دیدگاه کرباسچی و باهنر در باره تفاهم ایران و آمریکا

ایران/ در شرایطی که به نظر میرسد مجموعه مدیران و تصمیمسازان کشور از نیروهای مسلح گرفته تا دولت به این جمعبندی رسیدهاند که اقتضای تأمین منافع کشور در تداوم اقتدار و دفاع ملی به شکل دیگری هستند، همراهی بخشهای دیگر اعم از گروههای سیاسی، تریبونداران و بخشهای مختلف مردم با این تصمیم میتواند در بازگشت امید به کشور مؤثر باشد.
غلامحسین کرباسچی نوشت: این تصمیم اگر مورد اجماع بخشها قرار گیرد حداقل تأثیر آن تزریق بیشتر آرامش روانی برای مردمی است که در یک سال گذشته در کنار ایستادگی در مقابل تجاوز، آسیبهایی را هم متحمل شدهاند.
به هر حال به نظر میرسد تصمیم اتخاذ شده مبنی بر امضای تفاهم با آمریکا، برآیند نظرات مجموعههای مختلف در کشور است که در نهایت برای عملیاتی شدن باید تأیید رهبر انقلاب اسلامی را داشته باشد. این برآیند حتماً ناظر بر وضعیت کشور و الزامات پیشروی آن از جمله بازسازیها و جبران آسیبها هم بوده است. بنابر این شایستهتر این است که با این تصمیم و با دولتی که پیش از این هم برنامهاش ارتباط با دنیا ذیل چارچوبهای اصولی بوده است، همراهی شود.
مواجهه ملی با یک تصمیم ملی
همچنین محمدرضا باهنر دبیر کل جامعه اسلامی مهندسین در این روزنامه نوشت:
تصمیم سازیها در جمهوری اسلامی ایران سازوکارهای قانونی و تعریف شدهای دارد. بخصوص در موارد مهم و کلان که مربوط به امنیت کشور است، این تصمیم سازیها با رعایت چارچوبهای اصولی و حفظ یک اجماع نسبی انجام میشود. یعنی دیدگاهها و نظرات طیفها و گروههای مختلف سنجیده میشود، از چهرهها و شخصیتهای مهم و با دانش مشورت گرفته میشود و آنگاه با رعایت چارچوبهای اصولی، برای تأمین بیشتر منافع کشور ذیل دیدگاههای رهبر انقلاب اسلامی تصمیمی اتخاذ میشود.
از 23 خرداد سال گذشته تا کنون که یک شرایط جنگی را تجربه کرده ایم، بخشهای مختلف حاکمیتی در کنار مردم ایفا گر نقشهای مختلفی بودهاند تا کشور در برابر تجاو آشکار دشمن سر خم نکند.
خسارات و لطماتی به کشور وارد آمد و جانهای عزیزی را از دست دادیم اما آنچه بسیار مشهود و برجسته است اینکه دشمنان در رسیدن به اهداف خود ناکام ماندند و امروز آنان هستند که بر خلاف تصورات و خیالات خام خود، اصرار بر مذاکره و توافق دارند. این وضعیت و ناکامی دشمنان در رسیدن به اهداف خود حاصل مجاهدتهای نیروهای مسلح شجاع کشور، مسئولان جمهوری اسلامی در نهادهای مختلف و در نهایت حضور مستمر و معنادار مردم در خیابانها است. هر کدام از اضلاع قدرت ملی ایران در این یک سال بیشتر از آنچه شرح وظیفه خوانده میشود، انجام دادهاند و در برابر تجاوز دشمن ایستادگی کردهاند.
حالا فرصتی فراهم آمده تا دستاوردهای این بخشهای به هم پیوسته در صحنه دیپلماسی تثبیت شود. کشور دوباره به ثبات برگردد و برنامهریزیها برای جبران خسارات و نوسازیها و اتخاذ تمهیداتی برای آمادگیهای بیشتر نظامی آغاز شود. از این منظر شایسته است همه گروههای سیاسی، رسانهها و کارشناسان و شخصیتها، مذاکرات و ماحصل کار دیپلماتها و تیم مذاکره کننده کشورمان را از زاویه ملی ارزیابی کنند و برخی ارزیابیهای جناحی- سیاسی را کنار بگذارند. تصمیمگیری در این مورد خاص حتماً یک امر ملی است و مواجهه با آن هم باید در همین چارچوب باشد. همراهی مردم و بخشهای سیاسی جامعه میتواند یک بار دیگر این پیام را مخابره کند که ایرانیها با وجود تفاوت دیدگاهها و اختلاف سلایق، در موارد کلان و ملی یک صدا هستند و وقتی به اجماع و تصمیم رسیدند، همه پشت آن تصمیم هستند.
















