هفت صبح/ اواسط سال ۱۳۹۹ جسد خونین مرد جوانی در یکی از کوچههای خلوت ورامین پیدا شد.
شش سال قبل، رسیدگی به پرونده قتل جوانی به نام محمود با اعلام کادر درمان یکی از بیمارستانهای شهریار، در دستور کار تیم جنایی قرار گرفت. در بررسیهای اولیه مشخص شد محمود بر اثر اصابت یک ضربه چاقو بهشدت مجروح شده و توسط چند نفر از همکاران خود که همگی کارگران یک کارگاه در اطراف شهریار بودند، به بیمارستان منتقل شده است. بلافاصله اقدامات درمانی برای نجات جان محمود آغاز شد، اما شدت جراحت واردشده به حدی بود که او جان خود را از دست داد.
به این ترتیب، تیم جنایی و کارآگاهان پلیس آگاهی تحقیقات خود را برای رازگشایی از ماجرا آغاز کردند و جسد با دستور بازپرس ویژه قتل به پزشکی قانونی منتقل شد. اولین افرادی که تحت تحقیقات جنایی قرار گرفتند، همان دوستان محمود بودند که او را به بیمارستان رسانده بودند. آنها همگی یکی دیگر از کارگران کارگاه به نام جاوید را بهعنوان عامل قتل معرفی کردند.
اظهارات شهود
اواسط سال ۱۳۹۹ جسد خونین مرد جوانی در یکی از کوچههای خلوت ورامین پیدا شد. چند ساعت از مرگ او گذشته بود و بررسیهای اولیه نشان میداد این مرد در جریان یک درگیری با دو نفر به شدت مجروح شده و جان باخته است.با اعلام خبر، تیم جنایی در محل حاضر شد و تحقیقات برای شناسایی عاملان قتل آغاز شد. جسد با دستور بازپرس جنایی به پزشکی قانونی منتقل شد تا علت دقیق مرگ مشخص شود.
قتل در کوچه خلوت
در تحقیقات مشخص شد مقتول جوانی ۲۵ ساله به نام فرید بوده است. بررسی زندگی او نشان میداد با کسی اختلاف و درگیری نداشته و همین موضوع احتمال یک برخورد اتفاقی با عاملان جنایت را مطرح کرد.گزارش پزشکی قانونی نشان داد ضربه چاقو به ناحیه ران فرید باعث خونریزی شدید شده و در نهایت مرگ او را رقم زده است.
کارآگاهان برای پیدا کردن سرنخ به سراغ دوربینهای مداربسته رفتند. تصاویر نشان داد فرید با دو مرد درگیر شده است. تحقیقات بعدی مشخص کرد این دو نفر از سارقان سابقهدار بودند و پس از درگیری از محل فرار کردهاند. فرید اما در همان محل رها شده بود. به دلیل خلوت بودن کوچه و کم بودن رفتوآمد، کسی به کمک او نرسید. او چند ساعت در حالی که خون زیادی از دست داده بود در محل باقی ماند و سرانجام جان باخت.با وجود تلاشهای پلیس، متهمان برای مدت طولانی شناسایی و دستگیر نشدند و پرونده قتل همچنان مفتوح باقی ماند.
بازگشت متهم از ترکیه
چند سال بعد سرنخ یکی از متهمان به نام سروش در مرز ایران و ترکیه به دست آمد. تحقیقات نشان داد او پس از فرار از ایران مدتی در ترکیه زندگی کرده و سرانجام به کشور بازگشته است.سروش تصور نمیکرد پرونده قتل فرید همچنان در جریان باشد. با این حال، به محض شناسایی و بازگشت به ایران بازداشت شد.او پس از مواجهه با کارآگاهان به قتل اعتراف کرد اما مدعی شد قصد کشتن فرید را نداشته است.
سروش گفت: «روز حادثه من به همراه پسرداییام در حال سرقت از یک خودروی امویام بودیم که فرید اتفاقی از آن کوچه خلوت عبور کرد و ما را دید. او که مچ ما را گرفته بود به سمت ما آمد و با هم درگیر شدیم. در جریان درگیری او چاقو کشید و من برای دفاع از خودم ضربهای به پایش زدم. قصد کشتنش را نداشتم. وقتی فهمیدم دستم به خون او آلوده شده است، خیلی ترسیدم و به ترکیه فرار کردم.» با تکمیل تحقیقات و صدور کیفرخواست، پرونده برای رسیدگی به شعبه دهم دادگاه کیفری یک استان تهران ارسال شد.
درخواست قصاص
در ابتدای جلسه دادگاه، خواهران فرید بهعنوان اولیای دم درخواست قصاص کردند. سپس سروش در جایگاه قرار گرفت و درباره روز حادثه توضیح داد.او گفت: «من و پسرداییام همیشه با هم سرقت میکردیم و چند باری هم دستمان برای پلیس رو شده بود. اما هرگز اهل خشونت و چاقوکشی نبودیم. فقط برای دفاع از خودمان چاقویی همراه میبردیم که اگر گیر افتادیم با ترساندن افراد بتوانیم فرار کنیم.»
سروش درباره لحظه درگیری گفت: «روز حادثه ما در حال باز کردن یک خودروی امویام بودیم که ناگهان فرید از راه رسید و مچ ما را گرفت. وقتی فهمید ما در حال دزدی هستیم به سمت ما حمله کرد و چاقو کشید. من به او گفتم تو نه صاحب ماشینی و نه به تو ربطی دارد اما او میگفت در محله ما حق سرقت ندارید.»او ادامه داد: «فرید به سمت من چند ضربه زد تا حدی که حتی زخمی هم شدم. در آن شرایط چارهای جز دفاع از خودم نداشتم و با چاقو ضربهای به پای او زدم تا بتوانم فرار کنم. فکرش را هم نمیکردم که این ضربه باعث مرگ فرید شود.»
فرار به ترکیه
متهم درباره تصمیمش برای فرار نیز گفت: «بعد از اینکه من و پسرداییام متوجه شدیم فرید به کام مرگ فرو رفته، خیلی شوکه شده بودیم. من دیگر شب و روز و خواب و خوراک نداشتم. باورم نمیشد دستم به خون کسی آلوده شده باشد.»او ادامه داد: «ما خانواده خیلی آشفتهای داشتیم و کسی از ما حمایت مالی نمیکرد. برای همین وادار به دزدی شدیم اما آدمکش نبودیم. من بهشدت ترسیده بودم و تصمیم گرفتم فرار کنم. راهی مرز ترکیه شدم و غیرقانونی از کشور خارج شدم. از همان موقع دیگر هیچ خبری از پسرداییام نداشتم.»
سروش درباره سالهای زندگیاش در ترکیه گفت: «یک مهاجر غیرقانونی بودم و با حقوق ناچیز کارگری بهسختی زندگی میکردم. روزگار برایم آنچنان سخت سپری میشد که تصمیم گرفتم به ایران برگردم. حدس میزدم شاید دستگیر شوم اما فکرش را نمیکردم که به این زودی به دام بیفتم.» متهم در آخرین دفاع خود نیز گفت: «من اتهام مباشرت در قتل عمدی را قبول ندارم. برای دفاع از خودم مجبور شدم چاقو بکشم.»
با پایان دفاعیات، قضات وارد شور شدند و سروش را به قصاص محکوم کردند. این رأی در دیوان عالی کشور نیز تأیید شد و به این ترتیب شمارش معکوس برای اجرای حکم قصاص این متهم آغاز شد.
















