روایت جهانگیری از مواجهه با ترامپ

روزنامه سازندگی/متن پیش رو در سازندگی منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
"اسحاق جهانگیری"، معاوناول رئیسجمهور در دولتهای یازدهم و دوازدهم با تأکید بر اینکه در ایران، کسی به اندازه او "دونالد ترامپ" را نمیشناسد، به تحلیل شخصیت او پرداخت و راه عبور از وضعیت فعلی را استفاده از تجربه دولت "روحانی" در مدیریت تحریم، فشار حداکثری و بحرانهای بینالمللی دانست
سالها از روزهایی که دولت حسن روحانی، زیر فشار شدیدترین تحریمهای آمریکا اداره میشد، گذشته اما امروز با تشدید دوباره تنشها میان ایران، آمریکا و رژیم صهیونیستی، نگاهها دوباره به تجربه سالهای رویارویی ایران با دولت دونالد ترامپ برگشته است؛ تجربهای که اسحاق جهانگیری در گفتوگو با ایرنا، آن را از زاویه مدیریت کشور در دوران فشار حداکثری، منطق رفتاری ترامپ و حتی نقش مردم در حفظ انسجام ملی مرور میکند. تلاش برای حفظ ثبات کشور زیر سایه فشار حداکثری
جهانگیری در ادامه به سالهایی برمیگردد که دولت حسن روحانی همزمان با خروج آمریکا از برجام و اجرای سیاست «فشار حداکثری» با مجموعهای از چالشهای کمسابقه روبهرو بود. او میگوید: دولت تلاش کرد در سختترین شرایط اقتصادی و سیاسی، ثبات کشور حفظ شود و فشارها به بحرانی فراگیر در زندگی روزمره مردم تبدیل نشود. وی گفت: ترامپ آشکارا هدف خود را به صفر رساندن صادرات نفت ایران اعلام کرده بود و سیاست فشار حداکثری را با تمام ظرفیت دنبال میکرد اما در نهایت حتی برخی از نزدیکترین همکارانش مثل بولتون و پمپئو اذعان کردند که سیاست فشار حداکثری علیه ایران شکست خورده است.
سه خطای محاسباتی آمریکا در جنگ با ایران
معاون اول دولتهای یازدهم و دوازدهم سپس به بازگشت ترامپ به قدرت و ضرورت استفاده از تجربههای گذشته اشاره میکند. او میگوید در برخی جلسات اقتصادی دولت چهاردهم حضور داشته و نسبت به ویژگیهای شخصیتی رئیسجمهور آمریکا هشدار داده است.
جهانگیری در بخش دیگری از گفتوگو به تحولات منطقه و تلاش جمهوری اسلامی برای دوری از درگیری مستقیم میپردازد و با اشاره به مواضع رهبر شهید انقلاب، تأکید میکند که راهبرد اصلی کشور در سالهای اخیر جلوگیری از ورود به درگیری مستقیم بوده است. او ادامه میدهد: «در ایران، من ترامپشناس هستم و میدانم چه موجود خطرناکی در آمریکا روی کار آمده است». هرچند به گفته او در آن مقطع تصور غالب این بود که ترامپ بار دیگر سیاست فشار حداکثری را دنبال خواهد کرد و کمتر کسی احتمال میداد، تنشها به جنگ مستقیم منجر شود. در ارزیابی جنگ ١٢ روزه و جنگ رمضان، جهانگیری بر این باور است که «آمریکا و اسرائیل در این جنگ به هیچیک از اهداف اصلی خود نرسیدند». او میگوید: معیار موفقیت در هر جنگ، میزان تحقق اهداف از پیش تعیینشده است و از این منظر طرف مقابل ناکام مانده است.
جایگاه تاریخی ایران در معادلات منطقهای
در بخش دیگری از این گفتوگو، جهانگیری به تحولات منطقه و نقش بنیامین نتانیاهو میپردازد و معتقد است که ادامه جنگ برای نخستوزیر اسرائیل به یک ضرورت سیاسی تبدیل شده است. او تأکید میکند: «نتانیاهو بقای سیاسی خود را فقط در ادامه جنگ میبیند». از نگاه او، جامعه جهانی و کشورهای منطقه باید برای جلوگیری از تداوم جنگافروزی و گسترش ناامنیها، نقش فعالتری ایفا کنند.
او در تحلیل چرایی انقطاع دوره محمود احمدینژاد از سیاستهای پیشین- در هر دو حوزه داخلی و خارجی- بهگونهای که تمام دستاوردهای سیاست خارجی آیتالله هاشمیرفسنجانی و سیدمحمد خاتمی کنار گذاشته شد، تأکید میکند: «در بخشی از کتاب «در اندیشه ایران» اشاره کردهام که در دوره آقای روحانی با شرایطی دولت را تحویل گرفتیم. هیچ فردی به اندازه من از سوگیری های آن دوران انتقاد نکرده است. در مورد دوره آقای احمدینژاد نیز من همواره معتقد بودم که سیاست خارجی آن دوره، فاصله زیادی با رویکردهای پیشین داشت». جهانگیری در پایان میگوید: «آقای احمدینژاد بارها از انتقادات من نسبت به آن دوره گلایه داشتند و من نیز این گلایه را درک میکنم. آخرین بار در یکی از دیدارهای مقام معظم رهبری، کنار وی نشسته بودم؛ البته دوستان دیگر معمولا فاصله میگرفتند اما من دیدم صندلی کنار آقای احمدینژاد خالی هست و نشستم و به شوخی گفتم: «چرا دیگر مثل قبل حرف نمیزنی؟» و پاسخ داد: «چه بگویم؟»
















