عطریانفر: حفظ روند گفتوگوها یک موفقیت سیاسی است

اعتماد/متن پیش رو در اعتماد منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
هر زمان کانالهای دیپلماتیک فعال باشند، احتمال بروز بحرانهای پرهزینه برای طرفین و منطقه کاهش مییابد
مهدی بیکاوغلی| در شرایطی که بیش از چهار دهه از تنش و بیاعتمادی میان تهران و واشنگتن میگذرد، هر تحول در مسیر گفتوگوهای دو کشور به سرعت به یکی از مهمترین موضوعات سیاست خارجی ایران و حتی معادلات منطقهای تبدیل میشود. تجربه سالهای گذشته نشان داده که روابط ایران و امریکا نه در قالب یک اختلاف محدود، بلکه در چارچوب یکی از پیچیدهترین و چندلایهترین منازعات سیاسی معاصر قابل فهم است؛ منازعهای که در آن عوامل ژئوپلیتیک، امنیتی، اقتصادی و ایدئولوژیک به طور همزمان نقشآفرینی میکنند. از این منظر، هر تفاهم یا توافق احتمالی میان دو طرف، صرفا یک رخداد دیپلماتیک معمولی نیست، بلکه میتواند بر توازن قدرت در منطقه، چشمانداز اقتصاد ایران و حتی مسیر نظم بینالملل اثرگذار باشد. در چنین فضایی، تفاهم اولیه اخیر میان ایران و امریکا که به نوعی در حکم آتشبسی سیاسی و دیپلماتیک تلقی میشود، توجه بسیاری از تحلیلگران و ناظران را به خود جلب کرده است. این تفاهم اگرچه به معنای پایان اختلافات عمیق دو کشور نیست، اما از منظر بسیاری از کارشناسان میتواند نشانهای از تغییر در شیوه مدیریت تنشها باشد. به بیان دیگر، آنچه در این مقطع شکل گرفته بیش از آنکه یک مصالحه نهایی تلقی شود، تلاشی برای مهار بحران و گشودن مسیر گفتوگوهای بیشتر است؛ مسیری که در صورت تداوم ممکن است به بازتعریف نوعی رابطه مبتنی بر رقابت کنترل شده و تعامل محدود منجر شود. در عین حال، ارزیابی هرگونه تفاهم در روابط ایران و امریکا همواره با دو رویکرد متفاوت همراه بوده است. گروهی از تحلیلگران با نگاهی محتاطانه، چنین توافقهایی را صرفا تاکتیکی برای مدیریت موقت بحرانها میدانند و معتقدند که اختلافات ساختاری میان دو کشور به قدری عمیق است که با یک یا چند توافق محدود حل و فصل نخواهد شد. در مقابل، برخی دیگر این روندها را گامی تدریجی در جهت کاهش تنش و ایجاد فضای تازهای برای حل و فصل اختلافات ارزیابی میکنند؛ فضایی که میتواند در بلندمدت زمینهساز تغییرات مهم در معادلات سیاسی و اقتصادی باشد. از سوی دیگر، اهمیت این مذاکرات تنها به حوزه سیاست خارجی محدود نمیشود. اقتصاد ایران طی سالهای اخیر تحت تأثیر مستقیم تحریمها و محدودیتهای مالی بینالمللی قرار داشته و هرگونه گشایش در روابط خارجی میتواند پیامدهایی قابل توجه برای بازارهای داخلی، تجارت خارجی و دسترسی به منابع مالی کشور به همراه داشته باشد. به همین دلیل، افکار عمومی و فعالان اقتصادی نیز با حساسیت تحولات مذاکراتی را دنبال میکنند و چشمانداز هر توافق احتمالی را با تأثیرات اقتصادی آن میسنجند. در این میان، آغاز دور تازهای از گفتوگوها با افق زمانی ۶۰ روزه میان دو کشور، مرحلهای تعیینکننده در روند دیپلماسی میان تهران و واشنگتن تلقی میشود. این دور از مذاکرات میتواند مشخص کند که آیا تفاهم اولیه صرفا یک اقدام موقت برای کاهش تنش بوده یا اینکه طرفین اراده لازم برای حرکت به سمت توافقی گستردهتر و پایدارتر را دارند. به همین دلیل، تحلیلگران اکنون بیش از هر زمان دیگری بر بررسی دستاوردهای احتمالی ایران، چالشهای پیشرو و الزامات موفقیت تیم مذاکرهکننده در این مرحله تمرکز کردهاند. در همین چارچوب، محمد عطریانفر عضو حزب کارگزاران سازندگی و عضو شورای مرکزی شورای اطلاعرسانی دولت در گفتوگویی تحلیلی با «اعتماد» به بررسی ابعاد تفاهم اخیر ایران و امریکا، دستاوردهای احتمالی آن برای ایران و چشمانداز مذاکرات ۶۰ روزه پیشرو پرداخته و تلاش کرده است تصویری واقعبینانه از فرصتها و محدودیتهای این روند دیپلماتیک و شانسهای ایران برای دستیابی به یک توافق پایدار با امریکا ارائه بدهد؛ روندی که به باور او میتواند در صورت مدیریت صحیح، از مرحله کاهش تنش به مرحلهای از تعامل هدفمند و مدیریت اختلافات میان دو کشور منتهی شود.
دور نخست تفاهم ایران و امریکا با امضای ترامپ - پزشکیان رسما منعقد شد. شما تفاهم ایران و امریکا را چطور ارزیابی میکنید و ایران چه دستاوردهایی از نظر شما کسب کرد؟
تفاهم بر آتشبس اخیر میان جمهوری اسلامی ایران و امریکا صرفا یک رویداد سیاسی مقطعی نیست؛ این رویداد حساس را باید یکی از پیچیدهترین و طولانیترین منازعات سیاسی عصر حاضر دانست. این یادداشت تفاهم که به امضای دو رییسجمهورایران و امریکا رسیده، علیالقاعده به توافق قطعی و پایدار منجر خواهد شد، فارغ از ابعاد نظامی و امنیتی آن، حامل پیامهایی عمیق برای آینده منطقه، اقتصاد جهانی و نظم بینالملل خواهد بود. در عرصه سیاست، برخی توافقها پایان یک بحران و برخی دیگر آغاز مسیری تازه برای مدیریت بحران به شمار میآیند. به نظر میرسد تفاهم اخیر میان تهران و واشنگتن به احتمال زیاد از نوع دوم است. چرا که نه ایران از اصول و راهبردهای جدی خود دست کشیده و نه امریکا از تمامی اهداف و نگرانیهای خود عبور کرده است. از این رو، آنچه شکل گرفته اگرچه یک مصالحه نهایی نیست، اما تلاشی برای جلوگیری از تشدید تنش و گشودن پنجرهای به سوی گفتوگوهای گستردهتر به حساب میآید.
فکر میکنید با توافق جامع احتمالی میتوان به یک درک مشترک با امریکا رسید؟
بیش از چهار دهه اختلاف، بیاعتمادی و رقابت، شکافی عمیق در روابط دو کشور ایجاد شده است. چنین گسستی با یک توافق آتشبس، به طور کامل ترمیم نخواهد شد. با این حال، اگر اراده سیاسی لازم در هر دو طرف وجود داشته باشد، میتوان انتظار داشت روابط از مرحله تقابل مستقیم به مرحله ترک تخاصم و آغاز رقابت مدیریت شده و تعامل محدود اما هدفمند بینجامد. وجود اختلاف گسترده در دیدگاه صاحبنظران درباره مذاکرات ایران و امریکا، بخش قابل توجهی از تحلیلگران و ناظران مستقل معتقدند ارزیابی هر تفاهم باید به دور از فضای تبلیغاتی و سیاسی و بر اساس دستاوردهای عینی و قابل اندازهگیری صورت بگیرد. نخستین دستاورد مهم ایران در میان این منازعه طولانی مدت، تثبیت جایگاه برنامه هستهای صلحآمیز کشور در معادلات بینالمللی است. در حالی که در گذشته اصل وجود این برنامه محل مناقشه بود، امروز مذاکرات عمدتا بر سر سطح فعالیتها، چارچوب نظارتها و نحوه مدیریت اختلافات متمرکز است. این تغییر نشان میدهد که ایران توانسته بخشی از اهداف راهبردی خود را به واقعیتی معتبر و پذیرفته شده در عرصه بینالمللی تبدیل کند. دومین دستاورد را باید در کاهش خطر رویارویی مستقیم و مدیریت تنشهای امنیتی جستوجو کرد. بدیهی است هر زمان کانالهای دیپلماتیک فعال باشند، احتمال بروز بحرانهای پرهزینه برای طرفین و منطقه کاهش مییابند. لذا به باور من و از این منظر، حفظ روند گفتوگوها خود یک موفقیت سیاسی و امنیتی محسوب میشود.
نمیتوان انکار کرد که بخش قابل توجهی از نیازهای ایران به مذاکره وگفتوگو در حوزه مسائل اقتصادی و تجاری بروز دارد. در این حوزه چه دورنمایی برای ایران ایجاد شده است؟
در حوزه اقتصادی نیز به هر میزان فشارهای تحریمی کاهش یابد و دسترسی به منابع ارزی و گشایش در تجارت خارجی تسهیل شود، خواه ناخواه به عنوان دستاورد عملی قابل قبول ارزیابی میشود. ولو اینکه بسیاری از کارشناسان میگویند این دستاوردها هنوز با سطح انتظارات اقتصاد ایران فاصله دارد، اما نمیتوان تأثیر آنها را بر ثبات نسبی بازار و کاهش عدم اطمینان اقتصادی نادیده گرفت. از سوی دیگر، تداوم گفتوگوها بیانگر این واقعیت است که ایران همچنان یکی از بازیگران تأثیرگذار در معادلات منطقهای و بینالمللی است و قدرتهای جهانی ناگزیر از تعامل و مذاکره با تهران هستند. این مساله نیز به عنوان سرمایه سیاسی و دیپلماتیک ارزشمندی برای کشورمان باید حفظ شود. با این حال، منتقدان، مهمترین مطالبه ایران یعنی رفع موثر تحریمها و ایجاد امکان بهرهمندی بلندمدت از مزایای اقتصادی توافقها را در گروی مذاکراتی میدانند که ثمربخش باشد و به ترک مخاصمه پایدار و ورود به عرصه همزیستی سیاسی مسالمتآمیز منجر شود. از این رو، قضاوت نهایی درباره هر تفاهم به نتایج حاصل از مذاکرات بستگی دارد.
تیم مذاکرهکننده ایرانی بلافاصله پس از انعقاد تفاهم اولیه، بحث درباره مذاکرات ۶۰ روزه با هدف دستیابی به یک توافق جامعتر را آغاز کرد. دورنمای دور جدید گفتوگوهای ۶۰ روزه از نظر شما شامل چه مواردی است. مهمتر از آن الزامات موفقیت ایران در مذاکرات پیش رو چیست؟
با آغاز دور جدیدگفتوگوهای ایران و امریکا در بازه زمانی ۶۰ روزه، باید بر این گزاره تمرکز کرد که چه عواملی به موفقیت این مذاکرات کمک میکند. در پاسخ به این سوال دو احتمال قابل ملاحظه مقدر است. احتمال اول که منطقیتر به نظر میرسد، دستیابی به یک توافق محدود و مرحلهای است؛ توافقی که در آن طرفین بدون ورود به همه اختلافات پیچیده و تاریخی، بر مجموعهای از اقدامات متقابل و قابل اجرا تمرکز کنند. طبیعی است چنین رویکردی از تشدید بحران جلوگیری کرده و زمینه را برای مذاکرات گستردهتر در آینده فراهم میسازد. احتمال دوم، براین پایه استوار است که ادامه گفتوگوها بدون دستیابی به توافق نهایی مطلوب به پایان برسد. در این حالت، مذاکرات به عنوان ابزاری برای مدیریت اختلافات باقی میماند و طرفین تلاش میکنند از تبدیل شدن اختلافات به بحران لاینحل جلوگیری کنند. تجربه سالهای گذشته روی این رویکرد قرارداشته و آینده هم نشان میدهد ممکن است چنین سناریویی پیش روی دو کشور باشد. البته بنا به تشخیص من با عنایت به یأس کامل امریکا در پروژه براندازی نظام ایران حداقل در 10 سال آینده، این سناریو از دستورکار واشنگتن خارج خواهد بود.
به عنوان یک تحلیلگر سیاسی برای افزایش شانس موفقیت چه توصیهای به مذاکرهکنندگان کشورمان دارید؟
در مقام توصیه به سیاستمداران و دیپلماتهای مسوول برای افزایش شانس موفقیت تاکید میشود ایران چند محور اساسی را مدنظر قرار بدهد. نخست آنکه تمرکز مذاکرات بر دستاوردهای اقتصادی ملموس و قابل سنجش باشد. افزایش دسترسی به منابع مالی، تسهیل صادرات، بهبود روابط بانکی و جذب سرمایهگذاری خارجی ازجمله شاخصهایی هستند که ابعاد موفقیت توافق را مشخص میکنند. دوم، تجربههای گذشته اهمیت دریافت تضمینهای عملی و اجرایی را پیش چشم ما قرار داده است. توافق بدون پشتوانه اجرای تعهدات کشور را در برابر تحولات سیاسی آسیبپذیر میکند. سوم، شکلگیری اجماع داخلی و حمایت نهادهای موثر از روند مذاکرات، قدرت چانهزنی تیم مذاکرهکننده را افزایش میدهد و در نهایت، برای دستیابی به توافق مورد انتظار هرچه دامنه اختلاف محدودتر باشد، نتیجه مطلوب در دسترستر خواهد بود. هرچه دامنه اختلافات در مذاکرات گستردهتر باشد، احتمال دستیابی به توافق کاهش مییابد. بر این اساس، دور جدید گفتوگوها را میتوان فرصتی مهم برای تبدیل دستاوردهای سیاسی به نتایج اقتصادی دانست.
















