نماد آخرین خبر
  1. جذاب ترین ها
سینما و چهره ها

نگاهی به فیلم سینمایی زندگی کوچک کوچک؛ فریاد به جای نجوا

منبع
ايرنا
بروزرسانی
نگاهی به فیلم سینمایی زندگی کوچک کوچک؛ فریاد به جای نجوا

ایرنا/ «زندگی کوچک کوچک» بیش از آن‌که فیلمی برای دیده‌شدن باشد، فیلمی برای مکث‌کردن است؛ مکث بر زیستی که در سینمای جریان اصلی ایران معمولاً حذف می‌شود.

امیرحسین ثقفی در تازه‌ترین فیلمش، نه قصد جذب مخاطب دارد و نه حتی قصد توضیح‌دادن. او جهانی را مقابل دوربین می‌گذارد و از تماشاگر می‌خواهد یا با قواعدش کنار بیاید یا صادقانه آن را پس بزند. این دوگانه، هویت اصلی فیلم را شکل می‌دهد.

فیلم در امتداد مستقیم کارنامه‌ ثقفی قرار می‌گیرد؛ امتدادی که از علاقه‌ او به روایت‌های کم‌حادثه، شخصیت‌های خاموش و فضاهای سرد و ایستا خبر می‌دهد. «زندگی کوچک کوچک» نه گامی به عقب است و نه جهشی به جلو، بلکه تثبیت یک زبان سینمایی است؛ زبانی که حالا دیگر به‌وضوح امضای کارگردان شده، اما هم‌زمان خطر تکرار و درجازدن را نیز با خود حمل می‌کند.

مهم‌ترین ویژگی فیلم، غلبه‌ فرم بر روایت است. داستان در ساده‌ترین شکل ممکن پیش می‌رود و عمداً از گره‌افکنی و گره‌گشایی کلاسیک فاصله می‌گیرد. این‌جا همه‌چیز حول بودن می‌چرخد، نه شدن. شخصیت‌ها تغییر نمی‌کنند، به نقطه‌ اوج نمی‌رسند و حتی لزوماً به نتیجه‌ای مشخص ختم نمی‌شوند. این نگاه، بی‌واسطه یادآور سینمای بلاتار است؛ نه فقط در سطح فرم، بلکه در فهم مشترک از زمان به‌عنوان امری فرساینده و سنگین.

قاب‌بندی‌ها و حرکات دوربین، از دقیق‌ترین عناصر فیلم‌اند. هر قاب، حساب‌شده است و هر حرکت دوربین، توجیه درونی دارد. دوربین اغلب یا ثابت می‌ماند یا با حرکتی کند و کنترل‌شده، شخصیت را دنبال می‌کند؛ حرکتی که بیشتر شبیه همراهی است تا تعقیب. این دقت فرمی، نشان می‌دهد ثقفی به‌خوبی بر ابزارش مسلط است و می‌داند چگونه از حداقل‌ها، حداکثر فضا را بسازد اما همین وسواس فرمی، فیلم را در موقعیتی شکننده قرار می‌دهد.

«زندگی کوچک کوچک» فیلمی است که اگر تماشاگر با ریتم و جهانش همراه نشود، عملاً هیچ طنابی برای نجات ندارد. دیالوگ‌ها کم‌اند، اطلاعات محدود است و فیلم هیچ تلاشی برای نزدیک‌کردن مخاطب به شخصیت‌ها نمی‌کند. در نتیجه، فاصله‌ای شکل می‌گیرد که برای بخشی از تماشاگران، نه به تأمل بلکه به ملال منجر می‌شود. این‌جا دقیقاً همان نقطه‌ای است که فیلم با سلیقه‌ غالب تماشاگر ایرانی دچار تضاد می‌شود. تماشاگر ایرانی حتی در مواجهه با سینمای اجتماعی به دنبال نشانه‌هایی از روایت، بحران و تغییر است.

«زندگی کوچک کوچک» عامدانه این نشانه‌ها را حذف می‌کند. نه بحران پررنگی در کار است و نه پایانی که حس رهایی بدهد. فیلم به‌جای همذات‌پنداری، از مخاطب تحمل می‌خواهد؛ تحمل زمان، سکوت و تکرار.

از منظر بازیگری، فیلم بر بازی‌های خنثی و درونی تکیه دارد. شخصیت‌ها بیشتر حامل وضعیت‌اند تا شخصیت‌پردازی. بازی‌ها در خدمت فضا هستند و نه برعکس. این انتخاب، به انسجام کلی فیلم کمک می‌کند اما باعث می‌شود که چهره‌ها در ذهن مخاطب حک نشوند. ما آدم‌ها را می‌بینیم اما کمتر آن‌ها را به‌خاطر می‌سپاریم.

در مقایسه با آثار قبلی ثقفی، این فیلم از نظر کنترل فرم پخته‌تر است اما از نظر ریسک‌پذیری محتوایی، محافظه‌کارتر. فیلمساز به منطقه‌ امن خود رسیده و در آن مستقر شده است. این مساله برای مخاطب حرفه‌ای شاید نشانه‌ ثبات باشد اما برای منتقد، این سؤال را ایجاد می‌کند که گام بعدی چیست. آیا این زبان سینمایی قرار است توسعه پیدا کند یا صرفاً بازتولید شود؟

در نهایت، «زندگی کوچک کوچک» فیلمی است که جایگاهش را نه در گیشه، بلکه در گفت‌وگوی انتقادی پیدا می‌کند. اثری که بیشتر از آن‌که دوست‌داشتنی باشد، قابل احترام است. فیلمی که می‌داند برای چه مخاطبی ساخته نشده و از این نساخته‌شدن، ابایی ندارد. این صداقت، مهم‌ترین فضیلت اثر است؛ هرچند بهایش، تنهایی در میان تماشاگران باشد.

«زندگی کوچک کوچک» به‌جای فریاد، نجوا می‌کند و در سینمایی که همه‌چیز در آن به‌دنبال جلب توجه است، این نجوا یا شنیده می‌شود یا به‌سادگی نادیده گرفته می‌شود. انتخاب با تماشاگر است.

🔹"آخرین خبر" در روبیکا
🔹"آخرین خبر" در ایتا
🔹"آخرین خبر" در بله

اخبار بیشتر درباره

اخبار بیشتر درباره