نظامی آمریکایی: ایران درسی عبرتآموز به آمریکا خواهد داد

فارس/ افسر سابق نیروی دریایی آمریکا و کارشناس مسائل ژئوپلتیک معتقد است که ترامپ با انجام حملات اخیر، خود را بیش از پیش در باتلاقی راهبردی فرو برد؛ او با اشاره به اهمیت مفاهیمی چون «خون» و «عزت» در ایران، تأکید کرد قوای نظامی ایران، درسی عبرتآموز به آمریکاییها در خلیج فارس خواهند داد.
مالکولم نانس، افسر بازنشسته نیروی دریایی آمریکا در تحلیل حملات اخیر آمریکا به ایران، توضیح داد که برای فهم بهتر پاسخ ایران باید مفاهیمی را درک کرد که در «عاشورا و فرهنگ مقاومت» ریشه دارند. نکته قابل توجه در این تحلیل، تأکید مکرر او بر «بازتولید مقاومت و همبستگی اجتماعی» در بستر فرهنگ سیاسی ایران است که باعث میشود «خون و عزت» مردم برای جمهوری اسلامی بسیار مهم و به مثابه خط قرمز باشد. او سپس تأکید میکند که اگر حملات آمریکایی باعث کشته شدن نیروها و/یا مردم ایران شود، پاسخ ایران نیز دردناک خواهد بود و کشته شدن نیروهای آمریکایی را به همراه خواهد داشت.
آمریکا با این حمله در باتلاقی راهبردی گرفتار شد
به عقیده مالکولم نانس، آمریکا با حمله به ایران وارد یک چرخه فرسایشی و «باتلاق راهبردی» شده است؛ وضعیتی که در آن هر اقدام نظامی برای نمایش قدرت، به جای پایان دادن به بحران، واشنگتن را عمیقتر در درگیری فرو میبرد. به گفته نانس، ترامپ میتوانست سقوط بالگرد آمریکایی را به عنوان از دست رفتن یک سختافزار نظامی تلقی کند و از پاسخ نظامی بگذرد، زیرا نیروهای آمریکایی نجات یافته بودند؛ اما تصمیم به حمله متقابل، مسئله را از یک حادثه محدود به تلاشی برای کشتن نیروهای ایرانی تبدیل میکند و همین امر ایران را به پاسخگویی وادار خواهد کرد.
نانس مدعی است که ترامپ میخواهد از هزینههای هنگفتی که در این جنگ صرف کرده، در قالب وادار کردن ایران به توافق، یک دستاورد سیاسی کسب کند؛ اما این هدف را نمیتواند با بمباران و حملات نظامی به دست آورد. از نظر او، ایران اکنون در بخشهای مختلف منطقه دست برتر را دارد و میتواند با استفاده از اهرمهایی مثل تنگه هرمز، موشکها، پهپادها و پایگاههای آسیبپذیر آمریکا در منطقه، هزینه اشتباهات واشنگتن را بالا ببرد.
ایران از خون اتباع خود چشمپوشی نمیکند و واکنش سختی به این حملات نشان میدهد
این افسر بازنشسته نیروی دریایی توضیح میدهد ایران در این مرحله الزاماً نیازی ندارد که برای اعمال فشار بر آمریکا یک تقابل مستقیم و پرهزینه، مانند غرق کردن ناوهای آمریکایی را در پیش بگیرد؛ زیرا اهرم اصلی خود را از طریق کنترل و فشار بر تنگه هرمز در اختیار دارد. او معتقد است تنگه هرمز اکنون به نقطه فشاری تبدیل شده که نه فقط آمریکا، بلکه بازار انرژی جهان را تحت تأثیر قرار میدهد و همین مسئله باعث شده واشنگتن با نوعی اضطرار واکنش نشان دهد. نانس در همین چارچوب میگوید برخلاف ادعای ترامپ که ایران را مشتاق توافق نشان میداد، این خود ترامپ است که به توافق نیاز دارد، زیرا ادامه انسداد یا ناامنی در تنگه هرمز هزینههای اقتصادی و سیاسی سنگینی برای آمریکا ایجاد میکند. از سوی دیگر، نانس هشدار میدهد که اگر در حملات آمریکا نیروهای ایرانی کشته شده باشند، تهران این مسئله را صرفاً یک ضربه نظامی محدود تلقی نخواهد کرد و احتمالاً برای انتقام، گزینههایی مانند حمله موشکی یا پهپادی به پایگاههای آمریکا در کویت، بحرین، امارات را بررسی میکند.
به باور او، خطای محاسباتی اصلی آمریکاییها این است که تصور میکنند میتوانند اهداف ایرانی را بزنند، نیروهای سپاه را بکشند و با پیامد جدی روبهرو نشوند؛ در حالی که ایران مرگ نیروهای خود را جدی میگیرد و در شرایطی که دست بالا را در برخی نقاط منطقه دارد، میتواند هزینه این حملات را به آمریکا و شرکای منطقهای آن تحمیل کند.
آمریکا همچنان در برابر فناوری بومی و مؤثر ایرانی، آسیبپذیر است
از نگاه مالکولم نانس، ساقطشدن بالگرد آمریکایی نشان میدهد که آمریکا در میدان نبرد جدید با یک ضعف جدی در برابر تهدیدات پهپادی، مهمات سرگردان و فناوریهای کمهزینه اما مؤثر روبهروست. او احتمال میدهد ایران از مهماتی مانند شاهد ۳۵۸ یا نوعی پهپاد پرسهزن استفاده کرده باشد؛ سامانهای که میتواند در هوا پرسه بزند، مسیر پرواز بالگردها را از طریق ردگیری الکترومغناطیسی یا اطلاعات میدانی تشخیص دهد و در زمان مناسب از بالا یا کنار به هدف حمله کند. نانس در ادامه توضیح میدهد که مقابله با چنین تهدیدی صرفاً با «جمینگ» ساده ممکن نیست، زیرا خلیج فارس محیطی بسیار متراکم و پیچیده از نظر ارتباطات نظامی، دریایی، هوایی و غیرنظامی است و پارازیت گسترده میتواند ارتباط شناورها، هواپیماهای غیرنظامی و سامانههای خودی را نیز مختل کند. از نظر او، همین محدودیتها باعث میشود ایران بتواند با پهپادهای دید اولشخص، مهمات پرسهزن یا سامانههای مشابه، تهدیدی جدی علیه بالگردها، شناورها و عملیاتهای آمریکا ایجاد کند؛ تهدیدی که اگر آمریکا آن را جدی نگیرد، ممکن است در روزهای بعد به یک «تجربه عبرتآمیز میدانی» برای واشنگتن تبدیل شود.
نخبگان سیاسی در آمریکا، همچنان درک صحیحی از فضای داخلی ایران ندارند
از نظر این کارشناس نظامی تصویری که از ایران در آستانه فروپاشی داخلی ارائه میکنند، یک دروغ و مبنایی است برای محاسبات غلطی که در واشنگتن همچنان پابرجاست. او میگوید برخی تحلیلگران در آمریکا با تکیه بر چند اعتراض یا نشانههای نارضایتی، نتیجه میگیرند که جمهوری اسلامی از درون در حال ترک برداشتن است، اما این نگاه از نظر او سادهانگارانه و ناشی از ناآشنایی با عمق اجتماعی، تاریخی و مذهبی ایران است. نانس با اشاره به سابقه طولانی تشیع و ریشهداری آیینها و وفاداریهای مذهبی در جامعه ایران، تأکید میکند که آمریکا نباید تصور کند با چند حمله نظامی، فشار سیاسی یا ناآرامی محدود میتواند ساختار ایران را از هم بپاشد. از نگاه او، چنین برآوردهایی بار دیگر نشان میدهد که واشنگتن و بخشی از نخبگان تحلیلی آمریکا، فرهنگ سیاسی و مذهبی طرف مقابل را دستکم میگیرند و همین خطای محاسباتی باعث میشود در فهم میزان تابآوری ایران و آمادگی جامعه برای تحمل فشار خارجی دچار اشتباه شوند.
هر اقدامی از سوی تهران را باید در چارچوب «عاشورا و آثار اجتماعی آن در ایران» فهم کرد
این نظامی بازنشسته سپس به نقش اعتقادات مذهبی و آثار اجتماعی آن در ایران اشاره کرده توضیح میدهد که تقارن این بحران با ماه محرم (و عاشورا) را باید در پاسخ ایران به حملات آمریکایی، درنظر گرفت. از نگاه او، درک واکنش ایران با معیارهای نظامی یا محاسبات سرد راهبردی کفایت لازم را ندارد، زیرا جامعه ایران در بستری تاریخی و مذهبی شکل گرفته که مفاهیمی مانند شهادت، انتقام، وفاداری جمعی و تحمل رنج در آن جایگاه مهمی دارد.
نانس توضیح میدهد که مراسم و آیینهای شیعی، از جمله عاشورا، برای بخش بزرگی از جامعه ایران فقط یک مناسبت مذهبی نیست، بلکه نوعی بازتولید هویت، مقاومت و همبستگی اجتماعی است؛ بنابراین آمریکا نباید تصور کند که فشار نظامی یا حملات محدود، الزاماً موجب عقبنشینی روانی و اجتماعی ایران میشود. برعکس، او معتقد است چنین شرایطی میل به پاسخگویی، انتقامجویی و ایستادگی را تقویت کرده و باعث میشود تهران حملات آمریکا را تعرضی به کرامت و عزت نیروهای خود تلقی کند.


















