جیغ بنفش بحران جمعیت؛ ثبت کمترین تعداد ولادت در 60 سال اخیر

فرهیختگان/آخرین دادههای سازمان ثبتاحوال کشور نشان میدهد در سال 1404 تعداد 892 هزار و 280 ولادت در ایران ثبت شده است. این آمار را در کنار دادههای تاریخی مرکز آمار ایران قرار میدهیم، دادهها حکایت از این دارد که در سال 1404 کمترین تعداد ولادت در ایران از سال 1344 (دادههای در دسترس) ثبت شده است. سقوط تعداد موالید به کمترین تعداد در 60 سال اخیر نکات قابل تأملی دارد. بررسی دادههای جهانی نشان میدهد کاهش فرزندآوری طی چند دهه اخیر یک اتفاق جهانی نیز بوده اما بر اساس همین داده، سرعت کاهش موالید در ایران از سرعت آن در سطح جهان و منطقه بسیار بالاتر بوده است.
این دادهها نشان میدهد کاهش موالید در جهان به واسطه تغییرات فضای زندگی و کار و تغییر ترجیحات و الگوی فردی و جمعی رخداده، با این تفاوت که در کشورهایی که فرهنگ عمومی به طور قابلتوجهی خانوادهمحور بوده، این کاهش کمتر از کشورهایی است که پیوندهای عاطفی و خانوادگی سستتر است. مورد ایران قابل تأمل است، از سویی پیوندهای عاطفی بسیار بالاتر است، خانواده همچنان در محور روابط فردی و جمعی بوده اما تشکیل خانواده و فرزندآوری با سرعت زیادی دچار رکود شده است. مرور پژوهشها و تحقیقات اجتماعی و اقتصادی نشان میهد به احتمال قوی بیثباتی در اقتصاد ایران طی یک دهه اخیر در کاهش جمعیت مؤثر بوده است. این اتفاق به ما میگوید گرچه امتیازات اجتماعی و اقتصادی برای کاستن از سرعت کاهش جمعیت بیتأثیر نیست، اما شاید اقدام مهمتر، بهبود چشمانداز اقتصادی باشد. امری که میتواند روند کاهش جمعیت را در کشور معکوس کند.
ثبت کمترین تعداد ولادت در 60 سال اخیر
بر اساس دادههای رسمی سازمان ثبتاحوال کشور و دادههای مرکز آمار ایران که از سال 1344 تا 1404 ارائه شده، تعداد ولادتها در کشور طی سال 1404 به 892 هزار نفر رسیده است. به روایت آمارها، این تعداد کمترین تعداد ولادت سالانه در ایران از سال 1344 تاکنون بوده است. به نظر میرسد اگر دادههای قبل از سال 1344 نیز موجود باشد، به احتمال قوی تعداد ولادتهای سال 1404 میتواند رکود 64 سال اخیر یعنی از انتهای دهه 1330 را نیز بشکند. مرور دادههای تاریخی نشان میدهد در دهه 1340 تعداد موالید سالانه به طور میانگین حدود یک تا 1.1 میلیون نفر است.
در دهه 1350 این روند تا سال 1357 بین 1.1 تا 1.4 میلیون نفر بوده و در سالهای 1358، 1359و 1360 رکورد بالاترین تعداد سالانه موالید به ترتیب با حدود 1.7 میلیون نفر و 2.4 میلیون نفر شکسته میشود. این تعداد تا انتهای جنگ تحمیلی حول و حوش 2 تا 2.2 میلیون نفر بوده و پس از آن روند کاهشی به خود گرفته و بار دیگر در دهه 1370 به حول و حوش میانگین دهه 1340 یعنی 1.1 تا 1.4 میلیون نفر برمیگردد. در دهه 1380 ما با دو روند متفاوت از تغییرات موالید روبهرو هستیم، بهطوری که تعداد موالید تا سال 1383 به کمترین مقدار 40 ساله تا سال 1383 میرسد، اما پس از آن، روند رشد تعداد موالید سرعت میگیرد و این روند رو به صعودی تا سال 1396 و قبل از شروع تحریمهای ظالمانه آمریکا ادامه دارد.
به نظر میرسد دلیل این اتفاق در دهههای 1370 و 1380 به افزایش و کاهش شدت اجرای سیاستهای تنظیم خانواده و همچنین تحولات اقتصادی کشور وابسته بوده است. ثبات اقتصادی به همراه کاهش شدت اجرای سیاستهای تنظیم خانواده از سال 1384 به بعد به احتمال قوی در افزایش تعداد موالید در این دوره (1384 تا 1396) مؤثر بوده است.
روند متفاوت در استانها
بررسی دادههای قابلدسترس در استانها نشان میدهد طی 10 سال اخیر روند قابلتأملی در تغییرات تعداد ولادتها در استانها رخداده است. بر اساس این دادهها، از سال 1394 تا 1404 بیشترین کاهش تعداد ولادتها مربوط به استانهای البرز با حدود 54 درصد، مازندران حدود 53 درصد، مرکزی 52 درصد، اردبیل نزدیک به 51 درصد، گیلان، تهران و اصفهان با حدود 49 درصد، قزوین، کهگیلویهوبویراحمد، آذربایجان شرقی و فارس با حدود 48 درصد بوده است.
در همین مدت یعنی 10 ساله 1394 تا 1404 میانگین کاهش ولادتها در ایران 43 درصد بوده است. طی مدت مذکور کمترین کاهش ولادتها مربوط به استانهای سیستان و بلوچستان با 23.5 درصد، خراسان جنوبی نزدیک به 29 درصد، خوزستان و هرمزگان با 32 درصد، کرمان 38 درصد، یزد و قم حدود 39 درصد و گلستان و سمنان نیز به ترتیب 41 و 42 درصد بوده است. مرور این دادهها نشان میدهد در استانهایی که باورهای مذهبی و سنتی قویتر از سایر استانهاست، کاهش جمعیت کمتر از سایر نقاط بوده است. مهاجرپذیری (سمنان و تهران) بهعنوان ضربهگیر کاهش جمعیت عمل کرده است.
در استانهایی همچون مرکزی و اردبیل که با شدت مهاجرفرستی (عمدتاً برای پیداکردن شغل و موقعیتهای کاری) روبهرو هستند، شدت کاهش جمعیت بیش از سایر استانهاست. در استانهای گیلان و مازندران که همزمان با دو اتفاق جالبتوجه یعنی مهاجرفرستی جمعیت جوان و مهاجرپذیری بازنشستگان و افراد سالمند روبهرو هستند، شدت کاهش جمعیت بیش از سایر استانهاست. همچنین در استانهایی که نقش خوابگاهی نیز برای کلانشهرها بازی میکنند (همچون البرز)، بازهم شدت کاهش جمعیت بیش از سایر استانهاست، چراکه در این استان جمعیت مجرد برای فرار از قیمتهای بالای مسکن مجبور است پایتخت را ترک کرده و عمدتاً برای اشتغال به پایتخت روزانه سفر کند.
6 عامل کاهش جمعیت ایران
نگاهی به پژوهشهای انجام شده در ریشهیابی علل کاهش جمعیت در ایران، نشان میدهد بر اساس پژوهشهای علمی معتبر، کاهش نرخ باروری و پیری جمعیت به یکی از چالشهای اصلی جمعیتی قرن بیستویکم تبدیل شده است. بااینحال، این پژوهشها نشان میدهد ایران یکی از سریعترین کاهشهای نرخ باروری در تاریخ ثبت شده بشر را تجربه کرده است. طبق دادههای رسمی سازمان ثبتاحوال کشور و دادههای مؤسسات معتبر بینالمللی، ایران شاهد یکی از سریعترین کاهشهای نرخ باروری در تاریخ بشر بوده است، بهطوری که نرخ باروری کل از حدود ۷ فرزند بهازای هر زن در اواسط دهه 1360 به 1.7 فرزند (دقیقاً 1.62 فرزند) در سالهای اخیر رسیده است.
شهلا کاظمیپور، جمعیتشناس در مقالهای تحت عنوان «باروری پایین و پاسخهای سیاستی» که در نشریه مرکز الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت منتشر شده، در خصوص علل کاهش باروری در جهان مینویسد: «برخی علل عمده کاهش باروری در کشورهای توسعهیافته شامل: 1- عدم اطمینان اقتصادی و بازار کار به واسطه ناپایداری شغلی، مانند بیکاری و قراردادهای موقت است که منجر به تأخیر در والدین شدن و کاهش باروری است. افزایش هزینه مسکن و کاهش درآمد، فشار زیادی بر جوانان وارد کرده و دستیابی به موقعیت شغلی ثابت را دشوار ساخته است. این شرایط منجر به تأخیر در ازدواج، تشکیل خانواده و فرزندآوری شده و نابرابریهای اجتماعی و اقتصادی را تشدید میکند.
2- تعارض شغل با زندگی خانوادگی؛ با گسترش تحصیلات دانشگاهی، زنان به طور گسترده وارد بازار کار شدهاند. امروزه، خانوادههایی که در آن هر دو والد شاغل هستند، جایگزین الگوی سنتی «مرد نانآور» شدهاند. زنان ترجیح میدهند وظایف والدینی را با شغل خود ترکیب کنند که این امر نیازمند حمایتهای ساختاری است.
3- تداوم نابرابریهای جنسیتی در تقسیم کار خانگی و مراقبت از کودکان؛ با وجود حضور مادران در بازار کار، زنان همچنان سهم بیشتری در کارهای خانه و مراقبت از کودکان بر عهده دارند که این امر به کاهش باروری منجر میشود.» این جمعیتشناس در تبیین دلایل کاهش باروری در ایران به سه مورد کلی اشاره میکند: «1- عوامل فردی: این عوامل شامل نگرشها، گرایشها و وضعیتهای فردی مانند تحصیلات، اشتغال، ناامنی روانی، مدگرایی و عدم رضایت زناشویی است که زوجین را از فرزندآوری باز میدارد. 2- عوامل خانوادگی: این عوامل از مسائل بین فردی و خانوادگی نشئت میگیرد؛ مانند تغییر در کارکردهای خانواده، تحقیر نقش مادری و مسئولیتهای سنگین و طولانیمدت والدینی. 3- عوامل اجتماعی – محیطی: این عوامل از ارتباط فرد با جامعه و محیط پیرامونش شکل میگیرد؛ مانند وضعیت نامناسب اقتصادی کشور، رکود، تورم، گرانی و گسترش فناوریهای نوین ارتباطی.»
مرور پژوهشهای دیگر نیز نشان میدهد در ریشهیابی علل کاهش جمعیت در ایران، پژوهشگران دلایل متعددی را در نظر میگیرند. این عوامل و زمینه را میتوان در موارد زیر خلاصه کرد:
1- اجرای برنامههای تنظیم خانواده
در دهههای گذشته، ایران برنامههای جامع تنظیم خانواده را به طور کامل اجرا کرد. این برنامهها طیف مختلفی از خدمات اجتماعی ازجمله: تبلیغات گسترده با عنوان «فرزند کمتر، زندگی بهتر»، مشاوره و آموزش (ارائه اطلاعات و مشاوره برای انتخاب آگاهانه روش پیشگیری) و تأمین رایگان وسایل پیشگیری (از توزیع رایگان انواع وسایل پیشگیری تا آییودی (IUD) و آمپولهای هورمونی در مراکز بهداشتی و بستن لوله رحم (توبکتومی) و خدمات بالینی) را شامل میشد.
2- افزایش سن ازدواج
یکی از مهمترین یافتههای مطالعات جمعیتشناسی این است که در ایران سن ازدواج زنان و مردان طی چند دهه اخیر افزایش قابلتوجهی یافته است. به گفته پژوهشگران وقتی ازدواج دیرتر اتفاق میافتد، دوره باروری کوتاهتر میشود و تعداد فرزندان نهایی خانواده کاهش پیدا میکند. پژوهشهای عباسی شوازی و همکاران این عامل را از دلایل اصلی رسیدن ایران به باروری زیر سطح جانشینی میدانند.
3- افزایش تحصیلات زنان
از دهه ۱۳۷۰ به بعد و به طور ویژه از اوایل دهه 1380 حضور زنان ایران در آموزش عالی به شدت رشد کرد. تحقیقات نشان میدهد تحصیلات بالاتر معمولاً با تأخیر در ازدواج، تأخیر در فرزند اول و تمایل به خانوادههای کوچکتر (به واسطه مشاغل رسمی و اداری) همراه است. این موضوع در بسیاری از کشورهای جهان دیده شده و ایران نیز از همین الگو پیروی کرده است.
4- تغییر ارزشها و ترجیحات خانوادگی
جمعیتشناسان از مفهومی به نام گذار دوم جمعیتی استفاده میکنند. طبق این نظریه، با مدرنتر شدن جامعه، افراد بیشتر بر کیفیت زندگی، پیشرفت فردی، استقلال و سرمایهگذاری بیشتر روی تعداد کمتر فرزند تمرکز میکنند. برای مثال، در دهه ۱۳۶۰ داشتن ۴ یا ۵ فرزند برای بسیاری از خانوادهها عادی بود. اما در نسلهای جدید، خانواده دو فرزندی یا حتی تکفرزندی به هنجار رایج تبدیل شده است. کاهش تعداد فرزند مطلوب یکی از مواردی است که نقش زیادی در افت باروری در ایران داشته است. این موضوع را در دادههای دهه 60 و شرایط فعلی میتوان دید. درحالی که در دهه 1360 تعداد ازدواجها سالانه بین 300 تا 350 هزار فقره بوده، اما در سالهای اخیر تعداد ازدواجها بین 430 تا 550 هزار فقره بوده است.
5- نااطمینانی اقتصادی
اگرچه پژوهشگران تأکید میکنند که اقتصاد تنها عامل نیست، اما هزینه مسکن، اشتغال ناپایدار، تورم و نگرانی درباره آینده از عوامل مؤثر بر تصمیم به فرزندآوری هستند. مطالعات جدید درباره سیاستهای جمعیتی ایران نیز نشان میدهند که صرف تشویق به فرزندآوری بدون حل مسائل ساختاری اقتصادی اثر محدودی دارد. این موضوع در دهه 1380 و دهه 1390 به خوبی در آمارها دیده میشود. این آمارها نشان میدهد هر زمانی که نااطمینانی اقتصادی کاهش یافته، مسکن بیش از قبل در دسترس خانوار قرار گرفته (بهبود عرضه و ثبات قیمت مسکن و نرخ اجارهها) تعداد ازدواجها و با تأخیر دو تا چند ساله (زمان تولد فرزند اول ازدواجها) تعداد تولدها به طور محسوسی افزایشیافته است.
به طور خاص این بهبود افزایش تولدها را میتوان در سالهای 1384 تا 1396 مشاهده کرد. در این سالها از سال 1384 تا 1390 ازدواجها روند افزایشی داشته و از سال 1390 تا 1394 روند کاهشی و سپس در سال 1395 تعداد ازدواجها افزایشیافته و سپس با نااطمینانی که از سال 1396 کشور به واسطه تحریمها تجربه کرده، تعداد ازدواجها نیز روند نزولی به خود گرفته است. در همین دوره (1396-1384) تعداد ولادتها نیز روند جالبی داشته است. از سال 1384 تا 1396 تعداد ولادتها روند افزایشی داشته و از سال 1396 به بعد روند معکوس به خود گرفته و تا سال 1404 به کمترین تعداد از انتهای دهه 1330 رسیده است.
6- افزایش شهرنشینی و بهبود تکنولوژی کشت
شهرنشینی سریع در ایران باعث شده مزایای اقتصادی خانوادههای پرجمعیت کمتر شود. در جوامع روستایی، فرزندان گاهی بهعنوان نیروی کار خانواده تلقی میشدند؛ اما در شهرها هزینه تربیت و آموزش هر کودک بسیار بیشتر است. طبق دادههای رسمی؛ درحالیکه درصد شهرنشینی در ایران طی دهههای 1360 و 1370 حدود 50 تا 60 درصد بوده، این عدد حالا به حول و حوش 80 درصد در سالهای اخیر رسیده است. پژوهشهای جمعیتی این عامل را نیز در کاهش باروری مؤثر میدانند. همچنین اگر در دهههای قبل در روستاها نیروی کار نقش اصلی را در تولیدات کشاورزی بازی میکرد، اما طی 20 سال اخیر بر اساس دادههای مرکز آمار ایران، تعداد شاغلان بخش کشاورزی کاهش 30 درصدی داشته است. بر اساس این دادهها، از سال 1384 تا سال 1402 و 1403 تعداد شاغلان بخش کشاورزی از 5.1 میلیون نفر به 3.5 تا 3.6 میلیون نفر رسیده است. بهبود تکنولوژی کشت، افزایش ضریب مکانیزاسیون و همچنین افزایش خشکسالی به ویژه در مناطق مرکزی کشور از دلایل این موضوع عنوان شده است.
ایجاد چشمانداز اقتصادی مهمترین راهکار
وقتی صحبت از جمعیت میشود، شاید برخی افراد بگویند در شرایط فعلی سخنگفتن از این موضوع شاید چندان ضرورت نداشته باشد. اما پژوهشگران جمعیت میگویند بر اساس مدلهای پیشبینی، با روند فعلی رشد جمعیت، انتظار میرود در حدود ۲۰ سال آینده نرخ تولد و مرگومیر در ایران برابر شود و جمعیت به رشد صفر برسد. علیرضا رئیسی، معاون بهداشت وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی در نخستین «رویداد ملی نفس» در سال 1403 در این خصوص گفته بود پیشبینی میشود در سال ۱۴۸۰ جمعیت ایران به کمتر از ۵۰ میلیون نفر کاهش یافته و به حدود ۴۲ میلیون نفر برسد که از این میزان جمعیت نیز از هر چهار نفر، دو نفر سالمند خواهند بود، درحالی که بر اساس همین پیشبینی، در آن سال جمعیت یکی از کشورهای همسایه در شرق ایران به ۵۵۰ میلیون نفر میرسد.
به عبارتی، مسئله فقط دغدغه افزایش جمعیت نیست، آنچه در ایران رخداده، عملاً در آینده دست دولتها در ارائه خدمات اجتماعی را میبندد، چراکه با افزایش جمعیت سالمند و بستهشدن پنجره جمعیتی، دولت علاوه بر تحمل هزینههای بازنشستگی و سالمندی، برای بسیاری از موقعیتهای شغلی نیز با چالش دسترسی به نیروی کار روبهرو خواهد شد. در سمت دیگر پژوهشگران میگویند با وجود چالشها، ایران سالهاست وارد «پنجره فرصت جمعیتی» شده است. جمعیت در سن کار (۱۵ تا ۶۴ سال) به بیش از ۷۰ درصد افزایشیافته که همراه با افزایش سطح تحصیلات در میان مردان و زنان، این پنجره فرصت میتواند طی سه دهه آینده فرصتهای اجتماعی - اقتصادی زیادی ایجاد کند، مشروط بر اینکه شرایط اقتصادی مناسب و اشتغال جوانان فراهم شده و چشمانداز اقتصادی مناسبی برای همه مردم ایجاد شود تا مردم در سایه ثبات اقتصادی، بتوانند برای تشکیل زندگی و فرزندآوری برنامهریزی کنند. پژوهش و تجارب سالهای اخیر در ایران و جهان نیز نشان میدهد گرچه مشوقهای جمعیتی (افزایش باروری و فرزندآوری با اعطای امتیازات خاص) در کاهش سرعت پیری جمعیت تأثیرگذار است، اما این موارد نمیتواند موفقیت بسیار بالایی داشته باشد، در عوض، با بهبود وضعیت اقتصادی یعنی ایجاد ثبات در اقتصاد کلان، احتمالاً میتوان روند کاهش جمعیت را در کشور معکوس کرد.


















