قالیباف در دوحه چه پروژهای را پیش میبرد؟

فرهیختگان/ متن پیش رو در فرهیختگان منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
علی ملکی| هیئت عالیرتبه ایرانی روز گذشته با محوریت موضوع «آزادی اموال بلوکهشده ایران» راهی قطر شد. این هیئت به ریاست محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس و همراهی عباس عراقچی، وزیر امور خارجه و عبدالناصر همتی، رئیسکل بانک مرکزی، با مقامات قطری که خود بخشی از معادله جنگ بودند وارد گفتوگو شد. سفر مقامات ایرانی به دوحه در شرایطی انجام شده است که جهان در انتظار شنیدن خبری درباره پایان درگیریها و تعیین تکلیف تنگه هرمز است؛ اما هنوز گرههای کوری وجود دارد که باز کردن آنها نیاز به خرج منطق راهبردی از سوی آمریکا و متحدانش دارد. بااینحال قطر، بهعنوان دومین واسطه پس از پاکستان و یکی از کشورهایی که در نتیجه میزبانی از پایگاههای آمریکایی، دچار خسارتهای شدیدی شده، اکنون عهدهدار حلوفصل اختلافات شده است. فارغ از ابعاد رایزنیها، مهمترین پیام تحرکات شدید دیپلماتیکی که این روزها شاهدش هستیم، دکترین جدید مذاکراتی تهران است که تا این لحظه برنامههای دشمن برای امتیازگیریهای بیحسابوکتاب را مختل کرده؛ تا زمانی که انتفاع واقعی حاصل نشود، ایران هیچ گامی برنخواهد داشت.
از رفع محاصره تا آزادسازی پولها
طی روند مذاکرات، هیئت ایرانی روی محورهای مشخصی تأکید داشته و دارد. اولویت اول، رفع کامل و ساختاری محاصره دریایی و اقتصادی است. تهران دیگر به وعدههای کاغذی یا تعلیقهای موقت تحریمها اعتمادی ندارد. آنچه در این سفر دنبال میشود، ایجاد یک سازوکار تضمینشده برای رفع تحریمهاست؛ بهگونهای که بازیگران اقتصادی بتوانند اثر آن را به طور واقعی در بازار حس کنند. موضوع دوم، عقبنشینی و دورشدن نیروهای نظامی آمریکا از مناطق حساس و پایانیافتن هرگونه تعرض دریایی است. ایران خواهان تضمینهایی است که نشان دهد آمریکا دیگر نمیتواند به بهانههای مختلف، امنیت منطقه را به خطر بیندازد. موضوع سوم که حضور همتی در این سفر مربوط به آن است، «آزادسازی پولهای بلوکهشده ایران» و تعیین تکلیف غرامتهاست. ایران تأکید دارد که در همین ابتدای امر، باید مسیرهای بانکی روشن و تضمینشدهای برای دسترسی به داراییهایش فراهم شود. بخشی از این منابع مالی قرار است تحت عنوان «صندوق بازسازی منطقه» برای جبران خسارات جنگ و نوسازی زیرساختها در اختیار ایران قرار گیرد. تا زمانی که این سازوکار مالی شفاف نشود، ایران هیچ قدمی به جلو بر نخواهد داشت. بر اساس اصول ازپیشاعلامشده ایران و گزارشهای موجود، موضوع هستهای هیچ جایی در گفتوگوهای فعلی ندارد و پرداختن به آن، مربوط به مراحل بعدی توافق است. بنابراین، هرگونه اظهارنظری از سوی ترامپ، مقامات کاخ سفید یا متحدانش درباره تعهدات هستهای ایران، با هدف اختلال در روند دیپلماسی صورت میگیرد.
لزوم پایان جنگ در همه جبههها
در مسیر این توافق، یک تضاد مهم در اولویتها وجود دارد. طرف آمریکایی تحتفشار شدید داخلی است. قیمت بنزین در ایالات متحده بالا رفته، بازار اوراققرضه آشفته است و محبوبیت ترامپ به دلیل بحرانهای اقتصادی و نظامی بهشدت کاهش یافته است. ازاینرو، اولویت اصلی و فوری آنها، بازگشایی کامل و بدون قیدوشرط تنگه هرمز است تا جریان انرژی به بازارهای جهانی تضمین شود و فشارهای اقتصادی بر واشنگتن کاهش یابد. ترامپ به دنبال آن است که با اعلام بازگشایی تنگه، دستاورد دهانپرکنی را برای خود دستوپا کند و از این طریق بخشی از بحرانهای داخلیاش را مهار سازد.اما در مقابل، منطق ایران کاملاً متفاوت است. ایران اعلام کرده که مسئله فقط تنگه هرمز نیست و بازگشایی تنگه تنها زمانی معنا دارد که بخشی از یک بسته بزرگتر شامل «پایان واقعی جنگ در تمام جبههها» باشد. ایران به میانجیها اطلاع داده پایان تجاوزات باید نهتنها در مرزهای ایران، بلکه در تمام منطقه از جمله لبنان و غزه نیز تضمین شود. علاوه بر نقش صلحطلبانه ایران برای ملتهای لبنان و فلسطین، منطق راهبردی ایران را ملزم به ارائه این شرط کرده است؛ چراکه هر بمبی که به لبنان یا فلسطین اصابت میکند، به منزله گسترش سطح تهدیدات علیه ایران خواهد بود.
انتفاع ملموس پیش از هرگونه اقدام
اصلیترین نکتهای که دستگاه دیپلماسی ایران بر آن پافشاری میکند، راهبرد «گام در برابر گام واقعی» است. ایران بهصراحت اعلام کرده است که تا طرف مقابل به تعهدات خود به شکل واقعی و ملموس عمل نکند، هیچ گامی به جلو برنمیدارد. در مذاکرات قبلی، گاهی مدلهایی مطرح میشد که ایران ابتدا باید اقداماتی انجام میداد و سپس طرف مقابل عمل میکرد؛ اما در این پیشنویس جدید که بر اساس مدل پیشنهادی ایران تنظیم شده، اولویت با توقف جنگ و رفع محاصره است. ایران به دنبال «انتفاع» است. انتفاع یعنی ورود پول به حسابهای بانکی، پهلوگرفتن کشتیهای تجاری بدون ترس از تحریم و پایانیافتن بمبارانها و تهدیدات. تا زمانی که این نتایج حاصل نشود، ایران هیچ تعهدی در حوزههای دیگر، بهویژه در مورد جزئیات فنی و هستهای نخواهد داد. در واقع، موضوع هستهای در این مرحله اصلاً روی میز نیست و به مرحله دوم، یعنی ۳۰ تا ۶۰ روز پس از اجرای اولیه تفاهمنامه صلح موکول شده است. این طرح ایران، موضوعات درهمتنیده را از حق مسلم غنیسازی هستهای جدا کرده است.
تنگه هرمز
شاید بتوان گفت حساسترین موضوع در رایزنیهای جاری، بحث مدیریت تنگه هرمز است. آمریکاییها و البته متحدان منطقهای آنها بهویژه قطر، بهشدت به دنبال تعهدی از سوی ایران هستند که تنگه بلافاصله باز شود. موضع ایران این است که مدیریت تنگه هرمز یک موضوع حاکمیتی مربوط به ایران و کشورهای ساحلی است و به آمریکا ربطی ندارد. ایران اعلام کرده است پروتکلهای جدیدی برای تردد در تنگه در نظر گرفته که شامل حق بیمه، خدمات محیطزیستی و اجازههای عبور تحت نظارت ایران است. این یعنی ایران نهتنها به وضعیت قبل از جنگ برنمیگردد، بلکه قدرت نظارتی و حاکمیتی خود را در این آبراه راهبردی افزایش داده است. ترامپ که مدعی باز کردن تنگه است، در واقع باید بپذیرد که کشتیها طبق قوانین و ضوابط ایران از این مسیر عبور میکنند.
صلح از طریق اقتدار
سفر قالیباف، عراقچی و همتی به قطر در سایه تهدیدات موجود را میتوان جزء مهمترین تلاشهای ایران برای شفافسازی مرزهای این توافق دانست. اگر ترامپ میخواهد از بنبست اقتصادی، سیاسی و نظامی که خودش ساخته خارج شود، باید بهای آن را که همان لغو واقعی تحریمها، خروج نیروهای متجاوز و احترام به حاکمیت ایران در منطقه است، بپردازد. ایران تا زمانی که تضمینهای بانکی و سیاسی لازم را دریافت نکند و انتفاع اقتصادی را بهصورت واقعی نبیند، طبیعتاً از مواضع خود عقب نخواهد نشست. این سفر تیر آخری است برای اینکه مشخص شود آیا ترامپ واقعاً جرئت پذیرش واقعیتهای جدید قدرت در منطقه را دارد یا خیر.
















