سرمقاله خراسان/ زبانِ بی مهار به مثابه رسانه دشمن!

خراسان/ «زبانِ بی مهار به مثابه رسانه دشمن!» عنوان یادداشت روز در روزنامه خراسان به قلم غلامرضا بنی اسدی که میتوانید آن را در ادامه بخوانید:
ما ایرانی هستیم و مسلمان. هر دوی این مولفه های متمایزکننده، بیش از هرچیز با کلمه و کلام تعریف و ممتاز و مانا شده اند. در تاریخ ایران، همیشه زبان، حامل حکمت بوده است؛ از سعدی که «بنیآدم» را به هم پیوند میداد تا فردوسی که زبان فارسی را سنگر هویت ملی کرد. اما همین زبان، اگر مهار نشود، میتواند علیه همان ملت و همان هویت قد علم کند. امروز در شبکههای اجتماعی، در رسانهها، در محافل سیاسی و حتی در روابط شخصی، نوعی ولنگاری زبانی به چشم میخورد که بیش از آنکه نشانه آزادی باشد، علامت فروپاشی مسئولیت است. ما به آسانی تن به گناه زبان میدهیم؛ چنان مشتاق و بیمحابا که کودکی خود را به آب استخر میاندازد. نسبت دادن هر دروغ و تهمتی به افراد، دیگر نه اضطراب وجدان میآورد و نه حتی مکثی کوتاه ایجاد میکند. گویی حقیقت، قربانی هیجان و اخلاق، زیر دستوپای سرعت له شده است. کافی است خبری در فضای مجازی بچرخد؛ پیش از آنکه راستیآزمایی شود، قضاوت صادر شده، شخصیتها تخریب شدهاند و آبروها بر زمین ریخته است. فردا اگر خلافش ثابت شد چه؟ هیچ. نه عذرخواهی، نه شرمندگی، نه بازگشت به حقیقت. فقط عبور به سوژه بعدی. این همان بیماری عصر رسانهای ماست؛ عصری که در آن «سرعت انتشار» جای «صحت خبر» را گرفته است. مارشال مکلوهان زمانی گفت «رسانه، خود پیام است»، اما امروز باید افزود که در جهان شبکهای، زبانِ بیمهار، خودِ بحران است. در چنین وضعی، جامعه نه در میدان جنگ نظامی، بلکه در میدان جنگ روایتها آسیب میبیند. دشمن نیز دقیقاً همینجا کمین کرده است؛ آنجا که زبان ما را علیه خودمان به کار گیرد، از واژههای ما تیغ بسازد و آن را میان صفوف ملت فرو کند. تاریخ معاصر ما کم از این زخمها ندیده است. چه بسیار مردان بزرگی که پیش از شهادت، آماج تیرهای زبان ما بودند. بر تنشان زخم تهمت و بدگویی نشست و بعد خونشان خرج عظمت ایران شد. اما صاحبان آن زبانهای زخمزننده، نه تنها شرم نکردند بلکه دوباره همان زبان را به شلیک دیگری آلودند. حال آنکه حقیقت چیز دیگری است: این گلولهها در نهایت به خود ما بازمیگردد. زبان، تفنگی است که لولهاش کج شده؛ هرچه شلیک میکند، دیر یا زود به حیثیت اخلاقی خود گوینده اصابت میکند. فرهنگ ایرانی ـ اسلامی، قرنها پیش این حقیقت را دریافته بود. حضرت امام باقر علیهالسلام هشدار میدهند: «لا یسلم احد من الذنوب حتی یخزن لسانه»؛ هیچکس از گناه در امان نمیماند مگر آنکه زبانش را نگه دارد. این روایت فقط توصیهای فردی نیست؛ یک نظریه اجتماعی است. جامعهای که زبان در آن رها شود، سرمایه اعتماد را از دست میدهد و بیاعتمادی، آغاز فروپاشی هر نظم سیاسی و فرهنگی است. وفاق ملی، پیش از آنکه محصول قراردادهای سیاسی باشد، محصول اخلاق گفتار است. ملتها زمانی قدرتمند میشوند که بتوانند درباره یکدیگر منصفانه سخن بگویند. جامعهای که در آن همه علیه هم سخن میگویند، دیر یا زود علیه خود عمل خواهد کرد. به همین دلیل است که امام باقر(ع) معیار گفتار را چنین تعریف میکنند: «قولوا للناس احسن ما تحبون ان یقال لکم»؛ همان سخنی را درباره مردم بگویید که دوست دارید درباره شما گفته شود. این جمله، شاید مهمترین منشور اخلاق رسانهای در زمانه ما باشد. اگر میخواهیم درست قضاوت شویم، باید درست قضاوت کنیم. اگر انتظار انصاف داریم، باید زبانمان را به عدالت عادت دهیم. سیاست بدون اخلاق گفتار، به پوپولیسم میرسد و رسانه بدون مسئولیت، به کارخانه نفرت تبدیل میشود. مسئله فقط دنیا هم نیست. ما در سنت دینی خود، جهان را بیحساب نمیدانیم. «یوم الحساب» یادآوری این حقیقت است که انسان مسئول کلمات خویش است. امام باقر علیهالسلام میفرمایند: «انما یداق ا... العباد فی الحساب یوم القیامة علی قدر ما اتاهم من العقول فی الدنیا»؛ خداوند به اندازه عقلی که به انسان داده، از او حساب میکشد. و این شاید ترسناکترین بخش ماجرا باشد؛ حسابکشی به اندازه عقل. یعنی هرچه آگاهتر، مسئولتر. هرچه بلندتر بر قله فهم ایستاده باشیم، سقوطمان در دره خطا هولناکتر خواهد بود. آنان که بیحساب سخن میگویند، روزی در حسابی دقیق گرفتار خواهند شد. در زمانهای که همه تریبون دارند اما همه مسئولیت ندارند، بیش از هر چیز به «اخلاق زبان» نیازمندیم؛ به خویشتنداری در گفتار، به تردید پیش از قضاوت، به سکوت پیش از شلیک واژهها. ایران امروز بیش از هر زمان دیگری محتاج وفاق است و وفاق، پیش از آنکه در نهادهای سیاسی ساخته شود، در زبان مردم ساخته میشود یا فرو میریزد. همه چیز حساب دارد؛ حتی واژههایی که خیال میکنیم در هیاهوی زمان گم میشوند.
















