به افتخار لج‌درآرترین تیم تاریخ

منبع
فرهيختگان
بروزرسانی
به افتخار لج‌درآرترین تیم تاریخ

فرهیختگان/متن پیش رو در فرهیختگان منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست

عطیه همتی| رامین زل می‌زند جلوی دوربین و یکباره همه چیزهایی که ما می‌خواهیم از بازی بگوییم و ته دلمان مانده است را بیرون می‌ریزد. ما؛ مایی که صدوچند شب است با ساعت این ایالات متحده لعنتی از خواب بیدار می‌شویم و می‌خوابیم تا بفهمیم تعداد زده‌ها و خورده‌هایمان از روز ۹ اسفند چندچند شده است. مایی که یک جهان دور هم جمع شده‌اند مچمان را بخوابانند و مچمان نمی‌خوابد. باخت نمی‌دهیم. همه کار می‌کنند رویمان کم شود. همه کار می‌کنند باخت بدهیم و نمی‌دهیم. هر کاری می‌کنند باخت نمی‌دهیم. بازی تدارکاتی نمی‌توانیم انجام دهیم، زمین و زمان را از ما می‌گیرند، کمپمان را عوض می‌کنند، توی کشورشان راهمان نمی‌دهند، ولی ما نمی‌بازیم. هزارتا برچسب خورده‌ایم: پیریم، تاکتیک درست‌و‌درمان نداریم، مهاجم خوبمان تو زرد از آب درآمد.توی کشور خودمان هر کس یک دوربین و میز داشته، یک برنامه علیه تیممان ساخته. توی استادیوم پول خرج می‌کنند که فحشمان بدهند، اما باز نمی‌بازیم. نباید ببازیم؛ حتی اگر صعود نکنیم. ما توی این ایالات متحده لعنتی تن به باخت نمی‌دهیم.

ما اینجا آمده‌ایم لج همه را دربیاوریم؛ حتی اگر تمام سانتی‌مترهای جهان، از بدن طارمی گرفته تا انگشت پای شجاع، جلوی بخت و اقبالمان را ببندند.ما باخت نمی‌دهیم. ما آمده‌ایم لج همه را دربیاوریم؛ حتی لج آن استندآپ کمدین احمق را که رو به دوربین می‌گوید: «این تیم ملی را دوست ندارد»، حتی آن‌هایی که کراهتشان می‌شود درست‌وحسابی گزارش کنند. من این تیم ملی ایران لج‌درآر را دوست دارم. تیم ملی‌ای که ریکاوری سرش نشده، نداشتن بازی تدارکاتی و دوستانه سرش نشده، بدوقت می‌آید و بدوقت‌تر برمی‌گردد، ویزای درست‌وحسابی ندارد، سنش بالاست.
 
من از اینکه دارد تمام پیش‌بینی‌های کارشناسان ورزشی را یکی‌یکی به سخره می‌گیرد خوشم می‌آید. من از اینکه بعد از هر بازی توی تخته وایت‌برد رختکن برای آمریکایی‌ها ــ و شما بگویید برای تمام جهان ــ نامه می‌نویسند خوشم می‌آید. از این تماشاگران عجیب‌وغریب که وسط گردهمایی رنگین‌کمانی‌ها و تبلیغات فرهنگی‌های مزخرفشان، پرچم یا حسین را می‌برند به ورزشگاه‌های لس‌آنجلس و سیاتل خوشم می‌آید. از اینکه هزاران کیلومتر آن‌طرف‌تر، وسط تمام تبلیغاتچی‌های سلطنت‌طلب، آدم‌هایی هستند که کلی پول خرج کرده‌اند تا پشت دروازه بلیت بخرند و موزاییک Minab168 را بسازند خوشم می‌آید؛ حتی اگر b  آن را داخل استادیوم راه ندهند و میناب یک‌تکه‌اش مانده باشد بیرون استادیوم...من از اینکه داریم لج همه پیش‌بینی‌کن‌ها را درمی‌آوریم، من از اینکه کارشناس بازی می‌گوید امیدوارم با باخت کم‌هزینه‌ای بازی را مقابل بلژیک تمام کنیم و ما بازی را مساوی تمام می‌کنیم، خوشم می‌آید. از اینکه کارشناس‌های پلتفرمی دارند بالا و پایین می‌پرند که بلژیکی که ما حالش را جا آوردیم را ضعیف جا بزنند، خوشم می‌آید. این تیم لج‌درآر جنگ‌زده که حتی مفهوم جنگ‌زده را هم عوض کرده است. اگر تا پیش‌ازاین، تیم‌ها فکر می‌کردند کارشان با تیم‌های جنگ‌زده راحت است، ایران انگار دارد می‌گوید از یک تیم جنگ‌زده باید بیشتر ترسید تا تیمی که حال‌وهوای سوئیسی و سوئدی دارد. یک تیم غیور و شاید حتی عصبانی که انگار صدوچند روز جنگ را ریخته است توی فوتبالش و می‌گوید: «فلان‌ها، من هنوز زنده‌ام.»  

🔹"آخرین خبر" در روبیکا
🔹"آخرین خبر" در ایتا
🔹"آخرین خبر" در بله

اخبار بیشتر درباره

اخبار بیشتر درباره