سرمقاله وطن امروز/ خیابان در جریان مسائل کشور باشد

وطن امروز/ «خیابان در جریان مسائل کشور باشد» عنوان یادداشت روز در روزنامه وطن امروز به قلم محمد رستمپور که میتوانید آن را در ادامه بخوانید:
جنگ هست و نیست. آتشبس هست و نیست. شرایط در حال تعلیق است اما زندگی ادامه دارد، از پسِ جنگی که نه مقامات سیاسی و فرماندهان نظامی، بلکه همه چیز را نشانه گرفت؛ از درمانگاه و مرکز بهداشت و پل و جاده گرفته تا مدرسه و خیریه و محله مسکونی. سایه جنگ هنوز برطرف نشده و بازدارندگی همچنان سیال است. در رزم و ارتش و سپاه، آفند و پدافند، بیداری و هشیاری وجود دارد اما در اقتصاد و سیاست، خیر!
شرایط جنگ، اقتضائات و التزاماتی دارد و نگرش و اقدام متفاوت و متمایزی میطلبد اما چند مؤلفه سبب شده ایجاد و نگهداشت این شرایط دشوار باشد. اولاً اصل موضوع به خودی خود دشواریها و پیچیدگیهایی دارد. جنگها دیگر در بیابانها و صحراهای خالی از سکنه واقع نمیشوند، بلکه سالیان بسیاری است میدان نبرد (Battlefield) به درون شهرها کشیده شده و در نتیجه اساساً تفکیک نظامی و مدنی در مورد هر یک از عناصر زیستی محال است.
ثانیاً پرهزینه و طولانی شدن جنگها باعث میشود رقیب -بویژه آنکه مثل آمریکا و رژیم صهیونیستی از اخلاق و انسانیت خالی باشد- جنگ را به مناطق حساس بکشاند تا مقاومت را بشکند. به تعبیر دیگر، هر اندازه ۲ بازیگر در میدان نظامی، متوازنتر عمل کنند، احتمال آنکه جنگ به دیگر عرصهها مانند اقتصاد و خانواده کشیده شود، بیشتر خواهد شد. آنچه جمهوری اسلامی ایران را در نبرد کنونی به اذعان عمده کارشناسان و سیاستمداران غرب و شرق عالم در برابر ۲ قدرت نظامی-امنیتی جهان به شکل نسبی یا مطلق، پیروز کرده، توانایی ایران در بهرهگیری از پشتیبانی اجتماعی نبرد و ناکام گذاشتن دشمن در عرصههایی است که میدان یا ساحت نظامی را میسازد. با این وصف، جنگ پیامدهای خسارتباری دارد که برای ممانعت از آنها یا تعدیلشان، لازم است شرایط و الزامات متناسب با جنگ را اتخاذ کرد. رئیس جمهور، 28 اردیبهشت، در گردهمایی روابط عمومیهای دستگاههای اجرایی تصریح کرد: «اگر در شرایط جنگی هستیم، باید آرایش جنگی بگیریم». پیش از این نیز رهبر رشید انقلاب اسلامی آیتالله سیدمجتبی خامنهای در پیامی -20 فروردین- تصریح کردند: «آحاد ملت سعی در مراعات یکدیگر داشته باشند تا از ناحیه کمبودهایی که اثر طبیعی هر جنگ است، فشار کمتری بر اقشار مختلف وارد شود».
در یک نگاه کلی، ۴ خصیصه اساسی شرایط جنگ را به ترتیب زیر میتوان فهرست کرد: اولاً در شرایط جنگ نباید توانها و امکانها را پراکنده کرد. در نتیجه، خصیصه یا الزام اول در شرایط جنگ، اصلی/ فرعیسازی مسائل است؛ پرهیز از طرح هر گونه مساله فرعی که اذهان را پراکنده کند و به علاوه تبعات جنگ مانند گرانی، تشویش و دلمشغولی بسازد. طبیعی است این اقدام به معنی ساکت شدن صداهای جامعه نیست، بلکه به معنی تداوم وحدت در عین احترام به تکثر است. مسائل فرعی ممکن است در نگاه فرد «الف» یا «ب» تفاوت داشته باشد اما به طور قطع میتوان گفت هر موضوع یا مسألهای که احتمال تمرکز بالای دشمن روی آن میرود، حتی اگر فراگیری و دربرگیری بالایی داشته باشد، فرعی است.
ثانیاً در شرایط جنگ، به فرماندهی متمرکز نیازمندیم. هر اندازه در جنگ هیبریدی، نظم چریکی و کنار گذاشتن سازماندهی خطی در مقابله نظامی با دشمن مؤثر است؛ این شکل از اداره مسائل که هر که بر اساس فهم و به مدد توانایی و قابلیتهای به دست آمده در جنگ، مأموریت خود را پیش ببرد، خطاست. اگر تابآوری ۲ رکن داشته باشد، حتماً یکی از آن دو، بروکراسی است و دور زدن بروکراسی و کوشش برای ساخت نظم جدید اداری بدون هماهنگی و همراهی نظم موجود، صرفاً آشفتگی به بار میآورد. القای مهم دشمن در دوران آتشبس این است که جمهوری اسلامی ایران توانایی اداره شرایط را ندارد و این اتهام و تردید با مثالهایی از زندگی روزمره مردم همراه میشود تا باورپذیری مضاعفی بیابد. در نتیجه، تقویت قدرت دولت به عنوان قوه اجرایی، حتی اگر با دشواریها و رنجهای فرسایندهای همراه باشد، به هر شکل از حل مساله، ترجیح دارد. نیازی به توضیح نیست که دولت نیز باید تحرک و حرکت خود به سمت مسائل ویژه جنگ را نشان دهد و روندها و سازوکارهای ویژه جنگ بسازد.
ثالثاً شرایط جنگ ایجاب میکند دفع تهدید به جای رفع تهدید در اولویت قرار گیرد. دفع تهدید، یک وجه پیشینی و ابتکاری دارد و رفع تهدید، یعنی برطرف کردن تهدید پس از وقوع، ممکن است شما را مجبور به اتخاذ تصمیماتی کند که هزینه هنگفتی دارد.
با این نگاه، سازوکار ایجاد رژیم حقوقی تنگه هرمز را نباید به پذیرش یا رد هر طرف مذاکره وابسته کرد یا منهدمسازی انبار و مکان و تجهیزات دشمن تجزیهطلب در شمال غرب یا جنوب شرق کشور را نباید به جنگ با آمریکا و رژیم صهیونیستی مربوط دانست. برای اثبات عادی بودن شرایط نباید همه پروندهها را بست.
رابعاً در صورت شناسایی تهدید، برای رفع آن باید همه نیروها و امکانها از هر دستگاه و سازمانی را بسیج کرد تا آن تهدید به فوریت حل شود. مشارکت شهرداری تهران در اسکان خسارتدیدگان از جنگ، بهترین و گویاترین مثال برای خصیصه یا التزام چهارم شرایط جنگ است.
آنچه در حال تجربه آن هستیم، ماجرای جدیدی است و بیش از همیشه، به تجربیات خردی نیاز داریم که در یک نظم سراسری بتواند مسائل مشابه را حل کند. دشمن در پی آن است سازوکار حل مساله یا اداره عادی زندگی مردم را مختل کند و در نتیجه باید کوشش کرد این ۴ الزام را در کنار یکدیگر تمرین کرد. به رغم تصور اولیه، ساخت شرایط جنگ در جنگ هیبریدی، کاملاً الزاماتی کلاسیک دارد اما این موضوع بدین معنا نیست که در اجرا نیز باید کلاسیک و نظامی عمل کرد.
به نظر میرسد برای اجرای این ۴ الزام به ۲ اهرم اساسی نیاز داریم: «مشارکت همگانی» و «شفافیت سیاسی». اگر فضای تعلیق طولانی شود و سایه جنگ همچنان بر سر کشور وجود داشته باشد، حفظ شرایط جنگ بویژه از نظر ذهنی در افکار عمومی دشوار خواهد شد و اینجاست که به این ۲ اهرم نیاز مبرم داریم تا ابهام و تعلیق به تردید و التهاب منجر نشود. گام اول هر دوی این اهرمها از میدانی آغاز میشود که بزرگترین دستاورد جنگ برای ایران بوده است: «خیابان». خیابان باید بداند اولاً در جریان اداره کشور مؤثر است، ثانیاً با واقعیتهای سختی که ممکن است در طول ماههای آینده با آن مواجه شود، آشنا شود؛ بویژه در حوزه اقتصاد که جز با همراهی و همیاری خود او ممکن نیست.
















