامه، مقاله به مفهوم «فرماندهی بر مشترکات» می‌پردازد؛ اصطلاحی که توسط «بری پوزن»، دانشمند علوم سیاسی، در سال ۲۰۰۳ مطرح شد. این مفهوم به توانایی بی‌رقیب آمریکا برای استفاده از دریاها، هوا و فضا و نیز محروم کردن رقبا از چنین امکانی در زمان جنگ اشاره داشت.
نشریه آمریکایی تاکید می‌کند که خود پوزن نیز محدودیت‌های این برتری را مورد توجه قرار داده بود و معتقد بود برتری آمریکا در نزدیکی سواحل دشمنان یا در ارتفاعات پایین هوایی مطلق نیست و از ایران و چین به‌عنوان بازیگرانی نام برده بود که می‌توانند این برتری را به چالش بکشند.
به گزارش فارن افرز، راهبردهای دفاعی آمریکا در سال‌های بعد، این مفهوم را فراتر از حدود اولیه آن گسترش دادند و این تصور شکل گرفت که واشنگتن می‌تواند تقریباً در هر نقطه‌ای از جهان و در هر زمان، دسترسی آزاد خود را حفظ کند؛ اما تحولات امروز در مناطقی مانند تنگه هرمز این فرضیات را زیر سؤال برده است.
نشریه آمریکایی می‌نویسد موشک‌های دقیق دوربرد و پهپادهای ارزان‌قیمت توازن میان حمله و دفاع را تغییر داده‌اند. این فناوری‌ها به بازیگران کوچک‌تر امکان می‌دهند با هزینه‌ای اندک، تهدیدی جدی برای کشتی‌ها و هواپیماها ایجاد کنند؛ در حالی که هزینه دفاع در برابر آنها بسیار بالاست.
یک نمونه موفق از این تاکتیک، عملیات‌های انصارالله در دریای سرخ است. به گزارش فارن افرز، پهپادهایی با هزینه چند هزار دلار می‌توانند آمریکا را مجبور کنند از سامانه‌های رهگیری چند میلیون دلاری استفاده کند و همین مسئله نشان‌دهنده تغییر بنیادین در اقتصاد جنگ است. اما مسئله تنها به فناوری محدود نمی‌شود، بلکه به ظرفیت صنعتی نیز مربوط است. صنایع دفاعی آمریکا توانایی جایگزینی سریع مهمات مصرف‌شده را ندارند، در حالی که رقبای آن به تولید انبوه تجهیزات ارزان‌قیمت متکی هستند.
چین در این تحلیل جایگاه ویژه‌ای دارد. به گزارش رسانه آمریکایی، راهبرد پکن الزاماً مبتنی بر رقابت مستقیم نظامی با آمریکا در سراسر جهان نیست، بلکه بر محروم کردن واشنگتن از دسترسی آزاد در مناطق خاص و بهره‌گیری از مزیت‌های صنعتی و اقتصادی متمرکز است.
این نشریه می‌گوید چین علاوه بر توسعه توانایی‌های نظامی، از ظرفیت عظیم صنعتی، شبکه گسترده بنادر و نقش محوری خود در زنجیره‌های تأمین جهانی به‌عنوان ابزار نفوذ استفاده می‌کند و به اذعان رسانه آمریکایی، به قدرت برتر دریایی در عرصه تجارت تبدیل شده است.
در بخش دیگری از مقاله، فارن افرز به دکترین کارتر اشاره می‌کند که خلیج فارس را یک منفعت حیاتی برای آمریکا تعریف کرده بود و تحول بازارهای انرژی موجب شده بخش عمده نفت و گاز عبوری از تنگه هرمز اکنون به اقتصادهای آسیایی برسد؛ از جمله چین و متحدان آمریکا در شرق آسیا. این امر پرسش‌هایی را درباره تناسب هزینه‌های حفظ آزادی کشتیرانی با اولویت‌های راهبردی آمریکا مطرح می‌کند.
به گزارش فارن افرز، جهان به سمت عصر «اقیانوس‌های پراکنده و چندپاره» حرکت می‌کند، نه بازگشت به نظم دریایی باز و یکپارچه‌ای که در دهه‌های گذشته وجود داشت. رسانه آمریکایی می‌نویسد که بازسازی نظم پیشین دیگر واقع‌بینانه نیست، زیرا شرایط فناورانه، اقتصادی و ژئوپلیتیکی به‌طور بنیادین تغییر کرده‌اند.
به اذعان رسانه آمریکایی، این وضعیت نه یک بحران موقت، بلکه یک دگرگونی ساختاری است و سیاست‌گذاران آمریکایی باید این واقعیت را بپذیرند که بسیاری از فرضیات بنیادین درباره برتری دریایی آمریکا در حال فرسایش است. از این منظر، بحث دیگر صرفاً درباره تنگه هرمز یا یک گلوگاه خاص نیست، بلکه درباره آینده نظم دریایی جهانی و توانایی ادامه حیات الگویی است که پس از جنگ جهانی دوم شکل گرفت.

🔹"آخرین خبر" در روبیکا
🔹"آخرین خبر" در ایتا
🔹"آخرین خبر" در بله

اخبار بیشتر درباره

اخبار بیشتر درباره

اخبار بیشتر درباره

اخبار بیشتر درباره

دانلود اپلیکیشن آخرین خبر