سرمقاله وطن امروز/ تحلیل پیام حضرت آیت‌الله خامنه‌ای به مناسبت ۱۴ خرداد

منبع
وطن امروز
بروزرسانی
سرمقاله وطن امروز/ تحلیل پیام حضرت آیت‌الله خامنه‌ای به مناسبت ۱۴ خرداد

وطن امروز/ «تحلیل پیام حضرت آیت‌الله خامنه‌ای به مناسبت ۱۴ خرداد» عنوان یادداشت روز در روزنامه وطن امروز به قلم محسن ردادی که می‌توانید آن را در ادامه بخوانید:

یکی از خطاهای رایج در فهم جنگ‌های معاصر آن است که گمان می‌کنیم میدان نبرد همان جایی است که صدای انفجار شنیده می‌شود؛ حال آنکه مهم‌ترین نبردها در «ذهن مردم»، در «محاسبات تصمیم‌گیران» و در «ادراک جمعی یک ملت» رخ می‌دهد. از همین منظر، فراز مهم پیام حضرت آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای به مناسبت سالگرد رحلت حضرت امام خمینی رضوان‌الله تعالی علیه شایسته تأملی فراتر از یک توصیه اخلاقی یا سیاسی است: «دشمن خبیث، کِیدِ خود را در جنگ ترکیبی بر ۲ نقطه متمرکز کرده است: یکی تاب‌آوری مردم، دیگری ایجاد خطا در دستگاه محاسباتی مسؤولان کشور. ابزار اصلی او در این هر دو، کاشت بذر تردید، یأس، ترس، بدگمانی و اختلاف است، لذا در مقام مقابله با این بدخواهی‌ها باید همگان با ایستادگی و روشن‌بینی و حفظ وحدت و انسجام و اعتماد متقابل و همصدایی نکردن با دشمن، نقشه‌ شوم او را خنثی کنند. در این مقام، نقش مسؤولان در پشتیبانی از این امور بسیار مهم است. هرگونه اقدامی که موجب بدبینی و سرخوردگی آحاد مردم شود، نوعی کمک به دشمن این کشور و مردمانش محسوب می‌شود».

زنجیره فرسایش جامعه
رهبر انقلاب اسلامی زنجیره‌ای متوالی از فرسایش سرمایه اجتماعی را ترسیم می‌کنند؛ زنجیره‌ای که از تردید آغاز می‌شود و به اختلاف ختم می‌شود.
۱- ایشان در پیام‌شان ابتدا به خطر «تردید» اشاره می‌کنند. «براندازی یک جامعه» معمولاً با تردیدی که آرام‌آرام در ذهن‌ها خانه می‌کند آغاز می‌شود: آیا می‌توان مقاومت کرد؟ آیا امکان پیروزی وجود دارد؟ آیا مسؤولان قابل اعتمادند؟ آیا راهی برای خروج از بحران هست؟ این پرسش‌ها اگر پاسخ مناسب و اقناع‌کننده نیابند، به‌تدریج از سطح تردید عبور می‌کنند و به یأس می‌رسند.
۲- حضرت آیت‌الله خامنه‌ای سپس «یأس» را مورد اشاره قرار می‌دهند. ناامیدی، خطرناک‌تر از تردید است. تردید هنوز در جست‌وجوی پاسخ است اما یأس نتیجه‌گیری کرده است. جامعه ناامید، دیگر برای مقاومت تلاش نمی‌کند. در چنین شرایطی تاب‌آوری اجتماعی کاهش می‌یابد و ظرفیت تحمل سختی‌ها تحلیل می‌رود. بسیاری از ملت‌ها به دلیل از دست دادن امید شکست می‌خورند، نه به دلیل کمبود امکانات.
۳- در این زنجیره خطرناک، «ترس» جایگاه ویژه‌ای دارد. از دل ناامیدی، ترس متولد می‌شود. وقتی جامعه‌ای به آینده امیدوار نباشد، به جای محاسبه عقلانی، اسیر نگرانی‌های فزاینده می‌شود.
ترس، شجاعت تصمیم‌گیری را می‌گیرد و افق دید را کوتاه می‌کند. در چنین فضایی، افراد و حتی مسؤولان ممکن است گزینه‌هایی را انتخاب کنند که در شرایط عادی هرگز سراغ آنها نمی‌رفتند.
۴- ترس به‌تدریج به «بدگمانی» می‌انجامد. جامعه‌ای که نگران و مضطرب است، به جای تمرکز بر تهدید اصلی، نگاهش را به درون برمی‌گرداند. سوءظن‌ها افزایش می‌یابد. اعتمادها سست می‌شود. افراد به جای آنکه برای مقابله با دشمن متحد شوند، مدام به یکدیگر ضربه می‌زنند و یکدیگر را به خیانت متهم می‌کنند.
۵- آخرین حلقه این زنجیره «اختلاف» است. اختلاف در اینجا به معنای تنوع دیدگاه‌ها نیست؛ جامعه سالم همواره از تکثر آرا برخوردار است. مقصود، شکاف‌هایی است که اعتماد و همکاری جمعی را از میان می‌برد. در این مرحله، دشمن دیگر نیازی به وارد کردن ضربه‌های بزرگ ندارد، زیرا جامعه با نادیده گرفتن دشمن، به جنگ داخلی مشغول می‌شود. 
به راه افتادن این چرخه، بزرگ‌ترین رؤیا و امید دشمن آمریکایی-صهیونی است. دلسوزان جمهوری اسلامی ایران به دنبال تقویت سرمایه اجتماعی هستند، زیرا جامعه‌ای که به آینده امیدوار باشد، سختی‌ها را تحمل می‌کند. جامعه‌ای که اعتماد به خود (سرمایه اجتماعی پیوندی) و اعتماد به مسؤولان (سرمایه اجتماعی عمودی) را حفظ کند، در برابر شایعات و عملیات روانی مقاوم‌تر خواهد بود و مسؤولانی که از پشتوانه اعتماد عمومی برخوردار باشند، در تصمیم‌گیری‌های بزرگ جسورانه‌تر و دقیق‌تر عمل خواهند کرد.

وظیفه مسؤولان برای حفظ سرمایه اجتماعی
اگر بپذیریم مسیر فرسایش اجتماعی از تردید آغاز و به اختلاف ختم می‌شود، آنگاه مهم‌ترین وظیفه حکمرانی در شرایط «جنگ غیرنظامی»، مدیریت ادراک عمومی است. در چنین وضعیتی، مسؤولان، پاسداران سرمایه اجتماعی کشور نیز محسوب می‌شوند. از همین منظر است که در پیام حضرت آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای تأکید می‌شود «نقش مسؤولان در پشتیبانی از این امور بسیار مهم است».
نخستین وظیفه مسؤولان در این زمینه، حفظ شفافیت و صداقت است. جامعه‌ای که در معرض اخبار ضدونقیض، شایعات و عملیات روانی قرار دارد، بیش از هر چیز به منابع معتبر اطلاعاتی نیازمند است. هر خلأ اطلاعاتی، به سرعت توسط روایت‌های رقیب پر می‌شود. تجربه بسیاری از بحران‌های بزرگ جهان نشان داده مردم معمولاً از شنیدن واقعیت‌های تلخ کمتر آسیب می‌بینند تا از احساس پنهان‌کاری و ابهام.
دومین وظیفه، تقویت افق امید است. امید با شعار تولید نمی‌شود. مردم زمانی امیدوار می‌شوند که نشانه‌های عقلانیت، برنامه‌ریزی، اقتدار و کنترل وضعیت را در عملکرد مسؤولان مشاهده کنند. جامعه باید احساس کند کشور صاحب نقشه راه است، تصمیم‌گیران دچار سردرگمی نیستند و آینده صرفاً به دست حوادث سپرده نشده است.
وظیفه سوم، پرهیز از تولید و بازتولید بدگمانی در جامعه است. متأسفانه گاهی در فضای سیاسی، رقابت‌های جناحی یا منازعات رسانه‌ای به گونه‌ای پیش می‌رود که اصل اعتماد عمومی قربانی می‌شود. هنگامی که هر تصمیمی به خیانت، نفوذ یا سوءنیت تعبیر شود، نخستین قربانی این وضعیت سرمایه اجتماعی کشور خواهد بود. شاید صریح‌ترین بخش این یادداشت، همین‌‌جا باشد. در حالی که رهبر انقلاب اسلامی بارها بر حفظ انسجام ملی، اعتماد متقابل و پرهیز از دوقطبی‌سازی تأکید کرده‌اند، همچنان گروهی از فعالان سیاسی با ظاهری انقلابی و ادبیاتی رادیکال، مسیری متفاوت را پیش گرفته‌اند. مخاطب این نقد، مردم مؤمن و انقلابی حاضر در صحنه نیستند؛ همان مردمی که در این روزهای سخت، فارغ از تعلقات جناحی، پای ایران و انقلاب ایستاده‌اند. مخاطب، سیاستمدارانی هستند که گویی از هر بحران ملی، فرصتی برای تسویه‌حساب‌های سیاسی می‌سازند. در فضای آنان، رقابتی نانوشته شکل گرفته که چه کسی می‌تواند تندتر از دیگری مسؤولان کشور را به خیانت، سازش یا انحراف متهم کند! نتیجه چنین رفتاری افزایش بصیرت عمومی نیست، بلکه فرسایش اعتماد اجتماعی و ایجاد تردید در جامعه است؛ همان چیزی که دشمن برای آن سرمایه‌گذاری می‌کند. شگفت آنکه برخی از این چهره‌ها به نام خونخواهی امام شهید انقلاب اسلامی، دقیقاً در نقطه‌ای ایستاده‌اند که به فرمان صریح رهبری درباره حفظ وحدت و انسجام ملی بی‌اعتنایی می‌کنند.

وظیفه مردم برای حفظ سرمایه اجتماعی
اما مسؤولیت حفظ سرمایه اجتماعی تنها بر دوش مسؤولان نیست. همان‌گونه که دشمن برای تأثیرگذاری بر افکار عمومی برنامه‌ریزی می‌کند، مردم نیز در خنثی‌سازی این برنامه‌ها نقش تعیین‌کننده دارند. در پیام رهبر انقلاب اسلامی چند مفهوم کلیدی برای مقابله با این جنگ شناختی مطرح شده است: ایستادگی، روشن‌بینی، حفظ وحدت و انسجام، اعتماد متقابل و همصدا نشدن با دشمن. اینها ابزارهای دفاع اجتماعی یک ملتند.
نخستین مؤلفه، ایستادگی است. ادامه زندگی عادی، حفظ فعالیت‌های اقتصادی، مشارکت اجتماعی و مقاومت در برابر موج ناامیدی بخشی از ایستادگی ملی است. دشمن زمانی احساس موفقیت می‌کند که جامعه به این نتیجه برسد مقاومت بی‌فایده است. هر نشانه‌ای از پایداری اجتماعی، این محاسبه را بر هم می‌زند.
دومین مؤلفه، روشن‌بینی است؛ به معنای توانایی تشخیص صحنه. در دوران جنگ‌های شناختی، حقیقت معمولاً در میان انبوهی از روایت‌ها، بزرگ‌نمایی‌ها و تحریف‌ها پنهان می‌شود. جامعه‌ای که قدرت تشخیص خود را از دست بدهد، ممکن است ناخواسته در زمینی بازی کند که دشمن طراحی کرده است.
سومین مؤلفه، اعتماد متقابل است. اعتماد اجتماعی به معنای چشم بستن بر خطاها نیست، بلکه به معنای آن است که جامعه در تحلیل مسائل، اصل را بر خیرخواهی و مسؤولیت‌پذیری بگذارد، نه بر سوءظن دائم. هنگامی که بی‌اعتمادی به یک عادت ذهنی تبدیل شود، هیچ نهاد، هیچ مسؤول و حتی هیچ موفقیتی قادر به اقناع افکار عمومی نخواهد بود.
چهارمین مؤلفه حفظ انسجام ملی است. تاریخ کشورمان نشان داده جامعه ایران در لحظات تهدید خارجی، ظرفیت بالایی برای همبستگی دارد. اختلاف‌ نظرهای سیاسی، فرهنگی و اجتماعی واقعیتی انکارناپذیر است اما تبدیل این تفاوت‌ها به شکاف‌های فرساینده، همان نقطه‌ای است که دشمن به دنبال آن است. انسجام به معنای یکسان‌اندیشی نیست، بلکه به معنای حفظ یک سرنوشت مشترک در میان تفاوت‌هاست.
شاید مهم‌ترین نکته در پیام حضرت آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای آن باشد که آسیب‌پذیری کشور در «فرسایش روحیه و سرمایه اجتماعی» است. از این منظر، هر سخنی که جامعه را نسبت به آینده مأیوس کند، هر رفتاری که بدگمانی را گسترش دهد و هر اقدامی که شکاف‌های اجتماعی را عمیق‌تر کند، حتی اگر با ظاهری خیرخواهانه و دلسوزانه مطرح شود، در عمل به تضعیف مهم‌ترین دارایی کشور منجر خواهد شد.
ملت‌ها زمانی نمی‌بازند که دشمن، مرزهای‌شان را تصرف کند، زمانی شکست می‌خورند که تردید جای یقین را می‌گیرد، یأس جای امید را، بدگمانی جای اعتماد را و اختلاف جای همبستگی را. دفاع از سرمایه اجتماعی، دفاع از همین مرز نامرئی اما سرنوشت‌ساز است.

🔹"آخرین خبر" در روبیکا
🔹"آخرین خبر" در ایتا
🔹"آخرین خبر" در بله