اندیشکده آمریکایی: چگونه ادامه دیپلماسی، احتمال درگیری را افزایش میدهد؟

فرارو/ متن پیش رو در فرارو منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
روند شکننده دیپلماسی میان ایران و آمریکا زیر فشار حملات نظامی، نقش اخلالگر اسرائیل، جنگطلبان ضدایرانی و بیاعتمادی عمیق دو طرف قرار دارد. برخی چهرههای ضدجنگ توافق محدود را برای پایان فوری بحران کافی میدانند، اما گروهی دیگر معتقدند بدون توافقی جامع، جنگ فقط به آینده موکول میشود. اختلاف هستهای، محاسبات تازه ایران، نبود راهبرد روشن در واشنگتن و بحران اعتماد، مسیر هر توافقی را دشوار کرده است.
بلیز مالی- خبرنگار بخش بینالملل نشریه ریسپانسیبل استیت کرفت| نشانههای ملموسی وجود داشت که ایالات متحده و ایران شاید در مسیر دستیابی به توافقی برای رسمیکردن آتشبسی حرکت میکنند؛ آتشبسی که از ۷ آوریل (۱۸ فروردین) تاکنون، هرچند شکننده، برقرار مانده است. اما این روند با آغاز دور تازهای از حملات آمریکا متوقف شد و هفته در حالی به پایان رسید که کاخ سفید اعلام کرد هیچ تصمیم نهایی درباره توافق احتمالی اتخاذ نخواهد شد.
تفاهم ایران و آمریکا چه بندهایی دارد؟
گفتوگوهای ژوئن گذشته (خرداد سال گذشته) و سپس مذاکرات فوریه (بهمن ماه)، زمانی از هم فروپاشید که اسرائیل و آمریکا حملاتی را انجام دادند؛ اقدامی که به گفته منتقدان، با هدف اخلال در روند دیپلماسیِ در جریان صورت گرفت. در آوریل (فروردین ماه) نیز تنها چند ساعت پس از خروج هیئت آمریکایی از مذاکرات اسلامآباد، ترامپ از اقدام متقابل در تنگه هرمز خبر داد. هفته گذشته نیز درست در زمانی که راهحل دیپلماتیک بیش از هر زمان دیگری در دسترس به نظر میرسید، صداهای جنگطلب در رسانهها و اندیشکدهها آشکارا به مخالفت با آن برخاستند.
توافق بزرگ یا دام جنگطلبان؟
این چرخه آشنا (پیشرفت در مذاکرات، برانگیختهشدن خشم جریانهای تندرو و سپس تشدید تنش) برخی چهرههای ضدجنگ را به این پرسش رسانده است که آیا تلاش برای دستیابی به یک توافق جامع، خود میتواند به بدترشدن اوضاع منجر شود یا نه. اگر هر نشانهای از پیشرفت دیپلماتیک، واکنش عصبی جنگطلبان را برمیانگیزد و مخالفان دیپلماسی نیز هیچ توافقی را رضایتبخش نمیدانند، در آن صورت تلاش برای پایان دادن به درگیری از مسیر یک مذاکره گسترده، شاید همان بهانهای را در اختیار معماران جنگ قرار دهد که در پی آن هستند. اکنون که بار دیگر توافقی احتمالی نزدیک به نظر میرسد، جمعبندی برخی حامیان خویشتنداری این است که ترامپ یا باید به توافقی محدود رضایت دهد یا اساساً از این مسیر کنار بکشد.
اندرو دی، سردبیر ارشد مجله آمریکن کانسروتیو، گفت: «نمیخواهم از ترامپ بشنوم که بگوید: یا به توافق میرسیم یا به جنگ بازمیگردیم؛ زیرا چنین چارچوببندیای در نهایت به سود تندروها تمام میشود. تندروهای حامی اسرائیل، در برابر دیپلماسی بهشدت آشفته میشوند. بنابراین هر زمان که به نظر میرسد ترامپ در مسیر پیشرفت قرار گرفته، آنها دچار هراس میشوند، به او حمله میکنند، فشارها را افزایش میدهند و مطالبات غیرمنطقی پیش میکشند.»
به گفته او، همین چرخه در هفتههای اخیر باعث شده آمریکا موانعی را وارد روند مذاکرات کند. از همین رو، ادامه دیپلماسی، احتمال درگیری را افزایش میدهد. آمریکا باید بدون تلاش برای دستیابی به توافقی بزرگتر (که شامل رسیدگی به پرونده هستهای ایران یا آنگونه که ترامپ اخیراً پیشنهاد کرده گسترش پیمان ابراهیم باشد) صرفاً درگیری نظامی را پایان دهد.
دی و دیگر منتقدان ادامه دیپلماسی، امکان یک توافق محدودتر را رد نمیکنند؛ توافقی که بتواند آتشبس را رسمی کند، تنگه هرمز را باز نگه دارد و بخشی از تحریمها را کاهش دهد. اما میگویند فشار برای دور دیگری از مذاکرات با هدف حل مسائل بزرگتر، میتواند توجه را از مسئله فوریتر منحرف کند.
بن فریدمن، مدیر سیاستگذاری در «اولویتهای دفاعی» نیز معتقد است: «تلاش برای دستیابی به توافقی که اکنون موضوعات هستهای را نیز در بر بگیرد، مانعی بزرگ بر سر راه پایان دادن به تنش است. ما اساساً فعلاً به توافقی فراتر از این نیاز نداریم.»
لحظه شکننده دیپلماسی و ضرورت توافق جامع
با این حال، برخی دیگر لحظه کنونی را فرصتی کمسابقه میدانند؛ مقطعی که در آن هر دو طرف از نظر اقتصادی تحت فشارند و شاید بیش از گذشته نسبت به پیامدهای درگیری آگاه شدهاند. این گروه هشدار میدهد که چشمپوشی از این فرصت، تنها به معنای بهتعویقانداختن دور تازهای از رویاروییها در آینده خواهد بود و یک خروج محدود از بحران نیز الزاماً به معنای ثبات پایدار نیست.
تریتا پارسی، معاون اجرایی مؤسسه کوئینسی، تأکید کرد که یک «توافق کوچک» تنها مسائل اصلی را به آینده موکول میکند و توان چندانی برای جلوگیری از موج تازهای از تشدید تنش نخواهد داشت. او میپذیرد که هر تلاش برای کاستن از تنشها، با مخالفت جدی تندروهای حلقه ترامپ و همچنین اسرائیل روبهرو خواهد شد، اما معتقد است اگر توافقی چشمگیر روی میز قرار گیرد (توافقی که با تمایل ترامپ به ثبت کارهای تاریخی همخوانی داشته باشد) احتمال فاصله گرفتن او از فشار تندروها بیشتر خواهد شد.
دستیابی به یک توافق جامع، بیتردید مسیری ساده نخواهد بود. نخستین مانع آن است که هر حرکت شتابزده برای پایان تنش، میتواند با نقشآفرینی اسرائیل بهعنوان عاملی اخلالگر پیچیدهتر شود؛ بهویژه اگر ترامپ حاضر نباشد بهطور جدی از اهداف تلآویو فاصله بگیرد. در کنار این مانع، اختلافها بر سر پرونده هستهای همچنان عمیق است.
ولی نصر، استاد روابط بینالملل دانشگاه جانز هاپکینز معتقد است توافق میان واشنگتن و تهران از نظر تئوریک کاملاً ممکن است، اما تاکنون هیچ نشانهای از تمایل جدی ترامپ برای معاملهسازی دیده نشده است. او میگوید: «ترامپ همچنان اهداف حداکثری را مطرح کرده و در مقابل، امتیازهای حداقلی پیشنهاد میدهد. او عملاً از ایران میخواهد در پرونده هستهای کوتاه بیاید و ایران در برابر این خواسته مقاومت میکند.»
اهرمهای تازه ایران در برابر آمریکا
عملکرد ایران در تحولات اخیر، از جمله توانایی تهران برای اثرگذاری بر تنگه هرمز و تحمیل هزینههای اقتصادی بر جهان، میتواند این برداشت را در تهران تقویت کرده باشد که در هر مذاکره آینده، دست برتر را برای ایستادگی بر سر شروط بهتر دارد. در کنار این محاسبه، تجربههای تلخ دیپلماتیک ایران با ترامپ نیز بر فضای بیاعتمادی سایه انداخته است.
فریدمن میگوید: «مشکلات بیاعتمادی آنقدر عمیق است که بر هر نوع توافق احتمالی سایه خواهد انداخت.» این بحران اعتماد، با فشار جناحهای مختلف در دولت آمریکا و نبود یک راهبرد روشن عمیقتر شده است. سومانترا مایترا، مدیر پژوهش در مؤسسه آمریکن آیدیا میگوید: «هیچ انسجامی در روند فکری آمریکاییها دیده نمیشود. برای ایرانیها دشوار است که به تضمینهای آمریکا اعتماد کنند.»
ولی نصر نیز بر این باور است که بحران اعتماد، شاید مهمترین مانع مذاکره موفق باشد. به گفته او، یک روند گامبهگام از اقدامات اعتمادساز (مانند رفع محدودیتهای متقابل در تنگه هرمز یا آغاز خروج بخشی از نیروهای آمریکا از منطقه) میتواند زمینه را برای دستیابی به توافقی بزرگتر فراهم کند.
در مقابل، تریتا پارسی استدلال میکند که دستیابی به توافقی بزرگتر دور از دسترس نیست. به باور او، هر توافقی که بتواند تنشها را پایان دهد و ثبات را به تنگه هرمز بازگرداند، خود به سطح قابلتوجهی از اعتماد میان دو طرف نیاز دارد. او میگوید: «ما همین حالا هم درباره توافقی صحبت میکنیم که در حداقل سطح خود نیز نسبتاً بزرگ است. اعتماد اضافهای که برای رسیدن به توافقی مهمتر لازم است، واقعاً چندان زیاد نیست.»
















