معدنکاری در تالاب میقان را متوقف شد

فارس/ پس از هشدارهای محیطزیستی درباره برداشت مواد معدنی از تالاب میقان، ادارهکل حفاظت محیطزیست استان مرکزی با استناد به تخلفات زیستمحیطی، دستور توقف فعالیت شرکت املاح معدنی در این تالاب را صادر کرد.
داستان تالاب میقان، داستان تقابل دو نگاه است؛ از یک سو بهرهبرداری از ذخایر معدنی و از سوی دیگر حفظ یکی از مهمترین تالابهای مرکزی ایران. این تقابل ماهها ادامه داشته تا اینکه ادارهکل حفاظت محیطزیست استان مرکزی با اعلام رعایت نشدن الزامات قانونی و زیستمحیطی، دستور توقف برداشت مواد معدنی را صادر کرد.
ادارهکل حفاظت محیطزیست استان مرکزی این فعالیت را به دلایل زیر متوقف کرده است:
۱- ارائه نشدن طرح احیا و بهسازی تالاب
۲- نبود طرح ارزیابی و مدیریت زیستمحیطی
۳- فقدان برنامه علمی و فنی برای برداشت مواد معدنی
۴- احداث جاده جدید بدون هماهنگی با محیطزیست
تالابی که تنها یک منبع معدنی نیست
تالاب میقان اراک یکی از مهمترین تالابهای داخلی ایران به شمار میرود. این زیستبوم علاوه بر ذخیره آب، در کنترل ریزگردها، تنظیم اقلیم محلی، تغذیه آبهای زیرزمینی و حفظ تنوع زیستی نقش اساسی دارد.میقان همچنین یکی از مهمترین زیستگاههای زمستانگذرانی پرندگان مهاجر، بهویژه درنای خاکستری، فلامینگو، انواع اردکها و آبزیان است.
هرگونه تغییر در ساختار طبیعی تالاب، نه تنها حیات گونههای جانوری را تهدید میکند بلکه کیفیت زندگی ساکنان شهر اراک و مناطق اطراف را نیز تحت تأثیر قرار میدهد.با این حال طی دهههای گذشته برداشت مواد معدنی، بهویژه سولفات سدیم، در بخشهایی از تالاب ادامه داشته است؛ فعالیتی که همواره با انتقاد کارشناسان همراه بوده است.
برداشت معدنی چگونه تالاب را تخریب میکند؟
ایجاد جادههای دسترسی در بستر تالاب، تردد ماشینآلات سنگین، تغییر مسیر طبیعی جریان آب، خاکبرداری، انباشت باطلههای معدنی و برهم خوردن تعادل هیدرولوژیکی، مجموعهای از فشارهای انسانی را بر اکوسیستم وارد میکند.
در بسیاری از تالابهای جهان، تغییر حتی چند سانتیمتری تراز آب یا قطع ارتباط بخشهای مختلف تالاب، موجب کاهش شدید جمعیت پرندگان، نابودی پوشش گیاهی و افزایش کانونهای گردوغبار شده است.در تالاب میقان نیز کارشناسان سالها نسبت به همین روند هشدار دادهاند.
تجربه جهان چه میگوید؟
پژوهشهای منتشرشده از سوی برنامه محیطزیست سازمان ملل (UNEP)، کنوانسیون رامسر و اتحادیه جهانی حفاظت از طبیعت (IUCN) نشان میدهد استخراج مواد معدنی در تالابها تنها در شرایط بسیار محدود، با ارزیابیهای دقیق محیطزیستی و نظارت مستمر امکانپذیر است.
در بسیاری از کشورها ابتدا ارزش اکولوژیکی تالاب تعیین میشود و اگر احتمال آسیب غیرقابل جبران وجود داشته باشد، اصل «پرهیز از فعالیت» بر منافع اقتصادی مقدم شناخته میشود.
در استرالیا، کانادا و بخشهایی از اتحادیه اروپا، پروژههای معدنی در نزدیکی تالابها تنها پس از انجام مطالعات هیدرولوژیکی، ارزیابی اثرات تجمعی و ارائه برنامه بازسازی مجوز دریافت میکنند. بهرهبرداران نیز موظفاند همزمان با استخراج، عملیات احیا را آغاز کنند و در صورت تخلف با توقف فعالیت، جریمههای سنگین یا لغو مجوز مواجه میشوند.
بررسیهای جهانی همچنین نشان میدهد هزینه احیای یک تالاب تخریبشده معمولاً چندین برابر سود حاصل از استخراج کوتاهمدت مواد معدنی است؛ به همین دلیل بسیاری از کشورها حفاظت پیشگیرانه را به بازسازی پس از تخریب ترجیح میدهند.
مسعود صفری، کارشناس محیط زیست میگوید که تالاب یک سیستم زنده است. زمانی که برای دسترسی به مواد معدنی، جاده احداث یا مسیر جریان آب تغییر داده میشود، در واقع عملکرد کل اکوسیستم دستخوش تغییر میشود.
وی ادامه میدهد: اشتباه رایج این است که تصور میشود آسیب واردشده صرفاً به محل برداشت محدود است، در حالی که تغییرات هیدرولوژیکی ممکن است کیلومترها دورتر نیز آثار خود را نشان دهد.

















